en
Feedback
روایتِ پاک

روایتِ پاک

Open in Telegram

تلاشی برای روایت.

Show more

📈 Analytical overview of Telegram channel روایتِ پاک

Channel روایتِ پاک (@hossein_pak69) in the Farsi language segment is an active participant. Currently, the community unites 10 552 subscribers, ranking 4 875 in the Politics category and 30 118 in the Iran region.

📊 Audience metrics and dynamics

Since its creation on невідомо, the project has demonstrated rapid growth, gathering an audience of 10 552 subscribers.

According to the latest data from 04 September, 2026, the channel demonstrates stable activity. Although there has been a change in the number of participants by 349 over the last 30 days and by 227 over the last 24 hours, overall reach remains high.

  • Verification status: Not verified
  • Engagement rate (ER): The average audience engagement rate is 83.38%. Within the first 24 hours after publication, content typically collects 28.52% reactions from the total number of subscribers.
  • Post reach: On average, each post receives 8 643 views. Within the first day, a publication typically gains 2 956 views.
  • Reactions and interaction: The audience actively supports content: the average number of reactions per post is 205.
  • Thematic interests: Content is focused on key topics such as دشمن, مقاومت, نیرو, حزب‌الله, رسانه.

📝 Description and content policy

The author describes the resource as a platform for expressing subjective opinions:
تلاشی برای روایت.

Thanks to the high frequency of updates (latest data received on 06 September, 2026), the channel maintains relevance and a high level of publication reach. Analytics show that the audience actively interacts with content, making it an important point of influence in the Politics category.

10 552
Subscribers
+22724 hours
+2377 days
+34930 days
Posts Archive
این یک گزارش تحقیقی است لطفا مطالع نمایید عذر خواهم که طولانی شد.

