وارثان دریا 🌊✨️
Відкрити в Telegram
ورقی از دفترخاطرات یک نویسنده قلم، تنها صدای من است📜🎼 در حال نوشتن: رمان فانتزی وارثان دریا انسان شناسِ انسان گریز Instagram: @lostwriter_ti Me: @Stryder01 لینک ناشناس برای حرفای شما🥲✨️: https://t.me/HarfChatBot?start=f0436a1aa5e8
Показати більше730
Підписники
Немає даних24 години
+417 днів
+11230 днів
Архів дописів
Repost from بنویس :)
«برای نوشتن رمان سه قانون وجود داره. متأسفانه هیچکس نمیدونه اون سه قانون چی هستن.»
- دبلیو. سامرست موآم📚
✏️ @benevis_s
هوا بوی کاغذ و خاک و گذرِ رودِ زمان میداد.
وای دلم میخواد به خاطر مدل توصیف کردنش خودکشی کنم:))))))
خط به خط توصیف هاش آدمو مثل جادو میکشه تو خودش!
مرد چطوری به ذهنت میرسه این چیزا رو بگی آخههه😭😭😭
خوندن کتابای گیم آف ترونز واقعا گاهی اذیتم میکنه
اینکه یه آدمی اونقدر تو فانتزی اسطوره بوده که تونسته چنین شاهکاری خلق کنه و من هرگز نمیتونم حتی انگشت کوچیکش باشم خیلی غم انگیزه:)))))
بعد یک عالمه کلنجار رفتن با خودم، خواستم برم فصل جدید این جلد رو بخونم.
و اولین جمله چی بود؟ :)))))))))))))))))
Repost from دکترعلی،خارجازشیفت'
Repost from دکترعلی،خارجازشیفت'
اگه نویسندهاید یا چنل نویسندگی، آرت یا دیلی دارید و دنبال جذب مخاطب و بیشتر دیدهشدن هستید، این پیام رو فوروارد کنید تا چنلهاتون رو داخل یه فولدر قرار بدم و بتونید با معرفی چنلهاتون به همدیگه، از هم حمایت کنید و بیشتر دیده بشید.
Repost from گرگےدر دادگاه خدا.
🗞: چنل هایی در رابطه با ادبیات، هنر، نوشته، روانشناسی، فلسفه، فیلم و سریال، موسیقی این پیام رو فور کنید تا براتون فولدر بسازم.
خب دوستان وقتی این اقوام برگزیده شروع به آتیش بازی کردن، نت ما قطعا از دست میره
کجا همو پیدا کنیم؟
بیشتر کجا هستین که همونجا چنل بزنم؟ ری اکت بزنین رو پیام ( فلاکتو ببین تورو خدا- )
بله 😭
روبیکا 💔
به قول استادمون:
ترامپ که ادعا میکنه برگزیدهی خداست
نتانیاهو هم که نمایندهی قوم برگزیدهست
ماهم که قطعا برگزیدهی خداوندیم!
سه تا جناح برگزیده افتادیم به جون هم که همو تیکه پاره کنیم🤝🤝🤝
اتفاقا واسه همین یبار گفتم همونقدر که مهمه یاد بگیریم چه چیزایی رو باید بنویسیم مهمه که یاد بگیریم چه چیزایی رو نباید بنویسیم🥲
خیلی از جزئیات برای خود نویسنده باقی میمونه🫠🫠
Repost from قصهگویِ ویندریا.
وای چقدر حق بوددددد
منم برای اتفاقی که قراره تو سه خط جمعش کنم، چندددد روزه که دارم زمینهچینی میکنم:))))))
واقعا نویسنده بودن اینجوریه که از خود داستان بیشتر برای چیزایی زحمت میکشیم که قرار نیست تو داستان نوشته بشن.😔🤝
نویسندگی یعنی اینکه نشستم دارم نقشهی پایگاه رو میکشم و برای هر دو گروه استراتژی جنگی تعیین میکنم با اینکه میدونم قرار نیست هیچ کدوم این جزئیات رو توی پارت هام به نثر در بیارم:)))))))
در پاسخ به کودتای چندی از ممبر ها در اعتراض به پارت نذاشتن، پارت جدید رو آوردم، به همراه یه کارکتر جدید🙂↔️
اپیزود های سوپرنچرال رو باید تزریق کنم به خودم
دیدن ادیتا و ریواچ و فکت خوندن دیگه جواب نمیده🤝
