en
Feedback
جعبه سیاه

جعبه سیاه

Open in Telegram

این کانال فضایی است برای به اشتراک گذاری تأملات و اندیشه ورزیهای من در حوزه های تخصصی مطالعات کوردی و برخی مسائل فرهنگی، اجتماعی و گاه سیاسی. آدرس من در ایکس: https://twitter.com/BehrozChamanara یوتیوب: http://www.youtube.com/@BehroozChamanara

Show more
Iran149 889The category is not specified
881
Subscribers
+124 hours
-27 days
-2030 days
Posts Archive
▪️ فیلسوف سیاسی یا سوفساطی انقلابی! نقدی کوتاه بر بیانات بیژن عبدالکریمی بهروز چمن آرا
در کشور ما یک حزب واقعی وجود داره و اون حزب اللهه. چه خوشمون بیاد چه خوشمون نیاد! حتی اگه من از این حزب متنفر هم باشم این واقعیت رو نمیشه انکار کرد که نیروهای انقلاب، حقیقی ترین و قدرتمندترین نیرویی هستند که در کشور وجود دارند. اینها رو نمی توانیم نادیده بگیریم.
بیژن عبدالکریمی | برنامه آزاد | مشارکت و تحریم ابزار کار فیلسوف و تمامی کسانی که در حوزه علوم انسانی تحقیق و مطالعه می‌کنند "واژه" است. واژه‌هایی که حامل معنا می‌شوند و میزان دقت در گزینش آنها در متن، باعث هرچه دقیقتر شدن مفاهیم و حک معنا در زبان می‌شود. به همان میزان " ابزار دقیق" نزد مهندسان علوم مهندسی و فنی اهمیت دارد، در علوم انسانی واژگان اهمیت دارند. برخی از چهره‌ها که از قضا با عناوین دهن‌پرکنی چون فیلسوف، روشنفکر، استاد دانشگاه و امثالهم در رسانه‌های دولتی و خصوصی حضور مداوم دارند، برخلاف عبارات ثقیل و پزهای روشنفکرمأبانه‌شان در استفاده از نام‌ها و مفاهیم فلسفی غربی، در ارض واقع چیزی جز کوتوله‌های ایدیولوژیک و وابستگان و جیره‌خواران حاکمیت مستقر نیستند. به عبارت فوق از بیژن عبدالکریمی دقت کنید، کسی که عنوان فیلسوف را یدک می‌کشد و خود را در مقام هگل زمانه که روح تاریخ را دریافته و یگانه عالم به معاصرت عصر است، می‌داند چه بی مهابا و چه فلاکت‌بار تن به "استبداد حقیقت" تحمیل شده از سوی "بچه های انقلاب" زده است. عبدالکریمی می‌گوید "در کشور ما یک حزب واقعی وجود داره و اون حزب اللهه" در حالی که در ایران هیچ حزبی رسمی به نام حزب الله وجود ندارد هرچند تشکیلاتی نظامی-عقیدتی به نام انصار حزب الله وابسته به سپاه پاسداران و بسیج که در واقع یک گروه فشار داخلی یا همان لباس شخصی‌های مشهورند وجود دارد. حزب به گروهی سازمان‌یافته از افراد گفته می‌شود که دارای عقاید، اهداف و منافع مشترک هستند و برای دستیابی به قدرت سیاسی و تأثیرگذاری بر سیاست‌های عمومی تلاش می‌کنند. احزاب سیاسی معمولاً از طریق انتخابات به دنبال کسب پست‌های دولتی هستند و فعالیت‌های آن‌ها شامل تبلیغات، برگزاری تجمعات، جذب اعضا و تدوین برنامه‌ها و سیاست‌های مشخص می‌شود. هدف اصلی یک حزب، تحقق برنامه‌ها و اهداف خود از طریق به‌دست‌آوردن قدرت در نظام سیاسی است. این در حالی است که حزب اللهی‌های ایران نه به عنوان یک حزب یا سازمان سیاسی بلکه به عنوان یک جریان عقیدتی-نظامی عمل می‌کنند. شاخصه‌های اصلی حزب اللهی‌ها عموماً شامل مواردی از قبیل حمایت از نظام جمهوری اسلامی، فعالیت‌ در گروه‌های بسیجی و سپاهی، فعالیت‌های فرهنگی و اجتماعی با تمرکز بر ایجاد فشار بر نهادهای دموکراتیک، حمایت از محور مقاومت و تبعیت بی چون و چرا از رهبری که گاه به کاسه داغ تر از آش تبدیل می‌شوند است. عبدالکریمی تفاوت بین "حزب واقعی" با حزب غیرواقعی را توضیح نمی‌دهد بنابراین معلوم نیست مراد این فیلسوف از "واقعی" خواندن یک جریان بدون سر، بدون مرام‌نامه، غیر رسمی، بدون انتخابات، بدون چارچوب تشکیلاتی مردمی و بدون پایگاه مشخص سیای که تمام فعالیت‌های آنها معطوف به اعمال فشار به مردم، اخلال در جلسات، تجمعات، فعالیت گروه‌های سیاسی، اجتماعی و هنری، برنامه‌های فرهنگی و امثالهم است، چه چیز است؟ این استاد فلسفه به همین اکتفا نمی‌کند، بلکه در ادامه فرموده است که "نیروهای انقلاب، حقیقی ترین و قدرتمندترین نیرویی هستند که در کشور وجود دارند". "نیروهای انقلاب"، "بچه‌های انقلاب"، "گفتمان انقلاب"، "بچه‌های گفتمان انقلاب" در نظرگاه جناب فیلسوف همه اشاره به یک دسته دارد که همان حزب‌اللهی‌های وابسته به سپاه پاسداران هستند. از نظر این استاد فلسفه، این نیروها "حقیقی‌ترین" و "قدرتمند‌ترین" نیروهای کشورند. اما نیروی حقیقی به چه معناست؟ می‌دانیم در حالی که واقعیت به وجود عینی و مستقل از شناخت و ادراک انسان اشاره دارد، حقیقت به ارزیابی درستی یا نادرستی ادعاها و باورهای ما نسبت به آن واقعیت‌ها مرتبط است. در این راستا، حقیقت می‌تواند متغیر و وابسته به شواهد و مدارک جدید باشد، در حالی که واقعیت به عنوان چیزی ثابت و مستقل از این تغییرات باقی می‌ماند. در این معنا، جناب فیلسوف، این فرض را که حزب اللهی‌ها "مقتدرترین نیرو" هستند را مسلم انگاشته است، ادعایی عینی و مستقل از شناخت و ادراک ما حضور دارد بنابراین، "حقیقت امر" همین است که بر پایه "واقعیت مسلم" قلمداد می‌شود، چیزی که از پایه بی بنیاد است و چیزی جز یک سفسطه به دور از واقعیت و حقیقت نیست.

