en
Feedback
کانال شعر و دکلمه نبض احساس

کانال شعر و دکلمه نبض احساس

Open in Telegram

❁﷽❁ 🪩 بـه چنـل شعـرو دکلمـه نبـض احسـاس خـوش آمـدیـد🪩 🎩 ارائـه شعـر /دکلمـه /سنـاریـو /نمـایشنـامه 🕗هـرشـب سـاعـت 22 الـی 00 در ایـن چنـل تـایم لـایـو بـرگـزار میگـردد🎙

Show more
1 195
Subscribers
No data24 hours
-47 days
+430 days
Posts Archive
آمدم میخانه تا دل غرق دریایت کنم می نمی‌خواهم بیا ساقی تماشایت کنم بی قرارم ساقی از میخانه بیرونم مکن تا نظر بر چهره و آن قد رعنایت کنم گرچه گم کردم تو را ای یار بی همتای من آمدم شب تا سحر در خویش پیدایت کنم ‌‎‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ آنچنانت دوست میدارم که خواهم بعد از این خویش را سرمست آن چشمان شهلایت کنم ‌‌‎‌‌‎‌‌‍‌‍‌‍‌‎‌‌‎‌‌‍‌‍‌‌‎‌‌‎‌‌‎‌ ساغری بر کف بگیر ای ساقی یکدانه ام تا مگر دل را خراب از جام گیرایت کنم عاقبت با شوق می بینی برای پیشکش جان ناقابل فدای روی زیبایت کنم ای که هستی روز و شب همراه "نوری" دلبرم تا ابد باید که شعرم وقف رویایت کنم #آرمین_نوری

دارم خودم را در دلت جا می گذارم هرچند امّیدی به برگشتن ندارم یک غوره هم در من پی حلوا شدن نیست من معنی شش حرف تلخ انتظارم روزی قراری و مداری بین ما بود جز بی قراری نیست دیگر در مدارم شاید مسیر ما جدا از هم شد امّا من تا ابد با خاطراتت هم قطارم هم خسته بودن را پس از تو خسته کردم هم بی عدم تا هر عدم چشم انتظارم شاید که از جان بگذرم یک روز ، امّا یک لحظه هم دست از وصالت بر ندارم افتاده شولای تنت از شانه هایم چون تک درخت خسته ای بی برگ و‌ بارم تفریق من از تو خزان عمر من بود با هر زمستان در کمین یک بهارم در پینه پیشانی ام غم ها نهفته در طالع خود اتفاقی ناگوارم حتی پس از مرگم تو در من زندگی کن دستی بکش گاهی سر سنگ مزارم دیگر خداحافظ که ذات عشق اینست دیگر تو را دست خدایت می سپارم #مرتضی_شاکری

امروز که چشم باز کردم، برای خودم چای ریختم، نشستم کنجی، خوب فکر کردم و دیدم که در پس تمام تشویش‌ها و گرفتاری‌ها و رنج‌ها... در پس تمام دلهره‌های مزمنِ خوب نشونده و مشکلات کوچک و بزرگِ دست و پاگیر و با وجود تمام فشارهای اجتناب‌ناپذیر زیستن؛ همیشه و هر لحظه، نگاه ویژه‌ی خدا را داشته‌ام و با وجود تمام خواستن‌ها و عمیقا تلاش کردن‌ها و نشدن‌ها، خیلی‌ جاها بوده که همه چیز خیلی بهتر از چیزی که فکر می‌کرده‌ام پیش رفته و خیلی وقت‌ها، اتفاقات، بسیار فراتر از انتظارم رخ داده... به گذشته‌ام فکر کردم و بارها خودم را در حالی یافتم که آرزوی محالی را به آغوش کشیده‌بودم، هرچند همان‌لحظات هم بار سنگین اندوهی را به دوش می‌کشیدم. بارها دستان خدا را روی شانه های خودم دیدم، وقت‌هایی که نا امید بودم و ناگهان همه چیز درست می‌شد. من بارها در نهایت بی‌پناهی، از جایی که فکرش را نمی‌کردم نجات یافته بودم و بارهای زیادی چیزی که اسمش را خوش‌اقبالی گذاشته‌بودم، نگاه ویژه‌ی خداوند بوده به منی که در شرایط بی‌شماری جز خودش هیچ‌کس را نداشته‌ام... خوب فکر کردم و دیدم باید به جای گلایه برای نشدن‌ها و نداشتن‌ها و سخت بودن‌ها، از شدن‌ها و داشتن‌ها و راحت بودن‌ها حرف بزنم و شکرگزار داشته‌های خودم باشم. قدردانِ زیبایی‌هایی که مقابل خودم می‌بینم و آدم‌های خوبی که می‌شناسم و داشته‌های لذتبخشی که دارم و چشمی که می‌بیند و گوشی که می‌شنود و دستی که توان دارد و پایی که راه می‌رود و ذهنی که فکر می‌کند. باید قدر دان باشم که حتی در بی‌نهایت تاریکیِ روزگار، همیشه نوری از سمتی تابیده و جهان مرا روشن کرده. باید بابت همه چیز از خودم و خدای خودم و آدم‌ها و اتفاقات خوبی که مقابل راهم گذاشته، قدردانی کنم، لبخند رضایتی بزنم و نفس عمیقی بکشم و امیدوار باشم که بهتر از این هم اتفاق خواهد افتاد و همه چیز درست خواهد شد... #نرگس_صرافیان_طوفان ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌

