کانال شعر و دکلمه نبض احساس
Open in Telegram
❁﷽❁ 🪩 بـه چنـل شعـرو دکلمـه نبـض احسـاس خـوش آمـدیـد🪩 🎩 ارائـه شعـر /دکلمـه /سنـاریـو /نمـایشنـامه 🕗هـرشـب سـاعـت 22 الـی 00 در ایـن چنـل تـایم لـایـو بـرگـزار میگـردد🎙
Show more1 195
Subscribers
No data24 hours
-47 days
+430 days
Posts Archive
شده عاشق بشوی سر به رهش دار کنی؟
شده دیوانه شوی تکیه به دیوار کنی؟
شده خندی و به ناگه نگهت تر بشود؟
شده گویند چه شد، بغض خود انکار کنی؟
شده درمان کسی باشی و دردت بدهد؟
شده تنها به شفابخشی خود کار کنی؟
شده یک عمر دلت را به دلش وصل کنی؟
شده قلب و دل خود را که چو بیمار کنی؟
شده با خود خوریت عشق کسی را به دلت
بکشانی ، نتوانی ، غمت اظهار کنی؟
شده در خلوت خود نام خدارا ببری؟
شده در امر نماز وصل او اصرار کنی؟
شده در عمق دلت زار زنی رازت را
شده در نزد خدا اسم او اقرار کنی؟
شده شاعر بشوی از شده ها بنویسی؟
شده آیا که نظر بر من هوشیار کنی؟
🥷 #شعر 🥷
درد سنگینے ست بے رویا شدن
در ڪویر سینہ اے تنها شدن
رد شدن از مرز هر دلبستگے
درسڪوت سرد شبها خستگے
آسمان ,احساس ,حسرت ,بوے مرگ
بغض ,طوفان ,مستے ابر وتگرگ
درد سنگینے ست بے هر آرزو
بوف ڪور و تیرہ گے و جستجو
حس یڪ پاییز در ڪوران درد
تڪدرختے ریشہ در یڪ خواب زرد
غربت یڪ آینہ در یڪ غبار
مرگ یڪ سبزینہ در قلب بهار
رد پاے یڪ قنارے در قفس
حبس یڪ احساس در بطن نفس
ڪاش باران بغض من را شستہ بود
قصہ ے رنگین ڪمان را گفتہ بود
ڪاش در دل رنگ غم پیدا نبود
ذهن من خالے ز یڪ رویا نبود
ڪاش من هم میشڪستم در خیال
در میان آرزوهاے محال
باش تا من درد را باور ڪنم
بے تو بودن را شبے آخر ڪنم
#فریاد_فیروزے
.
ای نگاهت مانده در چشم خمارم ، شب بخیر
صد غزل با چشمهایت می نگارم ، شب بخیر
مثل شب بو ، عطر تو پیچیده در باغ دلم
ای شمیم عشق ،در باغ انارم ، شب بخیر
رنگ گیسوی سیاهت ، طعنه بر شب میزند
ای که در یلدای تو شب زنده دارم ، شب بخیر
می شمارم نبض شب را ، تا طلوع صبحدم
شوق چشمان تو را چشم انتظارم ، شب بخیر
طرح لبخندت ، شکوفا میکند هر غنچه را
خنده ات را بی نهایت دوست دارم ، شب بخیر
میشود آغاز با تو ، سال خورشیدی من
ای طلوع عشق در فصل بهارم ، شب بخیر
می کُشد چشم انتظاری ، مرغ شب را تا سحر
کی به پایان میرسد این شام تارم ، شب بخیر
مثل اسپندی که بر آتش نمی گیرد قرار
بیقرارم بیقرارم بیقرار ، شب بخیر
🤍
دلم گرفته برایت... مگر نمی دانی !
چرا برای دلم یک غزل نمیخوانی؟
غزل بخوان که بمیرد میان سینهی من
غم سکوت خیابان ، غمی که میدانی
و بغض پنجره بشکن، ببین چه کرده غمت
به این دو وادی وحشت، دو چشم بارانی
بیا غزل به فدایت! درانتظار توأم
بیا صفای تبستان! تب زمستانی!
