آبتین زارعی ( روانکاوی )
Open in Telegram
¤ کتاب های روانکاویِ زبان اصلی همراه با ترجمه ¤ تشخیص روانتحلیلگری @abtin_zr اینستاگرام: https://www.instagram.com/abtin_psy?igsh=Z2hyamI4NzZjOG5v آبتین زارعی رواندرمانگر تحلیلی تهران ، میرداماد
Show more1 725
Subscribers
+2024 hours
+1547 days
+23330 days
Data loading in progress...
Attracting Subscribers
September '26
September '26
+168
in 0 channels
August '26
+172
in 1 channels
Get PRO
July '26
+326
in 0 channels
Get PRO
June '26
+196
in 0 channels
Get PRO
May '26
+33
in 1 channels
Get PRO
April '26
+1
in 0 channels
Get PRO
March '260
in 0 channels
Get PRO
February '26
+202
in 0 channels
Get PRO
January '26
+197
in 0 channels
Get PRO
December '25
+490
in 0 channels
Get PRO
November '25
+17
in 0 channels
Get PRO
October '25
+13
in 0 channels
Get PRO
September '25
+14
in 0 channels
Get PRO
August '25
+12
in 1 channels
Get PRO
July '25
+42
in 1 channels
Get PRO
June '250
in 2 channels
Get PRO
May '25
+35
in 1 channels
Get PRO
April '250
in 1 channels
Get PRO
March '25
+30
in 1 channels
Get PRO
February '250
in 1 channels
Get PRO
January '25
+20
in 2 channels
Get PRO
December '240
in 0 channels
Get PRO
November '240
in 1 channels
Get PRO
October '24
+94
in 0 channels
| Date | Subscriber Growth | Mentions | Channels | |
| 08 September | +5 | |||
| 07 September | +21 | |||
| 06 September | +55 | |||
| 05 September | +22 | |||
| 04 September | +1 | |||
| 03 September | +16 | |||
| 02 September | +48 | |||
| 01 September | 0 |
Channel Posts
در نوروز، اضطراب از «بازگشت امر سرکوبشده» ناشی میشود. یعنی محتوایی که ایگو کوشیده است آن را به ناخودآگاه واپس براند، سرانجام راه خود را دوباره به روان باز میکند و در قالب نشانهها، خیالپردازیها، اضطراب یا دیگر تظاهرات بالینی ظهور مییابد.
در روانپریشی، برعکس، اضطراب از این واقعیت ناشی میشود که واقعیتِ انکارشده پیوسته میکوشد خود را بر ذهن تحمیل کند.
| 2 | من گمان میکنم او دیوانه نبود، بلکه فقط بیش از اندازه رنج کشیده بود و بیماریاش همین بود.
Fyodor Dostoevsky
The Idiot | 219 |
| 3 | برای مثال، فروید در مقالهٔ «نوروز و روانپریشی» (۱۹۲۴) میگوید رابطهٔ ایگو با واقعیت ادراکشده در روانپریشی، تقریباً نقطهٔ مقابل رابطهٔ آن در نِوروز است: در روانپریشی، ادراک واقعیت رد یا طرد میشود، در حالی که در نوروز واقعیت پذیرفته میشود. | 197 |
| 4 | Priscilla Roth ،The Superego Ideas in Psychoanalysis
• نویسنده: Priscilla Roth
• عنوان انگلیسی: The Superego
• مجموعه: Ideas in Psychoanalysis
مترجم فارسی: مهیار علینقی
ناشر فارسی: نشر بینش نو
سال انتشار فارسی: ۱۳۹۷ / 2018 | 202 |
| 5 | #Superego | 179 |
| 6 | تمام روابط ما میدان دوسوگرایی است.
• Love , Hate , guilt
• فرد از یک سو به مادر عشق و نیاز دارد و از سوی دیگر ممکن است نسبت به او خشم و پرخاشگری داشته باشد. ترس حتی در سطح فانتزی از اینکه این خشم موجب از دستدادن عشق مادر شود، احساس گناه ایجاد میکند. در معنای فرویدی، احساس گناه با خودتنبیهی و خودآزاری همراه است؛ بنابراین، برای حفظ عشق، فرد یا باید از میل و پرخاشگری/جنسی خود چشمپوشی کند، یا بهای ارضای آن را با احساس گناه و خودتنبیهیِ نوروتیک بپردازد.
