جعبه سیاه
Open in Telegram
این کانال فضایی است برای به اشتراک گذاری تأملات و اندیشه ورزیهای من در حوزه های تخصصی مطالعات کوردی و برخی مسائل فرهنگی، اجتماعی و گاه سیاسی. آدرس من در ایکس: https://twitter.com/BehrozChamanara یوتیوب: http://www.youtube.com/@BehroozChamanara
Show moreIran149 889The category is not specified
881
Subscribers
+124 hours
-27 days
-2030 days
Data loading in progress...
Similar Channels
Tags Cloud
No data
Any problems? Please refresh the page or contact our support manager.
Incoming and Outgoing Mentions
---
---
---
---
---
---
Attracting Subscribers
December '24
December '24
+8
in 0 channels
November '24
+16
in 0 channels
Get PRO
October '24
+11
in 0 channels
Get PRO
September '24
+11
in 0 channels
Get PRO
August '24
+8
in 0 channels
Get PRO
July '24
+63
in 0 channels
Get PRO
June '24
+37
in 0 channels
Get PRO
May '24
+129
in 1 channels
Get PRO
April '24
+879
in 1 channels
| Date | Subscriber Growth | Mentions | Channels | |
| 21 December | 0 | |||
| 20 December | 0 | |||
| 19 December | 0 | |||
| 18 December | 0 | |||
| 17 December | 0 | |||
| 16 December | 0 | |||
| 15 December | +1 | |||
| 14 December | +2 | |||
| 13 December | 0 | |||
| 12 December | +1 | |||
| 11 December | +1 | |||
| 10 December | 0 | |||
| 09 December | 0 | |||
| 08 December | 0 | |||
| 07 December | +1 | |||
| 06 December | +1 | |||
| 05 December | 0 | |||
| 04 December | +1 | |||
| 03 December | 0 | |||
| 02 December | 0 | |||
| 01 December | 0 |
Channel Posts
ئهدای پهشێوی حاڵات جهستهم
دوورهن جه تهقریر خامهی شکهستهم
اول مهر بود و تازه به مدرسه ما آمده بود. چهرهای بشاش اما جدی داشت. کتی مخملگونهی قهوهای و پیراهنی آجری که با لباسهای ژولیده همه معلمهای دیگرمان فرق داشت. اتوی شلوارش به ریش شش تیغه و سبیل قهوهای اش میآمد. گویی از جهانی دیگر به مدرسه ما هبوط کرده بود. با ما و مدرسهمان هیچ تقارنی نداشت.
ما کلاس هشتم الف بودیم و او در اولین ساعت بعدازظهر در هیاهوی کلاس در حالی که صدای جیغ و فریادمان به آسمان رسیده بود وارد شد. بچهها چشمشان به معلم که افتاد بی اختیار میخکوب شدند و نشستند. بوفه نشینان کلاس که چند سال مردود شده بودند و پشت لبهایشان سبز شده بود طبق معمول پشت نیمکت سنگر گرفته بودند تا معلم شسته رفته و اتوکشیده را متلکباران کنند. جمع بچههای تخس و هرزهکار در کلاس ما جمع بود و مشهور بودیم.
آقای معلم پشت میز معلم ایستاد و به ما خیره شد، طوری که سکوت کلاس را در بر گرفت. لبش را تر کرد و زیر چشمی بچههای ردیف آخر را نگاهی کرد و گفت: مراقب باشید! من معلم ادبیاتم و آستینهایم پر متلکند! خوشمزگی نکنید تا دکمه آستینم را باز نکنم! خندید و نگاهی جدی اما مشفقانه کرد طوری که همه آچمز شدند. نه جسارت تأیید بود و نه جرأت مواجهه!
من به آستینش خیره شده بودم. برایم جالب بود. چه چیز در آستین داشت؟ چطور میشود ادبیات در آستین داشت؟ آن زمان متلک بسیار باب بود و سر متلکپرانی چه دعواها که نمیشد. معلم گربه را دم حجله کشت!
آقای معلم ادیب بود و ادبیات در آستین داشت. با صدای نیمه دماغی و کلام شاعرانه و گاه موزونش ما را محسور بلاغت، بدیع، وزن و شعر کرد. آقای معلم تشبیه و استعاره و تشخیص را نه از کتاب بلکه از همان کلاس خودمان و از زبان و بیان خودمان میگرفت و به ما میآموخت. شخصیتهای تمام جملاتش بچههای کلاس بودند.
شوخیهای استعاری و کناییاش گاه کلاس را منفجر میکرد و نمک بیان و رفتار ادیبانهاش مای محصل بیقرار را سر سفره ادبیات تخت مینشاند.
آستین آقای یدالهی و روز اول مهر سال 1373 نقطه آغاز نمکگیری من از سفره ادبیات است. آستینی که عمری است در آن میپرورم و شاگردی دنیای ادبیات میکنم. زندگی من با ادبیات عجین است و این زندگی علمی را پیش و بیش از هر چیز مدیون آن سفره نمکین استادم نصرتالهی هستم.
امروز اما سه روز است که آقای معلم، جان ادیبش را به بیکرانی واژگان سپرده و من در خیال آن روزگار نوجوانیام، روزگاری که برای نخستین بار مسحور جادوی ادبیات شده بودم، مسحور مدرسه و معلم.
درگذشت استادم باورناکردنی است. دردا و دریغا که بخت یار نشد که بار دیگر ملاقاتش کنم و در مقام شاگردی، دست معلمانهاش را صمیمانه ببوسم.
با این وجود یاد استادم نصرتاله یدالهی را صمیمانه گرامی میدارم و به همکلاسیهایم، خانواده ادبیات، معلمان و خانواده محترمش تسلیت عرض میکنم.
| 2 | No text... | 652 |
| 3 | مواجههای که مهمترین عامل مشکلساز آن، گمگشتگی گرانیگاه خود انقلابی و گسترده شدن ممتد مرزهای دیگری است.