ببر مرا به نگاهی، ببر مرا گم کن
نشان نمانده برایم... خودت که میدانی!
بیا که پر زند از دل به موج چشمانت
کلاغ شب زده یعنی غم پریشانی
و باورت بکند بار دیگر این دل من
دل شکستهی ساده....مگر نمی دانی ؟
#بهزاد_غدیری
عطرِ تلخت باز هم پیچیده در اشعارِ من
مثل سِیلی ریخته ، بر پیکرِ آوارِ من
گفته بودم تاابد عاشق نخواهم شد ، ولی
قیمتِ دل کَندَنت کم نیست ، این اقرار من
مثل کعبه روز و شب دور تو میگردد دلم
نقطه یِ عشقی میانِ گردشِ پرگارِ من
خواب دیدم رفته ای ، خوابی که با تعبیر آن
گُر گرفت و شعله ور َتر شد ، دلِ تبدار من
مثل نوزادی که از مادر جدایش کرده اند
گریه ام پیچید ، در دنیایِ ناهموارِ من
زُل زدم در عُمقِ چشمانت ولی پیدا نشد
برقی از عشق و تمنا ، لحظه یِ دیدارِ من
یا بمیرانم ویا اینکه دَوای درد باش
این تو و، این مرهم و، این هم طنابِ دارِ من
بعدِ تو عاشق نخواهم شد ، خیالت تختِ تخت
قهرمانِ قصه های عشقِ بی تکرارِ من !
از سکوتت میتوان فهمید حرفت را ، برو
باز هم با اشکِ چشمم خیس شد ، اشعارِ من...
#مهدی_فرجی
🕊 #شعر 🕊
پیشِ رخ تو ای صنم! کعبه سجود میکند
در طلبِ تو آسمان جامه کبود میکند
حسن ملائک و بشر جلوه نداد اینقدر
عکسِ تو میزند در او ، حسن نمود میکند
ناز نشسته با طرب، چهرهبهچهره، لببهلب
گوشهی چشمِ مستِ تو گفتوشنود میکند
ای تو فروغ کوکبم تیره مخواه چون شبم
دل به هوای آتشت اینهمه دود میکند
در دل بینوای من عشق تو چنگ میزند
شوق به اوج میرسد، صبر فرود میکند
عطر دهد به سوختن، نغمه زند به ساختن
وه که دلِ یگانهام کارِ دو عود میکند
مطرب عشق او به هر پرده که دست میبرد
پردهسرای سایه را پُر ز سرود میکند
هوشنگ ابتهاج
♨️ #شعر ♨️
بیـا بنشین قلم امشب ڪه میـل گفتگو دارم
شڪسته بغض سنگینے ڪه هرشب درگلو دارم
بیا تا پرده بردارم من از اسرار این سینه
هزاران حرف نـاگفته ، هزاران آرزو دارم
جواب خوبـے من را همیشه با بدے دادند
گله ازاین، گله ازآن، گله حتے از او دارم
سرسجاده ے غمها ، نمـاز درد میـخوانم
ڪه من با اشک چشمانم تمام شب وضو دارم
من آن شمشاد دیروزم ڪه از بخت بدم امروز
گل پژمرده اے هستم ڪه نه عطر و نه بو دارم
به طعنه آینـه میگفت جوانے پیـر مے بینم
نشان از موج غمهایم سپیدے هـاے مو دارم
نه روز آرامشے دارم، نه شب آرام میخوابم
امان از خـاطـراتے ڪـه همیشه روبرو دارم
پر از دردم، پر از غصه، منم سنگ صبورغم
نترسانم مرا از درد ڪه من با درد خو دارم
#جوادالماسی(سنگ صبور)
