en
Feedback
کانال شعر و دکلمه نبض احساس

کانال شعر و دکلمه نبض احساس

Open in Telegram

❁﷽❁ 🪩 بـه چنـل شعـرو دکلمـه نبـض احسـاس خـوش آمـدیـد🪩 🎩 ارائـه شعـر /دکلمـه /سنـاریـو /نمـایشنـامه 🕗هـرشـب سـاعـت 22 الـی 00 در ایـن چنـل تـایم لـایـو بـرگـزار میگـردد🎙

Show more
1 195
Subscribers
No data24 hours
-47 days
+430 days
Posts Archive
دلبر !!! فکر نکن دنیا همینجوری میمونه !!! یه وقت خیال نکنی آب از آب تکون نمیخوره ،،، این دنیا هزارتا رنگ داره ،،، هرروز یه رنگه،.. هرروز یه هوا،،، یه روز گرمه ، یه روز سرده ، یه روز مرطوبه ، یه روز خشکه ،،، آدمهاهم همینجورین !! یه روز شوق وذوقشو دارن .. یه روز چشم به راهن ،، یه روز فقط باخاطره ها سرمیکنن ویه روز هم خسته میشن وازپا درمیان اصلا بیخیال دنیا وآدمهاش ،،،، میشه همین الان پاشی بیای ... همین الان که من به یاد تو شب وروزمو سرمیکنم، همین الان که مجنون شدم به هوای تو ،،، آره دلبر همین الان که حتی شبا واسه اومدنت توخوابم، هرشب به خوابهام التماس میکنم ... الان که قلبم بوی تورو میده بیا ،،، الان که همه چیز وهمه کس رو ازیادوذهنم پاک کردم بجزتو !! الان که پشت میله های این خاطره وغمها اسیر شدم بیا ... پاشو همین الان بیا وبگو که همش خواب بوده الان بیا که نبودنت شده بلای جونم و من بی نوای توشدم الان که توشدی همون " هیچ " توی زندگی من که ساعتها به یه جا خیره میشم وزل میزنم وتوخیالت فرو میرم وهرکی میبینه منو میگه چته ، به چی فکر میکنی ،، میگم " هیچی " پاشو بیا... داره پاییز تموم میشه ... داره زمستون میاد ، داره سرد میشه ،،، همه چی یخ میزنه !!! این پاییز ریشه وشاخ وبرگهامو خشک کرده من میترسم دلبر ،،، نه ازفراموش کردنت ، نه !! نه من فراموشت نمیکنم من ازیخ زدن میترسم ازاینکه وقتی اومدی همه چی یخ زده باشه ازاین میترسم که انقدر دیربیای، که نفسمم یخ زده باشه ازاینکه انقدر دیرشده باشه که وقتی اومدی دیگه من نباشم  ازاینکه دیگه من ازپا دراومده باشم   الان که هنوز جون دارم هنوز چشم به راهم هنوزنفس میکشم بیا هرچیزی که از وقتش بگذره دیگه ارزش نداره ازدست بره دیگه برنمیگرده الان که بین پاییز وزمستون گیر کردم بیا بیا واین قاعده وگذرِ فصلهارو بهم بریز و انقدر گرم بیا که بعداز پاییز بهار بشه جوری بیاکه همه دلخوشی هام دوباره جوانه بزنه!! به قول جناب ابتهاج !!! خون میچکد از دیده دراین کنج صبوری این صبر که من میکنم افشردن جان است #جمشیدکوردستانی           ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ 🌟کانال شعر و دکلمه نبض احساس✍👇 ❀═‎༅࿇🍃📚 🍃࿇༅═‎‌❀                     🦋🌸𝑱𝒐𝒊𝒏☞︎︎✨ @pulseoffeeling3 ✨ ᶠʳⁱ ری اکشن فراموش نشه