🔻تفاهم چه بر سر علی‌الطاهر آورد؟ بیانیه‌ها دروغ نمی‌گویند 🔴از دیروز برخی ادوات رسانه‌ای «فریق مذاکره» تقسیم کار جالبی را آغ
+6
🔻تفاهم چه بر سر علی‌الطاهر آورد؟ بیانیه‌ها دروغ نمی‌گویند 🔴از دیروز برخی ادوات رسانه‌ای «فریق مذاکره» تقسیم کار جالبی را آغاز کرده‌اند؛ یک عده مأمور تخریب کسانی شده‌اند که از هفته‌ها قبل نسبت به سرنوشت علی‌الطاهر هشدار می‌دادند و عده‌ای دیگر مأمور پاک‌کردن صورت مسئله: تفاهمی که قرار بود جلوی پیشروی دشمن را بگیرد، اما در همان دوره اجرای آن، فشار دشمن برای تصرف علی‌الطاهر ادامه پیدا کرد. حالا برای دفاع از آن تفاهم گفته می‌شود که گویا بعد از امضای آن، دشمن در علی‌الطاهر کنترل شده بود و اتفاقات بعدی ارتباطی با تفاهم نداشته است. برای سنجیدن این ادعا اصلاً لازم نیست حرف ما را قبول کنید. لازم نیست سراغ تحلیل‌های منتقدان بروید. حتی لازم نیست گزارش‌های امروز را بخوانید. 🔴فقط بیانیه‌های خود حزب‌الله را، از چند ساعت بعد از تفاهم، ورق بزنید. ۱۸ ژوئن؛ یعنی همان روزی که هنوز جوهر تفاهم خشک نشده بود، مقاومت در بیانیه رسمی خود اعلام کرد که یک نیروی دشمن از سمت ارنون به سوی اطراف کفر تبنیت در حال پیشروی است و مجاهدان با آن درگیر شده‌اند. در بیانیه دیگر همان مقطع، مسئله حتی صریح‌تر است: یک نیروی متشکل از زرهی و پیاده دشمن تلاش می‌کند از جهت شمالی به سمت مرتفع علی‌الطاهر نفوذ کند. مقاومت با آن درگیر می‌شود، مرکاواها هدف قرار می‌گیرند و درگیری با آتش سنگین ادامه پیدا می‌کند. 🔴پس اولین واقعیت را ثبت کنیم: تنها چند ساعت پس از تفاهم، دشمن نه در حال عقب‌نشینی از علی‌الطاهر، بلکه در حال تلاش برای نفوذ به علی‌الطاهر بوده است. ۱۹ ژوئن ماجرا تمام نمی‌شود. مقاومت دوباره بیانیه می‌دهد و از تلاش یک نیروی دیگر دشمن برای پیشروی، این بار زیر پوشش سنگین آتش و دود برای تخلیه کشته‌ها و مجروحان، خبر می‌دهد. در همان روز مقاومت صریحاً می‌گوید دشمن به تعهدات آتش‌بس پایبند نبوده و از ادامه «محاولات التوغل والسيطرة»؛ یعنی تلاش برای نفوذ و سیطره سخن می‌گوید. 🔴اما شاید مهم‌ترین سند، بیانیه ۲۰ ژوئن باشد. اینجا دیگر حتی جای تفسیر باقی نمی‌ماند. مقاومت می‌گوید از شامگاه ۱۹ ژوئن به آتش‌بس ملتزم بوده، اما دشمن: «تحت جنح وقف إطلاق النار» 🔴یعنی زیر پوشش آتش‌بس، بار دیگر برای نفوذ به سمت مرتفع علی‌الطاهر اقدام کرده است. این عبارت را ما امروز نساخته‌ایم. منتقدان تفاهم هم آن را ننوشته‌اند. این