#فراری@pulseoffeeling3تو به من خندیدی و نمی دانستی من به چه دلهره از باغچه همسایه سیب را دزدیدم باغبان از پی من تند دوید سیب را دست تو دید غضبآلود به من کرد نگاه سیب دندانزده از دست تو افتاد به خاک و تو رفتی و هنوز سالهاست که در گوش من آرام آرام خش خش گام تو تکرارکنان میدهد آزارم و من اندیشهکنان غرق در این پندارم که چرا باغچه کوچک ما سیب نداشت من به تو خندیدم چون که میدانستم تو به چه دلهره از باغچه همسایه سیب را دزدیدی پدرم از پی تو تند دوید و نمیدانستی باغبان باغچه همسایه پدر پیر من است من به تو خندیدم تا که با خنده تو پاسخ عشق تو را خالصانه بدهم بغض چشمان تو لیک لرزه انداخت به دستان من و سیب دندانزده از دست من افتاد به خاک آرام گرفتم… دل من گفت: برو چون نمیخواست به خاطر بسپارد گریه تلخ تو را.. و من رفتم و هنوز سالهاست که در ذهن من آرام آرام حیرت و بغض تو تکرارکنان میدهد آزارم و من اندیشهکنان غرق در این پندارم که چه میشد اگر باغچه خانه ما سیب نداشت او به تو خندید و تو نمیدانستی این که او میداند تو به چه دلهره از باغچه همسایه سیب را دزدیدی از پیات تند دویدم سیب را دست دخترکم من دیدم غضبآلود نگاهت کردم بر دلت بغض دوید بغض ِ چشمت را دید دل و دستش لرزید سیب دندانزده از دست ِ دل افتاد به خاک و در آن دم فهمیدم آنچه تو دزدیدی سیب نبود دل ِ دُردانه من بود که افتاد به خاک ناگهان رفت و هنوز سالهاست که در چشم من آرام آرام هجر تلخ دل و دلدار تکرارکنان میدهد آزارم چهره زرد و حزین ِ دختر ِ من هر دم میدهد دشنامم کاش آن روز در آن باغ نبودم هرگز و من اندیشهکنان غرق در این پندارم که خدای عالم ز چه رو در همه باغچهها سیب نکاشت؟ دخترک خندید و پسرک ماتش برد که به چه دلهره از باغچهی همسایه، سیب را دزدیده باغبان از پی او تند دوید به خیالش میخواست حرمت باغچه و دختر کمسالش را از پسر پس گیرد غضبآلود به او غیظی کرد این وسط من بودم سیب دندانزدهای که روی خاک افتادم من که پیغمبر عشقی معصوم بین دستان پر از دلهره ی یک عاشق و لب و دندانِ تشنهی کشف و پر از پرسش دختر بودم و به خاک افتادم چون رسولی ناکام هر دو را بغض ربود دخترک رفت ولی زیر لب این را میگفت او یقیناً پی معشوق خودش میآید پسرک ماند ولی روی لبش زمزمه بود مطمئناً که پشیمان شده بر میگردد سالهاست که پوسیده ام آرام آرام عشق قربانی مظلوم غرور است هنوز جسم من تجزیه شد ساده ولی ذراتم همه اندیشهکنان غرق در این پندارند این جدایی به خدا رابطه با سیب نداشت جواد نوروزی مسعود قلیمرادی فروغ فرحزاد حمید مصدق ( خرداد ۱۳۴۳ 🌟کانال شعر و دکلمه نبض احساس✍👇 ❀═༅࿇🍃📚 🍃࿇༅═❀ 🦋🌸𝑱𝒐𝒊𝒏☞︎︎✨ @pulseoffeeling3 ✨ ᶠʳⁱ ری اکشن فراموش نشه 🔥💖🤌❤️🔥😘
