170
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
+830 days
Posts Archive
Repost from (مفلسانیم)از یکشنبه🐺
از برای عمر خود آغشته بر خون میشویم
در دیار لیلی ما دانسته مجنون میشویم
سخت پای عمر خود در تابک مژگان دهیم
یا که بفروخته کلید و غرق در می میشویم
سوگوارانه به تاب زلف یار بنشستهایم
یا چو عیسی بر در دم مریم جمائیل میشویم
رو کند عاقل به ما داند که ما دیوانهایم
زین چنین روبه صفت دانسته رسوا میشویم
چو کنی کوهی به دست فرهاد تو دیوانهای
این چنین پنداشته فرهاد گلگون میشویم
از برای تیر غم آرد به دست چشم و دلم
غم وفادار من است با او همخو میشویم
از برای لطف رب مسجد خرابی میدهیم
در ره میخانه ما سجده شکران میشویم
دست آرم به دلم آرد به من نجوای ننگ
ننگ گویم به دلم ننگین تدائی میشویم
در دیار بحر ما عاقل نباشد چیزکی
رهروی رو میکنیم در جمع رندان میشویم
روزامونو سیاه کردن
آرزوهامون خاک کردن
تو ساحل فکرم ، باد لایه موهات
میپیچه آزاد
میپیچه آزاد
ابر سیاه شیکست دل دریا رو
دست ما ولی نوشته فردا رو
به دلم موند آرزوی زندگی
من زندگی رو میخوام نه بهشت زهرا رو:(
چند تا قالب یخ بزار کنار لطفا
جنازمو ندزدن
نسل من شکستست
سقف آرزوهاش چقدِ کوتاست
اشکاتو پاک کن
کفشاتو پاک کن
آزادی دور نیست
آزادی دور نیست
اگه ایستاده مردم
حرفامو نخوردم
آزادی دور نیست
آزادی دور نیست
اشکاتو پاک کن
کفشاتو پاک کن
آزادی دور نیست
آزادی دور نیست
اگه ایستاده مردم
حرفامو نخوردم
آزادی دور نیست
آزادی دور نیست
آزادی دور نیست
آزادی دور نیست
تو گوش سر بریده میخونن سورهی حمد سکهی خیرو میندازن تو کوزهی شر ما رو بسپار به تاریکی طبیعت درختا دستاشونو میذارن رو شونهی هم
Repost from something's fishy 🧜🏽♀️
«اگر برای زندگی کردن مرا کشتند، کاش مرگ از انسان مهربانتر باشد.»