عبارت در بیانیه رسمی خود مقاومت، درست در همان روزها ثبت شده است. یعنی حزب‌الله همان زمان رسماً می‌گفت که دشمن از وضعیت آتش‌بس برای ادامه عملیات خود در محور علی‌الطاهر استفاده می‌کند. چند روز بعد، در ۲۴ ژوئن، مقاومت دوباره مجبور می‌شود در بیانیه رسمی خود تأکید کند که اقدام دشمن «انتهاك فاضح لوقف إطلاق النار الذي التزمت به حتى الآن» است؛ نقض آشکار آتش‌بسی که مقاومت تا آن لحظه به آن پایبند مانده بود. 🔴حالا این تاریخ‌ها را پشت سر هم بگذارید: ۱۸ ژوئن: تلاش دشمن برای نفوذ به علی‌الطاهر. ۱۹ ژوئن: ادامه عملیات زمینی و تلاش برای نفوذ و سیطره. ۲۰ ژوئن: اعلام رسمی مقاومت درباره سوءاستفاده دشمن از آتش‌بس برای پیشروی به علی‌الطاهر. ۲۴ ژوئن: اعتراض دوباره مقاومت به نقض آتش‌بس. و در ادامه همین روند، ۷ ژوئیه: دشمن پرچم خود را بر ارتفاعات علی‌الطاهر نصب می‌کند. 🔴جالب‌تر اینکه همه این اتفاقات در زمانی رخ می‌دهد که همان تفاهمی که درباره نتایجش تبلیغات فراوان شد، هنوز روی کاغذ فعال است. پس اگر قرار است امروز گفته شود «تفاهم دشمن را در علی‌الطاهر کنترل کرد»، سؤال بسیار ساده است: دقیقاً کجا کنترل کرد؟ 🔴وقتی چند ساعت پس از تفاهم دشمن در حال نفوذ به علی‌الطاهر است؛ فردای آن دوباره حمله می‌کند؛ مقاومت رسماً می‌گوید دشمن «زیر پوشش آتش‌بس» پیشروی می‌کند؛ و در دوره همان سازوکار، کار به نصب پرچم دشمن بر ارتفاعات می‌رسد؛ کدام بند بازدارنده تفاهم در میدان اجرا شده است؟ این همان چیزی است که از ابتدا درباره آن هشدار داده می‌شد و به همین دلیل آن را «تفاهم نقض غرض» می‌خواندیم؛ سازوکاری که غرض اعلامی‌اش مهار تجاوز و جلوگیری از توسعه اشغال بود، اما در میدان نتوانست مانع استمرار همان روند شود. 🔴حتی لازم نیست برای اثبات این مسئله به حرف منتقدان استناد کرد؛ اسناد خود مقاومت برای اثبات اصل ماجرا کافی است. بنابراین به جای گشتن در مصاحبه‌های چند هفته قبل، تقطیع سخنان منتقدان، حمله شخصی و ساختن روایت‌های تازه درباره اینکه چه کسی چه زمانی هشدار داده، یک کار ساده‌تر وجود دارد: بیانیه‌های ۱۸، ۱۹، ۲۰ و ۲۴ ژوئن را دوباره بخوانید. 🔴مسئله این نیست که چه کسی روزی از مذاکره یا تفاهم دفاع کرده و چه کسی نکرده است. مسئله این است که وقتی نتیجه یک سازوکار در میدان مقابل چشم ماست، تعصب روی یک کاغذ نباید جای واقعیت را بگیرد. علی‌الطاهر جای مناسبی برای جنگ حافظه نیست. بیانیه‌ها موجود است، تاریخ‌ها موجود است. 🔻 @hossein_pak69