سرآغاز استلای انقلاب به عنوان حکومت بر ایران سرآغاز انقباض قدرت و به تبع آن سرآغاز تلاش افراد و گروههای انقلابی در بستر سیاسی برای کسب بخشی از قدرت است. این نقطه عطف که نقطه تحول از «نهضت» به «نظام» است، نقطه انشعاب روایات انقلابی و شکل گیری فیگورهایی است که گاه با هم همپوشانی و گاه تقابل یا تضاد دارند. در شکل گیری این پریشانی حافظه فرهنگی انقلاب، قشر ارزشی پیشین یعنی روحانیت و قشر ارزشی نو یعنی نظامیان بیشترین تأثیر را داشتهاند.
امروز اما کشور با فقدان روایتی جامع از انقلاب روبرو است و هر یک از دسته ها و گروهها روایت خاص خود را ارائه کرده و میکنند. فارغ از این که هر یک از دسته های سیاسی چه میزان روایت دیگران را مخدوش یا معتبر بدانند، و فارغ از میزان فرافکنی در خصوص دخالت دشمن در اعتراضات مستمر مردمی، به صورت کلی حاکمیت هم در انتقال نظام ارزشی پیشین و روایت فیگورمحور نسل پیشین به نسل نو ناکارآمد به نظر میرسد و هم در تأویل پایدار «خود» و نه در حل مشکلاتی که تالی سرگشتگی روایت از «خود» هستند. | 778 |
| 4 | انقلاب و چالش کانونی سازی خود
بهروز چمن آرا
(این متن پیشتر منتشر شده است)
یکی از مشکلات درونی انقلاب ایران که به صورت ویژه، پس از سال 1368 بدین سو به صورت مکرر نمودهای مسأله ساز آن آشکار شده است «انقطاع » یا «پریشانی» در روایت «حافظه فرهنگی انقلاب» است.
یان آسمن استاد نامدار آلمانی و متخصص مطالعات مصر باستان، در باب مسأله حافظه با جداسازی دو گونه مختلف حافظه تعاملی و حافظه فرهنگی، نقش و جایگای حافظه فرهنگی را تبیین کرده است. بر اساس چارچوب نظری آسمن، جامعه با ایجاد فاصله بین زمان خود و زمان وقایع، اسناد، نوشتهها، بیانات، تجمعات و نهادها، بخشهای خاصی از آنها را به واسطه میزان ارزش و توجه اجتماعیشان «نشاندار/فیگوراتیو» کرده و تبدیل به فیگورهای حافظه میکند.
فیگورهای حافظه هر یک به تنهایی دارای معنایی مجردند اما به واسطه فهم درزمانی و قرار گرفتن در گفتمانها و روایتها، تبدیل به معانی تاریخی، هویتی و گفتمانی میشوند. در واقع قرارگیری فیگورهای حافظه در بستر خطی از زمان، منجر به تولید روایتی می شود که آنرا می توان در بستر اجتماعی یا گفتمانی خاص معنا کرد. این فیگورها در بستر زمان و گفتمان تبدیل به بخشی از حافظه فرهنگی جامعه و به تبع آن معیار ارزشهای اجتماعی و فرهنگی میشوند.
گفتمان انقلاب اسلامی پیش از بهمن 57 توانسته بود نقاط متعددی از مبارزات مردمی و سرکوب خونین رژیم سابق را در حافظه جمعی مردم، نشاندار کند (به فیگورهای حافظه تبدیل کند). سرکوب میدان ژاله، سرکوب مسجد گوهرشاد، تبعید آیت الله خمینی، اعدامهای برخی از چهرههای فدائیان خلق و غیره همگی بخشهایی از فیگورهای حافظه فرهنگی انقلاب بودند که نقشی معنادار و تمایزبخش بین گفتمان انقلاب و غیر آن را بازی میکردند و توانایی هویت بخشی به یک «ما»ی جمعی داشتند. بازاندیشی در روایتهای اسلامی و بازسازی فیگورهای تاریخی اسلامی در معانی تازهتر (مانند فاطمه فاطمه است) دعوت به «مکتب انتظار» در آثار دکتر علی شریعتی و تبیین «طاغوت» در گفتمان انقلابی آیت الله خمینی احیاکننده فیگورهای حافظه فرهنگی بودند که حالا در گفتمان انقلابی ایشان نظام ارزشی تازهای یافته بود.
آسمن در باب چگونگی کانونیسازی متن مقدس میگوید، ایجاد فاصله زبانی و گفتمانی بین خوانندگان و متن، باعث تقدس بیشتر متن و نابسندگی و مغشوش قلمداد شدن هرگونه معنای مستقیم از متن قدسی میشود، بنابراین پس از شکل گیری متن کانونیک مقدس، هرگونه مواجهه با آن، تأویلی از خواننده محسوب میشود. در این رویکرد همواره فاصله بین متن مقدس و خوانندگان بیشتر و بیشتر میشود. اگر گفتمان شکل یافته انقلاب و فیگورهای حافظه انقلابی آنرا بتوان شکل کانونیک آن قلمداد کرد، هرگونه مواجهه با آن در چارچوب تأویل انقلاب و نه اصل انقلاب قلمداد میشود. به صورتی که مرز «خودی» و غیرخودی همیشه سیال و مبتنی بر تأویل کسانی می شود که صاحبان قدرتند و این صاحبان قدرتند که مرز را تعیین و تبیین میکنند.
نظام فیگوراتیو و روایت انقلابی میتوانست پس از پیروزی انقلاب و دستیابی به قدرت و استلای دولت اسلامی در اجرا با شکست مواجه شود اما این مواجهه گفتمان انقلاب با خود، به دلیل شروع جنگ بین عراق و ایران به آینده موکول شد. ارزش جنگ و فیگورهای ارزشی آن در شکل دهی به روایت حافظه فرهنگی انقلاب اگر بیش از روایت پیش از انقلاب نباشد، کمتر از آن نیست. گفتمان ایثار و شهادت در کنار گفتمان میهن پرستی موجب ایجاد انباشتی از فیگورهای ارزشمند شد که توانایی حذف یا به حاشیه رانی دیگر فیگورهای احتمالی در جامعه را داشت؛ به گونه ای که عملاً در مدت مورد نظر هیچ صدایی به جز صدای ایثار و شهادت در حافظه جمعی جامعه نماند.
