en
Feedback
MorphoSyntax

MorphoSyntax

Open in Telegram

University of Tehran, Linguistics Dep. دانشگاه تهران، زبان‌شناسی، صرف و نحو

Show more
1 213
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
-330 days
Attracting Subscribers
April '26
April '260
in 0 channels
March '26
+2
in 0 channels
Get PRO
February '26
+13
in 0 channels
Get PRO
January '26
+12
in 0 channels
Get PRO
December '25
+22
in 1 channels
Get PRO
November '25
+63
in 2 channels
Get PRO
October '25
+41
in 2 channels
Get PRO
September '25
+49
in 2 channels
Get PRO
August '25
+28
in 1 channels
Get PRO
July '25
+29
in 0 channels
Get PRO
June '25
+25
in 1 channels
Get PRO
May '25
+49
in 5 channels
Get PRO
April '25
+87
in 9 channels
Get PRO
March '25
+129
in 6 channels
Get PRO
February '25
+83
in 1 channels
Get PRO
January '25
+147
in 9 channels
Get PRO
December '24
+164
in 6 channels
Get PRO
November '24
+223
in 6 channels
Get PRO
October '24
+97
in 0 channels
Get PRO
September '24
+51
in 0 channels
Get PRO
August '24
+57
in 0 channels
Get PRO
July '24
+241
in 0 channels
Date
Subscriber Growth
Mentions
Channels
02 April0
01 April0
Channel Posts
☰ 🧊 ساختواژه | تهی در برابر صفر ◄(۱). بچه‌ها سنگ رو به شیشه کوبوندند. ◄(۲). بچه‌ها با سنگ شیشه رو شکستند. ❂ در دو نمونهٔ گفتاری بالا، فعل «کوباندن» یک تکواژ تهی (null) و فعل «شکستن» یک تکواژ صفر (zero) دارد. این دو جمله، به‌ترتیب، همتای جملات ۳ و ۴ در زیرند. ◄(۳). بچه‌ها سنگ رو به شیشه کوبیدند. ◄(۴). بچه‌ها با سنگ شیشه رو شکوندند. ❂ گرچه گاهی تکواژ تهی و صفر به تسامح به‌جای هم به‌کار رفته‌اند، این دو پدیدهٔ ساختواژی کاملاً متفاوت‌اند. تکواژ تهی به‌رغم حضور آوایی، فاقد کارکرد دستوری است؛ اما تکواژ صفر، بدون بازنمود آوایی، اثر صرفی‌نحوی دارد. ❂ «کوبیدن» (در معنای مورد نظر) فعل سه‌ظرفیتی یا اصطلاحاً دومتعدی است. این فعل با گرفتن وند سببی «ــ‌ان»، افزایش ظرفیت نمی‌یابد و ماهیت آن تغییری نمی‌کند. بنابراین، «کوباندن» در جملهٔ ۱ دارای وند تهی «ــ‌ان» است که حضورش اثر صرفی‌نحوی ندارد. ❂ «شکستن» فعل یک‌ظرفیتی، یا به‌گفتهٔ دقیق‌تر نامفعولی، است. این فعل لازم می‌تواند با تکواژ سببی آشکار «ــ‌ان»، یا تکواژ سببی پنهان، به‌ترتیب، به فعل سببی «شکاندن» یا «شکستن» تبدیل شود. پس، فعل «شکستن» در جملهٔ ۲ یک تکواژ سببی پنهان یا صفر دارد. ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ✍🏿 در سنت دستورنویسی فارسی، فعلی مانند «شکستن» که دو کارکرد لازم و متعدی دارد، فعل دووجهی خوانده می‌شود. ◄(۵). شیشه شکست (لازم/ یک‌ظرفیتی). ◄(۶). بچه شیشه رو شکست (متعدی/ دوظرفیتی). ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ✔️unaccusative-transitive doublet @MorphoSyntax

2
☰ ▫️زادروز امیرِ مؤمنان (ع) و روز پدر فرخنده @MorphoSyntax
☰ ▫️زادروز امیرِ مؤمنان (ع) و روز پدر فرخنده @MorphoSyntax
327
3
☰ 📝 ویرایش | حشو (۷) ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ «امکان دفاع از پایان‌نامه‌ها به‌ص
