362
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
-35730 days
Posts Archive
گیر افتادن بین این مردم چه مهیب و ترسناک بود... بازیچه ی دست خرسِ وحشی بودن بهتر از این است.
آدم خواران_ژان تولی
یک سال پیش، همه چیز فرق داشت. همه چیز.
به عقب که نگاه میکنم میفهمم یک سال با یه آدم میتونه چیکار بکنه.
Repost from آبیِ خاکستری`
به پرستوهای آبی بگو..
که میترسم از این امیدی که در دلم آمده است،
میترسم از آنکه زندهام کند؛
و سپس با بیرحمیِ تمام دوباره جانم را از تنم بگیرد.
Repost from ‹ پوژاد ›
برای همینه که میگم هیچ وقت به هیچکس اعتماد نکن مخصوصا توی این دوره زمونه، هر کسی باشه هرکسی حتی بهترین رفیقت ، همیشه الویت اولش خودشه رفاقت یا رابطه های خوبو بی عیب نقص فقط تو فیلماست.
«او هرگز احساس نمیکرد به جایی تعلق دارد، به جز زمانی که روی تختش دراز کشیده بود و وانمود میکرد که جای دیگری است.»
ناستنکای عزیزم، این دوست داشتن و علاقه در لحظاتی خاص قلب را سرد و روح را سنگین میکند، دستان تو سرد است اما دستان من مانند آتش میسوزند.
چرا نمیبینید؟چرا انقدر کورید به عشق من ناستنکا.
شب های روشن_ فئودور داستایفسکی
شاید روزی برسد که بخواهد تمام سال های خیال بافی اش را نه برای شادی و خوشبختی بلکه برای اندوه ، پشیمانی و غم بی پایان در این زندگی قربانی کند.
_شب های روشن__ فئودور داستایفسکی
Repost from minding my own business.
چون من عاشق نقطهبهنقطهٔ کتابها هستم. آنقدر عاشقشان هستم که در عقل و منطق نمیگنجد. عشق من به آنها دقیقاً به همین اندازهایست که میگویم.
واژههایی در اعماق آبی دریا – کت کرولی
خاطراتی که آدمهایش رفتهاند دردناکند،
ولی خاطراتی که آدمهایش حضور دارند
اما شبیه گذشته نیستند به مراتب دردناکترند.
