en
Feedback
اتاق زیر شیروانی .

اتاق زیر شیروانی .

Open in Telegram

اتاقی زیرشیروانی با عطر چوب سوخته و قهوه؛به سبزیِ زیستنی شیرین، توأم با رنج! (برای کنار هم یاد گرفتن، به صرف یک فنجان چای) http://t.me/HidenChat_Bot?start=1154039199 درباره ی من: @greangablesbiu

Show more
601
Subscribers
No data24 hours
-17 days
-130 days
Posts Archive
🎞Wonka, 2023. #movie
🎞Wonka, 2023. #movie

دوستای جدیدم خیلی خوش اومدین یه چرخی بزنید و صحبتی داشتید میشنومتون http://t.me/HidenChat_Bot?start=1154039199

اگه چنل هنری دارید این پیامو فور کنید چنلتون تا فولدر اختصاصی هنری بسازم جذب بگیرید☕️🤎
اینجا جوین باش.

میزان توجه و اهمیت: 🎀🎀🎀 سیسی اینجا نمیذارمش خودم تار کردم زوم‌ نکن

سیسی چند وقت پیشا گفتی داشتی بین درس خوندن مینوشتی فرستادیش برامون؟؟ چرا پیدا نمیکنم من هر چی زوم کردم رو عکس نمیشد خوند 😭

دوره ی جدید هانیه جان، اگر دوست داشتید چک کنید دوستان

من میگم تو همونی که دلم میخواد باهات خیابون های تهرون که تزئین شده با برگ های زرد و نارنجی، قدم بزنم روزای سرد زمستون شیرعسل گرم برات درست کنم و اخر هفته که شد، صبح بریم دم کوه سرشیرتازه با مربا و نون داغ بخوریم، تا عصر با هم حرف بزنیم و از روزهایی که گذشت بگیم و شب هم دلمون نیاد از هم جدا شیم اصلا میدونی دلم میخواد باهات پیتزامو نصف کنم و ته دیگ زعفرونیِ ماکارونیم رو بدم بهت حتی سیب زمینی سرخ کرده های ادویه و سس زده رو هم همینطور دلم میخواد از هر جزئیاتی که بهت مربوطه برام بگی و با هم ذوق کنیم  حالا مگه مهمه بقیه اسمش رو چی میذارن؟! • آنا نوشت

Levon Minassian - Ar Intch Lav Er [www.vmusic.ir].mp35.76 MB

عمو رضا میگه: تاب آوری خیلی مهمه.. اگه زندگی یه ریتم یکنواختی داره و گاها دست انداز، خب این عادیه ولی برای تو که همیشه دست انداز بوده و یوقتایی هم بهت آسون گرفته...خب باید هم به این صبر رسیده باشی . با اضطرابی که تمام وجودم رو گرفته یه مسیر کوچیک رو با سکوت طی میکنم و گوش میدم، میگم: یوقتایی خیلی خسته میشم عمو، حس میکنم جز خدا کسی نیست که بی منت به حرفای آدم گوش بده، نگران نباشی که کی میخوای باهاش حرف بزنی، چقدر ممکنه غر بزنی و پرت و پلا بگی، چقدر میتونی درموندگی هاتو براش بگی و اخر سر سرتو یه گوشه ای بذاری تا خوابت ببره و صبح انگار که هیچی نشده بود به زندگی برگردی، اونم هیچ به روت نیاره که چیا شنیده عمو رضا میگه: زود بزرگ شدی عمو، ولی نباید باعث بشه کم بیاریا... اصلا کم بیار، جا بزن، هرچی ... ولی نبینم یه وقت نشستی و پا نشدیا ... میرم توی تراس و به آسمون نگاه میکنم میگم: من که آدم جا زدن نیستم، تا تهش پای همه چی هستم فقط کاش بتونم کاری کنم . صورتمو آب میزنم و برمیگردم سرکارم، میرسم خونه، غذا رو آماده میکنم، با مامان هم صحبت میشم و براش آهنگ میذارم، برای بابا چایی دم میکنم و با دیدن ظرف خوراکی که خریده میخندم، سرمو روی بالشت میذارم و صبح.. گوش میدم به صدای جیک جیک پرنده ها که معلومه تعدادشون کم شده و پررنگ تر از دیروز لبخند میزنم و راه میوفتم نمیدونم، تو بدترین شرایط که کم میارم انگار باز دست میندازم و دنبال یه امیدی میگردم تا فقط برم و برم و برم ... • آنا نوشت

به همین مناسبت، حالتون چطوره؟ این روزا چطور بهتون میگذره؟ فکر و خیالی که اذیتتون نمیکنه، هوم! هستم چند دقیقه ای تا بشنومتون http://t.me/HidenChat_Bot?start=1154039199

جدا نمی‌دونم من همچین بهم ریختم یا واقعا دارم سناریوهامو غمگین مینویسم که هی بغض میکنم البته میتونیم همه چیو نادیده بگیریم و بندازیم گردن جمعه

Repost from Sorcière
«یاد بگیر همیشه شرایط رو بسنجی. به موقع تسلیم بشی و به موقع هم بجنگی.» - سرگذشت آب و آتش | بهار برادران

اگه اینجارو چک میکنید فوروارد کنید تا منم چنلاتونو ببینم و ازتون پست فور کنم اینجا🤎✨
دوس داشتی بیا پیشم.