☰ 📝 ویرایش | حشو (۷) ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ «امکان دفاع از پایان‌نامه‌ها به‌صورت مجازی بلامانع است.» ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ 🖊در جملهٔ بالا واژهٔ «امکان» کاملاً زائد است و حتی معنای جمله را مختل کرده است. ◄دفاع از پایان‌نامه‌ها به‌صورت مجازی بلامانع است. ◄دفاع مجازی از پایان‌نامه‌ها منعی ندارد. ◄دفاع مجازی مجاز است. @MorphoSyntax
345
4
☰ 📗 کتاب | نحو تجربی ▪️The Oxford Handbook of Experimental Syntax (2023) ▪️Edited: Jon Sprouse ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ 🔝ساحت نحو همواره میان‌رشته‌ای بوده است؛ از یک‌سو سرشت علوم شناختی چنین است و پژوهش در حوزه‌ای فراخ که با چندوچون شناخت در ذهن آدمی سروکار دارد، نیازمند تلاش هماهنگ چندین رشته است، از دیگرسو ماهیت نظریۀ نحوی نیز چنان است که به میان‌رشته‌ای بودن آن می‌انجامد. این نظریه دو شاخۀ آوا و معنا را پیوند می‌زند، به بازنمایی‌هایی که در روند پردازش جمله سروشکل می‌گیرند، می‌پردازد، و البته بر فرایند و چگونگی یادگیری زبان متمرکز می‌شود. با پیشرفت فناوری، نحویون هم به شیوه‌ها و ابزارهای تازه‌ای برای پاسخ به پرسش‌های بنیادین خود روی آورده‌اند و به‌ویژه در دو دهۀ گذشته، انفجاری در به‌کارگیری روش‌های آزمون‌گرا برای مطالعۀ نحو زبان انسان رخ داده است. این کتاب کوشیده است تا چنین پژوهش‌هایی را در یک مجلد گرد آورد (برگرفته از پیش‌گفتار اثر). ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ @MorphoSyntax
406
5
☰ 🔝یا کلاً واژه‌ها معانی تازه‌ای یافته‌اند، یا درپی سفر وزیر امور خارجه به نصف جهان، روابط ایران و اصفهان از سر گرفته شد! @M
☰ 🔝یا کلاً واژه‌ها معانی تازه‌ای یافته‌اند، یا درپی سفر وزیر امور خارجه به نصف جهان، روابط ایران و اصفهان از سر گرفته شد! @MorphoSyntax
486
6
☰ 💎 نحو | گذر مشترک ★نه هر گردی، گردوست، نه هر خلئی حذف؛ از جمله در همین ساخت هم‌پایه که ممکن است به‌نظر برسد فعل «است» از ه
☰ 💎 نحو | گذر مشترک ★نه هر گردی، گردوست، نه هر خلئی حذف؛ از جمله در همین ساخت هم‌پایه که ممکن است به‌نظر برسد فعل «است» از همپایهٔ دوم حذف شده است، اما خدا بالاسر شاهد است که این‌طور نیست. گاهی خلأهایی که در ساخت‌های نحوی به‌جای می‌مانند، محصول پدیده‌ای‌اند به نام گذر مشترک. به زبان ساده، در گذر مشترک دو عنصر یا سازه از جای خود حرکت می‌کنند و در فرودجای مشترکی می‌نشینند. ◄(۱). سینا نه کتاب می‌خونه، نه مقاله ـــــ . ◄(۲). سینا نه کتاب ـــــ ، نه مقاله می‌خونه. ★در دو نمونهٔ گفتاری بالا، فعل «خواندن» از هم‌پایهٔ اول یا دوم حذف نشده است؛ بلکه هر دو فعل از هستهٔ گروه فعلی ساخت خود حرکت کرده و با تصریف هم‌سان در یک گره نقش‌نمای بالاتر (متعلق به این یا آن ساخت) فرود آمده‌اند. در ساخت ظاهری چنین می‌نماید که یک فعل حذف شده و فعل دیگر موقعیت پیشین خود را حفظ کرده است. ✔️ATB Movement = گذر مشترک ✔️Landing Site = فرودجای @MorphoSyntax
479
7
☰ 📽 کارنامه | نگاهی تندگذر 🎞 کارنامهٔ فیلم‌سازی بهرام بیضایی (۵ دی ۱۳۱۷ ــ ۵ دی ۱۴۰۴) 🎞 مستندی از واروژ کریم مسیحی (۱۳۳۱)،