(شعر تمرینی) دلِ خوش ندیده هرگز غَم دل شکسته ها را بجز آن‌ کسی که دارد غَم درد بی دوا را منِ ‌ مبتلا به ‌دردت چه کنم دوا ندارم تو بریز ، کاسه زهری که به من دهد شفا را همه ‌فکر روزگارم شده تا دهم پیامی که رسانم این به گوشت غم آهِ بیصدا را به دو چشم نازنینت همه بینشی بیاموز که ببیند آن نگاهت منِ زارِ بی نوا را تو ضمیرعشق پاکی وقسم به عشق پاکت مَشِکن که دارم اکنون دلِ پاکُ بی ریا را رُخِ دلــرُبا چو ماهت به شبم اگر بتابد بدهدصفا به امشب ، شب بیصفای مارا به بها نیایدآن دم که مرا به دل پذیری توقبول جان من کن که دهم من این بها را به رهت نهاده ام سر تو اگر خطا بدانی بخورم قسم به آیه که کنم من این خطا را تو مگر به لب چه داری که بلای جان غیراست اگر آن بلای جان است ، برسان خدا بلا را ❤️#یوسف_رحمانی❤️ 🌟کانال شعر و دکلمه نبض احساس✍👇 ❀═‎༅࿇🍃📚 🍃࿇༅═‎‌❀                     🦋🌸𝑱𝒐𝒊𝒏☞︎︎✨ @pulseoffeeling3 ✨ ᶠʳⁱ

امشب بیا در خلوتم ، بنشین کمی دیوانه شو شمع شب افروزت شوم بر گِرد من پروانه شو ساعت نمیخواهم شود شاهد به وقت بودنت دستی به گردن تا سحر، مِی ریزمت پیمانه شو تاراج بوسه بر لبم ، با شبچراغ چشم خود ؛ هنگام مستی معرکه برپا کن و مستانه شو سوغات قلبم از نفس های مسیحاییِ تو آه ای غریبه با دلم لطفا بیا همخانه شو امشب سفیر درد هم راهی ندارد این میان بر غربتِ ناشادِ من ، آرامش یکدانه شو شعر و غزل مهمان کنم امشب تو را تا صبحدم با چشم مست خود مرا آتش زن و جانانه شو در امتداد کهکشان ،  ماهی میان آسمان ! این لحظه های ناب را در خاطرم افسانه شو من شمعِ جانت می شوم ، گلهای"پونه" گِردِ تو چرخی بزن ، بنشین برم یک امشبی دردانه شو
#افسانه_احمدی_پونه

🦋اسامی دوستان عزیز برای تایم دکلمه و اواز🦋 🎙💫 با لیدری جناب مسعود 🎙💫 ✍️لیدر نوبت دهی یاس کبود ( باران)✍️ ❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️ 1.🌸 2.🌸 3.🌸 4.🌸 5.🌸 6.🌸 7.🌸 8.🌸 9.🌸 10.🌸 11.🌸 12.🌸 13.🌸 14.🌸 15.🌸 16.🌸 17.🌸 18.🌸 19.🌸 20.🌸

🌎🔠🔠🔠🔠🔠 🔠🔠🔠🔠 ✔️خوش زبونامون بپاچین بالا ویسکال فعال ⬆️⬆️⬆️⬆️ 📢بپاچین بالا تایم دکلمه و آواز داریم عزیزانیکه میخوان خوانش داشته باشن 🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩 ✡️💚💚💚🌟🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩 🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩 ✡️💚💚💚💚💚🌟🤩🤩🤩🤩🤩 🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩 🤩🤩🤩🤩➡️🔢🔢💘🔢🔢 🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩 🔥 تو این تایم با ما همراه باشید🔥 🖇️ https://t.me/+T_r_AIJX9cY2YTc0 🖇️ https://t.me/+T_r_AIJX9cY2YTc0 🖇️ https://t.me/+T_r_AIJX9cY2YTc0 🚨🚨🚨🚨🚨🚨🚨🚨🚨🚨🚨⛈⛈💘💘💘💘💘

🌎🔠🔠🔠🔠🔠 🔠🔠🔠🔠 ✔️خوش زبونامون بپاچین بالا ویسکال فعال ⬆️⬆️⬆️⬆️ 📢بپاچین بالا تایم دکلمه و آواز داریم عزیزانیکه میخوان خوانش داشته باشن 🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩 ✡️💚💚💚🌟🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩 🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩 ✡️💚💚💚💚💚🌟🤩🤩🤩🤩🤩 🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩 🤩🤩🤩🤩➡️🔢🔢💘🔢🔢 🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩 🔥 تو این تایم با ما همراه باشید🔥 🖇️ https://t.me/+T_r_AIJX9cY2YTc0 🖇️ https://t.me/+T_r_AIJX9cY2YTc0 🖇️ https://t.me/+T_r_AIJX9cY2YTc0 🚨🚨🚨🚨🚨🚨🚨🚨🚨🚨🚨⚡️⚡️💘💘💘💘💘