▪️پزشکیان در وضعیت قربانی بهروز چمن آرا آنهایی که دولت خاتمی را به یاد دارند، حتماً هنوز تظاهراتهای خیابانی، کشت و کشتارهای مردم معترض، سرکوب وحشیانه کوی دانشگاه تهران، قتل های زنجیره ای نویسندگان و روشنفکران را فراموش نکرده اند. "بازکردن فضای سیاسی" شعار اصلی دولت خاتمی بود، دولتی که با اعلام موضع مشخص علیه دولت اقتدارگرای رفسنجانی مشهور به دولت سازندگی آمده بود تا با رویکرد اصلاح و "بازگشت به مردم"، با حاکمیت (بخوانید ولایت مطلقه فقیه) "گفتگو" کند. همه می دانند قلع و قمع نهادهای سیاسی، توقیف روزنامه ها، حذف های قهری سیاسیون و روشنفکران، مهاجرت گروهی استادان و دانشجویان که به فرار مغزها مشهور شده بود، بیشترین صدمات وارد شده بر "شبه جامعه مدنی" نحیف کشور همه و همه در دولت اصلاحات به وقوع پیوست و نه تنها شیخ اصلاحات برخلاف عهدی که با مردم بسته بود، هیچ گاه استعفا نکرد، بلکه در یک حرکت به عقب به یاد ماندنی، جمعیت 22 میلیونی هواداران خود را در یک سناریوی مهندسی شده "بد و بدتر" به خود رفسنجانی واگذار کرد تا سرانجام، هم از یک سو رفسنجانی این بار نه در قامت یک اقتدارگرای سرکوبگر بلکه در کسوت یک سیاستمدار اصلاح طلب به صحن سیاسی بازگردد و هم دولت را به احمدی نژاد "رجایی" عصر، سرباز رهبری و حامی مستضعفان تحویل دهد. عصر اصلاحات علی رغم گشودگیهایی در روابط خارجی، عصر انسدادهای پی در پی سیاسی در داخل کشور و روزگار عسرت اندیشمندان، دانشگاهیان، صنعتکاران و اهالی سیاست بود. عصری پر از خشم و خون که در پی آن حاکمیت را بر آن داشت تا پروژه خالص سازی و نظامی سازی کامل خود را هم تسریع بخشیده و هم تکمیل کند. امروز و پس از گذشت نزدیک به سه دهه از آن روزگار، پزشکیان خود را در وضعیتی مشابه به دوره اصلاحات قرار داده است. با این تفاوت که پزشکیان از یک سو فاقد آن پایگاه مردمی، رأی حداکثری و امید عمومی است و از سوی دیگر دستهای ولایت فقیه همچون سپاه، نیروهای نیابتی داخلی و خارجی، رسانه ها، مجلس، شورای نگهبان و امثالهم گشاده تر، مقتدرتر و مجربتر از گذشته اند.
با فرض این احتمال که پزشکیان قصد دفاع از حقوق مردم در برابر حاکمیت را داشته باشد، این نکته را نباد از نظر دور داشت که در ساختار حاکمیتی جمهوری اسلامی اصالتاً رئیس جمهور هیچگونه "ابزاری" برای اعمال قدرت قانونی بر نهادهای زیرمجموعه ولایت فقیه ندارد. بنابراین برخلاف احساس شادمانی کوتاه مدت کنونی در میان اهالی مشارکت کننده در "انتخابات"، باید منتظر رویارویی دوباره با انسداد تحمیلی بر صحن سیاسی کشور بود.
فراموش نباید کرد که تحریم کنندگان "انتخابات" فرمایشی نیز رأی دهندگان به پزشکیان دارای انباشتی از مطالبات سیاسی، اقتصادی، هویتی و اجتماعی هستند که پس از جنبش ژینا نه تنها فروکش نکرده بلکه در وضعیت احیا و سازمان یابی قرار دارد و مردم معترض در آینده نزدیک بار دیگر مطالبات خود را از دولت مطالبه خواهند کرد. مطالباتی که به صورت اجباری دولت را در "وضعیت امتحان" قرار خواهد داد. وضعیتی که در آن توانش و تعهد دولت اصلاح‌طلب اصولگرا در دفاع از حقوق مردم، حل مسائل عمومی کشور و التزام به "عدالت" و "برابری" مورد ادعای دولت پزشکیان را در بوته آزمایش قرار خواهد داد. ناگفته پیداست که دولت فاقد ابزارهای اعمال قدرت بر حاکمیت اقتداگرای ایدیولوژیک است.
بنابراین نخستین اعتراضات مدنی مردمی، به صورت آشکار، ناتوانی ساختاری دولت در تحمیل اراده ملت بر حاکمیت را به نمایش خواهد گذاشت. این وضعیت، در اندک زمانی، دولت پزشکیان را مجبور به انتخاب یکی از دوگانه های بیعت یا استعفا خواهد کرد. از آنجا که استعفای رئیس جمهور یا مواجهه مستقیم با ولایت مطلقه و سپاه پاسداران هر دو یک سرنوشت در پی خواهد داشت، لذا تبعیت هرچه بیشتر و تعهد به پیروی از "منویات رهبری" و پرهیز از نمایندگی "جمهور" گزینه محتملی است که پزشکیان انتخاب خواهد کرد، گزینه ای همچون یک نمایش که پایانش از آغاز آشکار است، رئیس جمهور طبیب را به دست رأی دهندگانش قربانی ولایت مطلقه فقیه خواهد کرد.
و این گردونه سیاسی جمهوری اسلامی با به تأخیرانداختن رویکرد "عبور از جمهوری اسلامی" بار دیگر هزینه های گزاف سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و امنیتی بر مردم وارد خواهد آورد و بر حجم سرخوردگیها و اختلافات در جبهه معترضان به جمهوری اسلامی خواهد افزود. امیدوارم این تصویر اشتباه باشد و چنان که روزنه گشایان که حالا راهگشا هم شده اند، بتوانند در سد سنگی ولایت فقیه درزی ایجاد کنند و دری از امید بر روی مردم محروم از زندگی بگشایند.

