Crypto Rewards|جوایز دنیای کریپتو
Open in Telegram
🪽نه مرگ آنقدر ترسناک است ونه زندگی آنقدر شيرين ، كه انسان براى اين دو شرفش را بدهد.
Show more1 287
Subscribers
-124 hours
-37 days
-1130 days
Posts Archive
فقر، در یک نظام توتالیتر ( تمامیت خواه )، فقط یک وضعیت اقتصادی نیست؛ یکطرفش چشم رو باز میکنه، یکطرفش دستوپا رو میبنده، و اگه از دستِ سازندهش دربره، برمیگرده و رگِ خودِ نظام رو میزنه.
وقتی فکر، رسانهٔ آزاد و حافظه رو از آدم میگیرن، فقط حس میمونه؛ و هیچ حسی سرسختتر از گرسنگی نیست.
گرسنگی سواد نمیخواد.
شکم خالی خودش معلمه.
تا وقتی شکم کمی سیره، جهل جاش امنه.
میتونه تاریخ رو عوض کنه، خبر رو فیلتر کنه، سؤال رو خنثی کنه، آدم رو از مقایسهکردن بندازه، آزادی رو بیمعنا جلوه بده، واقعیت رو جلوی چشمِ آدم پنهان کنه و زنجیر رو به اسمِ امنیت بفروشه.
برای همینه که توی همچین جامعهای، فقر گاهی جای آگاهی رو میگیره.
( نه اینکه فقر مردم رو آگاهتر کنه؛ بلکه وقتی هیچ راهی برای پرسیدن، مقایسه کردن و فهمیدن باقی نمونده، درد تبدیل میشه به تنها زنگ خطری که هنوز کار میکنه. )
فقر بهعنوان تیغِ دولبهای که فقط یه لبهش کار میکنه !
اینجاست که تناقض شروع میشه. فقر، اول از همه، پرده رو کنار میزنه؛ چشم آدم رو باز میکنه.
اما درست همون لحظهای که چشم باز میشه، بدن داره از پا میافته.
فقر آگاهی میده، ولی توانِ عمل رو میگیره.
مثل اینه که یکی رو توی یه اتاق تاریک بیدار کنی، چشمهاشو باز کنی و بعد دستوپاشو ببندی و بگی: «حالا برو بجنگ.» و درست همینجاست که سیستم وارد بازی میشه.
اونها فقر رو مهندسی میکنن که مردم رو خسته نگه دارن؛ یه فقرِ حسابشده.
ذهنی که تمام روز درگیر اینه که چطور تا آخر ماه دوام بیاره، دیگه رمقی برای فکر کردن به فردا نداره.
صف نان، پیدا کردن دارو، جور کردن اجاره، قرض گرفتن، دو شیفت کار کردن... تمام توان آدم صرف زنده موندن میشه.
این خستگیِ مزمن، بهترین سانسوریه که هیچ ادارهٔ سانسوری نمیتونه بسازتش؛
چون اینبار خودِ قربانی داره هزینهٔ سانسورِ خودش رو میده و با دستِ خودش، دهنِ خودش رو میبنده.
وقتی فقر از دروازهٔ قصر هم رد بشه :
هر نظام سرکوبگری، در واقع یه اقتصاد پنهان داره.
حکومتکردن بر پایهٔ ترس، مجانی نیست؛ خرج داره.
باید به نیروی انتظامی حقوق بدی که وفادار بمونه، به بسیج و لباسشخصی پاداش بدی که خیابون رو جارو کنه، به شبکهٔ امنیتی رشوه بدی، به قشری از جامعه امتیاز بدی که در ازاش برات سینه سپر کنه.
این چرخهٔ رانته.
حالا وقتی منبعِ این رانت ــ نفت، ارز، هرچی که باشه ــ میخشکه، وقتی تورم حتی جیبِ خودِ دستگاه رو خالی میکنه، اتفاق عجیبی میافته:
سرکوبگر هم گرسنه میشه.
و اینجا طنز تلخِ تاریخ خودشو نشون میده ــ نظامی که سالها بلد بود فقر رو روی مردم مدیریت کنه، حالا داره با تیغِ خودش زخمی میشه.