☰ 📽 کارنامه | نگاهی تندگذر 🎞 کارنامهٔ فیلم‌سازی بهرام بیضایی (۵ دی ۱۳۱۷ ــ ۵ دی ۱۴۰۴) 🎞 مستندی از واروژ کریم مسیحی (۱۳۳۱)، فیلم‌نامه‌نویس و کارگردان ایرانی @MorphoSyntax
503
8
☰ 📔 فیلم‌نامه | مسافران □ به قلم: بهرام بیضایی (۵ دی ۱۳۱۷ ــ ۵ دی ۱۴۰۴) @MorphoSyntax
417
9
☰ صوفی بیا که آیِنِه، صافی‌ست جام را تا بنگری صــــــفای مـــی لعل‌فــــام را راز درون پرده ز رنـدان مست پرس کاین حال نیست زا
☰ صوفی بیا که آیِنِه، صافی‌ست جام را تا بنگری صــــــفای مـــی لعل‌فــــام را راز درون پرده ز رنـدان مست پرس کاین حال نیست زاهد عالی‌مَقام را عـنقا، شکار کَس نشــود دام بازچـــــین کآن‌جا، همیشه باد‌به‌دست است دام را در بزم دور، یک‌دو قدح درکَش و برو یعنی طــــمع مــــدار وصال مـدام را ای دل شباب رفت و نچیدی گُلی ز عیش پیرانه‌‌ســـر مــکن هــنری ننــگ و نـــام را در عیش نقد کوش که چون آبخور نمانْد آدم بهـــشت، روضـــــهٔ دارُالسَّـــــــلام را ما را بر آستان تو، بس حق خدمت است ای خواجـــــه بازبین به ترحــــم غلام را حافظ مریدِ جام می است، ای صبا برو وز بنده بندگـی برســــان شیخ جــام را 🍉 یلدا فرخنده @MorphoSyntax
633
10
☰ 📢 نشست | زبان معیار در سیما ▫️مرکز تحقیقات صداوسیما با همکاری مرکز پاس‌داشت زبان و ادبیات فارسی و مرکز شعر و موسیقی و سرود
☰ 📢 نشست | زبان معیار در سیما ▫️مرکز تحقیقات صداوسیما با همکاری مرکز پاس‌داشت زبان و ادبیات فارسی و مرکز شعر و موسیقی و سرود، هم‌زمان با هفتهٔ پژوهش، برگزار می‌کند: آسیب‌شناسی ترانه‌های عنوان‌بندی در مجموعه‌های تلویزیونی. @MorphoSyntax
773
11
☰ @MorphoSyntax
☰ @MorphoSyntax
708
12
☰ 🧊 ساختواژه | دورنما ● اگر واژهٔ مرکب «دورنما» را برابر با «outlook» بدانیم، «نما» اسم غیررویدادی است و کل ترکیب را باید ری
☰ 🧊 ساختواژه | دورنما ● اگر واژهٔ مرکب «دورنما» را برابر با «outlook» بدانیم، «نما» اسم غیررویدادی است و کل ترکیب را باید ریشه‌ای تلقی کنیم. بدین ترتیب، «دورنما» به معنای «نمای دور» خواهد بود. اما ساختار «دورنما» در بیت زیر از صائب چگونه است؟ نیست ممکن که ز من دور توانی گردید عـــینک صــاف‌دلان دورنــما می‌باشـــد ● در این نمونه، «نما» محمول ترکیب است و «دور» موضوع درونی آن به‌شمار می‌رود. بنابراین، در اینجا «دورنما» از نوع ترکیب‌های فعلی است و در معنای ابزاری به‌کار رفته که دور را به بیننده می‌نمایاند. ● چنانچه واژه‌ای دارای هر دو کاربرد رویدادی و غیررویدادی باشد، این امکان را فراهم می‌آورد که در دو نوع ترکیب یادشده به‌کار رود. «نما» چنین واژه‌ای است و به‌همین دلیل، با آن هم مرکب ریشه‌ای ساخته‌ایم، هم مرکب فعلی: ◄دورنما (outlook): در آینده‌پژوهی، نمایی از آینده‌های دل‌خواه و ممکن. ◄مسیرنما (route indicator) در حمل‌ونقل ریلی، نشانگر مسیر حرکت قطار. ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ 🔝نمایی از دماوند برف‌پوش، پاییز ۱۴۰۴ @MorphoSyntax
850
13
☰ 🧾 واژه‌گزینی | خط سفید ⚪️ رنگ «سفید» که نماد صلح و پاکی و روشنی است، وقتی به استعاره در مقام وابستهٔ پسین اسم به‌کار می‌رو
