en
Feedback
AHARAMAN‌‌‌‌‌ ‌‌‌ ‌‌‌

AHARAMAN‌‌‌‌‌ ‌‌‌ ‌‌‌

Open in Telegram
490
Subscribers
No data24 hours
-57 days
-2730 days
Posts Archive
به اضمحلال اذعان زعم خويش، زوال ياب و در زهدان ضحاك به زعامت حقيقت، جام زهر مضمر جاودانگي نوش

آشوب طلبي هدفمند و اميال خودخواهانه، تجلي غريزي يك اراده واحد ست ك غرض آن كمال و تداوم عيني ست

بايد فراستي در نهان واژگانت باشد تا نهاد فراخناي مجرب، مبرهن شود

روح‌م در مقدم به مغرم تغایر استیلاء حصل يك خطاء ثقيل در انعقاد آباء

آنچه را مي خواهي انجام ده ك كل شريعت خواهد بود.

😈🤩 بالاخره يافتمش

Repost from Library of Dos
Kirkbride, Saturn Rising.pdf202.20 MB

عذار تاریکي رعبناك نیست، اعتدال این جهان ست و يك مقر علوم و عمال قریحه نهفته، جلادت به نمود غرايز نهان و جلاء جرثومه قدرت نهاد

زعامت زوال، موضع زهدان جاودانگي و غرامت زمام، همانا مضنون اشوغ‌‌‌ تاريكي

قاموس دانش كاندر دالان‌هاي زمان مائت، مقلوب‌گر قساوت قصور اذهان

نطفه‌ام آبستن مغازله دوجناح ماحصل معامله خطاء ذيروح معبد روح‌ام ارباك دو معبري ملحد ست .

برای دست يابي به بينش، بايد از هوش تمتع برد تا يكي شدن اضداد را در تعمق ديد، در آغاز باید انها را منتزع از هم دانست و با درایت هوش آنها را یکتا دید، با استقراء مداومت يگانگي به دانش پيوسته اسكان يافت.

در آغازگري مسير اژدها شعله سياه لوسيفرين از طريق گذر از مصائب قليفوت شعله ور به ستون مشعر و صائب صعود مبدل ميشه

متفکر يك ناظر است، متفکر کنشگر است، متفکر معیار هر چيزي ست ك وجود دارد. تولید پويايي، بلکه مرکز افکار (توسط نيروهاي اتساع از مرکز و در انتزاع از مرکز) گرداب اغبر محدود مغناطيسي در آن فضاي ذهني ك در آن ایده ها به هم در اقتران رسند.

حقیقت مکتوم اندر اضداد انضمام، خدرمن مضطجع، ضابطه زاجر عدم

+1
𝖙𝖍𝖊 𝖈𝖆𝖙𝖊𝖈𝖍𝖎𝖘𝖒 𝖔𝖋 𝖑𝖚𝖈𝖎𝖋𝖊𝖗

آنهايي ك تافه اند در جرار بلاهت بيشتر از عاقلان مدعي اند و عاقلان در سكونتگاه منطفي فراست در ترفیع اماج اند

ما به دنبال نور خداي بيگانه نيستيم در واقع در منسجم ساختن تعادل ، و ارمغاني جرقه آگاهي تعالي در شعله سياه ، ك مشعل شعله وري آتش ديمونيك موجب آغازگر سلسه تسلسلي تكامل ما در خودگراني ست، کیمیاگري سازمان دهنده مابين نور و تاريكي لوسيفريانيسم ،در كليساي GCOL مجمع حاملين نور در نظر گرفته مي شود و ما از اين معني به عنوان کهن الگوي خود به تمكن مي آوريم