علی‌الطاهر جای مناسبی برای جنگ حافظه نیست. بیانیه‌ها موجود است، تاریخ‌ها موجود است. 🔻 @hossein_pak69

🔻تفاهم چه بر سر علی‌الطاهر آورد؟ بیانیه‌ها دروغ نمی‌گویند 🔴از دیروز برخی ادوات رسانه‌ای «فریق مذاکره» تقسیم کار جالبی را آغاز کرده‌اند؛ یک عده مأمور تخریب کسانی شده‌اند که از هفته‌ها قبل نسبت به سرنوشت علی‌الطاهر هشدار می‌دادند و عده‌ای دیگر مأمور پاک‌کردن صورت مسئله: تفاهمی که قرار بود جلوی پیشروی دشمن را بگیرد، اما در همان دوره اجرای آن، فشار دشمن برای تصرف علی‌الطاهر ادامه پیدا کرد. حالا برای دفاع از آن تفاهم گفته می‌شود که گویا بعد از امضای آن، دشمن در علی‌الطاهر کنترل شده بود و اتفاقات بعدی ارتباطی با تفاهم نداشته است. برای سنجیدن این ادعا اصلاً لازم نیست حرف ما را قبول کنید. لازم نیست سراغ تحلیل‌های منتقدان بروید. حتی لازم نیست گزارش‌های امروز را بخوانید. 🔴فقط بیانیه‌های خود حزب‌الله را، از چند ساعت بعد از تفاهم، ورق بزنید. ۱۸ ژوئن؛ یعنی همان روزی که هنوز جوهر تفاهم خشک نشده بود، مقاومت در بیانیه رسمی خود اعلام کرد که یک نیروی دشمن از سمت ارنون به سوی اطراف کفر تبنیت در حال پیشروی است و مجاهدان با آن درگیر شده‌اند. در بیانیه دیگر همان مقطع، مسئله حتی صریح‌تر است: یک نیروی متشکل از زرهی و پیاده دشمن تلاش می‌کند از جهت شمالی به سمت مرتفع علی‌الطاهر نفوذ کند. مقاومت با آن درگیر می‌شود، مرکاواها هدف قرار می‌گیرند و درگیری با آتش سنگین ادامه پیدا می‌کند. 🔴پس اولین واقعیت را ثبت کنیم: تنها چند ساعت پس از تفاهم، دشمن نه در حال عقب‌نشینی از علی‌الطاهر، بلکه در حال تلاش برای نفوذ به علی‌الطاهر بوده است. ۱۹ ژوئن ماجرا تمام نمی‌شود. مقاومت دوباره بیانیه می‌دهد و از تلاش یک نیروی دیگر دشمن برای پیشروی، این بار زیر پوشش سنگین آتش و دود برای تخلیه کشته‌ها و مجروحان، خبر می‌دهد. در همان روز مقاومت صریحاً می‌گوید دشمن به تعهدات آتش‌بس پایبند نبوده و از ادامه «محاولات التوغل والسيطرة»؛ یعنی تلاش برای نفوذ و سیطره سخن می‌گوید. 🔴اما شاید مهم‌ترین سند، بیانیه ۲۰ ژوئن باشد. اینجا دیگر حتی جای تفسیر باقی نمی‌ماند. مقاومت می‌گوید از شامگاه ۱۹ ژوئن به آتش‌بس ملتزم بوده، اما دشمن: «تحت جنح وقف إطلاق النار» 🔴یعنی زیر پوشش آتش‌بس، بار دیگر برای نفوذ به سمت مرتفع علی‌الطاهر اقدام کرده است. این عبارت را ما امروز نساخته‌ایم. منتقدان تفاهم هم آن را ننوشته‌اند. این عبارت در بیانیه رسمی خود مقاومت، درست در همان روزها ثبت شده است. یعنی حزب‌الله همان زمان رسماً می‌گفت که دشمن از وضعیت آتش‌بس برای ادامه عملیات خود در محور علی‌الطاهر استفاده می‌کند. چند روز بعد، در ۲۴ ژوئن، مقاومت دوباره مجبور می‌شود در بیانیه رسمی خود تأکید کند که اقدام دشمن «انتهاك فاضح لوقف إطلاق النار الذي التزمت به حتى الآن» است؛ نقض آشکار آتش‌بسی که مقاومت تا آن لحظه به آن پایبند مانده بود. 🔴حالا این تاریخ‌ها را پشت سر هم بگذارید: ۱۸ ژوئن: تلاش دشمن برای نفوذ به علی‌الطاهر. ۱۹ ژوئن: ادامه عملیات زمینی و تلاش برای نفوذ و سیطره. ۲۰ ژوئن: اعلام رسمی مقاومت درباره سوءاستفاده دشمن از آتش‌بس برای پیشروی به علی‌الطاهر. ۲۴ ژوئن: اعتراض دوباره مقاومت به نقض آتش‌بس. و در ادامه همین روند، ۷ ژوئیه: دشمن پرچم خود را بر ارتفاعات علی‌الطاهر نصب می‌کند. 🔴جالب‌تر اینکه همه این اتفاقات در زمانی رخ می‌دهد که همان تفاهمی که درباره نتایجش تبلیغات فراوان شد، هنوز روی کاغذ فعال است. پس اگر قرار است امروز گفته شود «تفاهم دشمن را در علی‌الطاهر کنترل کرد»، سؤال بسیار ساده است: دقیقاً کجا کنترل کرد؟ 🔴وقتی چند ساعت پس از تفاهم دشمن در حال نفوذ به علی‌الطاهر است؛ فردای آن دوباره حمله می‌کند؛ مقاومت رسماً می‌گوید دشمن «زیر پوشش آتش‌بس» پیشروی می‌کند؛ و در دوره همان سازوکار، کار به نصب پرچم دشمن بر ارتفاعات می‌رسد؛ کدام بند بازدارنده تفاهم در میدان اجرا شده است؟ این همان چیزی است که از ابتدا درباره آن هشدار داده می‌شد و به همین دلیل آن را «تفاهم نقض غرض» می‌خواندیم؛ سازوکاری که غرض اعلامی‌اش مهار تجاوز و جلوگیری از توسعه اشغال بود، اما در میدان نتوانست مانع استمرار همان روند شود. 🔴حتی لازم نیست برای اثبات این مسئله به حرف منتقدان استناد کرد؛ اسناد خود مقاومت برای اثبات اصل ماجرا کافی است. بنابراین به جای گشتن در مصاحبه‌های چند هفته قبل، تقطیع سخنان منتقدان، حمله شخصی و ساختن روایت‌های تازه درباره اینکه چه کسی چه زمانی هشدار داده، یک کار ساده‌تر وجود دارد: بیانیه‌های ۱۸، ۱۹، ۲۰ و ۲۴ ژوئن را دوباره بخوانید. 🔴آن وقت معلوم می‌شود چه کسی امروز دارد تاریخ علی‌الطاهر را بازنویسی می‌کند. مسئله این نیست که چه کسی روزی از مذاکره یا تفاهم دفاع کرده و چه کسی نکرده است. مسئله این است که وقتی نتیجه یک سازوکار در میدان مقابل چشم ماست، تعصب روی یک کاغذ نباید جای واقعیت را بگیرد.