☰ 🧾 واژه‌گزینی | خط سفید ⚪️ رنگ «سفید» که نماد صلح و پاکی و روشنی است، وقتی به استعاره در مقام وابستهٔ پسین اسم به‌کار می‌رود، غالباً معنای پسندیده و ممدوح را به هستهٔ گروه اسمی یا همان موصوف می‌افزاید؛ از این جمله‌اند: پروندهٔ سفید، بخت سفید، پرچم سفید، وضعیت سفید، لباس سفید و موی سفید [۱]. اما «سفید» در خطِ سفید از نشانه‌های طبقاتی شدن جامعه و بهره‌مندی از «رانت» است و طبیعتاً معنای مثبتی ندارد. ⚪️ این پدیدهٔ نکوهیده نه‌تنها صفت «سفید» را بدنام می‌کند و از اعتبار می‌اندازد، بلکه راه را برای کارت سوخت سفید، انشعاب آب‌وبرق سفید، خدمات بهداشت‌ودرمان سفید، امکان اشتغال و اعطای اشتمال[۲] سفید، و سهمیهٔ شیر مرغ و جون آدمی‌زاد سفید می‌گشاید. اگر نمی‌خواهیم به خط سفید، مثلاً خط سیاه یا چیزی شبیهش بگوییم، شاید بتوانیم به قیاس «چشم‌سفید» و «پیشانی‌سفید»، از آن واژهٔ مرکب «خط‌سفید» بسازیم که هم به نوع خط ارجاع یابد، هم در نقش صفت، دارنده‌اش را شرمسار کند! ✍🏿 [۱] حالا نفرمایید این خُلقیات تازه مثل ازدواج سفید پس چی. [۲] اشتمال، مدرک بسندگی زبان عربی است؛ همتای تافل، یا چه می‌دانم، آیلتس در انگلیسی. @MorphoSyntax
669
14
☰ 🧊 ساختواژه | «سری به سینه فرو برده‌ام مگر روزی؛ چو گنج گم‌شده زین کنج غم برآرندم/ چه باک اگر به دل بی‌غمان نبردم راه؛ غم شکسته‌دلانم که می‌گسارندم». عنصر وابستهٔ /am/ در کدام واژه‌ها واژه‌بست آمیخته (portmanteau clitic) به‌شمار می‌آید؟
559
15
☰ هــوای روی تو دارم نمی‌گذارندم مگر به کوی تو این ابرها ببارندم مرا که مست توام این خمار خواهد کشت نـگاه کـن کـه بـه دسـت کـ
☰ هــوای روی تو دارم نمی‌گذارندم مگر به کوی تو این ابرها ببارندم مرا که مست توام این خمار خواهد کشت نـگاه کـن کـه بـه دسـت کـه مـی‌سـپارنـدم مگر در این شب دیرانتظارِ عاشق‌کُش بـه وعـده‌های وصـال تـو زنـده دارندم غمم نمی‌خورد ایام و جای رنجش نیست هــزار شــکر کـه بـی غــم نمــی‌گـذارنــدم سـری به سـینه فـرو برده‌ام مگر روزی چو گـنج گم‌شده زین کنج غم برآرندم چه باک اگر به دل بی‌غمان نبردم راه غــم شکـسته‌دلانم کـه مـی‌گـسارنـدم مـن آن سـتارۀ شب‌زنده‌دار امّیدم که عاشقان تو تا روز می‌شمارندم چه جای خواب که هر شب محصّلان فراق خـــیال روی تــو بــر دیـــده مـی‌گــمارنــدم هنوز دست نَشسته‌ست غم ز خون دلم چـه نقش‌ها که ازین دسـت می‌نگارندم کدام مست، می از خون سایه خواهد کرد کـه هم‌چـو خــوشۀ انگــور مـی‌فــشارنـدم ✍🏿 امیرهوشنگ ابتهاج (۱۳۰۶ ــ ۱۴۰۱)، سایه @MorphoSyntax
561
16
☰ 📢 پیام موقت ● در سامانهٔ آموزش مجازی دانشگاه، شنبه هشتم آذر: ◄زبان‌شناسی ورودی ۱۴۰۴: هشت‌ونیم تا ده ◄زبان‌شناسی ورودی ۱۴۰۳: ده‌ونیم تا دوازده ◄زبان‌های باستانی ورودی ۱۴۰۴: دوازده‌ونیم تا دو @MorphoSyntax
219
17
☰ 🧾 واژه‌گزینی | برای اصطلاح بیگانهٔ «شوکر» کدام برابر را می‌پسندید (به‌ترتیب الفبا)؟
703
18
☰ 🧾 واژه‌گزینی | اسپری و شوکر ▪️«افشانه» معادل مناسبی است که در برابر واژهٔ بیگانهٔ «اسپری» به‌تصویب رسیده و در خبر پیوست هم