نامه ای برای تو ... ♥️ به نام خدایی که تو را برای من آفرید ... سلام ، سلام دلربایِ دوستداشتنی ، سلام ماه و خورشیدم ، سلام قرارِ دلِ بیقرارم ... . امیدوارم که حالت خوب باشد ، وملالی نداشته باشی ، تنت خسته و آزرده نباشد و دلت همواره پر از مهروعشق باشد . عزیزِ قلبم ، اکنون که این نامه را برایت مینویسم ، تمامِ وجودم تورا میخواهد و در قلبِ ناکوکم ، خون ، منجمد گشته و نایِ تپیدن ندارد . چون دلیلِ پویاییش تو بودی که حالا از خانه ات فاصله گرفته ای . ناز دانه ام ، روزهایِ سردِ سال ، درحالِ سپری شدن است و بوی بهار در هوا پیچیده است ، . به هرکجاکه مینگرم عشاقی را میبینم که دست در دستِ هم مهیای بهار هستند ، و خنده هایِ دلبرانه سر میدهند و در گوش هم نجوایِ عاشقانه دارند . کودکان شادی میکنند و بهانه یِ لباسهایِ عیدشان را دارند . مردان و زنان در حالِ خانه تکانی هستند و غبار ، از تنِ عریانِ خانه هایشان میگیرند . همه و همه در حالِ فراهم کردنِ مقدماتِ استقبال از بهار هستند ، حتی گنجشکهایِ زیرِ پرچین هم نوایِ زندگی سر میدهند . حتی آنهایی که مدتی را در هاله ی ابهام و قهرهای طولانی بوده اند در فکر آشتی هستند و دنبال بهانه ای برای دیداری تازه . میبینی قرارِ دلِ بیقرارم ، تمامِ موجودات به تکاپو درآمده اند تا جامه ی نو بر تنِ زمستانیِ شان کنند ، وغبارِ غم از دلهایشان بگیرند . جگرگوشه ی قلبم ، وقتش رسیده که هرآنچه غم ، در قلبِ پرمهرت داری ، با جوهرِ عشق به دستِ فراموشی بسپاری ، وقتش رسیده که سری به گوشه وکنارِ قلبت بزنی تا مرا هم ببینی که چطور ، غبارِ غم گرفته ام ومنتظرم تا با دستانِ پرمهرت زنگار از چهره ام بِزُدایی تا دوباره جَلا پیدا کنم و همچون زلالیِ صدایت بدرخشم ، تا بمانم درکنارت ، تا نفس بکشم وطعمِ زندگی را بِچِشَم ، همان طعمی که به یادگار برایم گذاردی . مهربان ترینم ، نفس و زندگیم ، مرا ببخش اگر ، باعثِ آزردگی ات شدم ، که رنجاندمت ، که ، چشمانِ جادویی ات بِبارد ، که دلِ پراز عشقت ، بگیرد . تک ستاره ی آسمانِ قلبم ، این را بدان ، به تمام مقدسات سوگند ، به همان عشقی که هنوز در دلت وجود دارد ، سوگند ، هنوز هم پایِ عشقت مانده ام ، هنوز هم عاشقانه میخواهمت ، هنوز هم میخوانمت ، میبینمت ، هنوز هم چشمانم جز تو کسی را نمیبیند ، و قلبم تا ابد ، تازمانیکه نفس میکشم ، متعلق به توست ، چون تو صاحبش هستی ، . فدایِ چشمانت شوم ، هنوز هم دیوانه وار دوستت دارم ، دوستت دارم ، دوستت دارم ... " وقت است که باز آیی به خانه ات که همان قلبِ من است که قلبِ توست " ‍ ‍ رضاشاملو(آرشین)...🖍 🌟کانال شعر و دکلمه نبض احساس✍👇 ❀═‎༅࿇🍃📚 🍃࿇༅═‎‌❀                     🦋🌸𝑱𝒐𝒊𝒏☞︎︎✨ @pulseoffeeling3 ✨ ᶠʳⁱ ری اکشن فراموش نشه

