en
Feedback
AHARAMAN‌‌‌‌‌ ‌‌‌ ‌‌‌

AHARAMAN‌‌‌‌‌ ‌‌‌ ‌‌‌

Open in Telegram
490
Subscribers
No data24 hours
-57 days
-2730 days
Posts Archive
هرج و مرج اوليه مصالحه با همزيستي پارادوكس هاست، جايي ك افراط ها در اتحاد ابدي در رحم هدم به هم رسند دوگانگي غايب ست همه مساوي هيچ و هيچ چيز برابر با همه بازسازي خود و تمام انرژي آتاويستي ك به تكوين مي آورد و پرتوهاي آن از محدوديت به درك اوليه و از تمكن ما فراتر مي رود

دانش به طور تام كنشي ست در حالت نهفته، نهان به عنوان يك مفهوم اما نه در واقعيت، زيرا دانش خود را در عمل پيوسته هويدا مي كند

علت كيفيتي ست ك در خلقت مستوفا مستتر ست، از انچايي ك تمايزناپذيري شكست خورده بود، بي زماني جاي خود را به زمان مي دهد و بي شكلي به شكل منقوش مي شود

+4
Meditação de Louvor a Nosso Pai Lucifer(MP3_160K).mp368.93 MB

دانش با درك يكسان نيست اين كتاب يك پيوند سياه به ناخوداگاه تاريك فرد ست متون جادو شده در اين كتاب تا حدي درنظر گرفته شده ك شعله سياه لوسيفر را متنبه كند شعله شغاب درون معنويت شما اگر با انچه من مي نويسم موافق نيستيد، پس همه چيز در اين كتاب نادرست ست، فقط در صورتي درست ست ك فكر كنيد درست ست اين فلسفه و دانش جادويي آشوب ست عرفان براي كساني ك به طور متناقض در شيوه هاي علّي و اعلاء صرافت و صفوت زندگي كردن آغاز شده اند

فاني دلالت بر مرگ دارد و هر آن ك بميرد زوال مي‌يابد نماد زحل نمادي از مرگ را با اصطلاحات آشكار اذعان مي كند و اين بدان معنا نيست ك ما بدنبال اضمحلال زعامت كهان خود هستيم بلكه در مجاورت آن نيرويي باشيم ك ما را از موجودي تنفسي به توده اي از خاك رس و سرد بي اثر مبدل سازد تا بتوانيم در عذار آن معرفت را دريافت و ظهور مضمر جاودانه يابيم كاربرد غني اين جريان، بلكه رد زندگي در تمام اشكال آن در زهدان ضحاك ك غايت انحصار فرد ست

+3
كتاب مرسوم براي احضار

لوسيفر خداي توأم متشكل از خدايان باستاني مذكر و مونث ست افسون مركب چندوجهي ك تجلي اگاهي را تداعي مي كند كنكاش در نقش لوسيفر ادراك عميق تري از مضامين جهاني را انتداء مي آورد حول محاربه ابدي مابين نور و تاريكي ك در روان مضمر انسان ضميمه تناوبي دارد لوسيفريانيسم فلسفه فردي و ادراج هسته ايدئولوژي ست ك در انتهاج تعالي خويشتن ست پيوندي ست ك باورها و سنت هاي فرهنگي منتزع را در هم به انطباع در مي‌آورد

+6
پيشنهادي

حكم هر روح حي ك در حضر حكمت باشد، چيزي براي عزا و تعزيت در اين باره ندارد

در هزارتوي سيه لوسيفوژ آغازگر با آزمون هاي سوررئاليسم و تهي مواجه مي شود و مي آموزد ك حقيقت را از طريق اسرار در وقايت پنهاني شان پيدا كند

انسان در حال فاقدشدن از پيوند مقتدري با حالت اوليه بود و جوهر در قلمروهاي عميق‌تر و مغلق ذهن، مابين خودآگاه و ناخوداگاه، مستغرق شد

بي رحم بودن سهل ست، اما بي رحم بودن بدون بصيرت و صرافت، آغاز تجويف حماقت ست بينش خود سرآغاز خرد ست و منشاء آن تجربه شخصي ست بينش دستيابي به اشراق مجرب ست بي رحمي يك نگرش ذهني ست و زماني حصل مي آيد ك اراده قوي با عزم قطعي ادغام شود

در آغاز تاريكي غيرقابل نفوذ، تاريكي اوليه بود همه در ابتدا بلع آرواره‌هاي تاريكي بود بي مرزي، بي شكلي، تاريكي، نفي نيروهاي ماقبل هندسي هرج و مرج جهان ناآفريده و بي آلايشي ك بيش از انحطاط به خلقت شناخته شده بود بي حد و حصر بي قانون متشكل و مشتمل از تاريكي و بي شكلي آب‌ها آب، ماده مادر با قدرت قريحه خلاقيت نهفته و منفي قلزم نهاني

سرّ قلاشان قياد سقاوت رواناب تاريكي قرين اقتراح ساري اقل قاموس عقلاني

ليليث و سمائل به عنوان نيروهايي در اضداد ك در امتزاج، مكمل يكديگر مي شوند و مسبب تكوين تكانه هاي تكامل در معبد ذهن، جسم، و روح ما

ماده فقط نامي ست ك به يك اصل هستي مندرج شده ديدگاه ماترياليستي ممارستي ست براي انقياد يك قوه معنوي ك فراتر از مرزهاي قلمرو انساني ست طروق رسيدن به خرد حقيقي فراتر رفتن از عبائر محدود، محصور كننده و جزمي ست شناخت فراست و شالوده سرچشمه ها پلي ست به دنياي قبل و فراتر از آن!

لوسیفرين در جساس بلعيدن جوهر زندگانگي، جوهر انسانيت هستند تمام زندگاني از تواتر بلعيدن ديگري قوا مي‌گيرد

مبارزه، آغازگر مصاص ايمان معنوي فردي را در معبد ذهن، جسم، روح شما صاحي مي‌كند بياموزيد ك تايين كنيد چه كساني معارضان شايسته اند ك در غايت مي توانند متحد يا حتي از دوستان شوند و تبحث كنيد ك چه كساني نالايق اند و فاقد فضليت با كساني ك معاند تمام عيار هستند مطلقا بي رحم باشيد از امحاء آنها در ضيافت اضمحلال لذت ببرید