رابطهٔ انسان و خدا نیز میتواند میدانِ دوسوگرایی باشد؛ انسان از یک سو میل دارد زندگی کند، عشق بورزد و امیال انسانیاش را دنبال کند، و از سوی دیگر میترسد که با زیستن از طریق این امیال، عشق و پذیرش خدا را از دست بدهد. در اینجا گناه از تعارض میان «خواستنِ میل» و «خواستنِ عشق خدا» زاده میشود؛ گویی برای حفظ عشق الهی باید بخشی از خود و زندگی را قربانی کرد. بخش زیادی دغدغه عرفا همین دوسوگرایی در رابطه با خداست که در شعر هایشان انعکاس یافته است. | 1 |
| 7 | آیا رنجکشیدن میتواند فانتزیِ حفظکردن عشق باشد؟
• فردی که در عشای ربانی با عیسیِ رنج کشیده همانندسازی کرده است، شکنجه و مُثلهشدن جسمانی را بهعنوان شرط ضروری برای ارضای لیبیدویی میپذیرد و حتی از آن استقبال میکند. او باور دارد که در نتیجهٔ تسلیمشدن در برابر مُثلهشدن حتی اگر این امر صرفاً در فانتزی رخ دهد خداوند او را دوست خواهد داشت.
Charles Brenner, M.D. (1982). The Mind in Conflict. New York: International Universities Press. 📔 | 193 |
| 8 | فردی که در عشای ربانی با عیسیِ رنج کشیده همانندسازی کرده است، شکنجه و مُثلهشدن جسمانی را بهعنوان شرط ضروری برای ارضای لیبیدویی میپذیرد و حتی از آن استقبال میکند. او باور دارد که در نتیجهٔ تسلیمشدن در برابر مُثلهشدن ــ حتی اگر این امر صرفاً در فانتزی رخ دهد ــ خداوند او را دوست خواهد داشت و سرانجام با او در سعادت و بهجت متحد خواهد شد. | 1 |
| 9 | • مازوخیسم را میتوان به بهترین نحو چنین تعریف کرد: پذیرش درد و رنج بهعنوان شرطی برای ارضای لیبیدویی، خواه این ارضا آگاهانه باشد، خواه ناآگاهانه، یا هر دو.
( Brenner, 1959)
Charles Brenner, M.D. (1982). The Mind in Conflict. New York: International Universities Press. 📔 | 179 |
| 10 | از دید برنر، سوپرایگو صرفاً یک نیروی اخلاقی نیست؛ بلکه ساختاری است که در آن منع، قضاوت، احساس گناه و تنبیه با امیال ناآگاهانه درهم میآمیزند. در شکلگیری آن، هم ترس از مجازات والد و هم امیال لیبیدویی ناآگاهانه نقش دارند. بنابراین، خودتنبیهی تنها دفاعی در برابر سائق نیست، بلکه میتواند بهطور همزمان نوعی ارضای مازوخیستی و لیبیدویی نیز فراهم کند. در نتیجه، گناه، تنبیه، دفاع و ارضای سائق در قالب یک مصالحهسازی روانی به یکدیگر پیوند میخورند و سوپرایگو را به ساختاری فراتر از اخلاق صرف تبدیل میکنند.
chapter 8
the superego
Charles Brenner, M.D. (1982). The Mind in Conflict. New York: International Universities Press. 📔 | 256 |
| 11 | سوپرایگو چه میکند؟
چه چیزی پشت آن است؟
خودتنبیهی چه کارکردی دارد؟
چه امیال ناآگاهانهای در آن دخیلاند؟
رابطهٔ سوپرایگو با مازوخیسم چیست؟
آیا سوپرایگو صرفاً یک نیروی اخلاقی است؟ | 239 |
| 12 | در حال حاضر، تحلیلگران معمولاً آسیبشناسی سوپرایگو را بر اساس نقصها و کاستیهای سوپرایگو توصیف و تبیین میکنند؛ نقصهایی که اغلب از آنها با عنوان خلأها یا حفرههای سوپرایگو (superego lacunae) یاد میشود.