▪️از تحمیل حاکمیت ولی فقیه تا آشتی ملی با ولایت فقیه! بهروز چمن آرا اگر به برنامه‌های تلویزیونی، کلیپ‌ها و سخنرانیهای نامزدهای شبه انتخابات دوره چهاردهم را دیده باشید و سخنان و شیوه تحلیل و شعارهایشان را ارزیابی کرده باشید، طبیعتاً به عمق فلاکتی که شورای نگهبان بر مملکت تحمیل کرده بیشتر پی خواهید برد؛ فلاکت به این معنا که از میان میلیونها تحصیلکرده و دانشمند کشور و در شرایط قحط الرجال تحمیلی نظام، تنها شش چهره با عقبه‌های آشکار از فساد، رانت، کشت و کشتار، اقتدارگرایی و از همه مهتر، ذوب شدگی در ولایت مطلقه فقیه و نظام سیاسی حاکم به عنوان نامزد در ویترین انتخاباتی نظام قرار گرفته‌اند!
فلاکتبارتر از این امر، شکل دهی به فرایند «تطهیر» کارگزاران حاکمیت در اذهان عمومی است. فرایندی که در آن «مجرمان» تبدیل به «ناجیان» مردم می شوند.
آمران قتلهای دسته جمعی سال 67 و قتلهای زنجیره ای سال 77، فرماندهان حمله گازانبری به دانشجویان معترض در سال 78 و کارگزاران تحریم اقتصادی و ممنوعیت واکسیناسیون در دوران مرگبار کرونا، حالا بر کرسی نجات نشسته‌اند. جالبتر از این، تسری فرایند تطهیر به لایه‌های دوم و سوم پشت سر نامزدها و به‌کارگماری لایه‌های دیگر لشکر خادمان ولی فقیه است، به طوری که مدیرکل اداره شنود وزارت اطلاعات که با رانت اطلاعاتی به وزارت ارتباطات و مخابرات رسید و بر خلاف وعده های اولیه، در اعتراضات 88 به صورت مکرر اینترنت کل کشور را قطع و مردم را از دسترسی به دنیای اطلاعات آزاد محروم کرده بود، حالا در کسوت حامی حقوق مردم به عرصه بازگشته است. همین گونه است، داستان آن وزیری که به ماله کس اعظم مشهور است و بیانات سرشار شکرریزی‌اش درباره هواپیمای اوکراینی در یادها جاودان خواهد بود.
اما آنچه در بین تمامی این نامزدها مشترک است، اصل ولایت فقیه است، اصلی گریزناپذیر که ماهیت وجودی و زندگی سیاسی تک تک نامزدها به عنایت ویژه او گره خورده است.
آنچه مشهود است، فقدان برنامه مشخص، فقدان وجدان بیدار و شجاعت در بیان واقعیات سیاسی و اجتماعی کشور است. نقدها و اعتراضات نامزدها از سطح درگیریهای باندی و سیاسی درون گروهی بیرون نمی رود و به اصل مشکل که همان آمریت و فاعلیت همه جانبه ولایت فقیه در تمامی امور و دخالت اقتدارگرایانه سپاه در حوزه‌های اجرایی و سیاسی کشور است مطلقاً اشاره نمی شود. در این بین خواست راستگرایان افراطی چون زاکانی، جلیلی، قالیباف و هاشمی التزام عملی به ولایت فقیه و پادوی اوامر خداوندی رهبری است و مردم محلی از اعراب ندارند
در حالی که طیف پورمحمدی و پزشکیان در تلاشند تا با ایجاد اجماع عمومی از طریق وسط بازی، به نوعی آشکار و پنهان پروژه "آشتی ملی با رهبری" را به انجام برسانند و همه گروههای سیاسی و اجرایی را به لشکر خادمان مقام معظم بازگردانند.
در یک نگاه کلی همه نامزدها حول یک آیه از بیانات خداوندی خود اجماع پیدا کرده اند "پشتیبان ولایت فقیه باشید تا مملکت آسیبی نبیند". هر رأی، گلوله ای است که بر سینه دختران و مادرانمان می نشانیم! هر قدم که به سوی صندوق بر می داریم، پایی است که در خون برادران و پدرانمان می گذاریم! تحریم فعال صندوق کمترین وظیفه اخلاقی و انسانی ما و تلاش برای برگزاری انتخابات آزاد، حق مسلم و قانونی ماست.

نه پزشیکیان طبیب جمهور است و نه فاضلی روزنه گشا! برنامه نشست فرهنگی پزشکیان با به اصطلاح "کارشناسان" فرهنگی را دیدیم. فارغ از
نه پزشیکیان طبیب جمهور است و نه فاضلی روزنه گشا! برنامه نشست فرهنگی پزشکیان با به اصطلاح "کارشناسان" فرهنگی را دیدیم. فارغ از بی برنامگی جدی آقای پزشکیان در تمامی عرصه ها و تقلیل مسائل چندبعدی و پیچیده حاکمیت به اخلاق اسلامی و احادیث و روایات و فرار رو به جلو با پناه گرفتن پشت سنگرهای "مقام معظم" و "عدالت" و "ظلم ستیزی" آنچه در این برنامه مشهود بود، ناتوانی آشکار پزشکیان در عمل به مهمترین شعار خود ایشان یعنی اقتدا به "کار کارشناسی و رجوع به متخصصان" بود. پزشکیان نتوانست از یک ساعت وقت طلایی که برای اقناع مردم در اختیار داشت هم روایات عربی را به تمامه خواند و هم ترجمه آنها را دوباره تکرار کرد تا از وقت مورد نظر به صورت نابهینه و ناشیانه تنها به نصفی از آن بسنده کند! دیگر آن که از دو مشاور همراه به بدترین شیوه ممکن استفاده کرد. مشاورانی که کمترین فرصت مشارکت در مباحث را یافته و مغضوب رسانه ملی شدند. تمام مشورت دکتر فاضلی که سردمدار شعار روزنه گشایی هم نامیده می شود، یک دقیقه بود و نه تنها نتوانست در دیوار بلند بازجوکارشناس روزنه ای ایجاد کند بلکه اندک روزنه در دسترس را هم کور کرد. مقاومت مدنی تنها چاره است.

سڕینه‌وه‌ی سیاسی و یاساییی یارسانه‌کان له‌ ئیران و عێراق ئایا ئێمه‌ قوربانیی کولۆنیالیزمین؟ ئایا ڕه‌وتێک دژ به‌ کولۆنیالیزم ل
سڕینه‌وه‌ی سیاسی و یاساییی یارسانه‌کان له‌ ئیران و عێراق ئایا ئێمه‌ قوربانیی کولۆنیالیزمین؟ ئایا ڕه‌وتێک دژ به‌ کولۆنیالیزم له‌ کوردستان بوونی هه‌یه‌؟ کورد چۆن ڕووبه‌ڕووی په‌راوێزکه‌وتن و کاره‌سات بووه‌ته‌وه‌؟ ئایا ئێمه‌ ده‌توانین خۆمان ده‌رببڕین؟ ئه‌مانه‌ به‌شگه‌لێکن له‌و پرسیارگه‌له‌ که‌ ئه‌مڕۆ له‌م سمیناره‌ سه‌رهێڵییه‌دا وه‌ڵام ده‌درێنه‌وه‌. میوان: دوکتۆر فازل مورادی، مامۆستای زانکۆی ژوهانسبورگ له‌ ئه‌فریقای باشوور و خاوه‌نی چه‌ندین به‌رهه‌می تایبیه‌تی زانستی و لێکۆڵینه‌وه‌یی. له‌گه‌ڵمان بن: ئه‌مڕۆ کاتژمێر ٢٠:٣٠ به‌ کاتی کرماشان https://us06web.zoom.us/j/81765370960?pwd=MiEZnCvQmFkMjTcHrpT0n49sMF46g2.1 Meeting ID: 817 6537 0960 Passcode: 440680