ستون اصلی گفتمان سازندگی بر همان گفتمان پیشین استوار بود. نظام تولید فیگورهای ارزشی پیشین عملاً در سال 68 متوقف شد و در کوتاه مدتی برخی از فیگورهای ارزشی که تجسم حافظه جمعی بودند تبدیل به تجسم عینی سازمانی شده و به نام سازمانها و نهادهای کوچک و بزرگ به اجتماع بازگشتند. نخستین رویارویی انقلاب با انقطاع یا پریشانی روایت گفتمانی خود را باید در دوره سازندگی جست. اگرچه پیشتر و در دوران نخست وزیری بازرگان، میرحسین موسوی و جریان انتخاب رهبری نشانههایی از انقطاع یا بههمریختگی گفتمانی مشخص بود اما دوره سازندگی و دو دوره ریاست جمهوری آقای رفسنجانی سرآغاز مواجهه مستقیم حاکمیت با روایت انقلابی خود بود.
حذف رقبای سیاسی انقلابی، به حاشیهرانی بیت رهبری پیشین، ظهور حلقه روحانیان و مأموران امنیتی به حاشیه رانده شده ذیل نام اصلاحات و تمرکزشان بر نقد حاکمیت تمامیت خواه به منظور ایجاد فضای باز سیاسی، شکل گیری جریانات دانشجویی، وقایع دردناک کوی دانشگاه و اعتراضات گسترده سال 88 همه محصول این مواجهه است. | 686 |
| 5 | «سازمان امور دانشجویان» دانشجویان اخراجی یا تعلیق شده را فراخواند/ شرایط ارسال اعتراض اعلام شد
🔹«سازمان امور دانشجویان به استحضار جامعه دانشگاهی میرساند؛ در راستای اجرای دستور رئیس جمهور مبنی بر بازگشت دانشجویان اخراجی و تعلیقی به دانشگاه و دستور وزیر علوم، تحقیقات و فناوری برای بازنگری و تجدیدنظر در آرا اخراج و تعلیق دانشجویان، چندین کارگروه ذیل شورای مرکزی انضباطی سازمان امور دانشجویان تشکیل شده و در حال بررسی مجدد پروندهها است.
🔹لذا این سازمان، آمار و پروندههای این دسته از دانشجویان را در اختیار دارد.
🔹معالوصف؛ در صورتی که کسانی گمان میکنند ممکن است در فهرست رسیدگی مجدد قرار نگرفته باشند، میتوانند اعتراض خود را همراه با مستندات و رأی صادره به «سازمان امور دانشجویان» ارسال کنند.»/جماران
✅ @Khabar_Fouri | 669 |
| 6 | «نامهی سرگشادهی جمعی از استادان اخراجی و تعلیقی دانشگاه به رئیس جمهور»
ریاست جمهوری اسلامی ایران
جناب آقای دکتر مسعود پزشکیان
با سلام؛
نظر به دستور اخیر شما به وزیر علوم، تحقیقات و فناوری مبنی بر بازگشت و ادامهی کار استادان و دانشجویانی که به دلایل ناموجه، غیرقانونی و سیاسی از حقوق و فرصتهای شهروندی خود محروم شده و در وضعیت اخراج، تعلیق، بازنشستگی و استعفای اجباری قرار گرفتهاند، نکاتی را خدمت شما عرض مینماییم:
_ علی رغم دستور صریح شما، هنوز سازوکار روشنی در خصوص بازگشت استادان اخراجی به دانشگاه اعلام نشده و اقدام موثری درین مورد صورت نگرفته است. قرائن و شواهد موجود حکایت از موانعی دارد که سد راه بازگشت این افراد به دانشگاه شدهاند.
ما جمعی از استادان اخراجی، خواهان اظهار نظر روشن و اقدام قاطع درین مورد هستیم تا روشن شود آیا ارادهای واقعی در کار است یا صرفا با بازگشت تعدادی انگشت شمار قرار است این موضوع مورد بهرهبرداری تبلیغاتی قرار گیرد!
در حافظهی تاریخ بماند که در کشوری با نام جمهوری اسلامی مسئولانی بودند که استادان دانشگاه را به جرم سعادتخواهی، راستگویی و احساس مسئولیت اجتماعی از حق طبیعی و اولیه کارکردن باز داشتند.
_ آنچه که به ناروا بر ما گذشته است محصول سازوکار غیر علمی و غیرشفاف تعیین صلاحیت عمومی و تبدیل وضعیت، تفتیش عقاید، سرکوب آزاداندیشی و ناشکیبایی در برابر تفکر انتقادی است. بخش اصلی مسئله وجود قوانین و مقررات ناقض «آزادی آکادمیک» است که در سالهای اخیر به تصویب رسیده است.
قوانین و مقرراتی که دست نهادهای اقتدارگرای غیر دانشگاهی را در سرکوب استادان باز گذاشته است.
_ فرایند تحقیق و تعیین صلاحیت عمومی در دانشگاه جولانگاه اعمال اقتدار نهادهای ایدئولوژیک و سیاسی و امنیتی است، به گونهای که عملا نهاد دانشگاه و مجموعهی علمی و اداری آن تبدیل به اپراتور این نهادها برای گزینش و تعیین صلاحیت اعضای هیات علمی شدهاند! آنچه تحت عنوان «قانونی بودن» اخراج استادان مطرح میشود، محصول این سازوکار شبه قانونی ناسالم و غیر مسئولانه است. پیداست که قانون در صورتی محترم است که حافظ حقوق انسانی تمامی شهروندان بوده و در تضاد با اصل بیطرفی و عدالت به مثابه انصاف نباشد. این چنین «قانونگذاری» اقتدارگرایانه و ناعادلانهای ریشه فساد و ناکارآمدی در دانشگاه است.
_ بدیهی است که بازگشت استادان دگراندیش و منتقد در شرایطی ممکن و مطلوب است که شاهد تغییری در این سازوکار ناسالم باشیم. ما همچنان از حق انسانی و شهروندی خود برای اظهار نظر، نقد حکمرانی و تعهد به مبانی علمی و دانشگاهی که راستگویی، تفکر انتقادی و زیستن در دایرهی حقیقت است، دفاع کرده و حق اعتراض و انتقاد مردم از حاکمان را یک اصل بنیادین و خدشهناپذیر میدانیم.