شعر روح و جان از بدنم رفت پس از رفتن تو گفته ام ! از کمی عطر تنت میمیرم غنچه ها منتظر آمدنت می مانند من ولی منتظر آمدنت ، میمیرم ! تو نباشی چه کنم فصل زمستانم را ؟ تو نباشی به جنونی ابدی زنجیرم در بهاری که در آن بوسه و لبخندت نیست از خودم در عدم عطر حضورت سیرم سهم پرواز و پرم را به قفس باخته ام پیش تو جان به پر و بال من خسته نبود دلخوش از دانه و آب و قفس یاد توام گر چه در حصر نگاهت پر من بسته نبود گر چه در باغ بلا دیده بهاری بوده است به درختان زمستان زده امید نده من که عمرم به بهار دگری قد ندهد عمر من رنگ نبودن به تن خویش زده من که از تلخی صد حادثه لبریزترم در نبودت هیجان های جهانم درد است تو به برگشتن و دیدار دلم راضی باش که مترسک همه ی حرف دلش" برگرد" است غنچه ها منتظر آمدنت ... سرمستند من ولی منتظر آمدنت ... جان دادم روح و جان از بدن و عطر تنت از یادم _ رفت و من یخ زدگی یاد زمستان دادم ‍ ‍ #سعید_خاکسار 1403/11/23 🌟کانال شعر و دکلمه نبض احساس✍👇 ❀═‎༅࿇🍃📚 🍃࿇༅═‎‌❀                     🦋🌸𝑱𝒐𝒊𝒏☞︎︎✨ @pulseoffeeling3 ✨ ᶠʳⁱ

شعر روح و جان از بدنم رفت پس از رفتن تو گفته ام ! از کمی عطر تنت میمیرم غنچه ها منتظر آمدنت می مانند من ولی منتظر آمدنت ، میمیرم ! تو نباشی چه کنم فصل زمستانم را ؟ تو نباشی به جنونی ابدی زنجیرم در بهاری که در آن بوسه و لبخندت نیست از خودم در عدم عطر حضورت سیرم سهم پرواز و پرم را به قفس باخته ام پیش تو جان به پر و بال من خسته نبود دلخوش از دانه و آب و قفس یاد توام گر چه در حصر نگاهت پر من بسته نبود گر چه در باغ بلا دیده بهاری بوده است به درختان زمستان زده امید نده من که عمرم به بهار دگری قد ندهد عمر من رنگ نبودن به تن خویش زده من که از تلخی صد حادثه لبریزترم در نبودت هیجان های جهانم درد است تو به برگشتن و دیدار دلم راضی باش که مترسک همه ی حرف دلش" برگرد" است غنچه ها منتظر آمدنت ... سرمستند من ولی منتظر آمدنت ... جان دادم روح و جان از بدن و عطر تنت از یادم _ رفت و من یخ زدگی یاد زمستان دادم ‍ ‍ #سعید_خاکسار 1403/11/23 🌟کانال شعر و دکلمه نبض احساس✍👇 ❀═‎༅࿇🍃📚 🍃࿇༅═‎‌❀                     🦋🌸𝑱𝒐𝒊𝒏☞︎︎✨ @pulseoffeeling3 ✨ ᶠʳⁱ

❤️❤️❤️❤️❤️❤️ 1️⃣0️⃣0️⃣0️⃣⚡️ ❤️❤️❤️❤️❤️❤️ 🍃یه کاییمون مبارک🍃 🌟کانال شعر و دکلمه نبض احساس✍👇 ❀═‎༅࿇🍃📚 🍃࿇༅═‎‌❀                     🦋🌸𝑱𝒐𝒊𝒏☞︎︎✨ @pulseoffeeling3 ✨ ᶠʳⁱ

با دیگران بودی ولی کاری نکردم افسوس خوردم گریه و زاری نکردم آن قطره های ناب احساسات خود را بر چهره حتی لحظه ای جاری نکردم تهدید می کردی که خواهی رفت روزی رفتی ولی این بار اصراری نکردم گفتم تلافی می کنم نامردی ات را گفتم ولی هرگز چنین کاری نکردم با این که می شد آبرویت را بریزم کاری به غیر از آبرو داری نکردم من قاتل خود را به شدت دوست دارم حتی برای خود عزاداری نکردم #شهلا_اسماعیلی ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ 🌟کانال شعر و دکلمه نبض احساس✍👇 ❀═‎༅࿇🍃📚 🍃࿇༅═‎‌❀                     🦋🌸𝑱𝒐𝒊𝒏☞︎︎✨ @pulseoffeeling3 ✨ ᶠʳⁱ