انقدر خوبی که حیرانت شوم ❣
مست احساس فراوانت شوم ❣
انقدر پاک و نجیب و عاشقی❤️
با دل و جانم به قربانت شوم ❤️
چون تویی ابادی احساس من ❣
دوست دارم تا که ویرانت شوم❣
همچو لیلا عاشق و دلداده ای ❤️
من چومجنون و پریشانت شوم ❤️
چون تویی معشوقه ،میخواهد دلم❣
عاشق پیدا و پنهانت شوم❣
خانه ات باشد سرای عشق من❤️
همتی کن تا که مهمانت شوم ❤️
دلبری کن پیش چشم عاشقم ❣
تا که مجنون وغزلخوانت شوم ❣
با دوچشمانت نگاهی کن مرا ❤️
تا اسیر ناز چشمانت شوم❤️
با دلم از شادمانی ها بگو ❣
تا که یار شادو خندانت شوم ❣
عاشقی را باتو میخواهم فقط ❤️
دوست دارم جان جانانت شوم❤️
باوفا باشی تو بامن، تا که من❣
دلبر خوش عهد و پیمانت شوم ❣
باز می ایم به سوی منزلت ❤️
تا که من شمع شبستانت شوم❤️
مهربانی دلبری سیمین بری ❣
دوست دارم تا که قربانت شوم ❣️
🌟کانال شعر و دکلمه نبض احساس✍👇
❀═༅࿇🍃📚 🍃࿇༅═❀
🦋🌸𝑱𝒐𝒊𝒏☞︎︎✨ @pulseoffeeling3 ✨ ᶠʳⁱ
ری اکشن فراموش نشه
🔥💖🤌❤️🔥😘
عطرِ تلخت باز هم پیچیده در اشعارِ من
مثل سِیلی ریخته ، بر پیکرِ آوارِ من
گفته بودم تاابد عاشق نخواهم شد ، ولی
قیمتِ دل کَندَنت کم نیست ، این اقرار من
مثل کعبه روز و شب دور تو میگردد دلم
نقطه یِ عشقی میانِ گردشِ پرگارِ من
خواب دیدم رفته ای ، خوابی که با تعبیر آن
گُر گرفت و شعله ور َتر شد ، دلِ تبدار من
مثل نوزادی که از مادر جدایش کرده اند
گریه ام پیچید ، در دنیایِ ناهموارِ من
زُل زدم در عُمقِ چشمانت ولی پیدا نشد
برقی از عشق و تمنا ، لحظه یِ دیدارِ من
یا بمیرانم ویا اینکه دَوای درد باش
این تو و، این مرهم و، این هم طنابِ دارِ من
بعدِ تو عاشق نخواهم شد ، خیالت تختِ تخت
قهرمانِ قصه های عشقِ بی تکرارِ من !
از سکوتت میتوان فهمید حرفت را ، برو
باز هم با اشکِ چشمم خیس شد ، اشعارِ من...
#مهدی_فرجی
🕊 #شعر 🕊
پیشِ رخ تو ای صنم! کعبه سجود میکند
در طلبِ تو آسمان جامه کبود میکند
حسن ملائک و بشر جلوه نداد اینقدر
عکسِ تو میزند در او ، حسن نمود میکند
ناز نشسته با طرب، چهرهبهچهره، لببهلب
گوشهی چشمِ مستِ تو گفتوشنود میکند
ای تو فروغ کوکبم تیره مخواه چون شبم
دل به هوای آتشت اینهمه دود میکند
در دل بینوای من عشق تو چنگ میزند
شوق به اوج میرسد، صبر فرود میکند
عطر دهد به سوختن، نغمه زند به ساختن
وه که دلِ یگانهام کارِ دو عود میکند
مطرب عشق او به هر پرده که دست میبرد
پردهسرای سایه را پُر ز سرود میکند
هوشنگ ابتهاج
من همصدا با همه پرنده ها
به خوشبختی لبخند خواهم زد.
آغوشم را از آرامش صبح پر میکنم
تا آغاز شوم مانند روزهای آفتابی...
