en
Feedback
شبح‌پندار

شبح‌پندار

Open in Telegram

سایه ها حرف می‌زنند .

Show more
499
Subscribers
No data24 hours
-117 days
-5730 days
Attracting Subscribers
April '25
April '25
+2
in 0 channels
March '25
+5
in 0 channels
Get PRO
February '25
+22
in 0 channels
Get PRO
January '25
+105
in 0 channels
Get PRO
December '24
+98
in 0 channels
Get PRO
November '24
+127
in 2 channels
Get PRO
October '24
+64
in 97 channels
Get PRO
September '24
+92
in 9 channels
Get PRO
August '24
+1 127
in 48 channels
Date
Subscriber Growth
Mentions
Channels
10 April0
09 April0
08 April0
07 April0
06 April+1
05 April0
04 April+1
03 April0
02 April0
01 April0
Channel Posts
روبی کیپاپ رو خورد .🛐

2
We lay my love and I من و معشوقم دراز کشیدیم Beneath the weeping willow زیر درخت بید سوگوار But now alone I lie اما حالا تنها دراز کشیده‌ام And weep beside the tree و کنار درخت اشک می‌ریزم Singing «Oh Willow Waly» می‌خوانم «ای بید سوگوار» By the tree that weeps with me کنار درختی که با من اشک می‌ریزد
251
3
Ashley Serena - O Willow Waly.mp3
2
4
sticker.webp
240
5
ای ناخدا ناخدای من ،دستت و از موهام بیرون بکش اگر قرار نیست این موج ها با دست تو به رقص در بیان پس نذار به آرامشت عادت کنن چشمای من دریای شبه اما این دریا خیلی وقته طوفانیه ناخدای چشمام باش و این دریا رو به آرامش برسون _دزیره
256
6
تو آتش جاویدان منی قلبی که مثل آتیش روشن باشه، هیچ غمی نداره و تو قلب من رو روشن نگه می‌داری خودت می‌دونی نه؟! _دزیره
244
7
sticker.webp
302
8
مهتاب بی صدا گریه میکنه وقتی سایه های سرنوشت نزدیک میشن.
301
9
دوستت داشتم با وجود این که تو را به آغوش نکشیدم و تو را همیشه نمی‌بینم..! دوستت داشتم..چون برایت نوشتم، برایت خواندم، به خاطرت خندیدم و به خاطر تو تغییر کردم ،تو را دوست داشتم، در حالی که دور بودی ولی نزدیک ترین به قلبم)) -محمود‌ درویش
386
10
دوستت داشتم با وجود این که تو را به آغوش نکشیدم و تو را همیشه نمی‌بینم، دوستت داشتم چون برایت نوشتم، برایت خواندم، به خاطرت خندیدم . تو را دوست داشتم، در حالی که دور بودی ولی نزدیک ترین به قلبم)) _محمود‌درویش
1
11
sticker.webp
354
12
دوستت داشتم با وجود این که تو را به آغوش نکشیدم و تو را همیشه نمی‌بینم، دوستت داشتم چون برایت نوشتم، برایت خواندم، به خاطرت خندیدم و به خاطر تو تغییر کردم! تو را دوست داشتم، در حالی که دور بودی ولی نزدیک ترین به قلبم)) _محمود‌درویش
1
13
sticker.webp
1
14
عادت داشت نوک خودکار را بین لب‌هایش بگیرد یک روز جامدادی‌اش را دزدیدم و تمام خودکارهایش را بوسیدم. عصر خودمانی‌ای بود، فقط من وخودکارها ،وقتی بابا آمد خانه ازم پرسید چرا لب هایم آبی شده می‌خواستم بگویم برای این‌که او آبی دوست دارد و با آبی می‌نویسد. همیشه آبی
349
15
+1
No text...
281
16
گویا روح داستانت در زندگیمان دمیده شده بود؛ زمانی که جاده ی بی بازگشت دشت گل های خردلی را میرفتی و لبخند میزدی در آوای خداحافظی ات باز نوید از بازگشت پنهان شده بود. اما، گویا تو مهمان یکی و دو روز این دشت بودی! تو با بهار رفتی، تو شکوفه ها و گل هارا با خود بردی.. تو همه چیز را با خود بردی! -۲ فوریه
265
17
sticker.webp
11
18
یکی از نیازمندی هام بودن تو گروپ گا مین عه🙏🏻🕯+1
یکی از نیازمندی هام بودن تو گروپ گا مین عه🙏🏻🕯
16
19
Study group یکی از اون سریالاس که میتونی رندوم ترینارو باهم شیپ کنید
17
20
تمام زخم های بدنشو میبوسم و همچنان فکر میکنم اون زیباترینه..
305