دلی یا دلبری، یا جان و یا جانان، نمی‌دانم همه هستی تویی، فی‌الجمله، این و آن نمی‌دانم بجز تو در همه عالم دگر دلبر نمی‌بینم بجز تو در همه گیتی دگر جانان نمی‌دانم بجز غوغای عشق تو درون دل نمی‌یابم بجز سودای وصل تو میان جان نمی‌دانم چه آرم بر در وصلت؟ که دل لایق نمی‌افتد چه بازم در ره عشقت؟ که جان شایان نمی‌دانم یکی دل داشتم پر خون شد آن هم از کفم بیرون کجا افتاد آن مجنون، درین دوران؟ نمی‌دانم دلم سرگشته می‌دارد سر زلف پریشانت چه می‌خواهد ازین مسکین سرگردان؟ نمی‌دانم دل و جان مرا هر لحظه بی جرمی بیازاری چه می خواهی ازین مسکین سرگردان ؟ نمی دانم اگر مقصود تو جان است، رخ بنما و جان بستان و گر قصد دگر داری، من این و آن نمی‌دانم مرا با توست پیمانی، تو با من کرده‌ای عهدی شکستی عهد، یا هستی بر آن پیمان؟ نمی‌دانم تو را یک ذره سوی خود هواخواهی نمی‌بینم مرا یک موی بر تن نیست کت خواهان نمی‌دانم چه بی‌روزی کسم، یارب، که از وصل تو محرومم! چرا شد قسمت بختم ز تو حرمان؟ نمی‌دانم چو اندر چشم هر ذره، چو خورشید آشکارایی چرایی از من حیران چنین پنهان؟ نمی‌دانم به امید وصال تو دلم را شاد می‌دارم چرا درد دل خود را دگر درمان نمی‌دانم؟ نمی‌یابم تو را در دل، نه در عالم، نه در گیتی کجا جویم تو را آخر من حیران؟ نمی‌دانم عجب‌تر آنکه می‌بینم جمال تو عیان، لیکن نمی‌دانم چه می‌بینم من نادان؟ نمی‌دانم همی‌دانم که روزوشب جهان روشن به روی توست ولیکن آفتابی یا مه تابان؟ نمی‌دانم به زندان فراقت در، عراقی پایبندم شد رها خواهم شدن یا نی، ازین زندان؟ نمی‌دانم ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ 🌟کانال شعر و دکلمه نبض احساس✍👇 ❀═‎༅࿇🍃📚 🍃࿇༅═‎‌❀                     🦋🌸𝑱𝒐𝒊𝒏☞︎︎✨ @pulseoffeeling3 ✨ ᶠʳⁱ ری اکشن فراموش نشه

چرا آن را ڪہ مے خواهے دلش پیش ڪسے گیر است؟ چرا هرڪس ڪہ عاشق بودہ از جان خودش سیر است؟ تو او را، من تو را، او دیگرے را، دیگرے من را همہ سر درگمیم و علتش بازیِ تقدیر است رسیدن جز خیال خام و رویاے محالے نیست همیشہ هرڪجاے قصہ هم باشے ڪمے دیر است ڪسے شور جنون و حسِ دل دادن ندارد، چون بہ لطفِ آدم قبلے، بہ بند ِ درد زنجیر است شروع یڪ نفر بودن، شدہ رویاے دور از ذهن همہ قبل از تو عاشق بودہ اند و قلبشان پیر است دلیل با تو بودن، دیگرے را بردن از یاد است تنش پیش تو است اما دلش جایے زمین گیر است پر از زخم جدایے، قلب هاے نصف و نیمه بہ هر ڪس مے رسے احساس او در دست تعمیر است در این گونہ لجنزارے همان بهتر ڪہ تنها ماند خوشا قلبے ڪہ با تنهایے اش هر روز درگیر است #حمیدرضا_گلشن ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ 🌟کانال شعر و دکلمه نبض احساس✍👇 ❀═‎༅࿇🍃📚 🍃࿇༅═‎‌❀                     🦋🌸𝑱𝒐𝒊𝒏☞︎︎✨ @pulseoffeeling3 ✨ ᶠʳⁱ