Charles Brenner, M.D. (1982). The Mind in Conflict. New York: International Universities Press. 📔 | 235 |
| 13 | فرقی نمیکند یک فرد بزرگسال جنایتکار باشد یا زاهد؛ مورد تحسین و احترام قرار گیرد یا مطرود اجتماعی باشد؛ دروغگو باشد یا راستگو؛ قدیس باشد یا گناهکار؛ او نمیتواند فاقد سوپرایگو باشد؛بنابراین، سوپرایگوی هر فرد را نیز میتوان بر اساس همان معیارهایی که برای ارزیابی بهنجاری یا آسیبشناختی بودن مصالحهسازیهای روانی به کار میبریم، بهنجار یا آسیبشناختی دانست.
Charles Brenner, M.D. (1982). The Mind in Conflict. New York: International Universities Press. 📔 | 222 |
| 14 | • اگر سوپرایگوی فرد بهگونهای عمل کند که نارضایتی بیش از حد ایجاد کند و اجازهٔ لذت بسیار اندکی بدهد، اگر گرایشهای خودآسیبرسان و خودویرانگر بیش از اندازه نیرومند باشند، یا اگر کارکرد سوپرایگو به تعارض بیش از حد با محیط منجر شود، آنگاه موجه و مناسب است که سوپرایگوی آن فرد را آسیبشناختی بنامیم.
Charles Brenner, M.D. (1982). The Mind in Conflict. New York: International Universities Press. 📔 | 218 |
| 15 | «من خودم را بهخاطر همهچیز متهم میکنم؛ و همین مرا از متهمکردن دیگران معاف میکند.»
آلبر کامو ، سقوط (The Fall) | 247 |
| 16 | Superego functioning involves moral demands, guilt, self-criticism, remorse, and self-punitive tendencies.
کارکرد سوپرایگو شامل الزامات اخلاقی، احساس گناه، خودانتقادی، ندامت و گرایشهای خودتنبیهگرانه است.
The superego regulates instinctual wishes by generating guilt, anxiety, and demands for inhibition or reparation.
سوپرایگو با ایجاد احساس گناه، اضطراب و الزام به مهار یا جبران، امیال سائقمند را تنظیم میکند.
Charles Brenner,
M.D. (1982). The Mind in Conflict. New York: International Universities Press. 📔 | 221 |
| 17 | • چگونه میتوان اختلال وسواس را، در چارچوب روانکاوی فرویدی ــ برنری، بهعنوان یک مصالحهٔ روانی (Compromise Formation) در نظر گرفت؟ | 235 |
| 18 | ☆ اعتیاد بهعنوان نوعی مصالحهِ روانی
• Addiction Is a Psychological Compromise Formation
• فرد پس از تجربهٔ ناکامی به مصرف ماده روی میآورد. مصرف در سطح ایگو میتواند دفاعی برای کاهش اضطراب و تنظیم عاطفه باشد؛ در سطح اید، ارضای مستقیم سائقِ لذت و گریز از ناکامی را فراهم کند؛ و در سطح سوپرایگو، همزمان کارکردی خودتنبیهی در پاسخ به احساس گناه داشته باشد. ازاینرو، اعتیاد صرفاً یک رفتار برای «لذت بردن» یا «کاهش اضطراب» نیست، بلکه میتواند محل تلاقی چند انگیزهٔ متعارض و همزمان باشد.
یادداشت شخصی از کتاب :
Charles Brenner, M.D. (1982). The Mind in Conflict. New York: International Universities Press. 📔 | 260 |
| 19 | تعینمندی چندگانهٔ کنش روانی (Overdetermination)
«هر کنش روانی دارای معنایی چندگانه است.» برای مثال، والدر معتقد بود: «هر عمل انسان، از جمله تمام واکنشهای هدفمند او که متوجه واقعیت هستند، باید از نظر محتوای ارضای سائق نیز مورد تفسیر قرار گیرد.» یا بهطور کلیتر: «هر کنش یا خیالپردازی فرد، جنبهای مربوط به ایگو، جنبهای مربوط به اید و جنبهای مربوط به سوپرایگو دارد.»
(Waelder, 1930, pp. 73–82)
Charles Brenner, M.D. (1982). The Mind in Conflict. New York: International Universities Press. 📔 | 228 |
| 20 | ☆ اصطلاحات تخصصی از این دو کتاب 📚 | 289 |