امشب ای ماه شدم غرق غم و تنهایی باز من ماندم و تو شعر و شب و شيدایی .شبتون قشنگ ⭐️ 🌙🌙🌙🌙

آسمان کَرشده از .. آسمان کَر شده از نعره‌ی صد دسته نهنگ شهر را صاعقه‌ بسته‌ست به رگبار فشنگ خفه کرده نفس شب‌پره‌ها را شب تار باد در موی پریشان صنوبر زده چنگ پنجره باز برای چه کسی کف زده است پرده رقصیده به آوای کدامین آهنگ ناودان کف به لب آورده و بَدمست شده چه کسی ریخته در حنجره‌ی بام شرنگ چه کسی غصه‌ی یخ‌بستن ما را دارد دل سنگ آب شده از سخن سنگ به سنگ باد بر هر درِ بسته زده با خود گفته گشته‌ام در همه‌ی شهر دریغا دلتنگ باید این دسته‌ی گل را بفروشد، باید... یک شکوفه که ندارد به سر و صورت رنگ زیر باران سرِ میدان شده سرگردان‌تر کودک لُنگ به دستی که دوپایش شده لنگ آه باران! چه کسی گفته که تو زیبایی؟ آه باران! به تو نفرین، به تو لعنت، به تو ننگ... #علی_فرزانه_موحد‌𖣦‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ 🌟کانال شعر و دکلمه نبض احساس✍👇 ❀═‎༅࿇🍃📚 🍃࿇༅═‎‌❀                     🦋🌸𝑱𝒐𝒊𝒏☞︎︎✨ @pulseoffeeling3 ✨ ᶠʳⁱ ری اکشن فراموش نشه

ازراه رسیدی و ..... از راه رسیدی و شدی دار و ندارم خواهم که بمانی همه ی عمر کنارم عطرِ نفست هوش مرا برده به یغما مدهوشم و در دشت جنون یکّه سوارم توصیف تو و عشق بُوَد نور عَلیٰ نور شمس دلی و قرص قمر در شب تارم رفته است ز دنیای من آن ظلمت مطلق چشمان تو روشنگر هر لیل و نهارم ای کاش سرم بر سر زانوی تو باشد یا اینکه بر این سینه سرت را بگذارم شعر است هوای تن این بیشه ی احساس آهو صفتی با غزلی کرده شکارم تو مال منی و منِ عاشق نتوانم یک لحظه تو را دستِ خدا هم بسپارم غیرت کُشَدم گر که کسی بر تو دهد دل وقتی که به ناموس کسی چَشم ندارم یارب مددی کن به سر آید غم هجران تا کی گذر ثانیه ها را بشمارم؟ شعرِ است اگر حرفِ دلم، نیست ملالی وقتی که به هر قافیه عشق است شعارم شاد است اگر یا که پُر از غم، نُتِ عمرم بشنو سخن عشق از آهنگ سه تارم آس دل تو بوده مرا برگ برنده بازنده اگر بر سر این میز قمارم دست دلِ من را تو نگهدار به دستت من تاب نگهداری دیوانه ندارم حامد_بیدل 🌟کانال شعر و دکلمه نبض احساس✍👇 ❀═‎༅࿇🍃📚 🍃࿇༅═‎‌❀                     🦋🌸𝑱𝒐𝒊𝒏☞︎︎✨ @pulseoffeeling3 ✨ ᶠʳⁱ ری اکشن فراموش نشه