#فروغ_فرخزاد
#درود_صبحتون_دل_انگیز
🌟کانال شعر و دکلمه نبض احساس✍👇
❀═༅࿇🍃📚 🍃࿇༅═❀
🦋🌸𝑱𝒐𝒊𝒏☞︎︎✨ @pulseoffeeling3 ✨ ᶠʳⁱ
ری اکشن فراموش نشه
🔥💖🤌❤️🔥😘
۰🌷 #شعر 🌷
عشق یعنے : در خیالت دلبرے پیدا شود
توے بیدارے و رویا در نگاهت جا شود
عشق یعنے : شعر سیراب است از جام ِ قلم
قطرہ قطرہ با غزل یا مثنوے دریا شود
عشق یعنے : مثنوے یا هر غزل از چشم تو
تلخ و شیرین مثل ِ مجنون در پے ِ لیلا شود
عشق یعنے : با دلے پر زیر باران مے روی
وقت ِ برگشتن سبڪ بال و دلت زیبا شود
عشق یعنے : چون شقایق قلب را رنگین ڪنے
یا ڪہ قلب ِ مردہ ات با یاد او احیا شود
عشق یعنے : التماس و خواهش اما پرغرور
تا بیاید ، در ڪنارش عقدہ ے دل وا شود
عشق یعنے : قاصدڪ بایڪ بغل اخبار ِ خوش
مژدہ اش را بشنود دل ، غصہ هم تنها شود
عشق یعنے : سر بہ سر دربالشے شب تا سحر
دل در آغوش ِ خیالش غرق در رویا شود
عشق یعنے : بوسہ ے ممنوعہ چیدن از لبے
باید از این بوسہ هرشب مست تا فردا شود
#اڪبر_باباپور
♨️ #شعر ♨️
شور چشمانت عجب دلشوره بر پا می کند
راز این آشفته را هر بار ، افشا می کند
بی گمان برق نگاهت ، با کمی بر هم زدن
وقت دل دل گشتنم ، مشت مرا وا می کند
ماجرای شورش عزم نگاهت ، همچنان
عدّه ای را دست کم ، راهی صحرا می کند
وانمودم را نبین ، من هم مثالِ شاعران
چشم سرگردانی ام ، این پا و آن پا می کند
اینکه با آن کوه صبرَت ، هی صبوری می کنی
فکر بغضم کرده ای با فتنه غوغا می کند ؟
بغض وقتی ول شود در این گلو ، بیچاره ام
اشک هم نقش خودش را باز، اجرا می کند
فکر این عاشق اگر بودی غبارِ فتنه چیست
منتظر ماندی کسی ، آیا تماشا می کند ؟
غمزه ی چشمان مستت ، آتش جانم شده
گر چه در آتش فُروزی ، جمله حاشا می کند
طعنه بی طاقتی بر من مَزن ای خوش نگار
خود که دیدی طعنه ات غم را به دل جا می کند
دفتر شانی اگر ، تَر می شود عیب اش نکن
حقّ ِ دل باشد یقین این گونه انشا می کند
.
کاش پیوسته گل و سبزه و صحرا باشد
گلرخان را سر گلگشت و تماشا باشد
زلف دوشیزه گل باشد و غماز نسیم
بلبل شیفته شوریده و شیدا باشد
#شهریار
#درود_صبحتون_باطراوت
🌟کانال شعر و دکلمه نبض احساس✍👇
❀═༅࿇🍃📚 🍃࿇༅═❀
🦋🌸𝑱𝒐𝒊𝒏☞︎︎✨ @pulseoffeeling3 ✨ ᶠʳⁱ
ری اکشن فراموش نشه
🔥💖🤌❤️🔥😘
🦋اسامی دوستان عزیز برای تایم دکلمه و آواز🦋
❤️🎙 با لیدری جناب فراری 🎙❤️
✍️لیدر نوبت دهی جناب فراری✍️
🎆🎆🎆🎆🎆🎆🎆🎆🎆🎆🎆🎆🎆
1.🟦
2.🟦
3.🟦
4.🟦
5.🟦
6.🟦
7.🟦
8.🟦
9.🟦
10.🟦
11.🟦
12.🟦
13.🟦
14.🟦
15🟦
16.🟦
17.🟦
18.🟦
19.🟦
20.🟦
21.🟦
22.🟦
23.🟦
24.🟦
25.🟦
26.🟦
27.🟦
28.🟦
29.🟦
30.🟦
🪩اسامی دوستان عزیز برای تایم دکلمه وآواز🪩
🦋 با لیدری بانو باران 🦋
✍️لیدر نوبت دهی جناب فراری ✍️
⭐️⭐️⭐️⭐️⭐️⭐️⭐️⭐️⭐️⭐️⭐️⭐️⭐️
1.
2.
3.
4.
5 .
6.
7.
8.
9.
10
🍁دکلمـــــه🍁
🍁🍂🍁🍂🍁🍂
بارون که میباره.
دلم برایت تنگ تر میشه. راه می افتم.
بدون چتر ، من بغض میکنم و آسمون گریه
وقتی بارون میزنه شب روز نداره
خود به خود بی اختیار شروع میکنی راه رفتن
خاطره سازی و نوشتن.....