☰ 🧾 واژه‌گزینی | اسپری و شوکر ▪️«افشانه» معادل مناسبی است که در برابر واژهٔ بیگانهٔ «اسپری» به‌تصویب رسیده و در خبر پیوست هم آمده است. اما آیا می‌دانستید که در گروه علوم نظامی برای اصطلاح «شوکر» واژهٔ «شوک‌دهنده» مصوب شده است؟ اگر بخواهیم برای «شوکر» نیز برابر فارسی برگزینیم، می‌توانیم به سراغ «تکیدن» (جنبیدن) و صورت سببی «تکاندن» (جنباندن) برویم و به کمک پسوند ابزارساز «ــ‌ه»، صفت فاعلی «تکانه» بسازیم (به قیاس: رسانه). ▪️البته اشکال «تکانه» اینجاست که پیشتر در علم فیزیک به‌کار رفته و ترکیبات فراوانی از آن ساخته شده است. اگر برای «شوکر» به فکر «لرزانه» افتاده‌اید، عرض کنم که آن را هم قبلاً برای دستگاهی مصرف کرده‌ایم که حباب‌های هوا را از بتون به‌درمی‌کند. اما خبر خوب این‌که فارسی برخلاف انگلیسی و بسیاری از زبان‌های دیگر، دست‌وپابسته نیست و وندهای بیشتری برای صفت فاعلی دارد. پس، می‌توانیم به همان مصدر «تکاندن» بازگردیم، اما این‌بار پسوندش را به «ــ‌ک» تغییر دهیم که گاه صفت فاعلی می‌سازد، مثل «غلتک» و حالا «تکانک»؛ مثلاً در: انجمن زبان‌شناسان زایشی برای اعضای خود درخواست تکانک و افشانه داد. @MorphoSyntax
636
19
☰ 🔰 حکایت | شاعردزد ● روزی حکیم انوری در بازار بلخ می‌گذشت؛ هنگامه‌ای دید، پیش رفت و سری در میان کرد. مردی دید که ایستاده و
☰ 🔰 حکایت | شاعردزد ● روزی حکیم انوری در بازار بلخ می‌گذشت؛ هنگامه‌ای دید، پیش رفت و سری در میان کرد. مردی دید که ایستاده و قصاید انوری را به نام خود می‌خواند و جماعت او را تحسین می‌کنند. انوری پیش رفت و گفت: ــ ای مرد! اشعار که را می‌خوانی؟ گفت: ــ اشعار انوری را. گفت: ــ تو انوری را می‌شناسی؟ گفت: ــ چه می‌گویی؟! انوری منم. انوری بخندید و گفت: ــ شعردزد شنیده بودم، اما شاعردزد ندیده بودم. 📚 لطایف‌الطوایف، فخرالدین علی صفی (۸۶۷ ــ ۹۳۹ هجری) ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ● نتیجۀ روز: وقتی با رونویسی از آثار دیگری، مقاله‌ای بی‌ارجاع و استناد می‌نویسیم و برای مجلات می‌فرستیم، احتیاط کنیم که دست بر قضا، داوری مقاله را به خود انوری نسپارند! ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ @MorphoSyntax
592
20
☰ 💎 نحو | معنا در نحو ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ◄همهٔ متأهل‌ها همسر دارند. ◄همهٔ
☰ 💎 نحو | معنا در نحو ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ◄همهٔ متأهل‌ها همسر دارند. ◄همهٔ متأهل‌ها مجردند. ◄همهٔ نحویون همسر دارند. ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ □ جملۂ (۱) همواره صادق است. به جمله‌ای که صدق آن برپایهٔ روابط مفهومی واژه‌هایش ضروری باشد، تحلیلی می‌گویند. □ جملۂ (۲) همواره کاذب است. جمله‌ای که کذب آن برپایهٔ روابط مفهومی واژه‌هایش پیش‌بینی‌پذیر باشد، پادگویی خوانده می‌شود. □ جملۂ (۳) می‌تواند کاذب یا صادق باشد و درستی یا نادرستی آن (دست‌کم برای نگارنده) روشن نیست. جمله‌ای که صدق و کذبش بر واقعیت‌های جهان استوار باشد، ترکیبی نام دارد. □ جملۂ (۴) در زیر چگونه جمله‌ای است؟ همواره صادق (تحلیلی)، همواره کاذب (پادگویی)، یا محتمل میان صادق/کاذب (ترکیبی)؟ ◄افزایش بهای بنزین به افزایش کرایهٔ تاکسی نمی‌انجامد. ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ✔️Analytic = تحلیلی ✔️Contradiction = پادگویی ✔️Synthetic = ترکیبی @MorphoSyntax
525