en
Feedback
Sara's moments

Sara's moments

Open in Telegram

این خود واقعی منم تقریبا روزمرگی‌های دانشجوییِ یک دانشجو. علوم ارتباطات دانشگاه تهران. غیر فرهیخته‌، کاملا معمولی! اینه قصه‌م. @Sarahmoment_bot🌱

Show more
374
Subscribers
No data24 hours
+37 days
+530 days

Data loading in progress...

Attracting Subscribers
September '26
September '26
+7
in 3 channels
August '26
+33
in 3 channels
Get PRO
July '26
+42
in 5 channels
Get PRO
June '26
+34
in 3 channels
Get PRO
May '26
+6
in 0 channels
Get PRO
April '260
in 0 channels
Get PRO
March '26
+1
in 0 channels
Get PRO
February '26
+15
in 2 channels
Get PRO
January '26
+10
in 1 channels
Get PRO
December '25
+51
in 4 channels
Get PRO
November '25
+37
in 4 channels
Get PRO
October '25
+56
in 1 channels
Get PRO
September '25
+26
in 3 channels
Get PRO
August '25
+14
in 3 channels
Get PRO
July '25
+12
in 0 channels
Get PRO
June '25
+25
in 3 channels
Get PRO
May '25
+42
in 2 channels
Get PRO
April '25
+30
in 1 channels
Get PRO
March '25
+54
in 1 channels
Get PRO
February '250
in 3 channels
Get PRO
January '25
+16
in 2 channels
Get PRO
December '24
+100
in 8 channels
Get PRO
November '24
+52
in 2 channels
Date
Subscriber Growth
Mentions
Channels
07 September0
06 September0
05 September0
04 September+1
03 September+2
02 September+1
01 September+3
Channel Posts
Video message00:11

2
خانومیای برنا:
116
3
Video message
117
4
غمم گینه.🎀
80
5
هر روزی که می گذرونم نسبت به زندگی این جوری ام که: نمی دونم قراره چی بشه. گاهی یک هو می بینم وسط همه چیز گیر افتادم و گاهی می بینم بیش از چیزی که باید و شاید غرق جریانم. نمی دونم قراره چی بشه. n تا مسئله و کار در جریانن، گاهی می شینم و هیچ کاری درباره‌شون نمی کنم. نمی دونم حتی به چی امید داشته باشم و فقط دارم. نمی دونم برای چی تلاش کنم و فقط انجامش می دم. همین.
162
6
به استادم گفتم، بهم گفت نمیرییییی ایشالا.🙏🏻
164
7
وای امروز ایرانه دانشکده نیست. تو تنها پوینت مثبت اینجایی زن.😭
193
8
تکه‌ای از من در جایی از این مرز و بوم قدم می‌زند؛ در خیابانی، هوایی. خاک کویی، نبضی، راهی را به قدم می‌ساید. به نگاهی به دلی، با نگاهی به خطی، دل و دین می‌راند. در تماشای لبی، نخی، رویی، به قدش می‌اِستد. به خیالیّ و به لبخندی، دلش می‌خندد. تکه‌ای از من به میان شن و ساحل‌های پر روح خزر می‌رقصد. به تنش می‌خندد. به تنِش می‌خندد. تکه‌ای از من آمیخته است، به غبار دل این نیم‌جهانم، جانم. به نگاهی پیروز، فیروز، به نگاه فیروزه‌ای نصف جهانم رفته. همه جا رفته. تکه‌ای از من به اسمی و به یک روح وا مانده.
191
9
No text...
56
10
من و معصومه حوصله‌مون سر می‌رفت. بازی نصب کردیم بازی کنیم. ولی دیدیم تو دنیای واقعی داره بازی رخ می‌ده. یعنی خدا اجازه نمی‌ده ما دو دقیقه حوصله‌مون سر بره.
64
11
بلیییی.🎀
71
12
من دارم می‌خونمممم.
73
13
شاید اینقدر نباید تو همه‌چیز محتاط باشم. به قول مامانم اگه رها کنم خودم رو بهتره.
238
14
چراغونی کنید اقتصادو.🤣🙂‍↔️
135
15
https://t.me/rightnowsara/4886 به‌به قراره بانو رو هر روز در سطح دانشکده ملاقات کنم پس🔥🔥
134
16
No text...
137
17
دیگه بالاخره همینه که هست.😔
137
18
انقدر که ری‌اکت لایکم نداریم اینجا که موافقت کنن🦦
135
19
دیکتاتور ملوسی هستی.
133
20
موافقین دیگه؟
132