‏🔻دیروز در نزدیکی علی‌الطاهر بودم. دو گزارش مفصل تهیه کردم؛ یکی در تلگرام و اینتاکرامم منتشر شد و دیگری از شبکه سه سیما پخش شد، به‌اضافه دو روایت یک‌دقیقه‌ای در استوری اینستاگرام. همه گزارش ها یک خط روشن و واحد دارند: ‏دشمن می‌گوید علی‌الطاهر را به‌طور کامل اشغال کرده و همه مدافعان آن را به شهادت رسانده است. این «روایت دشمن» است، نه روایت ما. مقاومت هنوز درباره جزئیات آنچه در تپه گذشته، بیانیه‌ای منتشر نکرده است. ‏🔴اما آنچه از روند میدان و محاصره، حجم سنگین آتش و محدودیت جغرافیایی تپه قابل فهم است، این است که علی‌الطاهر در معنای نظامی و آتش‌باری سقوط کرده و دشمن بر آن سیطره عملیاتی یافته است. این گزاره با تأیید ادعاهای دشمن درباره ورود به تأسیسات یا سرنوشت مدافعان یکی نیست. درباره این جزئیات، تنها روایت مقاومت برای ما ملاک است؛ اگر اساسا روایتی منتشر شود. ‏🔴و درباره فضاسازی مضحک ضدانقلاب نیز مسئله کاملا روشن است: نه رزمنده ایرانی در علی‌الطاهر حضور داشته و نه شهروند ایرانی. 🔻 @hossein_pak69

🔻یک تقسیم کار جالب شکل گرفته است؛ از دیروز که برخی عزیزان تخریب را شروع کردند، امروز نوبت به رسانه‌های ضدانقلاب رسید. 🔴مصاح
🔻یک تقسیم کار جالب شکل گرفته است؛ از دیروز که برخی عزیزان تخریب را شروع کردند، امروز نوبت به رسانه‌های ضدانقلاب رسید. 🔴مصاحبه چند هفته پیش من را که در آن مکررا نسبت به محاصره رزمندگان مقاومت در علی‌الطاهر هشدار داده بودم، تقطیع کرده‌اند و «محاصره رزمندگان مقاومت» را به «محاصره رزمندگان ایرانی» تبدیل کرده‌اند. اینکه کار از گشتن در پیام‌های قدیمی و فتوشاپ‌کردن آنها، حالا به دست‌دادن با رسانه‌های ضدانقلاب برای ساختن یک روایت جعلی رسیده، در نوع خود کم‌نظیر است. 🔴هیچ رزمنده یا شهروند ایرانی در این محیط حضور نداشته و منظور من در آن مصاحبه، کاملا روشن و مشخص، محاصره رزمندگان مقاومت بوده است. 🔻 @hossein_pak69