3. وضعیت "اصلاح کنندگی" نه "اصلاح‌ طلبی" اصلاحات یک جنبش یا رویکرد سیاسی نیست، یک فرایند است، فرایند همیشه جاری. اصلاحات از اندیشه شروع می شود نه در عمل! آن ملایی که به اندازه یک خانواده عبا و عمامه بر سر دارد و مردم را به اصلاحات دعوت می کند باید ابتدا خودش را چنان اصلاح کرده باشد که به اندازه یک شهروند ساده، یک انسان در جغرافیای کویری-کوهستانی ایران پارچه صرف کند! مگر ظریف و مهاجرانی "اصلاحاتی" بارها و بارها در تطهیر جنایت های سپاه پیشقدم نشدند و نکردند؟ مگر بعد سرنگون کردن هواپیمای اوکرایینی نگفتند اگر به ما می گفتند "فکری برایش می کردیم"؟ مگر در سازمان ملل و در صحن های بین المللی مدافع مظلومیت نظام نبودند و گفتند در ایران زندانی سیاسی نداریم؟ مگر همین‌ها نبودند که صحنه گردان نمایشهای "انتخاباتی" حاکمیت بودند؟ مگر پزشکیان هم مثل ظریف و مهاجرانی کارگزار ارشد نظام نبوده؟ نه! زجر کشیده و کمر شکسته‌ایم اما فراموشکار نیستیم. مردم به روندهایی که تالی اطمینان بخش آنها اصلاحات باشد نیازمندند نه چهره های اصلاح طلب! تاریخ اصلاح طلبی در ایران نشان از "حاشیه امن طلبی" و "موج سواری" در بزنگاههای سیاسی دارد! بنابراین هرادعایی بدون وجود رابطه مستقیم بین اندیشه، عمل و دستاورد آن در صحن سیاسی جز یک بلُف اصلاح طلبانه چیزی نخواهد بود. اصلاح طلبی در ایران یک استراتژی سیاسی است نه عمل اندیشه ورزانه برابری و آزادی محور. 4. وضعیت "ناچار"! جمهوری اسلامی در کمترین میزان مشروعیت مردمی و دینی خود قرار دارد، یک رئیس جمهور را به صورت بسیار مشکوک از دست داده و با بحران جانشینی رهبری نیز روبروست. بنابراین حضور مردم در "صحنه صندوقگردانی" چیزی جز بازی در زمین حاکمیت نیست و با فرض بیرون آمدن نام پزشکیان از صندوق نیز جز اندک تغییراتی در برخی صحن‌های صرفاً سیاسی و تقسیم ثروت و قدرت بین صاحبان پیشین آن، تغییر خاصی متوجه حال مردم نخواهد شد. حاکمیت ایدیولوژیک در بهترین و قدرتمندترین حالت نظامی نیز به مشروعیت مردمی وابسته است و فقدان مشروعیت مردمی به مثابه مرگ مغزی آن سیستم است. در حال حاضر نیز وضعیت مشروعیت سیستم وخیم است و کنش فعال ماست که تعیین می کند آیا مردم ناچارند یا نظام!
بیایید آگاهانه تاریخ خودمان را بنویسیم و پیش از آن که تاریخمان را بنویسند، از مدنی ترین امکان موجود، که همان مقاومت مدنی است در برابر استبداد دینی و اقتدارگرایی سیاسی رژیم جمهوری اسلامی بایستیم. ما ناچار نیستیم! مشارکت نکردن در صندوقگردانی خود یک انتخابات است.
#انتخابات #صندوقگردانی #اصلاحات #اصلاح_طلبی #ژن_ژیان_ئازادی

📝 برای آزادیخواهان، مشارکت نکردن در صندوقگردانی اصل انتخابات است در حالی که هنوز داغ خون‌های به‌ناحق‌ریخته و جای زخم ساچمه‌ها بر تن و روان مردم نمایان است، در حالی که موج‌های پیاپی بازداشتهای سیستماتیک، احکام سنگین تحمیلی دادگاه‌های فرمایشی بر فعالان و اهالی اندیشه در جریان است، هیچ تحلیلی، هیچ گونه کنش و واکنش اجتماعی و سیاسی، محلی از اعراب ندارد، اگر پیشتر نسبت آن با جنبش ژن_ژیان_ئازادی روشن نشده باشد. امروز و در کوران حوادث بزرگترین جنبش آزادیخواهانه، دموکراتیک و آگاهی بخش ژینا برای بار دوم با یک امتحان بزرگ اجتماعی روبروییم و آن مواجهه با "نمایش صندوقگردانی" است که حاکمیت آن را "انتخابات" خوانده و آن را مستمسک "دموکراتیک بودن" خود در مجامع بین المللی قرار می‌دهد. با این حال برای فهم وضعیت کنونی، ضوری است هرچند کوتاه چند وضعیت را مرور کنیم: 1. وضعیت "صندوقبازی" نه "انتخابات" همه می‌دانیم که انتخابات یک روند است نه یک اتفاق. انتخابات تنها مجموع آرای مردم در هر شرایط نیست، بلکه روندی است که در ضمن حفظ آزادیهای قانونی افراد، به آنها امکان مشارکت آزاد در تعیین سرنوشت خود از طریق انتخاب کاندیداهای مورد نظر خود را می‌دهد. کاندیداهایی که آزادانه خود را در معرض انتخاب مردم قرار داده اند. تمامیت خواهی حاکمیت رفتاری است که پس از چهل و اندی سال از حکومت، در رفتار بسیاری از سیاسیون ما نهادینه شده و نمایش صندوقگردانی را همچون یک قاعده پذیرفته اند. حتی آنها که خود را اصطلاحاً "اصلاح طلب" می نامند نیز تن به چارچوبهای مضحک این نمایشهای سیاسی زده اند به طوری که تواتر و تکرار این امر باعث عادی شدن آن در صحن سیاسی کشور شده است. 2. وضعیت کنشگری اخلاقی به مثابه سیاست‌ورزی قضیه روشن است. یا نشانه های روشن استبداد، تمامیت خواهی و ظلم را به چشم سر مشاهده کرده و دریافته ایم یا حجم دردهای ناشی از کشتارهای 67، قتلهای زنجیره ای، سرکوب اعتراضات 88، 96، 98 و سرکوب وحشیانه جنبش ژینا به ویژه در سیستان و بلوچستان و کوردستان ما را از خواب بیدار نخواهد کرد. روی سخن من با آنان است که دردها را دریافته اند و چهره عریان استبداد را دیده اند. م
ا درد کشیده ها، زجرکشیده ها، رنجیده ها، تحقیر شده ها، به حاشیه رانده شده ها، طرد شده ها، چیز باخته‌ها، ما انسانهای دوره معاصر نه تنها نسبت به وضعیت سیاسی و جمعی پیش رو بلکه ابتدا به ساکن نسبت به خود مچاله شده‌مان مسئولیت سیاسی، تاریخی و اخلاقی داریم؛ نسبت به همعصران و فرزندانمان مسئولیت داریم و کمترین وظیفه‌مان، ادامه دادن راه فضیلتمند، مفید فایده و چاره‌گر است.
بازگشت حاکمیت به بازی قدیمی و پیش کشیدن چهره های به اصطلاح "اصلاح طلب" نه از برای رضای خدا و مردم بلکه شگرد استراتژیک تغییر "زمان با مکان" برای تغییر در وضعیت میدان توسط حاکمیتی است که به سراشیبی افتاده؛ یک استراتژی آشنا برای تداوم حکومت از طریق تغییر صحن نمایش سیاسی. ما تمام دولت‌های به اصطلاح سازندگی، اصول‌گرا، میانه رو و اصلاح طلب را تجربه کرده‌ایم و پایان سناریوهای آنها را هم می‌دانیم و آن چیزی نیست جز تداوم هرچه بیشتر حاکمیت ولایت مطلقه فقیه. در این وضعیت، ادامه روند آن تحریم فعال که در صندوقگردانی 1402 شروع شد، نه تنها یک کنش اخلاقی در پاسخ به دردهای خود ماست بلکه از آن رو که آگاهانه دست رد به همدستی با استبداد و اقتدارگرایی می‌زند، فضیلتمند و تاریخی است.
تاریخ ما را به قضاوت خواهد نشست و پاسخ کنونی و روشن ما به این رژیم سیاسی نامشروع در تاریخ ماندگار خواهد بود.

