en
Feedback
(مفلسانیم)از یکشنبه🐺

(مفلسانیم)از یکشنبه🐺

Open in Telegram

دَردَن سیکیم دَ بالاجاشیب د(خطر)

Show more
83
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
-130 days

Data loading in progress...

Similar Channels
No data
Any problems? Please refresh the page or contact our support manager.
Incoming and Outgoing Mentions
---
---
---
---
---
---
Attracting Subscribers
September '26
September '26
+1
in 0 channels
August '26
+3
in 1 channels
Get PRO
July '26
+4
in 0 channels
Get PRO
June '26
+1
in 0 channels
Get PRO
May '26
+4
in 0 channels
Get PRO
April '260
in 0 channels
Get PRO
March '26
+1
in 0 channels
Get PRO
February '26
+3
in 0 channels
Get PRO
January '26
+4
in 1 channels
Get PRO
December '25
+12
in 8 channels
Get PRO
November '25
+5
in 2 channels
Get PRO
October '25
+6
in 2 channels
Get PRO
September '25
+7
in 1 channels
Get PRO
August '25
+3
in 2 channels
Get PRO
July '25
+13
in 2 channels
Get PRO
June '25
+7
in 4 channels
Get PRO
May '25
+8
in 5 channels
Get PRO
April '25
+10
in 5 channels
Get PRO
March '25
+9
in 3 channels
Get PRO
February '25
+13
in 2 channels
Get PRO
January '25
+15
in 3 channels
Get PRO
December '24
+77
in 4 channels
Date
Subscriber Growth
Mentions
Channels
10 September0
09 September0
08 September+1
07 September0
06 September0
05 September0
04 September0
03 September0
02 September0
01 September0
Channel Posts
2
4_5974370332746712037.mp3
12
3
Voice message
11
4
دمن عجب چیزی گفتم
27
5
صد کوک طرب کنید که جام می آویختم عقل و دین و صبر خود بر جام می انگیختم صد هزاران زخم خود بر تارک جان خزان صد هزاران شره خونین خود را بر هزاران ریختم اندکی فرصت بده آرک به من نفس گناه از برای توبه می صد ها شبان برگیختم تلخی نامک براورد تلخی صد بر دهان از برای تلخی می من هزاران سوختم نوبت کوکب رسید غم شباتان تاخته در برابر لشکر غم من به می ها دوختم خالصی در بر بنه دردانه در دُر شراب خواستن بر در می گنجانه ها من روفتم در نباشد عالمی عالم به درگاه ستان از ستان جرعه‌ی می دنیوی بفروختم
30
6
شااوت زکریای رازی
5
7
بچینیم رباط کریم خدایی؟
21
8
حج جوک بگم همه لاشخوری ها ها ها ها ها
23
9
یبار حج مجلس بزاریم ۵۰ نفرتون رو دعوت کنم بشینیم دور هم حج پیک بزنیم سلامتی شکم خالی
24
10
با اینکار فقط به یک نتیجه میرسید و طابع ایدئولوژی اینترناسیونالیسم میشید همانطور که جهان مرز ندارد بگایی هم مرز ندارد
33
11
وقتی شب نمیتونیند مست بیاین خونه ، مستی رو بیارین خونه .
33
12
بفرست
14
13
عکس کیر رامین رضاییان تو سیو مسیجم بود دمن
14
14
بیت به بیت دنیاست این شعر واقعا به قدری شاهکار که اصلا نمیتونم اونقدر که باید و شاید ازش تعریف کنم
35
15
ششمین حرفی که بعد از مستی نباید بزنید
34
16
دمن دمن
32
17
این بار من یک بارگی در عاشقی پیچیده‌ام این بار من یک بارگی از عافیت ببریده‌ام دل را ز خود برکنده‌ام با چیز دیگر زنده‌ام عقل و دل و اندیشه را از بیخ و بن سوزیده‌ام ای مردمان ای مردمان از من نیاید مردمی دیوانه هم نندیشد آن کاندر دل اندیشیده‌ام دیوانه کوکب ریخته از شور من بگریخته من با اجل آمیخته در نیستی پریده‌ام امروز عقل من ز من یک بارگی بیزار شد خواهد که ترساند مرا پنداشت من نادیده‌ام من خود کجا ترسم از او شکلی بکردم بهر او من گیج کی باشم ولی قاصد چنین گیجیده‌ام از کاسهٔ استارگان وز خوان گردون فارغم بهر گدارویان بسی من کاسه‌ها لیسیده‌ام من از برای مصلحت در حبس دنیا مانده‌ام حبس از کجا من از کجا مال که را دزدیده‌ام در حبس تن غرقم به خون وز اشک چشم هر حرون دامان خون آلود را در خاک می مالیده‌ام مانند طفلی در شکم من پرورش دارم ز خون یک بار زاید آدمی من بارها زاییده‌ام چندانک خواهی درنگر در من که نشناسی مرا زیرا از آن که‌م دیده‌ای من صدصفت گردیده‌ام در دیده من اندرآ وز چشم من بنگر مرا زیرا برون از دیده‌ها منزلگهی بگزیده‌ام تو مست مست سرخوشی من مست بی‌سر سرخوشم تو عاشق خندان لبی من بی‌دهان خندیده‌ام من طرفه مرغم کز چمن با اشتهای خویشتن بی‌دام و بی‌گیرنده‌ای اندر قفس خیزیده‌ام زیرا قفس با دوستان خوشتر ز باغ و بوستان بهر رضای یوسفان در چاه آرامیده‌ام در زخم او زاری مکن دعوی بیماری مکن صد جان شیرین داده‌ام تا این بلا بخریده‌ام چون کرم پیله در بلا در اطلس و خز می روی بشنو ز کرم پیله هم کاندر قبا پوسیده‌ام پوسیده‌ای در گور تن رو پیش اسرافیل من کز بهر من در صور دم کز گور تن ریزیده‌ام نی نی چو باز ممتحن بردوز چشم از خویشتن مانند طاووسی نکو من دیبه‌ها پوشیده‌ام پیش طبیبش سر بنه یعنی مرا تریاق ده زیرا در این دام نزه من زهرها نوشیده‌ام تو پیش حلوایی جان شیرین و شیرین جان شوی زیرا من از حلوای جان چون نیشکر بالیده‌ام عین تو را حلوا کند به زانک صد حلوا دهد من لذت حلوای جان جز از لبش نشنیده‌ام خاموش کن کاندر سخن حلوا بیفتد از دهن بی گفت مردم بو برد زان سان که من بوییده‌ام هر غوره‌ای نالان شده کای شمس تبریزی بیا کز خامی و بی‌لذتی در خویشتن چغزیده‌ام
31
18
نسبت چشم‌‌های تو دل را به من گیسو فشان نسبت قاتل به مقتول و به شاهد مانده است‌
38
19
1|3 - Taryagh - Mohsen Chavoshi (320).mp3
32
20
همیشه یک پس انداز برای قمار کردن داشته باش!!
35