اتاق زیر شیروانی .
Open in Telegram
اتاقی زیرشیروانی با عطر چوب سوخته و قهوه؛به سبزیِ زیستنی شیرین، توأم با رنج! (برای کنار هم یاد گرفتن، به صرف یک فنجان چای) http://t.me/HidenChat_Bot?start=1154039199 درباره ی من: @greangablesbiu
Show more601
Subscribers
No data24 hours
-17 days
-130 days
Posts Archive
سلام حالتون چطوره؟
یه موردی به ذهنم رسید دوست داشتین شما هم نظرتونو بگین
دررابطه با ترس
تعریفش براتون چیه
چی به ذهنتون میاد با شنیدن این کلمه
http://t.me/HidenChat_Bot?start=1154039199
Repost from Meadow of Poppies
این پیام رو فوروارد کنید تا بهتون بگم چنلتون وایب کدوم نویسنده رو میده🍉
به چراغ دل اگر روشنی افزائی
جلوهٔ فکر تو از خور شود افزونتر
دامنت را نتواند که بیالاید
هیچ آلوده، گرت پاک بود گوهر
ـ پروین اعتصامی
قهر کردی آسمون قشنگم...!
ما که یه عمر از قشنگی هات گفتیم، به ماه و ستاره هات بالیدیم و از نگفته هامون شبا کمار پشت بوم تو گوش تو خوندیم
هر وقت دست به دعا بردیم و دنبال خدا گشتیم، سرمون رو سمت تو چرخوندیم
چی بهت گذشته که راضی شدی به پریشون شدن درخت ها و بی آواز شدن پرنده ها...!
دیدی ما خوب منتظر میشینیم تا ۱۳ روز عید بشه و قربون صدقه قشنگی هات بریم، دلتنگی مون دادی..!
آخه این اون پاییزی نیست که قول داده بودیم به خودمون، میدونی چقدر صبر کردیم تا بشه اون جوراب ساق بلنده و لباس گرم رو بپوشیم، چک کنیم کی بارون میاد چتر به بغل بزنیم بیرون؟
میدونی چقدر دلمون لک زده برای نقاشی روی بخار ماشین و بوی نم خیابون ها..!
میدونی هر روز که این رنگ گرفته رو میبینیم ازت دلمون میگیره و سرمون رو میندازیم پایین ..!
امشب باریدی و انگار که مسافر از راه رسیده باشه لباس کشیدم به تنم و سراسیمه دویدم سمت حیاط و بی اختیار منم باهات باریدم ...
بیا آشتی کنیم طبق طبق ستاره پیشکش کنیم از قلبمون ...
بیا به شادی بباریم و غم بشوریم آبیِ قشنگم ...
• آنا نوشت
زمان چون رؤیایی مبهم و کهن بر دوشت سنگینی می کند. همچنان پیش می روی و می کوشی از میان آن بلغزی و اما حتی اگر به دو انتهای زمین بروی، نمی توانی از آن بگریزی. با این حال ناچاری به آنجا بروی ...به کران دنیا. کاری هست که نمی توان کرد، مگر با رسیدن به آنجا...
- کافکا در کرانه
از لحاظ روحی نیاز دارم برم چندتا کتاب بگیرم بعد بشینم با یه بغل خوراکی فیلمشون رو ببینم
اینا که تموم شد یه کوله و دو دست لباس و پیش به سوی یکی دو روزی، دور از محیط شهر و اینترنت، زندگی کردن
غذای جدید درست کردن، پیاده روی و گشت زنی دور و اطراف محل اقامت، شب نشینی کنار آتیش و حرف زدن های تا صبح، صبحونه املت و بربری محلی، و بطور خلاصه مقدار زیادی نفس کشیدن و تزریق آرامش به روح.