چون سربازی که حقوقش عقب افتاده، دیگه با همون شوق شلیک نمیکنه؛ مأموری که رشوههاش بیارزش شده، دیگه به کی وفاداره؟ به شعار؟ شعار شکم رو سیر نمیکنه.
این دقیقاً همون لحظهایه که قراردادِ نانوشتهٔ «تو برام سرکوب کن، من بهت امتیاز بدم» میشکنه.
چون در این نظامها، پول و قدرت یه چیزِ واحدن، نه دو مقولهٔ جدا.
وقتی خزانه خالی میشه، وفاداری هم خالی میشه.
#پایاندو مدل فقر داریم. یکی فقر معمولی، همونی که همه در دنیا به یک شکل میشناسنش. یکی فقر تورمی. مردم ایران گرفتار فقر تورمی هستند و مهمه که بدونیم تفاوت اینها چیه.
فقر معمولی همونه که وضعیت تقریبا همیشه در یک حالت پایدار بوده. نداشتنها، همیشه همون نداشتنهای قبلیه. آرزوها همون آرزوهای قبلیه. همیشه خانواده به پسرش توصیه میکنه اون دخترِ پولدار، مناسب تو نیست. پس توصیهها هم همیشه یکسانه. اما در فقر تورمی، وضعیت هرگز پایدار نیست. نه تنها لیست نداشتنها بزرگتر میشه، بلکه چیزهایی هم از دست میره. وضعیت شبیه افتادن از پلهست، هربار پله به پله به سمت پایین. در فقر معمولی، هنوز گزینهٔ برنامهریزی برای زندگی وجود داره، که در نتیجه قدرت انتخاب رو هنوز فعال نگه داشته. در فقر تورمی، برنامهریزی بیمعناست، همهچیز رو هواست. سبک زندگی به طور کلی تغییر کرده. در فقر معمولی، تلاش کردن؛ هنوز میتونه مفهوم خودشو داشته باشه. کار کردن، هنوز بیمعنی نشده. در فقر تورمی، تلاش؛ مفهوم خودشو از دست داده. کار کردن، شبیه مصرف شدنه. انگار اون کار، جسم و وقت آدم رو مصرف میکنه.
خود تورم با فقر تورمی تفاوت داره. فقر تورمی در نتیجهٔ تورمهای سنگین و ماندگار، ایجاد میشه. در یک شرایط نرمال، خرید یک لپتاپ فقط خرید یک لپتاپه، نه نشونهای از رفاه. اما در ایران، خرید این مدل کالاهای معمولی، نشونهای از پولداری شده. این که همین چیزها این نگاه اشتباه رو جا انداخته، خودش سطح کیفیت زندگی در ایران رو نشون میده. معمولا در این مواقع به کالایی که خریده شده، دقت میشه. اما به این دقت نمیکنند که برای یک کالای معمولی، یا قید خیلی چیزهای دیگه زده شده، یا پول چند ماه کار کردن؛ شده یک کالای معمولی. با توجه به مدل فقر، ۹۰ درصد از جامعهٔ ایران فقیره. همچنین در این مدل فقر چون پول ارزش خودشو از دست داده، کالا ارزش بیشتری پیدا کرده. مردم کوتاه مدت شدهاند و سعی میکنند با همون پولی که دارند چیزی بخرند.
این نوع فقر، آسیب بسیار زیادی به جامعه میزنه. این فقر اجازه نمیده چیزی بیشتر از اینی که هستی؛ باشی. دائم موانع بیشتری ایجاد میکنه. باید این رو درک کنی و دست از سرزنش کردن خودت برداری.
⭕️تنگه هرمز اگر بسته بماند؛ اقتصاد ایران در آستانه ابرتورم و فروپاشی کامل قرار میگیرد.
🔸بسته ماندن یا محدود شدن شدید تنگه هرمز در شرایط فعلی مستقیمترین ضربه را به شریان حیاتی اقتصاد ایران وارد میکند چون بخش عمده درآمد ارزی کشور از صادرات نفت میآید و تقریبا تمام این صادرات باید از همین آبراه عبور کند.
