en
Feedback
Sara's moments

Sara's moments

Open in Telegram

این خود واقعی منم تقریبا روزمرگی‌های دانشجوییِ یک دانشجو. علوم ارتباطات دانشگاه تهران. غیر فرهیخته‌، کاملا معمولی! اینه قصه‌م. @Sarahmoment_bot🌱

Show more
374
Subscribers
No data24 hours
+37 days
+530 days
Posts Archive
Video message00:11

خانومیای برنا:

Video message00:22

غمم گینه.🎀

Repost from N/a
هر روزی که می گذرونم نسبت به زندگی این جوری ام که: نمی دونم قراره چی بشه. گاهی یک هو می بینم وسط همه چیز گیر افتادم و گاهی می بینم بیش از چیزی که باید و شاید غرق جریانم. نمی دونم قراره چی بشه. n تا مسئله و کار در جریانن، گاهی می شینم و هیچ کاری درباره‌شون نمی کنم. نمی دونم حتی به چی امید داشته باشم و فقط دارم. نمی دونم برای چی تلاش کنم و فقط انجامش می دم. همین.

به استادم گفتم، بهم گفت نمیرییییی ایشالا.🙏🏻

وای امروز ایرانه دانشکده نیست. تو تنها پوینت مثبت اینجایی زن.😭

Repost from N/a
تکه‌ای از من در جایی از این مرز و بوم قدم می‌زند؛ در خیابانی، هوایی. خاک کویی، نبضی، راهی را به قدم می‌ساید. به نگاهی به دلی، با نگاهی به خطی، دل و دین می‌راند. در تماشای لبی، نخی، رویی، به قدش می‌اِستد. به خیالیّ و به لبخندی، دلش می‌خندد. تکه‌ای از من به میان شن و ساحل‌های پر روح خزر می‌رقصد. به تنش می‌خندد. به تنِش می‌خندد. تکه‌ای از من آمیخته است، به غبار دل این نیم‌جهانم، جانم. به نگاهی پیروز، فیروز، به نگاه فیروزه‌ای نصف جهانم رفته. همه جا رفته. تکه‌ای از من به اسمی و به یک روح وا مانده.

من و معصومه حوصله‌مون سر می‌رفت. بازی نصب کردیم بازی کنیم. ولی دیدیم تو دنیای واقعی داره بازی رخ می‌ده. یعنی خدا اجازه نمی‌ده ما دو دقیقه حوصله‌مون سر بره.

بلیییی.🎀

من دارم می‌خونمممم.

شاید اینقدر نباید تو همه‌چیز محتاط باشم. به قول مامانم اگه رها کنم خودم رو بهتره.

چراغونی کنید اقتصادو.🤣🙂‍↔️

https://t.me/rightnowsara/4886 به‌به قراره بانو رو هر روز در سطح دانشکده ملاقات کنم پس🔥🔥

دیگه بالاخره همینه که هست.😔

انقدر که ری‌اکت لایکم نداریم اینجا که موافقت کنن🦦

دیکتاتور ملوسی هستی.

موافقین دیگه؟