✨️ #دکلمه  ✨️ نه، اشتباه نمیدیدم گرچه هی پلک زدم که ای چشمان لامصب دارید اشتباه میبینید! اما نه! خودش بود داشت شانه به شانه غریبه ای راه می آمد! نه برای او برای من غریبه بود اما دستانش را نگرفته بود آخر با من که بود دستم را ول نمیکرد که، خیس میشد دستمان اما ول کنیم؟ عمرا! صورتش ذوق نداشت، آرایش داشت، موهایش را هم رنگ کرده بود..موهایش..موهایش باشد برای بعد، حرف دارم! آرایش داشت اما صورتش سرد بود،خیره بود راستش با من که به خیابان میزدیم چشم و ابرویش شلوغ میکردند، صورتش با دماغ و گوش و پلک و ابرو همه با هم میخندیدند اما ساکت بود،خیره بود این خستگی از پشت آرایش غلیظ اش داد میزد معلوم بود روزی هزار و صد بار کسی نمیگوید ای به قربان آن چشمان مورب ات گیسو نمیبافد وُ رژ بیرون زده ازگوشه ی لبش را پاک نمیکند وسط جمع چشم غره نمیرود که دکمه ی مانتوات را ببند، آرام بخند..آخرش هم بگوید میخواستی انقدر خوشگل نباشی..به من چه!؟ نه این یارو مال این حرف ها نبود عزیزم این یارو اصلا دستهایت را وسط خیابان به صورتش نزدیک کرده و بو کشیده؟ این یارو؟ مردک تا چشمش به برجستگی زنی میخورد کم میماند دندان روی لب بکشد! حق داری دستانش را نگیری! من خیلی پسر بوقی بودم! در اوج تنهاییمان حتی به لبهایش یورش نمیبردم ها چرا چندباری فقط قطرات باران را از روی لب هایش نوشیدم نوشیدن که هوس نداشت مستی داشت ولی هوس نه! اما بوسیدن لب هوس داشت و اعوذبالله مِن هوس! با من که بود فقط پیشانی اش را میبوسیدم پیشانی اش آرام وملایم! انقدر آرام که چشمانش را باز نمیکرد و میگفت تمام شد؟ میگفتم آری بانو تمام شد تنها چیزی که در صورتش یافتم همان بوسه های پیشانی بود و لاغیر! رد بوسه ام را جا گذاشته بودم و ای لعنت بر من! لعنت که مسیرم به این خیابان افتاد و دل جفتمان ریش شد! دید مرا که ای کاش نمیدید! دید که دارم شانه به شانه ی دیگری راه می آیم دید که خال لب دارد دید که گردنبند فیروزه ای انداخته دید که چقدر شبیه خودش است! و دید که دستانش را نگرفته ام! شاید من هم یکی بودم مثل همان مردک! مثل تمام یارو های شهر! راستش مردها فقط یکبار میتوانند آن همه دیوانه باشند موهایش؟! هیچ..موهایش را کوتاه کرده بود آخر میدانست فقط من میتوانم دوساعت وقت بگذارم و آن موهای برهم ریخته و فرفری را مرتب کنم! مردها؟! مردها فقط یکبار جنون را زندگی میکنند جنون؟ نمیدانم شاید تو را دیدن و دوستت دارم نگفتن هم جنون باشد دوستت دارم؟! آسمان که بدون باران نمیشود! باران؟! خاطره خاطره؟! بوی موی تو بویِ مویِ تو هر چند کم پشت،خیابان را برداشته بود! ‍ ‍ @nnafasssss #علی_سلطانی 🌟کانال شعر و دکلمه نبض احساس✍👇 ❀═‎༅࿇🍃📚 🍃࿇༅═‎‌❀                     🦋🌸𝑱𝒐𝒊𝒏☞︎︎✨ @pulseoffeeling3 ✨ ᶠʳⁱ