🌟کانال شعر و دکلمه نبض احساس✍👇 ❀═‎༅࿇🍃📚 🍃࿇༅═‎‌❀                     🦋🌸𝑱𝒐𝒊𝒏☞︎︎✨ @pulseoffeeling3 ✨ ᶠʳⁱ ری اکشن فراموش نشه

اگر با گریه میخندم اگـر با گـریـه میخـندم، ز فـرط غـم چنینم من دلی آشفتــه تر دارم، که بــا مـاتم عجینـم من چه میدانی تو ازحالم،شکست از غم پر وبالم خدا میداند و این دل که با حسرت قرینم من نگاهـم پر زدرد است و، هوای گریه ام در سر که از دلدادگی هایم، چنین گـوشه نشینم من ندارم چاره ای زین درد و زآن باخود گلاویزم به دیدارت چه مشتاقم ز هجرانت غمینم من نشسته بر دلم حزنی که روز از شب نمی دانم دراین ویرانه ی خاموش به فکر همنشینم من نـمی‌دانـم چــرا هــر دم غـمی آیــد به مهمـانم میـان جـمــع دلشــادان ، ردیف واپسـینـم مـن اگــر خـواهی خبر جـویی ز احـوال پریشـانـم قـرین دردم و گـویـا ،کـه تـا آخـر هــمینـم مـن اگر چـه دیـده گـریـانم ، ز بی مهـری گریـزانـم   به راز عاشقی سـوگند که باز عاشـق ترینم من دل "نـاصـح " پراز درد و ،هـوای سیـنـه بارانی کجـا این راز دل گویـم، چـنـانـم یا چنیـنم من #علی_فعله_گری 🌟کانال شعر و دکلمه نبض احساس✍👇 ❀═‎༅࿇🍃📚 🍃࿇༅═‎‌❀                     🦋🌸𝑱𝒐𝒊𝒏☞︎︎✨ @pulseoffeeling3 ✨ ᶠʳⁱ

از وفا دم نزن ازوفا دم نزن ای دوست که خود نامردی عاشقم  کردی و دنبال کسی می گردی تو که از دفتر  دل شعر و غزل  آوردی کمی ایکاش به این حرف عمل می کردی عاشقت هستم و افسوس که صدروداری من نباشم دگران را تو به پهلو داری قبل تو عشق به پیشم چقدر عزت داشت اینکه بازیچه ی مردم نشوی زحمت داشت؟ کمی ایکاش که چشمان توهم غیرت داشت دلت افسوس به مهمان جدید عادت داشت ولی ایکاش کمی زود بخود آیی تو نگرانم که چنین درکف هر پایی تو حرفم این نیست که همراه من و یارم باش یا که در غصه و غم، مونس و غم خوارم باش حرفم این نیست تو هم طالب دیدارم باش تا ابد عاشق و دلداده و دلدارم باش حرفم این است به هر رهگذری یار نشو صاف و یک رنگ بمان شاعر دربار نشو حرف من گوش کن وچاله ی هر راه نشو قدرتت نیست که دریا بشوی؟ چاه نشو شیر جنگل نشدی همدم روباه نشو در شب تار بیابان زده گمراه نشو نگران توام ای کاش خودت هم باشی هرکسی لایق آن نیست که همدم باشی مطمئنم که از این کار پشیمان هستی خسته از مدعیان در پی جانان هستی عاشقی کن تو اگر طالب درمان هستی این جهان دار بقا نیست که مهمان هستی با همه خوب و بدت باز تو را میخواهم عاشقت هستم و در قلب تو جا می خواهم #احمد_صفرزاده🖋️🖋️ 🌟کانال شعر و دکلمه نبض احساس✍👇 ❀═‎༅࿇🍃📚 🍃࿇༅═‎‌❀                     🦋🌸𝑱𝒐𝒊𝒏☞︎︎✨ @pulseoffeeling3 ✨ ᶠʳⁱ ری اکشن فراموش نشه