به باور چمن‌آرا، تحمیل گفتمان امنیتی‌سازی بر خواست آموزش به زبان مادری از سوی حاکمیت محصول «گفتمان مرکزگرا» و سیستم آموزشی «ا
به باور چمن‌آرا، تحمیل گفتمان امنیتی‌سازی بر خواست آموزش به زبان مادری از سوی حاکمیت محصول «گفتمان مرکزگرا» و سیستم آموزشی «استعماری» متناظر با آن است و هژمونیک‌شدن چنین قرائتی در میان جامعه مسلط ایرانی ناشی از زیستن در جغرافیایی است که در آن «گفتمان‌های تک‌ساخته‌ی ملی‌گرایانه یا دینی» برای یک قرن غالب بوده است. این پژوهشگر کورد با اشاره به تجارب آموزشی و مدیریتی خود در ایران، جایی که به گفته‌ی او «برای تأسیس رشته‌ی زبان و ادبیات کوردی باید قرآن به گردن بیاویزیم که «تجزیه‌طلب» نیستیم و به قیمت جانمان ثابت کنیم زبان کوردی علیه دستگاه الهی و علیه حاکمیت «مرکزگرا» نیست»، بحث از آموزش به زبان مادری را در چارچوب یک سیستم مرکزگرای متوسل به «سناریوهای امنیتی‌سازی آموزش» ناممکن و «حدیث آرزومندی» قلمداد می‌کند. درعین‌حال، به‌باور او پیش‌شرط تحقق عدالت آموزشی «یک نظام فدرال است» که در آن «زبان‌های [موجود در] ایران امکان آموزش می‌یابند». در لینک ژیر متن کامل این گفت‌وگو را بخوانید. https://www.radiozamaneh.com/820303/

∆ وبینار علمی ∆ انستیتوی بین‌المللی مطالعات جوامع کوردی نسخەهای گورانی به خط عبری ∆ محقق مهمان: حمیدرضا نیک‌روش دانشگاه گوته
∆ وبینار علمی ∆ انستیتوی بین‌المللی مطالعات جوامع کوردی نسخەهای گورانی به خط عبری ∆ محقق مهمان: حمیدرضا نیک‌روش دانشگاه گوته فرانکفورت ∆ زمان: ۲۲ خرداد ۱۴۰۳ ۱۱ ژوئن ۲۰۲۴ ∆ ساعت: کرماشان: ۲۰:۳۰ برلین: ۱۹:۰۰ اربیل: ۲۰:۰۰ Join Zoom Meeting Meeting ID: 890 7064 6117 Passcode: 386397

