en
Feedback
AHARAMAN‌‌‌‌‌ ‌‌‌ ‌‌‌

AHARAMAN‌‌‌‌‌ ‌‌‌ ‌‌‌

Open in Telegram
490
Subscribers
No data24 hours
-57 days
-2730 days
Posts Archive
هر آنچه مي دانيم اقدس و نيك ست هم ملعون هم مبروك، با گرفتن اين كتاب به دست، ابصار و اذهان، از زهر مار شريك شويد، تا مرگ شرم آور يا تولدي مجدد باشكوه به هر يك پاداش داده شود، همه بر اساس ماهيت و ارزش واقعي خود در نظر الوهيت بي فكري ست، اين اثر براي ارج نهادن و خدمتگزاري قرار دارد

سيه شعله شغاب شغف منیر اغبر وراغ‌ور، مشعر ورع سعیر

جوهره قواد قرباني خدرمن جاويد باد قصب قلزم مابين

به تقويض نبوغ غازي من ، متیقظ تافه غتفره اهرمن

قریحه‌ راقم تقرير تسخیر، قرین اهریمن غشيم تمجید

418, the qabalistic value of the Word of the Aeon Abrahadabra

شعله سياه با ديمون يا شعور فردي ك نبوغ ذاتي مكتوم ما را منحصربه‌فرد به تکوين و تمكن مي آورد، ممزوج مي شود و با تحقق اراده، ميل، باور به وضوح هدايت و تقويت در ما متبلور مي شود. تعالي شعله سياه، يا lgnis deamonicus ارمغاني جرقه اگاهي الهي ست تثلیث، کلید بازگشايي روح لوسيفري ما هست.

Divine در سانسکریت يعني الهي مشتعل روشنايي ك داراي قدرت ذاتي شعله سترگ سياه ست و در لوسيفريانيسم دست يابي به dark flame از طريق تثليث ستاره صبح و 11 نقطه قدرت مستحيل به مشعر اشراق مي شود و دگرگوني شعله ور سطوت و سعه مي گيرد. اين اتحاد كيمياگري سازمان دهنده دو جنبه نور و تاريكي ست.

تنصيص هراء کاندر مغ‌هاي هدم سفاهت، منصه مصون فراست هرم 418

شروع به ادراك تمايز هاي كليدي بین لوسيفريانيسم و سایر مسیرها، از جمله شباهت هاي مابين آن كنيد لوسیفریانیسم مسيري بیگانه نیست که سایر مکاتب فكري را مهجور نگه دارد، بلکه با پذیرش شباهت‌ها و فردیت منحصربه‌فرد، آغازگري خودگردان را تكامل و به تكوين مي آورد، لوسيفريانيسم فلسفه فردي ست ك در انتهاج تعالي خويشتن ست.

جازم جلادم، مجال مكتوم ‌‌ جلادت لاجرم جزیل مجرب جلاء دهم جرثومه حكمت جبار جولانگاه حاکي مجاب 418

سقوط لوسيفر نمايانگر رهايي از سيطره ذهن از بردگي و جلادت به استيلاء اكتشاف تاريكي درون ست كسي نمي تواند به مشعر روشنايي ستاره صبح، بدون خرد از تاريكي درون مكشوف شود ! لوسیفر نماینده حامل مشعل متعادل زهره ست، نور آور به عنوان ستاره صبح و منور شب به عنوان ستاره عصر همچنين لوسيفر اشكارساز انتداء عشق به خويشتن ست ك منجر به مسئوليت احترام به معبد ذهن، بدن ، و روح مي شود

درآن طبس ملعون، لعلي گرد برهون ناميرا اختر لمعان فروزه لعيا مکنون

صوفي صیانت صفات‌م‌ صامت مقيم بي‌صدمت مصنّف صفوت صراحت‌م‌ اندر صحیفه قصیر صرافت

تحريص نیروي جنسي درواقع عنصر شگفت انگيز و مرصادي ست تا عصاره خلاق آن را در تحرّس، به وراغ وري در تبحث مستحیل کرد.

مرا بجوي، تجريد و تنهايي روح موهبت و مقهور بر اغواء تلون طبيعت مرا بجوي، اي آيينه مقارن به جبلت اي كوي تمكين ندامت شهد شهواني، ميسره شرارت مرا بجوي، ز تكثير اكسير، تكوين حقيقت 418

كاهن كزين مهلكه كاليو و كانايان زنهار فغان خدرمن، هویداي نهاد مغان