‌ نمی‌توانم نامت را در دهانم و تو را در درونم پنهان کنم ؛ گل با بوی خود چه می‌کند؟ گندم‌زار با خوشه‌اش؟ طاووس با دُمَش؟ چراغ با روغنش؟ با تو سر به کجا بگذارم؟ کجا پنهانت کنم وقتی مردم تو را در حرکات دست‌هایم ، موسیقی صدایم ، و توازن گام‌هایم می‌بینند ؟!❤️ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ 🌟کانال شعر و دکلمه نبض احساس✍👇 ❀═‎༅࿇🍃📚 🍃࿇༅═‎‌❀                     🦋🌸𝑱𝒐𝒊𝒏☞︎︎✨ @pulseoffeeling3 ✨ ᶠʳⁱ ری اکشن فراموش نشه

بیاین کال تایم دلی دوستان🔥🔥🔥

#فراری@pulseoffeeling3
هر دم ک می مانم ب انتظارت فنجان چایم سردتر.. آسمان اشکی تر هوا گرگ و میش تر دستانم تنها تر ضربانم کندتر دلم تنگ تر از همه آدم ها دور تر حرف هایم بی مخاطب تر زندگی بی فایده تر گوش هایم مشتاق تر برای صدایت تقویم هم شده گیج تر آغوشت برایم نیست من میدانم اما قلبم را عاشق کردی.. کور و کر است هم چنان منتظر است... کااااش یک بار دیگر تماشایت کنم کااااش یک بار دیگر پیدایت کنم کااااش میشد بار دیگر لمست کنم آه عزیزتر از جانم آه چگونه بی تو بمانم چگونه طاقت بیارم بی تو شانه هایم خمیده تر روز هایم پیچیده تر مرا بی کس رها کردی رفتی.. آرام جان خسته ام.. میخواهم این را خوب بدانی که دوستتدارم دارم ،دارم ،دارم، دارم گر چه از دنیای من شدی دور تر اما !!! خدا پشت پناهت ای دلیل اشتباهم.... #امیر_قیامت ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ 🌟کانال شعر و دکلمه نبض احساس✍👇 ❀═‎༅࿇🍃📚 🍃࿇༅═‎‌❀                     🦋🌸𝑱𝒐𝒊𝒏☞︎︎✨ @pulseoffeeling3 ✨ ᶠʳⁱ ری اکشن فراموش نشه 🔥 💖 🤌 ❤️‍🔥 😘

با  نگاهت در دلم شوری عجیب افتاده است آدمم!! روی لبت تصویر سیب افتاده است سجده کردم در دل شب، گریه کردم در قنوت تا که مقبول خدا امن یجیب افتاده است با  غزلنازی لبهایت قصیده جان گرفت ز آن که نامت اولین بیت نسیب افتاده است موج گیسوی سیاهت زیر باران تاب خورد بعداز آن کار دلم دست طبیب  افتاده است دل به اقیانوس چشمانت سپردم سالهاست ساحل آرامشم موجی مهیب افتاده است با مسیحای نگاهت زنده کردی عالمی بعد از آن  پس لرزه در  دار صلیب افتاده است چون که فروردین زیبای لبت گل غنچه داد فصل گلبرگ شقایق در نشیب افتاده است خواستنداز عاشقی در شعر معنایت کند دهخدا منجد معین دست ادیب افتاده است گیسویت در باد رقصیده رخت گشته عیان روز را شب فاصله میکرو جریب افتاده است «چادر و شال و کلاهت بوی باران داده اند » لعنتی عطار هم با تو رقیب افتاده است!!! با نسیمی دکمه پیراهنت گردیده باز شور و غوغا در خیابانها عجیب افتاده است خنده بر لب داشتی شهریورانه گرم بود اختلافی بین کبک و عندلیب افتاده است با خیالت دلخوشم ای ماه شب‌های سکوت گرچه قلبم از فراقت نا شکیب افتاده است نیمه پنهان سیب و ماه و عشق و .....وای نه!!!!!! از چه  روی صورتت گیسو اریب افتاده است‍ ‍ حسین_خدایی 🌟کانال شعر و دکلمه نبض احساس✍👇 ❀═‎༅࿇🍃📚 🍃࿇༅═‎‌❀                     🦋🌸𝑱𝒐𝒊𝒏☞︎︎✨ @pulseoffeeling3 ✨ ᶠʳⁱ ری اکشن فراموش نشه 🔥💖🤌❤️‍🔥😘