✍🏼 گوبلز ایرانی و بچه‌های انقلابش! تأملی کوتاه بر نگرش بیژن عبدالکریمی در باب هویت ملی ب.چ. بیژن عبدالکریمی در آخرین مناظرۀ شبکۀ اینترنتی آزاد که با موضوع «درگذشت رئیسی و دوقطبی در جامعه ایران» برگزار شد مواردی بر مطالب مکرر خود در باب گفتمان انقلاب افزود که در جای خود قابل تأملند. دکتر عبدالکریمی خود را فیلسوفی می‌داند که نگاهش معطوف به کشف حقیقت و پدیدارشناسی آن است و می‌خواهد راه‌حل‌هایی ارائه دهد که مبتنی بر واقعیت باشند، آن واقعیتی که خود را بر تفسیرها تحمیل می‌کند و اجازه تفسیر به ‌رأی به مفسران و تحلیلگران نمی‌دهد. به باور او در روشنفکران ایرانی خودآگاهی آگاهی به هستی‌بودگی اجتماعی-تاریخی وجود ندارد و نقش و کارکرد آنان درست در سمت عکس جریان معرفتی و اجتماعی ایران قرار دارد. او روشنفکران والبته نه بخشی از آنان را به این دلیل که آبشخور اندیشه‌هایشان به مدرنیته و جهان غرب باز می‌گردد و مدرنیته علیه جریان سنتی است، به ضدیت با سنت به ویژه با اسلام و بنیان‌های سنتی اجتماعی در ایران متهم می‌کند و پا را از این فراتر گذاشته و روشنفکران را نه تنها غرب زده بلکه غرب پرست می‌نامد. البته از آن میان تنها دکتر حاتم قادر که در برنامه حضور دارد را مجزا می‌کند! عبدالکریمی از میان متفکران متأخر خود را نزدیک به علی شریعتی می‌داند و معتقد است مهمتر از هرچیز ایران شدن ایران است! و از ما می‌خواد اگر اپوزیسیون هستیم، کومونیست، چپ یا علیه جمهوری اسلامی، در هر صورت همه با هم باید با هم برای انسجام ملی متحد باشیم. عبدالکریمی به عنوان یک فیلسوف پدیدارشناس که تلاش دارد تا راهی به فهم حقیقت باز کند، باید و نبایدها را حدیث آرزومندی و تحلیل محققان اندیشۀ سیاسی را «انشاهای بچه دبستانی» می‌خواند، با این وصف در جواب طرف مقابل می‌گوید:
«ما نیازمند غرور ملی هستیم. روشنفکران در این جهت نیستند. روشنفکران ما از حمله ایران به اسرائیل که یک شاهکار بزرگ سیاسی بود به راحتی عبور کردند.»
جناب گوبلز فیلسوف معتقد است برای متحدکردن مردم «باید» غرور ملی داشت و در فرازی دیگر از بیانات گهربارشان ضمن اعلام این نکته که جریان گفتمان انقلاب فاقد درک واقعی از جهان عقل مدرن است، می‌گوید:
«ما به مواجهه سیاسی-نظامی با مدرنیته نیاز داریم!»
و برای آن که دستگاه تیلیغاتی انقلابی‌اش به یکباره عریان نشود، «وجه استعماری و نظام سلطه!» را بهانۀ آن مواجهۀ سیاسی-نظامی قرار می‌دهد. عبدالکریمی، وضعیت حاضر یعنی وضعیتی که در آن رژیم سیاسی حاکم، هیچ دیگریی را به رسمیت نمی‌شناسد، دهان‌های دگراندیشان را لگام زده، با مردم کشور به زبان شلاق و زندان سخن می‌گوید و انسداد سیاسی را به جبر گلوله و پوتین بر مردم تحمیل کرده است را بر نگرش و رویکر روشنفکران ترجیح می‌دهد. بنابراین به جای آن که بگوید ما نیازمند تغییر در گفتمان انقلاب هستیم، آشکارا می‌گوید:
«ما نیازمند تغییر گفتمان روشنفکری هستیم! گفتمان روشنفکری بخشی از بحران است».
او فلسفه را نه در خدمت فهم حقیقت که در خدمت توضیح چرایی اصالت وضعیت اکنونی با تأکید بر اسالت گفتمان انقلاب اسلامی قرار داده است. در پدیدارشناسی حقیقت عبدالکریمی، خاک و مرز، کرسی‌های سیاسی و بچه‌مذهبی‌های تهران واقعیتی بیش از خود حقیقت دارند. به همین دلیل در یک برداشت «کاریکاتوری» از هویت ملی، معیارهایی پیشنهاد می کند که به باور او با کمک آنها می‌توان روایتی را از میان روایت‌های دیگر در باب هویت ملی انتخاب کرد. این معیارها عبارتند از: 1
. با واقعیات تاریخی ما سازگار باشد 2. تمامیت ارضی را یک اصل خدشه ناپذیر بداند و3. نباید تفسیری از ملیت داده شود که در آن، دیگری که همان بخشی از ایران است سرکوب شود.
عبدالکریمی در مقام یک فیلسوف هیچ توضیحی نمی‌دهد که کدام روایت تاریخی واقعیت است و کدام برساخت واقعیت! نیز در باب سوژه عامل «روایت تاریخی» و سوژه مدعی «ما» توضیحی نمی‌دهد! تمامیت ارضی نقطه اتکا و نقطۀ آغاز وانجام اندیشه‌ورزی جناب گوبلز است. بر همین اساس در حالی که به صورتی شعاری می‌گوید:
«امر ملی، ملیت و هویت ملی در رابطه با دیگری معنا پیدا می کند»
در مواجهه با گروه‌های سیاسی آزادی‌خواه که خود در زمره انقلابیون 57 بودند از جمله کومله، دموکرات و گروه‌های سیاسی ترکمن‌صحرا به شکلی رقت‌بار به تکنیک حذف با به گفتمان هراس‌افکنی و امنیتی‌سازی «تجزیه‌طلبی» که محصول گفتمان انقلاب است پناه می‌برد. روشن است که آن مای متکثری که عبدالکریمی دربارۀ آن سخن می‌گوید، طیفی است قلیل از همان نیروهایی که او آنها را اصیل می‌نامد، همانها که به باور او یگانه‌ نیروهای تغییر در کشورند، همان نیروهای گفتمان انقلاب.
دفاع جانانۀ عبدالکریمی از گفتمان انقلاب و حملۀ مداوم به بدنۀ نحیف و ضعیف روشنفکری در ایران برای بیرون‌کردنشان از صحنۀ سیاسی و اجتماعی، مرا تنها یاد یک تن می‌اندازد! گوبلز!

📯ئه‌نستیتۆی نێونه‌ته‌وه‌یی بۆ لێکۆڵینه‌وه‌ی کۆمه‌ڵگای کوردی (گوتینگنی ئاڵمان) بانگهێشتتان ده‌کات بۆ سمینارێکی زانستیی سه‌رهی
📯ئه‌نستیتۆی نێونه‌ته‌وه‌یی بۆ لێکۆڵینه‌وه‌ی کۆمه‌ڵگای کوردی (گوتینگنی ئاڵمان) بانگهێشتتان ده‌کات بۆ سمینارێکی زانستیی سه‌رهیڵ به‌ به‌شداریی مامۆستا سوداد ڕه‌سوول خوێندکاری دوکتۆرا له‌ بواری زمانه‌وانی له‌ زانکۆی ساینسی مالیزیا. 🎙بابه‌ت: سیاسه‌تی زمانی و نه‌ته‌وه‌سازی له‌ کوردستاندا 🗓ڕێکه‌وت: ٢٥ی گوڵانی ٢٧٢٤ (٢٥ی مای ٢٠٢٤) ⏰کاتژمێر: ١٩:٠٠ (برلین) | ٢٠:٠٠ (هه‌ولێر) | ٢٠:٣٠ (کرماشان) 🪩شوێن: پلاتفۆرمی زووم Join Zoom Meeting https://us06web.zoom.us/j/87873846996... Meeting ID: 878 7384 6996 Passcode: 384309

📯ئه‌نستیتۆی نێونه‌ته‌وه‌یی بۆ لێکۆڵینه‌وه‌ی کۆمه‌ڵگای کوردی (گوتینگنی ئاڵمان) بانگهێشتتان ده‌کات بۆ سمینارێکی زانستیی سه‌رهی
📯ئه‌نستیتۆی نێونه‌ته‌وه‌یی بۆ لێکۆڵینه‌وه‌ی کۆمه‌ڵگای کوردی (گوتینگنی ئاڵمان) بانگهێشتتان ده‌کات بۆ سمینارێکی زانستیی سه‌رهیڵ به‌ به‌شداریی مامۆستا سوداد ڕه‌سوول خوێندکاری دوکتۆرا له‌ بواری زمانه‌وانی له‌ زانکۆی ساینسی مالیزیا. 🎙بابه‌ت: سیاسه‌تی زمانی و نه‌ته‌وه‌سازی له‌ کوردستاندا 🗓ڕێکه‌وت: ٢٥ی گوڵانی ٢٧٢٤ (٢٥ی مای ٢٠٢٤) ⏰کاتژمێر: ١٩:٠٠ (برلین) | ٢٠:٠٠ (هه‌ولێر) | ٢٠:٣٠ (کرماشان) 🪩شوێن: پلاتفۆرمی زووم Join Zoom Meeting https://us06web.zoom.us/j/87873846996... Meeting ID: 878 7384 6996 Passcode: 384309