درین ارتباط خواستار آنیم تا ضمن جبران حق و حقوق تضییع شده استادان اخراجی، بدون تشریفات اداری و بورکراتیک فرسایشی امکان «حضور مجدد همهی آنها» در دانشگاه فراهم شود.
تقاضا داریم ضمن حفظ حرمت و کرامت اعضای هیات علمی دانشگاه، از سرگردانیهای بیحاصل اداری و اخذ تعهدهای عقیدتی و سیاسی توسط نهادهای اقتدارگرا ممانعت شود.
همچنین به عنوان بخشی از بدنهی انسانی دانشگاه «خواهان بازگشت بیقید و شرط تمامی دانشجویان اخراجی و تعلیقی و دلجویی از آنها» هستیم.
امید است با تغییر نگرش و اصلاح ساختارها و موانع موجود شاهد اعتلای جایگاه دانشگاه و نیروی انسانی آن باشیم.
راستی آور که شوی رستگار
راستی از تو ظفر از کردگـار
امضا کنندگان:
_ دکتر مرتضی نعمتی، هیات علمی دانشگاه چمران اهواز
_ دکتر حسن باقرینیا، هیات علمی دانشگاه حکیم سبزواری
_ دکتر ابولفضل شایان، هیات علمی دانشگاه جهرم
_ دکتر بهروز چمنآرا، هیات علمی دانشگاه کردستان
_ دکتر آمنه عالی، هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی
_ دکتر سید جواد امامی، هیات علمی دانشگاه علم و صنعت
_ دکتر حمیده سادات خادمی، هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی
_ دکتر احمد رحیمی، مدرس دانشگاه فردوسی و دانشکدهی فنی شهید منتظری مشهد
_ دکتر ابولقاسم رحیمی، هیات علمی دانشگاه حکیم سبزواری
_ دکتر زهرا خشک جان، هیات علمی دانشگاه باهنر کرمان
_ دکتر محمد سلطانی رنانی، هیات علمی دانشگاه اصفهان
_ دکتر مهشید گوهری کاخکی، مدرس دانشگاه فردوسی مشهد | 625 |
| 7 | https://www.bbc.com/persian/articles/c5y81xnj58jo | 448 |
| 8 | https://x.com/bbcpersian/status/1829964166398173446 | 806 |
| 9 | مهترسی ئهو کاته زۆرتر دهبێتهوه که زۆرینهی ڕاگهیاندنهکان و گهینێنهره دیجیتاڵهکان سهر به ههرێمی کوردستانن و ههر جۆره ههلسوکهوتێک که لهگهڵ زوانی کوردی دهکهن، ڕاستهوخۆ له سهر بهشهکانی دی به تایبهتی ڕۆژههڵات کاریگهر دهبێ.
٨. ئهرکی ئێمه!
وهکوو کوردێک، ئهرکی سهر ئهستۆی تاکهکهسیمان، ئهرکی نیشتمانیمان و ئهرکی ئهخلاقیی ههموومانه که بێ چاوپۆشی، ههر یهک به پێی توانا و دهسهڵاتی خۆمان، به کوردی بدوێین و به کوردی بنووسین، ههروهها تهواوی هێز و دهسهڵاتی خۆمان بۆ وریاکردنهوهی دهسهڵاتی سیاسی و پهروهرده له ههرێمی کوردستان بخهینه گهڕ و نههێڵین لانیکهم سهنگهره کۆنهکان لهوهی که ههن چۆڵتر بکرێن. نههێڵین کۆچ، شوێنه کۆنهکان بسڕێتهوه. ئێمه نوهکانی ههر وانهین که دهیانگوت:
لسان کوردیم زوان حهقهن
واتهی من کهڵام حهق موتڵهقهن
ئهگهر موخالف دین موبینهن
لهکوم دینهکوم وهلییه دینهن
(حهیرانعهلیشا کرماشانی) | 848 |
| 10 | خاک یان زوان؟
١. کورد به درێژایی مێژوو ئهو ههلهی بۆ نهڕهخساوه که ئیمپراتۆرییهک بنیاد بنێت و زوانی کوردی ببێته زوانێکی جیهانگیر و فهرمی. به پێچهوانهوه بهردهوام له سهنگهری بهرخوهدانی خۆڕاگری و خۆپاراستن بووه. به تایبهتی له ١٤ سهدهی ڕابردوودا، بهردهوام له ژێر گوشاری دراوسێ و پهلاماری بیانییهکاندا بووه، بهڵام به پێچهوانهی زۆرێک له نهتهوه و زوانهکانی دی، هێشتا ههم کورد ماوه و ههم زوانی کوردی.
٢. ئهڵێن نهتهوه بێدهوڵهتهکان له زواندا دهژین. من ئهڵێم نهتهوه بێ نیشتمانهکان له گێڕانهوهدا دهژین و گێڕانهوهش له بهستێنی زواندا دێته دی و دهپارێزرێ. کورد له ههر یهک له پارچه جیاجیاکاندا به گێڕانهوهوه ژیاوه. ئهو گێڕانهوهگهله که بوون به مهم و زین، بوون به زهمبیل فرۆش، دوازده سواری مهریوان، لاس و خهزاڵ، شانامهی کوردی، خهسرهو و شیرین و سهدان گێڕانهوهی دی.
٣. ڕاسته دیواره گهورهکانی ئامهد ڕووخان و گهوره شارهکانی کوردستان وهکوو کرماشان و مههاباد داگیر کران، بهڵام سهنگهره ڕاستهقینهکانی پاراستنی ڕۆحی کوردانهی گێڕانهوهکانمان، شیعر و مووسیقا بوون؛ دوو سهنگهری پتهوی پاراستنی گێڕانهوه کوردییهکان. دوو سهنگهر که نه له ژێر هێرشی عهرهب و مهغوڵی داگیرکهر و نه له ژێر هێرشی و ههڕهشهی فارس و ترکی وێرانکهر، داگیر نهکران و وهکوو خۆیان مانهوه.