🔻زنده از علی‌الطاهر 🔴آنچه مجاهدان مقاومت در علی‌الطاهر رقم زدند، به‌گمان من یکی از زیباترین قصه‌های مقاومت در سال‌های اخیر است؛ قصه مردانی که در سخت‌ترین شرایط ایستادند و برای حفظ این سنگر، از جان خود گذشتند. علی‌الطاهر پیش از آنکه نام یک نقطه روی نقشه باشد، امروز نام یک ایستادگی است. توضیحات این فیلم درباره آخرین وضعیت علی‌الطاهر و آن چیزی است که در میدان گذشته و اکنون می‌گذرد؛ اما در کنار روایت میدان، یک حرف دیگر هم باید روشن گفته شود. 🔴مقاومت و نهضتی که به آن باور داریم، تعصب بر هیچ شخص، جریان یا کاغذی را جز در مدار ولی خدا برنمی‌تابد. اینکه بگویند «تو روزی از یک تفاهم دفاع کردی، پس امروز حق نداری از نتایج یا کاستی‌هایش انتقاد کنی» دقیقا وارونه منطق مقاومت است. اگر دیروز در تصمیمی نقطه قوت دیده‌ایم، از آن دفاع کرده‌ایم؛ اگر امروز در همان مسیر ضعف یا خطایی می‌بینیم، وظیفه داریم آن را بگوییم. وفاداری یعنی وفاداری به حقیقت و مقاومت، نه اسیر شدن در مواضع دیروز خودمان. 🔴نشنیدن عیب است. تخریب عیب است. ساختن سازوکار معیوب و اصرار بر آن عیب است. پوشاندن ضعف به‌جای اصلاح آن عیب است. و از همه خطرناک‌تر، تعصب بر اشخاص و کاغذها به‌جای تعصب بر مقاومت و خون مجاهدان عیب است. نقدی که برای حفظ سنگر گفته می‌شود، حمله به سنگر نیست. کسی که از ضعف سخن می‌گوید لزوما در برابر مقاومت نایستاده؛ گاهی درست به این دلیل سخن می‌گوید که نمی‌خواهد هزینه ضعف را دوباره همان مردانی بدهند که در علی‌الطاهر با خون خود ایستادند. 🔴علی‌الطاهر باید ما را دوباره به اصل برگرداند: اشخاص می‌آیند و می‌روند، تفاهم‌ها نوشته و نقض می‌شوند، تحلیل‌ها درست و غلط از آب درمی‌آیند؛ آنچه باید بماند مقاومت است، حقیقت است و حرمت خون مردانی است که برای این سنگر ایستادند. 🔻 @hossein_pak69

🔻در خصوص علی‌الطاهر، ما روایت دشمن را مبنا قرار نمی‌دهیم و منتظر روایت و بیانیه رسمی مقاومت می‌مانیم؛ چه علی‌الطاهر همچنان ایستاده باشد، چه ـ خدای ناکرده ـ سقوط کرده باشد و مدافعانش تا آخرین نفر به شهادت رسیده باشند. 🔴اما فرض کنیم علی‌الطاهر سقوط کرده است. آن‌وقت چند سوال وجود دارد: مسئولیت این روز با چه کسانی است؟ 🔴چه کسانی مدعی بودند به خاطر علی‌الطاهر پای میز مذاکره رفته‌اند؟ چه کسانی گفتند تفاهمشان دست دشمن را بسته و پیشروی او را متوقف کرده است؟ چه کسانی منتقدانی را که از همان ابتدا نسبت به رسیدن چنین روزی هشدار می‌دادند، تخریب و ساکت کردند؟ 🔴چه کسانی بدون شناخت میدان، با چند متن تولیدشده با هوش مصنوعی برای دیگران نسخه پیچیدند و هر نقدی را با تهمت و لجن‌پراکنی پاسخ دادند؟ چه کسانی «شیخ مقاومت» را خرج رؤیاهای خام و محاسبات سیاسی خود کردند؟ 🔴و چه کسانی «خون دل» فروشی کردند، بی‌آنکه بفهمند این سنگر حاصل چه خون‌دل‌هایی بود؟ خون دل آقای شهید؛ خون دل حاج قاسم؛ خون دل سید حسن؛ و خون صدها فرمانده و رزمنده‌ای که برای حفظ این جغرافیا، عمر و جانشان را گذاشتند. 🔴اگر علی‌الطاهر ایستاده باشد، باید خدا را شکر کرد و دست مدافعانش را بوسید. 🔴اما اگر سقوط کرده باشد، پیش از هر مرثیه‌ای باید پرسید: چه کسانی باید پاسخگوی تصمیم‌ها، تحلیل‌ها، وعده‌ها و سکوت‌هایی باشند که ما را به این نقطه رساند؟ 🔴البته برای بعضی‌ها اساساً فرقی نمی‌کند؛ اما برای کسانی که می‌دانند علی‌الطاهر فقط نام یک تپه نیست، فرق می‌کند. خیلی هم فرق می‌کند. 🔻 @hossein_pak69

