en
Feedback
وارثان دریا 🌊✨️

وارثان دریا 🌊✨️

Open in Telegram

ورقی از دفترخاطرات یک نویسنده‌ قلم، تنها صدای من است📜🎼 در حال نوشتن: رمان فانتزی وارثان دریا انسان شناسِ انسان گریز Instagram: @lostwriter_ti لینک ناشناس برای حرفای شما🥲✨️: https://t.me/HarfChatBot?start=f0436a1aa5e8

Show more
410
Subscribers
No data24 hours
-27 days
-2330 days
Posts Archive
Voice message01:01

بچه ها اینو خیلی می‌شنوم از شماها👀 واسه همین گفتم تو چنل جواب بدم🥲 به اندازه‌ی موهای سرم اینو تجربه کردم حتی وقتی رمان اولم رو می‌نوشتم ( همون که توی چک روایت می‌شه) هزاران بار تصمیم گرفته بودم ولش کنم و وقتی که خیلی قلمم رشد کرد برم سراغش که خرابش نکنم😂🚶🏻‍♀ اما ققط یه جمله رو در جوابش میگم:
چیزی که خراب شده رو می‌شه درست کرد، اما چیزی که وجود نداره رو هرگز:]

استاد یه مشاوره به ما میدی؟🦦 تاحالا شده یه صحنه خیلی خفن تو ذهنت باشه و از ترس اینکه بد درش بیاری جرعت نکنی دست به نوشتن بزنی؟

یک ثانیه مونده که خودشو نوشته هاشو باهم آتیش بزنه*

بچه ها قلب ندین حرف بزنینننن😂😂😭😭🚶🏻‍♀🚶🏻‍♀🚶🏻‍♀🚶🏻‍♀ نیاز به کلمه دارممممممم

واقعا از روزی که پارت ۳۷ رو گذاشتم ذهنم درگیره که کجای کار غلط رفتم😂🚶🏻‍♀ گفتم بیام مستقیم از خودتون بپرسم😂😐

برای ادامه‌ی نوشتن این داستان واقعا نیاز دارم بدونم حس مخاطبم بهش چیه🥲 پس ممنون می‌شم این کمک رو بهم برسونین...

بچه ها لطفا اگه خوشتون نیومد از داستان، به هر دلیلی، دلیلش رو بهم بگین که بدونم👀 دوست دارم بدونم ذهنیتتون چیه، یا با چه چیزی توی داستان حال نکردین🥲✨ باور کنین ناراحت نمی‌شم😂🤝 دونستن اینکه به چه دلیلی دیگه علاقه ندارین به داستان به شدت می‌تونه کمکم کنه که ایراد هامو رفع کنم پس یجورایی شنیدنش واسم واجبه... و قطعا اینکه فکر کنم یهویی بی دلیل همه ایگنور می‌کنن خیلی بیشتر ناراحتم می‌کنه تا اینکه ایرادهامو بگین و درستشون کنم😂🚶🏻‍♀ پس بدون رودروایسی بهم بگین توی ناشناس یا کامنت منتظرتون هستم👀

از عصره خیلی بی حوصله و خسته بودم و مدام داشتم چک می‌کردم که نکنه افسردگیم داره عود می‌کنه نکنه باز دارم از آدما فرار می‌کنم نکنه غم های تلنبار شدم داره بیرون میاد و قراره چند روز فلجم کنه من که خیلی حالم خوب بود و سرحال بودم چرا باز دارم می‌رم تو مود بد و..... یهویی یادم اومد تو ۴۸ ساعت گذشته کلا ۹ ساعت خوابیدم. خسته‌ام فقط😂😑

بچه ها دیشب ساعت دو نصفه شب یهویی خیلی رندوم یکی از گره های ذهنیم واسه داستان باز شد😂😐 تا چهار نصف شب بیدار نگهم داشت😂🚶🏻‍♀

به پارتم توجه نشون بدین گناه دارم🥲🥲🥲🥲

امروز شنبه بود و طبیعتا باید پارت می‌داشتیم🥲🤝 نظر و ری اکشن های قشنگ و زیاد یادتون نره🙂‍↔️🩵✨

part37.pdf0.77 KB

امروز به حدی در زمینه های مختلف فعالیت کردم که گردنم به طور جدی درد می‌کنه و الانم عینکم رو دماغم سنگینی می‌کنه😭🚶🏻‍♀
خبر خوب اینه که بخش زیادی از این فعالیت ها مربوط به نویسندگی بود😌🤝

وایبی که الهه های دریا بهم میدن: 🥲🚶🏻‍♀🚶🏻‍♀
وایبی که الهه های دریا بهم میدن: 🥲🚶🏻‍♀🚶🏻‍♀

بچه ها مرداد تموم شد ولی من اینو انجام ندادم- اما بهم گفتین دوست دارین جوابامو بشنوین🫠 سو.... بیایم بعضیاشو کم کم جواب بدیم🫠 ۲۰ : ویژگی های غیر معمول زیادی دارم😐🤝 کلا آدم نرمالی نیستم😂💔 ۲۱: پدربزرگم... خیلی سال پیش از دستش دادم اما خب! همیشه بهش اینو میگم که هرگز نا امیدش نمی‌کنم:) ۲۲: من همینجوریشم هر روزم یه ماجرای تازه‌ست😂🚶🏻‍♀

بازم کتابخونه داریم🥹
+1
بازم کتابخونه داریم🥹

جرارد core : 😂🚶🏻‍♀ واکنش دوستمون به تهدید:
جرارد core : 😂🚶🏻‍♀
واکنش دوستمون به تهدید:

بچه ها نظر هاتون و ری اکت هایی که میذارین خیلی بهم انرژی میده🫠 ممنون می‌شم اگه در حد چند دقیقه واسه اینکار وقت بذارین🥲👈👉

I am sharing 'Part36' with you