٤. ئێستا هاوکات لهگهڵ ئهوهی که له چالاکوان و مامۆستای ڕۆژههڵاتی لهبهر پاراستنی زوانی کوردی به زیندان و لێدان سزا دهدرێ، هاوکات لهگهڵ ئهوهی که پهرلهمانتاری بهشهرفی باکوور لهبهر ئاخاوتن به زوانی کوردی دهستبهسهر دهکرێ؛ زوانی کوردی له ههرێمی کوردستان له خراپترین، بێ نازترین و بهرهڵاترین دۆخی مێژووی هاوچهرخی خۆیدایه.
٥. بێنازی و بهرهڵاییی زوانی له ههرێم ئهو کاته جهرگبڕتر دهبێ که دهزانی لهوێدا دهسهڵاتی سیاسی، دامهزراوه، پهروهرده و قانوون بۆ پاراستنی زوان ههیه بهڵام وێڕای لهبهردهستبوونی ههموو ئامرازهکان و مسۆگهربوونی ههموو بهستێنهکان، ئاستی وریایی گشتی له سهر زوان له نزمترین دۆخی خۆیدایه. به جۆرێک که به گوتهی مامۆستایان و چالاکوانانی زوانیی سلێمانی، له کۆی نزیکهی ۶۰۰ قوتابخانهی سهرهتایی له هەرێمی کوردستان له ساڵی ٢٠٢٢، تهنانهت یهک قوتابخانه یهک وانهی به زوانی کوردی نهگوتووه. به پێچهوانهوه سهرهوهی ۴۸۰ قوتابخانه به زوانی ئینگلیزی و ئهوانی دی به زوانی عهرهبی منداڵانیان "پهروهرده" کردووه.
٦. کۆچ له زوانهوه بهرهو خاک!
دیاره ئهم دوانه ڕهدکهرهوه و دژیەری یهکدی نین. بهڵام ههروهک له سهرهتاوه ئاماژهمان دا، نهتهوه بێدهوڵهتهکان یا ئهو نهتهوهگهله که نیشتمانهکهیان داگیر کراوه له گێڕانهوه و زواندا دهژین. پێکهێنانی «ههرێمی کوردستان» یهکهم ئهزموونی دهسهڵاتی سیاسی و سهروهریی کورد به سهر خاکی خۆی له سهردهمی نهتهوه-دهوڵهتهکاندایه. ههر بۆیه، دهسهڵاتی سیاسی به شێوهی سروشتی «خاک»ـی کردووه به ئامانج و وازی له سهنگهره مێژووییهکانی خۆی هێناوه. دهرهنجامی ئهم جێگۆڕکی یان کۆچه، بهرهڵا کردنی زوان و تاڵانکردنی سهنگهره مێژوییهکان و ئهسپهردهکردنیان بۆ دونیای فهرامووشییه. ههر بۆیه زۆر ئاسایییه زوانی بازاڕ و سیاسهت له ههرێمی کوردستان ئینگلیزی بێ و زوانی دهسگای داد عهرهبی! زۆر ئاسایییه بهها باڵاکانی نیشتمان له پێناو بهرژهوهندیی خاکی له بهر پێی دهسهڵاتی جیهانیی کاپیتاڵیزمی داگیرکهر قوربانی بکرێ. هیوادارم ڕۆژاواییهکان له ههرێم نهڕوانن!
٧. کێشهی گهورهتر!
کێشهی گهورهتر ئهوهیه که هێشتا بهشه گهورهکهی نیشتمانی کورد له ژێر دهسهڵاتی داگیرکهرانه و ڕۆحی نیشتمانی لهوێدا هێشتا له زواندا دهژی. واته ئێستا کۆمهڵگا کوردییهکان له ڕووی پێکهاتهی «ژیانی کوردانه»وه بوونهته دوو بهشی لێک جیا: ئهوانهی که له زوان و ئهوانهی که له خاکدا دهژین.
کێشه ئهوهیه که ههر کێشه و گرفتێک که بۆ زوانی کوردی له ههرێم بێته ئارا، به هاسانی تهشهنه دهکاته بهشهکانی دی و تهنها سهنگهرهکانی بهرخوهدانی کوردی له بهشهکانی دیش دهخاته مهترسیی مان و نهمانهوه. واته لهوانهیه ههرێم ببێته ههسپهکهی ترۆی و سهنگهرهکانمان تێک بدات. | 746 |
| 11 | 🔴 «کتکه کوێرهی گۆشهی مهتبهخی سوڵتان»
ب.چ.
زمانی کوردی زمانی دهومی فهرمیی عیراق و زمانی فهرمیی حوکوومهتی ههرێمی کوردستانه. دیاره دامهزراوهیهکی نیشتمانی به ناوی ئهکادیمیای کوردی وهکوو بهرزترین دهزگای بڕیاردهر بۆ زمانی کوردی به مهبهستی پاراستنی پێناسهی زمانیمان دامهزراوه که چی به داخهوه نهیتوانیوه به پێی پێویست ئهرکهکانی خۆی به جێ بهێنێ و ههر بۆیه، ڕهخنهی بنهڕهتی و ڕهوای له سهره.
لهو بهرهوه، ئهنجومهنی وهزیران بڕیاری بۆ پاراستنی زمانی کوردی و لابردنی تابڵۆی بیانی له سهر ههموو دهزگا دهوڵهتییهکانی ههرێم، کونسووڵخانهکان و نوێنهرانی وڵاتان و بنکهکان، کهرتی تایبهت و شوێنه گهشتیارییهکان و سهرجهم بازاڕی داوه و سهرۆکی ئهنجومی وهزیران به شێوهی فهرمی له ساڵی ٢٠٢٣دا فهرمانی دهوڵهتیی له سهر بڵاو کردووهتهوه.
ئهوهندهی من ئاگادار بم، دهستهیهکی تایبهت بۆ بهجێهێنانی ئهم فهرمانهش پێک هاتووه بهڵام دیسانهوه شار له قۆرخی زمانه بیانییهکاندایه.