به عنوان یک انسان، از مرگی چنین دهشتناک، از سقوط و برخورد با کوه و کمر، در چنان حال و هوایی تنگ و تار، از له شدن بی امان از س
به عنوان یک انسان، از مرگی چنین دهشتناک، از سقوط و برخورد با کوه و کمر، در چنان حال و هوایی تنگ و تار، از له شدن بی امان از سوختن در سکوت پر معنای جنگل بسیار ناراحتم. با این وصف، درد میلیونها انسان شریف، مادران عزادار و پدران دل شکسته فراموش نشدنی است. من برای هیچکدام از سران و خادمان این رژیم مرگ آرزو نمی کنم بلکه آرزویم بقای عمر آنان است تا در یک دادگاه عادلانه در پیشگاه مردم پاسخ بدهند و به دست عدالت سپرده شوند. مرگ برای ستمگران یک پایان خوش است!

photo content

زاگروس له‌ قه‌ڵه‌مڕه‌و نئاندرتاڵه‌یل له‌گه‌ڵمان بن بۆ وتووێژێکی زانستی له‌ نێوان بێهرووز چه‌مه‌نئارا، سه‌رۆکی ئه‌نستیتۆی نێونه‌ته‌وه‌یی بۆ لێکۆڵینه‌وه‌ی کۆمه‌ڵگای کوردی -ئاڵمان، له‌گه‌ڵ دوکتۆر سامان ح. گۆران، ئاسه‌وارناس و مامۆستای زانکۆی کوڵن به‌ مه‌به‌ستی لێکدانه‌وه‌ی زانستیی پێش مێژووی زاگروس و نئاندرتاڵه‌کانی. ڕێکه‌وت: ٢٨ی گوڵان، ٢٧٢٤ کاتژمێر: ٢٠:٣٠ هه‌تاکوو ٢٢:٠٠ به‌ کاتی کرماشان Join Zoom Meeting https://us06web.zoom.us/j/81536791272?pwd=IblzbHM60NLkn9BBQNsdcFsUiocJJa.1 Meeting ID: 815 3679 1272 Passcode: 3NgY22

🔴 (https://t.me/BCH_jabehsiah) شاید ما «آخرین» کسانی باشیم که با شما «گفتگو» می کنند! بخش پایانی: با این حساب زنگ خطر به صدا در آمده! مکالمۀ جالبی است. استاد جامعه شناسی می‌گوید در کوردستان دوستان بسیاری دارد اما هیچ گاه این مسائل را به این صراحت به او نگفته‌اند. با خودم می‌گویم لابد یا نمایندگان خوبی برای طرح واقعیات کوردستان نیستند یا به اندازه لازم با مطالبات تاریخی و کف خیابان کوردستان آشنا نیستند یا به هر روی نخواسته‌اند این مسائل را طرح کنند. آقای دکتر از یکسو نگران وضعیت پس از جانشینی رهبری است و از سوی دیگر هم نگران حماقت نظامی‌ها در مورد اسرائیل و به اصطلاح، اشتباه محاسباتی آنها در مواجهه با صهیونیستهاست، با این وصف مسأله کوردستان را چالشی بزرگ می‌داند. از من می‌پرسد آقای دکتر با این وصف شما چه فکر می‌کنید؟ من هنوز راههایی دارم و می‌توانم با دولت‌مردان و مسئولان ارشد گفتگویی بکنم هرچند ممکن است گوش شنوایی نداشته باشند اما واقعیت این است که با یک ایران پاره پاره وضع کل منطقه بحرانی می‌شود و به احتمال بسیار زیاد برای دهه‌ها با درگیریهای منطقه‌ای روبرو خواهیم شد! می پرسم: چرا این گونه فکر می‌کنید آقای دکتر؟ واقعیت این است که کوردستان حتی در دموکراتیک‌ترین حالت ممکن هم نمی‌تواند در امان باشد چرا که همین حالا حکومت‌های اقتدارگرای همسایه در کمینند، طالبان و اکستریمیست‌ها در وضعیتی هستند که ممکن است بار دیگر مثل داعش برگردند و کل منطقه را به قهقرا ببرند. شما فکر می‌کنید کوردستان مستقل توانایی حفظ خودش در برابر این همه همسایه ایدیولوژیک یا بحرانهای سرزمینی مثلاً با ترکها را خواهد داشت؟ به باور من مشکلات کوردستان در آینده کم نخواهند بود، اما در حال حاضر و برای حفظ آینده راهی جز حرکت به سمت ایجاد دموکراسی‌ حتی با فرمهای آمرانه آن نخواهیم داشت. کوردستان مستقل می‌تواند نمونه یک دموکراسی خاورمیانه ای باشد و می تواند به جای تخاصم، خود را به شبکه کشورهای دموکراتیک پیوند بزند. می تواند رابطه نزدیکی با امریکا و اسرائیل برقرار کند. البته که بسترهای تاریخی و فرهنگی خاصی بین کوردستان و اسرائیل وجود دارند که می‌توانند تسهیلگر این گونه همکاریها باشند. با این حال وضعیت کنونی چیزی نسیت که قابل تحمل باشد. مردم کوردستان از زیست در انقیاد حکومتهای مرکزگرا و اقتدارگرا به تنگ آمده اند و ممکن است در آن لحظه مورد نظر، راهی که خودشان صلاح می‌دانند را انتخاب کنند. البته این انتخاب بی پشتیبانی نیروهای داخلی و خارجی کورد نخواهد بود. آقای جامعه شناس که نفس‌های سرد و عمیق می‌کشد، می گوید با این حساب زنگ خطر به صدا در آمده! ایشان معتقد است که به گفتگوی بیشتری نیاز است. نه تنها بین ما بلکه بین حاکمیت و کوردستان. می‌گوید حاکمیت هنوز به عمق فاجعه پی نبرده است و وقتی پنجه آهنینش را باز می کند که دیگر دیر شده است. البته که من پیشتر گفته ام که موضع کوردستان در مورد گفتگوی با مرکز در این چهار دهه به کجا رسیده است! به هر حال از بیانات ایشان چنین استنباط می‌کنم که قصد پیگیری جدی دارند ولی چگونه‌اش را نمی‌دانم. از من می‌خواهد به این گفتگوها ادامه بدهیم و من می‌گویم آقای دکتر! شاید ما آخرین کسانی باشیم که با شما گفتگو می‌کنند.