🔻هموطنان عزیز؛ بعد از این همه تجربه در دفاع ملی، باید بدانیم انتشار تصاویر محل شلیک موشک‌ها و پهپادهای ایرانی، یعنی دادن سرنخ به دشمن؛ یعنی کاهش موفقیت حملات و به خطر انداختن جان مردانی که پای لانچر ایستاده‌اند. 🔻 @hossein_pak69

https://t.me/didebane_jang اخبار لحظه ای جنگ را از دیده بان دنبال کنید.

🔴پیشنهادی برای جنگ معنا 🔻هرقدر عده‌ای بخواهند این حقیقت را نادیده بگیرند، یک واقعیت در متن جنگ رمضان باقی خواهد ماند: شهدای
🔴پیشنهادی برای جنگ معنا 🔻هرقدر عده‌ای بخواهند این حقیقت را نادیده بگیرند، یک واقعیت در متن جنگ رمضان باقی خواهد ماند: شهدای این جنگ، در ایران، لبنان، عراق و دیگر جبهه‌ها، شهدای انتقام خون ولی خدا هستند؛ معنایی فراتر از همه اهداف و عناوین دیگری که می‌توان برای این نبرد برشمرد. 🔴این معنا چیزی نیست که بعدها به شهادت آنان افزوده شده باشد؛ در وصایا، سخنان و مسیر زندگی بسیاری از همین شهدا، نسبت خود با ولایت و دفاع از ولی به‌روشنی دیده می‌شود. 🔴پیشنهاد این است که این حقیقت را از یک «مفهوم» به یک «نشانه زنده و قابل رؤیت» تبدیل کنیم. 🔴در همه اجتماعات، یادواره‌ها و مراسم‌ها، خانواده‌های شهدای جنگ رمضان با یک نشانه واحد تکریم شوند: شال قرمز «شهید الولایة»؛ شالی منقش به تصویر شهید و عبارت «شهید الولایة / شهید ولایت». این شال به‌تدریج می‌تواند به یک نشان مشترک و شناخته‌شده برای خانواده شهدای این نبرد در جغرافیاهای مختلف تبدیل شود؛ نشانی که بدون نیاز به توضیح طولانی، روایت جنگ را منتقل می‌کند. 🔴همین معنا باید در پوسترها، مستندها، روایت‌های رسانه‌ای، یادواره‌ها و تولیدات هنری نیز امتداد پیدا کند؛ نه صرفا به‌عنوان یک شعار، بلکه به‌عنوان «هویت معنایی» این شهدا. 🔻 @hossein_pak69

https://t.me/didebane_jang برای پیگیری اخبار جنگ کانال دیده‌بان را دنبال کنید.

🔻حمله آمریکا به جزیره لارک دست کسانی را باز کرد که مدت‌هاست به دنبال اخراج آمریکا از منطقه و تأدیب آن هستند 🔴اگر این بار جبهه آتش بگیرد فکر نمی‌کنم چیزی شبیه دفعات قبل باشد دیدنی خواهد بود. 🔻 @hossein_pak69

🔻پیش از آغاز جنگ رمضان و پیش از شروع دور اخیر جنگ، بر پایه مطالعاتی که داشتیم و درس‌هایی که از میدان گرفته بودیم، با صراحت گفتم که ایران متفاوتی خواهید دید. 🔴امروز با اطمینان بیشتری می‌گویم: در دور بعد، ایرانی متفاوت‌تر و قدرتمندتر خواهید دید و مقاومت اسلامی نیز با ابزارهای تازه و غافلگیری‌هایی وارد میدان خواهد شد که هنوز در محاسبات دشمن جایی ندارند. 🔻 @hossein_pak69

