𝚻𝗌 (closed)
Open in Telegram
189
Subscribers
No data24 hours
-227 days
-11630 days
Posts Archive
Repost from یغماے بوسہ
+1
آن زمان که مجدانه تصمیم گرفتم،با خنجر فراموشی تمام هیکل خاطراتت را پاره پاره کنم،دیدم دستم به خونریزی نمیرود.گفتم هر چه غزل برایت سروده ام،همه را قطعه قطعه کنم،دیدم دستم به خنجر هم نمی رود!گفتم ماحصل این همه عشق را سم پاشی کینه کنم،دیدم عشقم لااقل برای من پر بار تر از آن است که با کینه،کهنه ترش کنم!
بی هوایی های تو،هوای نفس کشیدن را از من گرفته و در خفقان نیستی ات،بدن خاطراتم سیاه روزگار دوری است.با تازیانه ی دوری ات هر دم مرا می زنی و تمام تن خاطرم کبود آن تازیانه است.نیستی و نمیدانی که قاتل تمام لحظه های سرزنده ی زندگی ام شده ای! ضرباهنگ نفس هایت صدای پای عشق است و امروز بی نوای وجود تو، بی نوای بی نوایم و تمام روز ها و شب ها در سکوتی تلخ فرو رفته ام.تا آن جا که گمان میکنم طعم تلخ سکوت،زیر لبان احساسم مزه کرده.و من امروز سوگوار دل مرده ام که بعد از رفتنت دلم را زیر خروار ها خاطره ی خوب مدفون کرده ام ولی ریشه ی سرخ وحشی تو دوباره در دل این خاک فسرده رویید و جوانه ی جنون،از میان دل به زیر گل رفته ام سر بر آورد.
Repost from گرگ خاکسترے
باران گرفته، مانند آن است که اینک آسمان گریه اش گرفته؛ کی اشک ابرای آسمون به اون پهناوری رو درآورده؟ کی ناراحت شون کرده؟ کی وادارشون کرده گریه کنن؟ کی باعث شده اشک هاشون اینطوری محکم به سطح زمین برخورد کنن؟
"Writer: Arshida"
Repost from 𝖣𝖾𝖺𝖽 𝖲𝗍𝖺𝗋𝗌
میـشه دل کنـد و دوࢪ انـداخت
میـشه بـه جاے دوره کـردن و هـم زدنِ آتـش
فـࢪاموش کـرد، سـوزاند و از اول ساخـت.
نیـک گـوش بسپـاࢪ کـه چـه دورانداخـته شـود در گـوشـهاے از ذهـن باقـی میـماند و بـه زیسـتن ادامه میےدهـد.
میشـود سـوزاند امـا ردِ هیـزمها روی کـاشی هـا باقـی میمـاند و گـاه بـرای سـاختـن دوباࢪه نقـشهای وجـود نـداࢪد.
Repost from 𝁮 𝛭𝖺𝗃︎𝖾ꤔ𝗍𝖺 .
ོ ⋞ #𝐓𝗎𝗍𝗍𝗂 𝐯𝖺𝗇𝗇𝗈 𝛼𝗅𝗅'𝗂𝗇𝖿𝖾𝗋𝗇𝗈
𝐪𝗎𝛼𝗇𝖽𝗈 𝐭𝗎 𝐬𝖾𝗂 𝐢𝗅 𝐦𝗂𝗈 𝐩𝖺𝗋𝛼𝖽𝗂𝗌𝗈 🪼 "