⚡️دوستان کال فعال⚡️

#فراری@pulseoffeeling3 چرا آن را ڪہ مے خواهے دلش پیش ڪسے گیر است؟ چرا هرڪس ڪہ عاشق بودہ از جان خودش سیر است؟ تو او را، من تو را، او دیگرے را، دیگرے من را همہ سر درگمیم و علتش بازیِ تقدیر است رسیدن جز خیال خام و رویاے محالے نیست همیشہ هرڪجاے قصہ هم باشے ڪمے دیر است ڪسے شور جنون و حسِ دل دادن ندارد، چون بہ لطفِ آدم قبلے، بہ بند ِ درد زنجیر است شروع یڪ نفر بودن، شدہ رویاے دور از ذهن همہ قبل از تو عاشق بودہ اند و قلبشان پیر است دلیل با تو بودن، دیگرے را بردن از یاد است تنش پیش تو است اما دلش جایے زمین گیر است پر از زخم جدایے، قلب هاے نصف و نیمه بہ هر ڪس مے رسے احساس او در دست تعمیر است در این گونہ لجنزارے همان بهتر ڪہ تنها ماند خوشا قلبے ڪہ با تنهایے اش هر روز درگیر است #حمیدرضا_گلشن ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ 🌟کانال شعر و دکلمه نبض احساس✍👇 ❀═‎༅࿇🍃📚 🍃࿇༅═‎‌❀                     🦋🌸𝑱𝒐𝒊𝒏☞︎︎✨ @pulseoffeeling3 ✨ ᶠʳⁱ

#نمایشنامه ✅ ‍ بنا کن رسم دلداری ، دل و جان دادنش با من بده پیغام خود از دور ، اشارت کردنش با من بسوزان هرچه می‌خواهی ولی دل را نوازش کن بپا کن آتش عشقت ، سیاوش بودنش با من رها کن دود آتش را ولی یاد مرا هرگز سیه کن آسمان با دود ، نیلی کردنش با من تو و دل دادن دریا ، من و دنیایی از رویا بزن کشتی به طوفان‌ها ، به ساحل بردنش با من ز هر دردی دری بگشا ، به هر آهنگ شادی کن بزن بر تار و پود دل ، مرتب کردنش با من بگو از دل ، دل از دلواپسی کم کن تو وا کن سفره‌ی دل را ، صبوری کردنش با من .. ✍ : #آرامش_صبا جوابیه 👇👇👇👇👇👇 بنا کردم من آن رسمی که دلداری بوَد نامش قبولم کن به یک ابرو اشارت کن شوم رامش اگر دست نوازشگر به دل از من تو میخواهی رها کن خود ز هشیاری ز من باشد می و جامش نمودم آسمان رنگی به دود آتش قلبم یکی نیلی کن آن سقفش یکی آبی تو آن بامش میان وسعت دریا دلی دارم که رویایی اسیر موج و طوفانم الف تا آخر لامش رسیدم من به آن در تا که بگشایم به روی خود چه دیدم بسته بود آن در تمام روز و هم شامش دلم پر شور و دل واپس نمی دانم چه می گویم تمام ترسم این باشد مبادا من شوَم خامش ✍: #بداهه_سهیل_۱۰۰ 🌟کانال شعر و دکلمه  نبض احساس👇 ❀═‎༅࿇🍃📚 🍃࿇༅═‎‌❀                     🦋🌸𝑱𝒐𝒊𝒏☞︎︎ @pulseoffeeling3 ᶠʳⁱ ══✰ری اکشن یادت نره✰══

🦋اسامی دوستان عزیز برای تایم دکلمه و آواز🦋 ❤️🎙 با لیدری جناب فراری 🎙❤️ ✍️لیدر نوبت دهی جناب فراری✍️ 🎆🎆🎆🎆🎆🎆🎆🎆🎆🎆🎆🎆🎆 1.🟦انائل⚡️ 2.🟦بانو ساره 3.🟦جناب امین⚡️ 4.🟦جناب علی ترک 5.🟦 6.🟦 7.🟦 8.🟦 9.🟦

🌎🔠🔠🔠🔠🔠 🔠🔠🔠🔠 ✔️خوش زبونامون بپاچین بالا ویسکال فعال ⬆️⬆️⬆️⬆️ 📢بپاچین بالا تایم دکلمه و آواز داریم عزیزانیکه میخوان خوانش داشته باشن 🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩 ✡️💚💚💚🌟🤩🤩🤩🤩🤩🤩⚡️ 🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩 🤩🤩🤩🤩➡️🔢🔢💘🔢🔢 🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩 🔥 تو این تایم با ما همراه باشید🔥 🖇️ https://t.me/+T_r_AIJX9cY2YTc0 🖇️ https://t.me/+T_r_AIJX9cY2YTc0 🖇️ https://t.me/+T_r_AIJX9cY2YTc0 🚨🚨🚨🚨🚨🚨🚨🚨🚨🚨🚨⚡️⚡️