تنهاییِ آدم‌ها بزرگه، خیلی بزرگ، شایدم به وسعت یک دریا است؛ اما برای پُر کردنش، یک لیوان محبت کافیست. #گابریل_گارسیا_مارکز روزتون عالی
@pulseoffeeling3

#دلنوشته ✅ من شیفته‌ی.... من شیفته ی زنان تلاشگرم. زنانی که منتظر نمانده‌اند یک مرد از راه برسد و آنان را خوشبخت کند، زنانی که با تمام سختی، روی پای خودشان ایستاده‌اند، زمین خورده و بلند شده‌اند. من شیفته‌ی لبخندهای معصومانه و تواَم با اقتدار زنانی‌ام که بارهای سنگین‌تر از طاقتشان برداشته‌اند و مسئولیت‌های فراتر از توانشان به عهده گرفته‌اند و شبیه به جنگجوی میدانی‌ خالی از هم‌رزم، به پیکار با مشکلات، قضاوت‌ها و سختی‌های روزگار برخاسته‌اند. . من شیفته‌ی زنانی‌ام که بیش از آن‌که پنا‌ه‌برنده باشند، پناه دهنده‌اند و بیش از آنکه گلایه کنند، تلاش می‌کنند و بیش از آنکه منتظر بمانند، می‌ایستند و حقشان را از میان چنگال‌های تیز و بسته‌ی روزگار می‌گیرند، هرچقدر شکسته، بلاتکلیف و غمگین باشند... من شیفته‌ی ظرافتی‌ام که در عین جسارت و غرور اتفاق می‌افتد و شیفته‌ی قدرتی‌ام که از چشم‌های مهربان و احساسات ظریف یک زن، انتظار نمی‌رود! من شیفته‌ی ... #نرگس_صرافیان 🌟کانال شعر و دکلمه نبض احساس✍👇 ❀═‎༅࿇🍃📚 🍃࿇༅═‎‌❀                     🦋🌸𝑱𝒐𝒊𝒏☞︎︎✨ @pulseoffeeling3 ✨ ᶠʳⁱ ری اکشن فراموش نشه 🔥 💖 🤌 ❤️‍🔥 😘

دیده ام در کل عمرم دسته ای آدم فروش دیوهایی شکل انسان یاهمان یک سردوگوش در رفاقت مدعی با ظاهری آرام و گرم ؛ در عمل هم می فروشندت به رفتاری خموش از چنین نابخردانی دور بودن بهتر است می جَوند آرامشت را موزیانه مثل موش "ذات بد نیکو نگردد چون بنیادش بد است" کرده ام از دستشان هر بار جامی زهر نوش مغرضانه می درندت تا بیفتی از دوپا بره ای باشی اگر در لابلایِ این وحوش گرگ باش اما نزن زخمی به همنوعت که من؛ خون خود را می خورم از این پلیدانِ چموش در مقابل راه خود را بسته می دیدم اگر ؛ باز می کردم مسیرم را چو رودی پرخروش دوستانم را نمی دانم ولی از دشمنان؛ درس صبر و ماندگاری را کشیدم روی دوش چاله ها کندند اگر از کینه ها در پای من ! یک تلنگر شد که یعنی بیشتر از این بکوش گرچه بدخواه و مخالف های راهم بوده اند علت بیداری ام بودند تا باشم به هوش هر کجا دیدم گره افتاده در هر پله ای ! هر گره را می زدم با"پونه"ها زیبا نقوش #افسانه_احمدی_پونه #شماره_ثبت۱۳۶۶۷۶ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌🌟کانال شعر و دکلمه نبض احساس✍👇 ❀═‎༅࿇🍃📚 🍃࿇༅═‎‌❀                     🦋🌸𝑱𝒐𝒊𝒏☞︎︎✨ @pulseoffeeling3 ✨ ᶠʳⁱ ری اکشن فراموش نشه 🔥 💖 🤌 ❤️‍🔥 😘