🔸وقتی تردد کشتیها مختل میشود یا عملا متوقف میماند جریان ارزی به داخل کشور به شدت کاهش پیدا میکند و دولت با کسری بودجه عظیمی روبهرو میشود که نمیتواند از راه دیگری جبران کند. در چنین وضعیتی تنها ابزار باقیمانده چاپ پول است و چاپ پول بدون پشتوانه تولید واقعی دقیقا همان نیروی محرکهای است که تورم را از سطح بالا به سمت ابرتورم میکشاند.
🔸مذاکرات جاری حول بازگشایی تنگه که هنوز به نتیجه قطعی نرسیده و ج.ا شروط سنگینی مانند جبران خسارت جنگ لغو کامل تحریمها آزادسازی داراییهای مسدود و پایان محاصره دریایی را مطرح کرده این وضعیت را در حالت تعلیق نگه داشته است.
🔸 هر روز تاخیر در توافق یعنی یک روز دیگر قطع یا محدودیت شدید درآمد نفتی و فشار بیشتر روی بودجه. این قطع جریان ارزی زنجیرهای از واکنشها را فعال میکند. کمبود دلار در بازار داخلی ارزش ریال را با سرعت بیشتری پایین میآورد و چون بسیاری از کالاهای اساسی و مواد اولیه وارداتی هستند قیمتها در بازار بهطور مستقیم و فوری بالا میرود.
🔸 تولیدکنندگان که قبلا هم با آسیب زیرساختها و کمبود انرژی روبهرو بودند حالا با هزینه تمامشده بسیار بالاتر مواجه میشوند و مجبورند قیمت فروش را افزایش دهند. کارگران و کارمندان هم برای حفظ قدرت خرید درخواست افزایش دستمزد میکنند و این چرخه دستمزد_قیمت خودبهخود شتاب میگیرد.
🔸 همزمان مردم که میبینند ارزش پولشان هر روز کمتر میشود سعی میکنند هرچه سریعتر ریال را به ارز طلا یا کالا تبدیل کنند و این فرار از پول ملی تقاضا برای دلار را بیشتر کرده و نرخ ارز را باز هم بالاتر میبرد. نتیجه یک حلقه بازخورد منفی است که در آن بسته بودن تنگه هم عرضه ارز را کم میکند هم انتظارات تورمی را تقویت میکند و هم سرعت سقوط پول ملی را افزایش میدهد.
🔸مذاکرات اگر به بنبست بخورد یا طولانی شود این فرآیند را عمیقتر میکند چون نااطمینانی سیاسی خود یک عامل مستقل تورمزا است. سرمایهگذاران داخلی و خارجی از هرگونه تعهد بلندمدت خودداری میکنند تولید بیشتر متوقف میشود و عرضه کالا در بازار کاهش مییابد. در حالی که تقاضا برای کالاهای اساسی به دلیل ترس از کمبود آینده بالا میرود.
🔸دولت برای جلوگیری از اعتراضات ناچار میشود یارانههای بیشتری بپردازد اما تامین این یارانهها دوباره به چاپ پول وابسته است و آتش تورم را تندتر میکند. اگر تنگه برای مدت طولانیتری بسته بماند یا محدودیتها ادامه پیدا کند اقتصاد وارد مرحلهای میشود که اعتماد عمومی به پول ملی تقریبا از بین میرود و معاملات روزمره به سمت استفاده از ارزهای خارجی یا مبادله پایاپای سوق پیدا میکند.
🔸 این نقطه همان جایی است که ابرتورم مزمن شکل میگیرد و بازگشت از آن بسیار دشوار میشود چون ساختار تولید و نظام پولی هر دو آسیب دیدهاند و بازسازی نیازمند جریان پایدار ارز و ثبات سیاسی است که خود به نتیجه مذاکرات وابسته است.
🔸در نهایت بسته بودن تنگه هرمز و وضعیت نامشخص مذاکرات نه فقط یک مشکل کوتاهمدت بلکه کاتالیزوری است که ضعفهای ساختاری اقتصاد ایران را به نقطه انفجار میرساند. هرچه این وضعیت بیشتر طول بکشد فاصله تا فروپاشی کامل پولی و اقتصادی کوتاهتر میشود چون منابع ارزی تمام میشود اعتماد نابود میگردد و چرخه تورم خودتقویتشونده شتاب میگیرد.