خون دلی که لعل شد… 🔻این چند کلمه فارسیِ سید را که می‌شنوم، یاد یک عمر خون دل می‌افتم… 🔴از امام خمینی تا خامنه‌ای شهید، برای این سنگر کم رنج نکشیدند. سنگری که آخر کار نشان داد فقط رفیق روزهای خوب ایران نیست؛ روز سخت که رسید، برای ما جنگید، بیشتر از خیلی‌ها جنگید و شهید داد. 🔴لبنان حاصل یک عمر خون دل است. حاصل چهل‌وچند سال ساختن، تربیت کردن، زمین خوردن و دوباره بلند شدن. امروز روز حساب همین خون دل‌هاست. 🔴باید حرکت کرد. نه فردا؛ همین امروز. این سنگر را خیلی گران ساخته‌اند لعل، محصول خون دل است؛ و میراث خون دل را جز با ایستادن نمی‌توان حفظ کرد. 🔻 @hossein_pak69

🔻تفاوت آقا محسن در شعام فقط در یک انتصاب یا تغییر مدیریتی نیست؛ در جنس حضور است. 🔴لباس پاسداری یعنی هویت و تعلق؛ شجاعت یعنی
🔻تفاوت آقا محسن در شعام فقط در یک انتصاب یا تغییر مدیریتی نیست؛ در جنس حضور است. 🔴لباس پاسداری یعنی هویت و تعلق؛ شجاعت یعنی نترسیدن از هزینه‌ی تصمیم؛ روحیه‌بخشی یعنی تزریق امید و جسارت به بدنه‌ی جبهه؛ و سمع و اطاعت از ولی یعنی در لحظه‌ی انتخاب، مصلحت انقلاب را بر مصلحت شخصی و سیاسی مقدم دانستن. 🔴آقا محسن با این مختصات به شعام آمده؛ نه برای اداره‌ی وضع موجود، بلکه برای تغییر آن در چارچوب اراده‌ی ولی. 🔻 @hossein_pak69

🔻امروز برادرم را ملامت می‌کنند؛ جرمش این است که ایرانی نیست و می‌پرسند: «پس به چه حقی از تلویزیون ایران سخن می‌گوید؟» اما من
🔻امروز برادرم را ملامت می‌کنند؛ جرمش این است که ایرانی نیست و می‌پرسند: «پس به چه حقی از تلویزیون ایران سخن می‌گوید؟» اما من او را با شناسنامه‌اش نشناخته‌ام. من دیده‌ام که برای ایران، گاهی از بسیاری از ایرانی‌ها ایرانی‌تر بوده؛ در لبنان، لبنانی‌تر؛ در عراق، عراقی‌تر؛ می‌شود در یک خاک متولد شد، اما دل به جغرافیایی بزرگ‌تر سپرد؛ جغرافیایی که مرزش را عقیده می‌کشد، نه سیم خاردار. شاید در شناسنامه‌اش ننوشته باشند «ایرانی»، اما ایران برای او فقط یک کشور نبوده؛ سنگری بوده که برایش ایستاده، هزینه داده، رنج کشیده و در سخت‌ترین روزها تنهایش نگذاشته است. برای همین، امروز از سرزنشش دلم نمی‌شکند؛ برادر من، بگذار هرچه می‌خواهند بگویند. برای من همین کافی است که وقتی پرچم‌ها افتادند، تو ایستادی؛ وقتی خیلی‌ها حساب سود و زیان کردند، تو حساب تکلیف کردی؛ و وقتی مرز کشیدند، تو هنوز همان‌جایی ماندی که روح‌الله نشان داده بود. تو شناسنامه ایرانی نداری؛ اما سرباز روح‌اللهی. و شاید همین، رازِ ایرانی‌تر بودنت از بسیاری از ماست. پی نوشت: اینجا جنوب لبنان شامگاه ۹ اکتبر در مارون الراس دو روز بعد از عملیات طوفان الاقصی صدای جیغ صهیونیست ها به گوش میرسید. 🔻 @hossein_pak69