بۆ وێنه ئهمڕۆ لهگهڵ هاوڕێیهک سهردانی «ماجدی مۆڵ»ـمان کرد و بۆمان دهرکهوت نه تهنها ههموو تابڵۆهکان بیانین، بهڵکوو زۆربهی کۆمپیۆتهر و کهرهسته دیجیتاڵهکانی بازاڕ یا فارسین یان ترکی و ئینگلیزی. به داخهوه بێجگه یهک شوێن که ئهوهش تهنها ناوی خواردهمهنییهکانی به کوردی نووسیبوو، ههمووی زانیارییهکانی «وهسڵ»ـهکهی فارسی بوو.
ئهوهی زهق و ڕاشکاوانه خۆی دهنوێنێ، ئهوهیه که زمانی کوردی له ڕووی تهکنۆلۆجییهوه هێشتا شوێنی خۆی مسۆگهر نهکردووه و خهڵکی بازاڕ خۆیان به بهرپرس یان ناچار بۆ گۆڕانی زمانهکانی سیستهمهکانیان نازانن.
پرسیار ئهوهیه ئایا زمانی کوردی ئهوهنده کڵوڵ و ناتهوانه که ناتوانێ بۆ بهدهستهوهدانی وهسڵێک به کهڵک بێت یان ئهندازیارانی ئێمه ناتوانن ئهو کێشهیه چارهسهر بکهن یان خود، ههمووشتێک ئامادهیه و بازاڕییهکان خۆ به بهرپرسیار نازانن؟
ئهرکی تاکهکهسیی ئێمه چییه؟
ئهرکی کۆمهڵگای لاوازی مهدهنیی کوردی چییه؟
ئهرکی دهسهڵاتی سیاسی و بهڕێوهبهرانی شار چییه؟
داخۆم شهرم ناکهین ئهو زمانه که سهنگهری بهرخوهدانی ئێمه بوو ئهمڕۆ بووه به «کتکهکوێرهکهی گۆشهی مهتبهخی سوڵتان»؟
داخۆم له شهرمدا نامرین که زمانی خۆمان له ماڵی خۆمان بێگانه بێ؟
من به خۆم دژی ههر جۆره توندوتیژی یان بێڕێزی کردن به ههر چین و توێژ و دهسهڵاتدارێکم و لهو بڕوایهدام ههموومان لهم دۆخه نالهبارهدا وهکوو یهک بهرپرسیارین! چ ئهوانهی که دهسهڵاتدارن، چ مامۆستاکان، نووسهر و ڕۆشنبیران، خهڵکی بازاڕ و کڕیار، خوێندکار و گهوره و بچووک. ئێستا ئهرکی سهر شانی ههموومانه که ههڵمهتێک بکهین و زمانی کوردیمان که «مووزهخانهی فهرههنگیی» ئێمهیه سهر له نوێ نۆژهن بکهینهوه و شار به زمانی خۆمانهوه بڕازێنینهوه.
من به خۆم بۆ بهشداری له ههر جۆره هاوفکری و هاوکاری ئامادهم و به تاقی تهنهاش بێ ههموو ههوڵ و تهقالای خۆم به مهبهستی گهڕاندنهوهی شکۆ و شانازی بۆ زمانی کوردی له ههرێمی کوردستان دهخهمه گهڕ. دڵنیام من کهمترین و بچووکترینی خێڵی خهمخۆرانی زمانی کوردیم و زۆر کهس بهم ئهرکهوه ماندوو بووه. بهڵام جارێکی دی ههمووتان بۆ کۆدهنگی به مهبهستی بهرگری له زمانی کوردی بانگهێشت دهکهم.
ئهگهر هیچ ناتوانن بکهن، لانیکهم یهک بابهت لهم بارهوه، ههرچهنده کورتیش بێ، به زمانی کوردی له تۆڕه کۆمهڵایهتییهکانی خۆتان بنووسن و بڵاو بکهنهوه.
سپاس | 1 079 |
| 12 | No text... | 721 |
| 13 | 📌دەسپێکی ناونووسین
۱۱ تاکوو ۲۱ی پووشپەڕی ۲۷۲۴
۱ تا ۱۰ی جوولایی ۲۰۲۴
📌دەسپێکی قوتابخانە
۲۵ی پووشپەڕی ۲۷۲۴
📌کۆتایی
۱۰ی خەرمانانی ۲۷۲۴
📌کورسەکان بە زمانی کوردی بەڕێوە دەچن و بە مەرجی خۆتۆمارکردن، بۆ هەمووان کراوەن
تکایە لە ڕێگەی کرتەکردن لە سەر بەستەری خوارەوە، ببن بە ئەندامی مەسترگرووپی قوتابخانەی هاوینەی لێکۆڵینەوەی کوردی
https://t.me/iisks_summer_school2024
«پێکەوە بەهێزترین» | 1 134 |
| 14 | ئەمرۆ یەکەمین دانیشتنی وانەی «پرسی کورد، چارەی خۆنووسین و یاسای نێونەتەوەیی» بە میوانداریی ئەنستیتۆتی نێونەتەوەیی بۆ لێکۆڵینەوەی کۆمەڵگای کوردی بەڕێوە دەچێت.