ولی انگار سکوت قانون شبه
حتی اونایی که بیدار میمونن و بی صدا گریه میکنن...
دلتنگی تو درد دائمی درون قلبمه اما
دونستن اینکه با وجود دوری تو هنوز میدونم مال منی باعث
آرامش من میشه :))
من شبایی که میخواستم یکیو بغل کنم،
تنها بودم و جاهایی که دلم میخواست با یکی برم،
تنها رفتم؛چون فکر کردن به تو، از بودن کنار خیلیا قشنگتره :))
یعنی دور بودنت مهم نیست،مهم اینه که
وقتی دوتا روح یکی بشن، صدای همو میشنون
حتی از راه دور :))
بدترین دردی که بدن میکشه، درد غم و غصه
است.
انگار از توان جسم انسان خارجه؛
نه میتونی بگی دقیقا کجات درد میکنه،
نه میتونی دارویی واسه تسکین موقتش پیدا میکنی...
کسی که دلتنگه بهتر میدونه من چرا این همه از دلتنگی مینویسم....
بزن بارون میخوام بنویسم از دلبرم...
بنویسم که خواب یه نیاز نیست
تنها یه بهونه ست !
تا آدمی به شب پناه ببره خدانکنه ولی اگه یه وقتی کسی دلتنگ شد
میفهمه شب آغاز دردی ست بی درمان.
بعد میفهمی چرا من این همه از دلتنگی نوشتم.
چقدر این روزا حس میکنم که دلم واسه خودم تنگ شده یه موقعهایی تلخ ترین حس دلتنگی،
دلتنگی واسه خودتم میشه
واسه کسی که قبلا بودی!
واسه گذشته که چه لذت بخش بود....
همیشه وقت میگفتن
"بخشش از بزرگان است "
من بخشیدم و هیچکس نگفت
چقدر بزرگ شدی !
ولی همه گفتند
(بلد نبودی حقت را بگیری )
دلم میگیره وقـتـی مـیدونم داخل دنیایی به این بزرگی هیچ دلی نیست که
واسه من تنگ بشه....
قلبم درد میگیره......
فقط روزی که برم سینه قبرستون
اون موقع است که هم بهم حقم رو میدن.
هم دل همه از نبودم تنگ میشه.....
فقط روی سنگ قبرم بنویسید
مهربان بود مهر ندید
باوفا بود وفا ندید
تنها بود با دل هسچکس بازی نکرد
زنده بود زندگی نکرد..
بزن بارون.....
بزن بارون که عمرم رفته برباد ،
بزڹ که من شدم مجنون فرهاد،
بزڹ بارون که غـمهایم بشۅیی،
بزن که راه دۅر است
تا صبۅری ...!!!!
عمق دلتنگی شب ها آشکار میشه..!
به راستی جنس شب از چیه.؟؟؟
آنقدر مینویسم تا فارسی تموم بشه.....
#مهدی_محمودی
🍁🍂🍁🍂
🌟کانال شعر و دکلمه نبض احساس✍👇
❀═༅࿇🍃📚 🍃࿇༅═❀
🦋🌸𝑱𝒐𝒊𝒏☞︎︎✨ @pulseoffeeling3 ✨ ᶠʳⁱ
ری اکشن فراموش نشه
🔥💖🤌❤️🔥😘
🌎🔠🔠🔠🔠🔠 🔠🔠🔠🔠
✔️خوش زبونامون بپاچین بالا ویسکال فعال ⬆️⬆️⬆️⬆️
📢بپاچین بالا تایم دکلمه و آواز داریم
⚪عزیزانیکه میخوان خوانش داشته باشن⚪
🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩
✡️💚💚💚🔠🔠🔠🔠🔠🔠⚡️
🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩
🤩🤩🤩🤩➡️🔢🔢💘🔢🔢
🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩
🔥 تو این تایم با ما همراه باشید🔥
🖇️ https://t.me/+Cr7UZn33z8xmZDU0
🖇️ https://t.me/+Cr7UZn33z8xmZDU0
🖇️ https://t.me/+Cr7UZn33z8xmZDU0
🚨🚨🚨🚨🚨🚨🚨🚨🚨🚨🚨
