.pastel dream.
Open in Telegram
شاید اینجا واسم مثل یه استودیو و تیکه هایی از روزمرگی هام باشه بین این همه شلوغی. t.me/HidenChat_Bot?start=164968289 . .
Show more283
Subscribers
No data24 hours
-17 days
-330 days
Posts Archive
امشب یه بار دیگه فهمیدم دوران کارشناسی واقعا همون دوران از زندگی که اگه ازم بعدها بپرسن تو کدوم دوره خودت رو بیشتر جا گذاشتی و دلت تنگه بگم دانشجویی،کارشناسی همون قدر برام عجیب و باارزش شد فکرکنم با تموم بالا پایین هاش ما خاطره ساختیم اونقدر که حالمون پیش هم خوب بود اونقدر که کلاس ها رو هرکدوم به نحوی واسه این که پیش هم باشیم میپیچوندیم اونقدر که ما یه شب هایی از سرما داشتیم میمردیم ولی کنار بازارچه ی کنار خوابگاه نشستیم حرف زدیم و دلمون نمیخواست اون شب تموم بشه اونقدر که شب های اکران فیلم آخرین نفر ما بودیم که از دانشکده ها میرفتیم بیرون و در ها رو میبستیم میرفتیم اونقدر که کلاس های ۷ صبح رو فقط به خاطر دیدن همدیگه بین کلاس هامون تحمل میکردیم اونقدر که هرکدوم از یه دانشکده بودیم ولی روی چمن های جلوی دانشکده مهندسی دورهم مینشستیم تا تایم ناهار حرف میزدیم اونقدر که ما مسخره بازی در میاوردیم و اذیت میکردیم و یه وقتا بین روز کم میاوردیم ولی همین که بهم میرسیدیم حس خوب داشتیم باز، با این که خیلی از اون آدم ها دیگه نیستن به صورت سابق ولی دلم تنگ میشه و خواهد شد، همون روزها هم من غر میزدم که این مسیره من نیست من الان باید فلان دانشگاه فلان رشته می بودم ولی امشب که رفته بودیم سمت دانشگاه یه بار دیگه دیدم چقدر خوب که مسیرم رو عوض نکردم و کلی خاطره ساختم و پشیمون نیستم:)
.
بچها ما یه نینی ماده داریم که به تازگی دوماهه شده میخوایم واگذارش کنیم فقط شیراز
الی به شدت بازیگوشه و زیر شکمش سفیده(یه لکه سفید داره یعنی زیر شکمش)
عاشق این که تو بغلتون بخوابه
برای واگذاری به خودمپیام بدید @crysophiex