«یادی جاران» تا وه‌ که‌ی؟ دوکتۆر ئیره‌ج خاڵسی تا وه‌ که‌ی ئی سه‌رزه‌مینه‌ خه‌م ده‌باره‌؟ تا وه‌ که‌ی؟ تا وه‌ که‌ی ئی لاله‌زاره‌ بێ وه‌هاره‌؟ تا وه‌ که‌ی؟ بۊشه‌ م ئی ئه‌ور تار و ئی ئاسمانه‌ تا وه‌ که‌ی؟ تا وه‌ که‌ی واران خاک و ئی خوباره‌ تا وه‌ که‌ی؟ ئه‌ی که‌پوو تو هایته‌ کوو بۊش هایته‌ کوو خۊنه‌ دڵم بۊشه‌ م ئی سه‌رده‌وای پڕ وه‌ڵنگه‌ماره‌ تا وه‌ که‌ی؟ ئه‌ی ک هه‌ر ساڵان وتی ڕووژی سیاوه‌خشێ دیاێ ڕووسه‌م و ڕه‌خشێ دیاێ، ئی ئینتزاره‌ تا وه‌ که‌ی؟ گرووپی ئاڵامتۆ، ئیلام (ساڵی ١٣٨٦، ته‌لاری وه‌حده‌ت، تاران) م. ج. شووهانی (ده‌نگبێژ)، م.عه‌زیزیان (سێتار)، س. سوله‌یمانی (سێتار)، م. مێهرپاک (زه‌رب)، ب. چه‌مه‌ن‌ئارا (تارباس)

🔖 بۆ ئاگاداری خوێنەرانی بەڕێز ئاگادار دەکەینەوە  فایلی pdfی ژمارەی نوێی گۆڤاری تیشک ( ژمارە ۶۹ )، بەردەستە. بۆ داگرتنی فایلەکە لێرە کرتە بکەن. 🌐 Web 📷 Instagram 🌐 Whatsapp 💬 Telegram 💬 Facebook 💬X 📺 Youtube

لەم ژمارە لە گۆڤاری تیشک کە گۆڤارێکی زانستی شیکارییە، کورتە نووسراوەیەکم لە سەر ژانری تراژیدی لە شانامەی کوردی پێشکەش کردووە. بە دڵنیاییەوە بابەتەکانی دی هەموو لە بابەتەکەی من سەرنجڕاکێشترن. فەرموون ئەمە ئێوە و ئەمەش گۆڤاری تیشک.

🔴 شاید ما «آخرین» کسانی باشیم که با شما «گفتگو» می کنند! بخش دوم: سلیمانیه و اربیل یا تهران و اصفهان؟ استاد جامعه شناسی که از گفتگوی صریحمان تا حدی دچار شوک شده است، می‌پرسد با فرض قبول این وضعیت که نگرشهای استقلال طلبانه در کوردستان رو به افزایش است، چشم‌انداز جوان کوردی که استقلال می‌خواهد چیست؟ یکی شدن با سلیمانیه و اربیل؟ آیا آنها را بر تهران و اصفهان ترحیج می‌دهد؟ استقلال طلبان کورد اگرچه ممکن است در پس ذهنشان یک کوردستان بزرگ که از قلب آناتولی تا جنوب زاگرس را در بر می‌گیرد ترسیم کنند، اما نه در عمل و نه در بیان آرمانگرای بی پروا نبوده و در کنار شعارهای ایده‌آلگرایانه‌ای همچون ژن-ژیان-ئازادی، پراگماتیسیمی سیاسی و عملیاتی هم از خود نشان داده‌اند. کوردهای روژهه‌لات الزاماً خواهان تشکیل یک حکومت مشترک با حکومت اقلیم کوردستان نیستند اما با فرض امکان، دلیلی ندارد که کوردستان در این وضعیت تهران و اصفهان را بر سلیمانیه و اربیل ترجیح دهد! می‌پرسید چرا؟ نخست این که عرض کردم، کوردستان بیش از هشتاد سال است که هیچ راه گفتگویی با حاکمیت ایران و ایران-فارس‌محوری پیدا نکرده و همواره با در بسته و پنجه آهنین روبرو بوده است. دوم، از منظر منابع طبیعی به ویژه، آب، نفت، گاز و منابع فلزی و امثالهم، کل مناطق مرکزی ایران در برابر حوزه زاگرس و مناطق اقلیم کوردستان عدد قابل قیاسی به شمار نمی‌آیند. فارغ از مشکلات سیاسی ناشی از دخالت‌های ایرانف ترکیه و عراق در کوردستان، تنها کرکوک برای تأمین منابع مالی یک کشور مرفه کافی است. ضمناً در دراز مدت اصفهان و تهران نه یار شاطر که بار خاطر توسعه کوردستان بوده و خواهند بود. هم اکنون بیش از 70% منابع آبی کوردستان خارج از جغرافیای خودش مصرف می‌شود. تحمیل بی رویه سدهای متعدد بر جغرافیای زاگروس به بهانه‌هایی همچون سامانه گرمسیری و تأمین آب شرب شهرهای همدان، اراک، اصفهان نیز احیای نامعقول دریاچه ارومیه همه از سفره آبی زاگرس بیشترین هزینه‌های آبی را بر کوردستان، کرماشان و ایلام تحمیل کرده‌اند. ایلام که روی یکی از بزرگترین سفره‌های گازی شیرین جهان قرار دارد، آخرین استان کشور در بهره‌مندی از نعمت گاز بوده است. روژهه‌لات برخلاف وضعیت سیاسی و اقتصادی‌اش از نظر منابع انسانی ثروتمند و از نظر اجتماعی بر قریب به اتفاق مناطق کشور در ایران رجحان ساختاری دارد. جامعه کوردستان زیر تیغ شدید حاکمیت به نوعی از توسعه خودساخته اجتماعی رسیده در حالی که تهران و اصفهان محصول توسعه دولتی بوده و اندک تشکل‌های اجتماعی آن گلخانه‌ای و استوار بر حمایت ویژه حاکمیت هستند. به همین دلیل است که بهترین و گسترده‌ترین انجمن‌های مردمی حفاظت از منابع طبیعی، انجمن‌های زنان و امثالهم همه در کوردستان و نه در تهران و اصفهان شکل گرفته و بدون حمایت دولتی توسعه یافته‌اند. کوردستان حتی در صورت تغییر جدی در حاکمیت کنونی و ماندن در چاچوب سیاسی ایران نیز، با چالش عدم توازن توسعه مواجه خواهد بود، امری که کوردستان خود ساخته با تجربه دهه ها زیست تشکیلاتی و سیاسی را باز در برابر اصفهان و تهران که محصول توسعه دولتی و رانت های ویژه دولتی اند قرار خواهد داد. کوردستان دست کم از منظر توسعه سیاسی و فرهنگی در روزگار پسا جمهوری اسلامی با هیچ کجای ایران قابل قیاس نخواهد بود. به باور من چشم‌انداز استقلال اگرچه هنوز تا حدی مبهم است اما با در نظر گرفتن وضعیت سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی روژهه‌لات به ویژه در عصر پسا ژینا، روز به روز در حال واقعیترشدن است. اگر در اوایل انقلاب، عده قلیلی علیه شهید دکتر قاسملو شعار «سازشکار» میدادند، امروزه بخش معناداری از جامعه جوان، تحصیلکرده و روشنفکران کورد، گفتگو با مرکز را امری غیرواقع‌بینانه، نابرابر و ناپسند و به جای اصرار بی جا بر خودمختاری و فدرالیسم، استقلال را چاره وضعیت موجود می‌دانند. ادامه دارد... ب.چ.