en
Feedback
"𝐷𝑂𝑁'𝑡. ᷤ ⷨ ⷪ ᷜᷜ ⷷ𝑂𝐹𝐹𝐼𝐶𝐸𝑅؛"

"𝐷𝑂𝑁'𝑡. ᷤ ⷨ ⷪ ᷜᷜ ⷷ𝑂𝐹𝐹𝐼𝐶𝐸𝑅؛"

Open in Telegram

"غیر از من هر چه بود ؛ وجود مکرر است" 𝑃𝑟𝑖𝑣𝑎𝑡𝑒 : t.me/OFFICER_KIM 𝐴𝑣𝑖𝑛 : http://t.me/HidenChat_Bot?start=7849183684 𝑴𝒐𝒐𝒏 : http://t.me/HidenChat_Bot?start=6740296066

Show more
378
Subscribers
-524 hours
-57 days
-3030 days
Posts Archive
+ گفتی ادعای دوست داشتنتو کردم. گفتی تو روزای سخت و بارونی زندگیت همیشه برای گرفتن دستات دیر رسیدم سروان. پس چرا تردید کردی و
+1
+ گفتی ادعای دوست داشتنتو کردم. گفتی تو روزای سخت و بارونی زندگیت همیشه برای گرفتن دستات دیر رسیدم سروان. پس چرا تردید کردی و سلاحت رو زمین گذاشتی؛ چون برای ما قسم خوردی؟ _چون قبل مرگت زخم هایی هست که باید از من درمان کنی.

Please remember how much i wanted you before I didn't want you.

و اما گرمای آغوشت چون بر زبانم وصف نشد، سراغ لبخند هایت را گرفتم چه بسا وابستگی مَردی که غرورش را هر بار به لطافت ریسمانِ لب
+1
و اما گرمای آغوشت چون بر زبانم وصف نشد، سراغ لبخند هایت را گرفتم چه بسا وابستگی مَردی که غرورش را هر بار به لطافت ریسمانِ لب هایت میبازد، ترمیم شدنی نیست پرستیدنی من... کم نیست به زیر سوال بُردن زیبایی فرشتگان و یک تنه نشستن بر تن این گرگِ خسته... مرا در آرامگاهِ سینه ام خاکستریِ خودت خطاب کن که ناگاه هر بار 'آرامش' در دلم کمانچه میزند موسیقی را بلد نیستم دختر، اما قشنگ میزند، تلخ میزند. آخرین مرتبهٔ عشق بگو که اگر سوختن است تو بیش از همه لایق این صبر نیستی، پس بسوزان و خاکسترم کن چرا که بوسیدن روحِ پاکِ تو از توت فرنگی، نوتلا، نون خامه ای و چیز کیک هم خوشمزه تر بود. Please remember how much i wanted you before I didn't want you. لافیای اَمنِ آوین.

نمیدانم چطور بگویم و از کجا.. از شعلهٔ علاقه ای که بین ما خاکستر شد و دود های سیاه؛ از فراقی که ریسمان پاره میکند و بند بندِ
نمیدانم چطور بگویم و از کجا.. از شعلهٔ علاقه ای که بین ما خاکستر شد و دود های سیاه؛ از فراقی که ریسمان پاره میکند و بند بندِ پوسیدگیِ آن خاطره ها؛ از احساس و زیبایی کلماتت که نمیدانم نفرت را بیشتر میکند یا عشق را؛ از اولین ملاقات و آخرین دعوا؛ خیلی وقت‌ها دلم می‌خواست ‏که به تو بگویم؛
"دوستت دارم."‏
امّا تنها کاری که می‌توانستم بکنم ‏این بود که با فندکم ‏سیگارت را روشن می‌کردم. ‏

Только мои поцелуи залечили твои раны...

+So you never fell in love again? _No