این پیمان، برای امروز گروهک جمهوری اسلامی و حتی آینده بعد از این گروهک برای سرزمین ایران خطرناک هست، هر کدوم از یک زاویه،
در روزهای آینده در موردش بیشتر خواهیم نوشت !
امیدوارم مطالعه و همرسانی کنید برای افزایش آگاهی جامعه از خطراتی که متوجه ایران جان مون هست!
+2
محور سلفی/اخوانی با هم پیمان نامه امنیتی دفاعی مشترک امضاء کردند و نماز جماعتی هم به جا آوردند.
در قرن بیست و یکم میلادی و در دهه دوم آن منطقه خاورمیانه به سوی جنگ مذهبی هدایت میشود و شیعه و سنی با شمشیر های برهنه منتظر سلاخی هم هستند.
#خاورمیانه #مذهب #ایران
#قسمت سوم
در این میان حضور یک ابن حر (بنظرم شخصی مثل جلیلی) میتونه بعنوان شتاب دهنده عمل کند...
ابن حر شکاف بین مختار و فرماندهانش را بسیار عمیق کرد!
در ابتدا بین مختار و ابراهیم اختلاف انداخت! سپس با دزدیدن همسرش از زندان کوفه هژمون حکومت مختار را شکست...
حالا اگر جلیلی (یا شخصی مثل اون) در این میان تلاش کند پرچمی برای اثبات قدرت خودش افراشته کند، عملا باید در ابتدا ثابت کند رهبری در گروهک ج.ا وجود ندارد!
این شتاب دهنده در هر دو حالت ذکر شده میتواند تاثیر بسیار زیادی در زمان وقوع اتفاقات هر دو حالت داشته باشد!
#قسمت دوم
حالت دوم :
در سریال مختارنامه داستان سلیمان صرد خزاعی (توابین) رو دنبال کنید
آنها در برابر خون حسین ابن علی خود را مقصر میدانستند!
بخش اعظمی از طرفداران ج.ا در حال حاضر خودشون و سیاستی که از اون حمایت کردن به مدت بیش از ۱۰۰ شب وسط خیابانها
خودشون رو در خون رهبر و فرماندهان مقصر میدونن...
هر لحظه امکان دارد طغیان کنند...
این طغیان باعث میشه مجددا قدرت به دست هسته بسیار سخت ج.ا برگردد، اما این چه چیزی را رقم میزند؟
مجددا درگیری شروع خواهد شد، اینبار بسیار سهمگین تر! و در این مرحله آنقدر از این گروهک کاسته خواهد شد تا طبق تصویر در میانه جنگ، قدرت به دست فرمانده سستی مثل رفاعه بن شداد بیوفته و دستور عقب نشینی بده!
و عملا امضای ترامپ مساوی میشه با دستور عقب نشینی و دریافت امان نامه برای حفظ جان قلیل فرماندهانی که باقی مانده است!
در اینجا بسنده میکنم به دیالوگ رفاعه در جنگ عین الورده :
ما غلاف شمشیر شکستیم که تا آخرین قطره خون بجنگیم...
اما در نهایت دستور عقب نشینی صادر کرد و این شد پایان توابین!
مطالعه این رشته پست ها خالی از لطف نیست وباور دارم بعد خوندن این رشته مطالب دید روشنی پیدا میکنید!
#قسمت اول
حالت اول :
قسمت پایانی مختارنامه رو ببینید، مختار از قصر خود خارج شد به قصد جنگ، اما بسیاری از فرماندهان جلوی نیروهای خودشون رو گرفتن و نگذاشتن وارد میدان بشن (چون از مصعب امان نامه گرفته بودن)
در تصویری که گذاتشم، مختار به عقب برگشته و با تأسف نیرویهاش رو نگاه میکنه که همراهیش نکردن!