کاتژمێر: ۱۷:۰۰
مامۆستا: دوکتۆر عێباد ڕۆحی
زانیاریی زۆرتر:
https://t.me/iisks_summer_school2024 | 917 |
| 15 | ئەنستیتۆی نێونەتەوەیی بۆ لێکۆڵینەوەی کۆمەڵگای کوردی
لە درێژەی قوتابخانەی هاوینەی لێکۆڵینەوەی کوردیدا، بەڕێوە دەبات:
دانیشتنی سەرهێڵی هاوپەیڤین، پرسیار و وەڵام لە سەر مژاری:
ناسیۆنالیزم و دین لە کوردستاندا
میواندار و بەرسڤکار: دوکتۆر کەماڵ سولەیمانی
شوێنکات:
- ٩ی گەلاوێژی ٢٧٢٤ (٣٠ی جوولایی ٢٠٢٤)/ کاتژمێر ٢١:٠٠ (بە کاتی کرماشان)
- پلەتفۆرمی زووم، بە ناوونیشانی خوارەوە
https://us06web.zoom.us/j/83186590374?pwd=khqdATDhD1O1GTcn3aDx0lXTC9mGBZ.1
Meeting ID: 831 8659 0374
Passcode: nd4
بۆ ئاگاداربوون لە دوایین هەواڵەکانی قوتابخانە، لە ڕێگەی کرتەکردن لە سەر بەستەری خوارەوە، ببن بە ئەندامی مەسترگرووپی قوتابخانەی هاوینەی لێکۆڵینەوەی کوردی
«پێکهوه بههێزترین»
نووسینگەی قوتابخانهی هاوینهی لێکۆڵینهوهی کوردی
https://t.me/iisks_summer_school2024 | 1 048 |
| 16 | 🟧 ما کردها و میراث فلسفی سهروردی
✍ اسماعیل شمس
🔸امروز ٨ مرداد برابر با ۲۹ ژوئیه مصادف با ٨۳۳مین سال درگذشت تراژیک شهاب الدین سهروردی ملقب به شیخ اشراق یا شیخ شهید است. به همین مناسبت در تهران مراسم بزرگداشتی برای او برگزار شد. از آنجا که به سبب قرارگرفتن سهرورد در استان زنجان، در تقویم رسمی کشور این روز را روز زنجان هم نامیدهاند در آنجا هم یاد سهروردی گرامی داشته شد. تا جایی که نگارنده پیگیر اخبار بودهام در هیچ جای کردستان یادی از سهروردی نشد و او مانند همیشه در میان همتبارانش غریب ماند.امروز دیگر کسی در اینکه سهروردی کرد بوده و در شهر سهرورد که در آن زمان کردنشین بوده، به دنیا آمده است، شکی ندارد. به نوشته استخری جغرافیدان سده ۴ق سهرورد شهر کوچکی است که در اختیار کردها قرار دارد. ابنحوقل نیز سهرورد را شهری آباد و ساکنان آن را کرد میداند.شمس الدین ذهبی از شیخ ابونجیب، عموی شیخ اشراق که او را در دوران کودکی تربیت کرد به نام" عبدالقاهر السهروردی الکردی" یاد میکند(ذهبی، ۳۹/١٦٧).
🔸پرسش اصلی این یادداشت نسبت ما کردها با میراث فلسفی سهروردی است. آنچه که سهروردی را برای اهل قلم کرد برجسته میکند، تنها تولد او در خانوادهای کرد و ناحیهای کردنشین نیست، بلکه نظام فکری و فلسفی اوست که نتیجه امتزاج فلسفه یونانی و اسلامی باحکمت خسروانی و برخی باورهای کهن بومی، مهری و زردشتی است. با دقت در مفاهیم کلیدی فلسفه سهروردی میتوان ردپای آنها را بیش از هرجای دیگری در فرهنگ جامعه کردی و به ویژه در آیین ایزدی(یزیدی) و یارسان(اهلحق) پیدا نمود؛ موضوعی که متٱسفانه تاکنون کمتر مورد توجه سهروردیپژوهان قرار گرفته است. به راستی چرا جامعه کردی تا این اندازه از سهروردی دور شده است؟ در کتابی که به کوشش نگارنده و با همراهی ده پژوهشگر برجسته درباره نسبت سهروردی و شارح آثار او شمس الدین شهرزوری با تاریخ و فرهنگ کرد نوشته شده است و در آیندهاینزدیک چاپ خواهد شد به این پرسش هم پاسخ داده شده است، اما عجالتاً باید مشکل را در ایدئولوژیزدگی دید. متٲسفانه طیفهای فکری مختلف جامعه کردی چنان در ایدئولوژیهای رنگارنگ غوطهور شدهاندکه مجالی برای شناخت تاریخ و فرهنگ خود ندارند. اگر از من پرسیده شود که مهمترین بحران روشنفکری کردی به شکل خاص و جامعه فکری کردستان به صورت عام چیست پاسخم یک کلمه است: فقر تاریخینگری. منظور از تاریخینگری یا تاریخیاندیشی تنها مطالعه و نگارش چند کتاب تاریخی یا گرفتن تخصص و مدرک دکترا در رشته تاریخ نیست، بلکه عدم تعریف نسبت امروز و فردای خود با تاریخ است.
🔸امیدوارم دوستان و همدلان طیفهای مختلف فکری جامعه کردی به سبب این نقد صریح از من نرنجند و اجازه دهند از آنان بپرسم که به راستی میراث سهروردی و دیگر بزرگان کرد در حوزه فلسفه، فقه، عرفان، علم و... چه جایگاهی در تفکر کنونی آنان دارد؟ در برنامه فکری و فرهنگی کدام طیف و حزب سکولار و چپ توجهی به میراث فرهنگی کرد در سدههای میانه شده است؟ آیا جز این است که صدها شخصیت برجسته کرد مانند سهروردیها و شهرزوریها و دینوریها و آمدیها و اشنویها و گورانیها و مانند آنان تنها به این سبب که به مقتضای زمانه آثارشان را به زبانهای فارسی و عربی نوشتهاند مورد بیمهری قرار گرفته و آثارشان چاپ و تصحیح نشده است؟ اگر مصححان فارسیزبان و عربیزبان نبودندآیا امروز حتی یک اثر از سهروردی در میان ما وجود داشت؟
🔸بیمهری به دانشمندان عربینویس و فارسینویس کرد تنها به طیف چپ و سکولار محدود نمیشود، بلکه طیف سلفی و سیاسی اسلامگرایان کرد را هم دربرمیگیرد. در تاریخ پیشامدرن کرد که هنوز ایدئولوژی اسلام سلفی و سیاسی سنی بر حجرهها و مدرسههای دینی کردستان حاکم نشده بود، بسیاری از آثار عالمان کرد تدریس میشد و بر آنها حاشیه نوشته میشد، اما متٲسفانه در یکصد سال اخیر تمام توجه و تمرکز نویسندگان اسلامگرا بر ترجمه و چاپ آثار نویسندگان معاصر عرب و ترک است و کمتر کسی از دانشمندان کرد تاریخ میانه خبر دارد. پرسش این است که در کدام حجره کردی حکمة الاشراق سهروردی و اصول علم حدیث شهرزوری و کلام آمدی و فقه دینوری و عرفان گورانی آموزش داده میشود؟ چند نسخه از آثار عربی و فارسی صدها دانشمند کرد سدههای میانه توسط اسلامگرایان تصحیح و چاپ شدهاند؟
🔸امروز در ترکیه مجسمه ابوعلی سینا را در دانشکده پزشکی استانبول به نام پزشک ترک نصب میکنند و زندگی او را در قالب یک فیلم سینمایی به نام فیلسوف ترک پخش میکنند؛ در حالی که نه ترک است و نه جملهای به زبان ترکی نوشته است. کشورهای عرب آثار عربی علمای کرد را چاپ میکنند و آنان را به نام دانشمندان عرب به مردم خود میشناسانند، در حالی که در کردستان کسی آنان را نمیشناسد. و در آخر امیدوارم که هرچه زودتر به غربت تاریخ فرهنگی در زیست فکری جامعه کردی پایان داده شود.
