کُد شده در جنگلِ سطرها
Open in Telegram
189
Subscribers
No data24 hours
-17 days
-2130 days
Posts Archive
یه وقتایی فقط میخوای بزنی همهچی رو خطخطی کنی...
نه واسه هنر، نه واسه قشنگ شدن،
فقط واسه اینکه یه ذره آروم شی.
منم امروز دقیقاً همین کارو کردم...🐌
+1
کلافه بودم...
اعصابم خورد بود و هیچچیزی آرومم نمیکرد.(حتی موسیقی و کتاب)
دست بردم سمت رنگها، شروع کردم به خطخطی کردن، بیهدف، بیقانون.
اما کمکم یه چیزی تو وجودم سبک شد.
گاهی همین رنگها نجاتمون میدن، حتی وقتی نمیخواییم چیز قشنگی خلق کنیم...
"𝑰𝒇 𝒚𝒐𝒖 𝒆𝒗𝒆𝒓 𝒇𝒊𝒏𝒅 𝒚𝒐𝒖𝒓𝒔𝒆𝒍𝒇 𝒊𝒏 𝒂 𝒑𝒐𝒔𝒊𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒕𝒐 𝒍𝒐𝒗𝒆 𝒔𝒐𝒎𝒆𝒃𝒐𝒅𝒚 𝒂𝒈𝒂𝒊𝒏...
𝒇𝒂𝒍𝒍 𝒊𝒏 𝒍𝒐𝒗𝒆 𝒘𝒊𝒕𝒉 𝒎𝒆 "
از بچگی با شطرنج حال میکردم. شطرنج رو اولین بار از پدرم یاد گرفتم، همون روزایی که مهرهها برام فقط شکل نبودن، قصه بودن. از همون کودکی، این بازی شد پناهگاه ذهنم، جایی برای فکر کردن، جنگیدن و عاشق بودن. یه بازی نبود برام، یه رفیق قدیمی بود که هنوزم وقتی سراغش میرم، حالم خوب میشه.
شطرنج برام یه دنیای خاص بود؛ دنیایی که یادم داد فکر کنم، بجنگم، و همیشه چند حرکت جلوتر باشم.
همراز لحظههام بود. صفحهای ساده با بینهایت معنا... جایی که قلبم آروم میگیره.
سِتیآ نوشته
آقایی که هر شب، پشت پنجرهی اتاقم با گیتارت مینشینی و میخونی...
نمیدونی چقدر صدات دلنشینه، چقدر حضورت آرومم میکنه.
ممنونم که بیدلیل، دلخوشیِ قشنگ این شبهام شدی. 🌙🎶
آقایی که هر شب، پشت پنجرهی اتاقم با گیتارت مینشینی و میخونی...
نمیدونی چقدر صدات دلنشینه، چقدر حضورت آرومم میکنه.
ممنونم که بیدلیل، دلخوشیِ قشنگ این شبهام شدی. 🌙🎶
آقایی که هر شب، پشت پنجرهی اتاقم با گیتارت مینشینی و میخونی...
نمیدونی چقدر صدات دلنشینه، چقدر حضورت آرومم میکنه.
ممنونم که بیدلیل، دلخوشیِ قشنگ این شبهام شدی. 🌙🎶
آقایی که هر شب، پشت پنجرهی اتاقم با گیتارت مینشینی و میخونی...
نمیدونی چقدر صدات دلنشینه، چقدر حضورت آرومم میکنه.
ممنونم که بیدلیل، دلخوشیِ قشنگ این شبهام شدی. 🌙🎶
آقایی که هر شب، پشت پنجرهی اتاقم با گیتارت مینشینی و میخونی...
نمیدونی چقدر صدات دلنشینه، چقدر حضورت آرومم میکنه.
ممنونم که بیدلیل، دلخوشیِ قشنگ این شبهام شدی. 🌙🎶