پس حالت اول ادامه محاصره و جنگ و ترور هست تا زمانی که با کوچکترین امان نامهای باقی نیروها سلاح زمین گذاشته و تسلیم شوند!
خب الان داریم میبینیم که ترورها و جنگ و محاصره کار رو به جایی رسانده که کودتای نرمی رخ داده و در برابر امان نامه، گروهک ج.ا در پی امضای تفاهم نامه و سپس توافق، در برابر کشته نشدن است!!!
در هر دو حالت ترامپ به مقصود خود (امضای تسلیمنامه خواهد رسید) در این حالت تسلیم نامه در برابر امان نامه تقدیم ترامپ خواهد شد.
اما برای جمع بندی، بسنده میکنم به دیالوگ مختار :
امروز می خواهم به مصاف تزویر بروم که بدترین آفت دین است
تزویر با لباس دیانت و تقوا به میدان می آید
تزویر سکه ای است دورو که بر یک رویش نام خدا و بر روی دیگرش نقش ابلیس است
عوام خدایش را می بینند و اهل معرفت ابلیسش را در میان شما هستند کسانی که احیانا قصد تسلیم دارند.
من بیعتم را از ایشان بر می دارم
و اتمام حجت می کنم تزویر به شما امان می دهد تا مقاومتتان را بشکند
پس از غلبه شک نکنید گردنتان را خواهد شکست.
+1
هوش سیاسی، یعنی بدونی نوید کلهرودی و پسر عرفات هیچ فرقی با هم ندارن!!!
#فریب_نخوریم
انتقام گرفتن
اگر هنوز اخبار غزه را دنبال کنید، می دانید که تقریبا هر روز ارتش اسرائیل اعضای ریز و درشت مهاجمی که در حمله 7 اکتبر شرکت کرده بودند را پیدا میکند و خبر ترور آن ها را رسما اعلام میکند. به عنوان مثال برای امروز، خبر ترور محمود فطیر، از اعضای جهاد اسلامی را اعلام کردند.
در این رابطه اتفاقا امروز یک توییت فارسی را دیدم که میگفت: چه کسی باورش میشد وقتی نتانیاهو فردای 7م اکتبر وعده انتقام از تمام افراد دخیل در این حمله را میداد، واقعا این انتقام از ریز ترین اعضای حماس آغاز شود و تا رهبری جمهوری اسلامی را شامل شود؟
قطعا نمیخواهیم بگوییم اسرائیل کار خوبی میکند، اما معنای انتقام یعنی این. شما افرادی که مشخصا، علنا و رسما در حمله به شما دخالت داشتند را شناسایی کرده و ترور بکنید، خب همه میگویند انتقام گرفت. اما الآن در کشور ما برخی افراد، همه کلمات را بی معنی کرده اند، میگویند انتقام خون شهدای ما این است که آمریکا را از منطقه اخراج بکنیم. انتقام خون شهدا این است که بنزین را در آمریکا گران بکنیم.
اگر دنبال اهداف استراتژیک مادی هستید، خب به زبان عقلانی بگویید ما میخواهیم فلان منفعت عقلانی و مادی را دنبال بکنیم.
اما اگر این هدفی که دنبال میکنید، یک منفعت مادی و عقلانی نیست و از سر دشمنی کردن است، نمیشود اسم انتقام را روی یک عملی که انتقام نیست بگذارید.
تکلیف را مشخص کنید، اگر هدف انتقام گرفتن است، که خب باید هم ترامپ و نتانیاهو را بکشید، هم خلبان و اپراتور هایی که مستقیما در حملات دخالت داشتند. این میشود انتقام.
اگر از خیر انتقام گرفتن گذشتید و میبینید شدنی نیست. خب عاقلانه منافع کشور را دنبال بکنید که لااقل اگر انتقام را قرار نیست بگیرید حداقل یک خیری به مملکت برسد.
#انتقام
البته در آخر کار هم این خود مردم بودند که متضرر شدن و گرگ واقعا آمد و گوسفندارو خورد!!
حکایت،
حکایته چوپان دروغگوئه اون بنده خدا هم انقدر دروغ گفت و مردم رو سرکار گذاشت که مردم دیگه جدی نمیگرفتنش!