@kurdistanname | 734 |
| 17 | گفتگو با «دکتر بهروز چمنآرا»:
خالصسازی دانشگاه و وظیفهی ما در برابر آزادی | 951 |
| 18 | طرح خالص سازی دانشگاهها از همان ابتدای انقلاب شروع شد. خمینی همواره دانشگاهها را محل فساد و خطر برای جمهوری اسلامی می دانست بنابراین کارگزاران حاکمیت در همان اوایل انقلاب با تشکیل شورای عالی انقلاب فرهنگی پروژه انقیاد دانشگاه را به صورت عملیاتی شروع کردند. پروژه ای که امروز پرقدرت تر از گذشته در حال اجراست.
با دکتر نعمتی، استاد دانشگاه چمران اهواز که در جریان جنبش ژینا از دانشگاه اخراج شده به گفتگو در این باره نشسته ایم و سعی می کنیم تا به این پرسش هم پاسخ بدهیم که مسئولیت ما در دفاع از آزادی در این بستر انقیادی چیست؟
https://youtu.be/rRn1_OAorcc | 1 458 |
| 19 | ▪️آنچه مردان سیاست نکردند، زنان آزادیخواه کردند!
نزدیک به نیم قرن از انقلاب ایران گذشته است و در این نیم قرن، علی رغم فراز و فرودهای بسیار، همواره این مردان سیاست بوده اند که در بزنگاههای تاریخی ترمزهای قطار عبور از حاکمیت استبداد را کشیده و همه چیز را به وضعیت اولیه بازگردانده اند. جنبش اصلاحات اگر چه در آغاز موجب ایجاد موجی از امید در میان مردم شد، ناتوان از به میدان آوردن زنان و دفاع از آزادیهای اولیه و مشروع انسانی، با شکست مفتضحانه در برابر اقلیت تمامیت خواه میدان را به ورطه رویارویی مردم و شمشمیرهای عریان حاکمیت تبدیل کرد.
اصلاح طلبان اپوزیسیون، جنبش سبزیهای جلای وطن کرده، تحول خواهان، سلطنت طلبان و حتی جاهدین بی وطن همه با هم در این چهل و اندی سال نتوانستند آنچه جنبش #ژن_ژیان_ئازادی بر صحن سیاسی کشور و بر حاکمیت تحمیل کرد را به منصه ظهور برساند. با فرض قبول این فرضیه که عبور پزشکیان از فیلترهای سخت نظارتی شورای نگهبان نتیجه ناچاری نظام بوده است، باید این وضعیت را مرهون حضور فاتحانه و مداوم زنان در خیابان دانست، زنانی که جانشان، چشمهایشان و بدن هایشان را سپر کردند تا راهی به امید و آزادی بگشایند.
به باور من، دلخوشی واقعی نه به دولت پزشکیان یا هر دولت دیگر بلکه به تغییری بازگشت ناپذیر است که در اذهان عمومی ایجاد شده است؛ تغییری که زنان را از ابژهای منفعل و قربانیان نظام های سنتی و حکومتی تبدیل به سوژه های دارای آمریت و فاعلیت کرده، همانها که با مرگشان آزادی و آزادگی در رگ معاصران دمیدند، همانها که صدای رسای ژینا شدند، همانها که سینه سپر کردند و آتش گلوله و ساچمه را به جان خریدند تا آنها که پژواک صدایشان از پستوی میله های سلولها به جامعه جان بخشیده و خواب از چشم دیکتاتور ربوده اند.
چه با دولت پزشکیان و چه بی او، جنبش ژینا ادامه خواهد یافت و ما محکومیم به بیداری و ادای دین به زنان سرزمینمان، چرا که در ١٤٠١ به چشم خودمان دیدیم آنچه مردان سیاست نکردند، زنان آزادیخواه کردند تا درسی باشد برای تاریخ ما!
#ژن_ژیان_ئازادی
#ژینا_امینی | 1 467 |
| 20 | آقای فیلسوف برای پنهان کردن ضعف استدلال و نابسندگیهای منطقی خود، دست به دامن گزارههای فلسفی و عبارات ثقیل و گاه بی ربط میشود و به جای دفاع از فرضیههای عجیب و ادبیات پر از مفاهیم احساسی و اغراقهای شاعرانه و ایدیولوژیک، با حمله به ادراک عمومی و تحقیر روح جمعی مردم نه تنها جهت پیکان نقد را از حاکمیت به سوی مردم بازمیگرداند، بلکه اصالت و کارکرد تاریخی نقد را که همان واسازی و استیضاح قدرت به منظور کنترل است را نیز به انحراف میکشاند تا در با وارونهسازی آن، نقد را در خدمت قدرت به ابزار سرکوب مردم، معترضان و منتقدان تبدیل کند.
آقای فیلسوف یا اصالتاً باوری به دقت در مفاهیم و عبارات ندارد یا دارد و خود را ملزم به رعایت آنها نمی داند. اگر باور ندارد و نمی داند که از دایره فلسفه بیرون است و بهتر است خود را مثلاً "تحلیلگر سیاسی" بخواند و اگر دارد و خود را ملزم به رعایت آن نمی داند که یک سوفسطایی انقلابی بیش نیست و بهتر است با مردم و خودش روراست باشد! | 1 277 |
