210
Subscribers
No data24 hours
+117 days
+1230 days
Posts Archive
209
Repost from N/a
من میدونم دلم برای امروز تنگ میشه
اما نمیتونم امروز و خوب زندگی کنم،
میدونم دلم برای این سن تنگ میشه
اما نمیتونم نوجوونی کنم،
میدونم دلم برای جوونی مامان بابا تنگ میشه میدونم ی روز دیگه سرحال نیستن
اما نمیتونم خوب از بودنشون استفاده کنم،
میدونم دلم برای خونه تنگ میشه
اما نمیتونم روزگار قشنگی رو اینجا به یاد بیارم،
میدونم دلم برای این حال تنگ میشه
اما نمیتونم نذارم بدتر بشه،
میدونم دلتنگ میشم
دلتنگ خودم
خودم که حتی همین لحظه هم دلتنگشم
من همیشه دلتنگم
در بهترین شرایط هم دلتنگم ،دلتنگ چی؟ کجا؟ کی؟
209
عاشورا میخوای؟ پدره رفته بود بین جنازهها دنبال جنازه بچه خودش بگرده دید یه جوون زنده ست، پول داد خریدش، بیخیال پیکر بچه خودش شد.
عاشورا میخوای؟ یه مادر بزرگ با واکر رفته بود خودش سپر کرد گفت جوونا رو نزنید منو بزنید، با گلوله زدن تو صورتش.
عاشورا میخوای؟ تو سردخونه میگفتن جنازه بچه تو میخوای؟ اول برو شیرینی بخر.
عاشورا میخوای؟ یه جوری زدن مغز پدر جلو چشم بچههاش ریخت کف خیابون.
عاشورا میخوای؟ زخمی رو بردن بیمارستان خون لازم داشت، خون پیدا کردن براش نزاشتن بهش بزنن گفتن اینا اغتشاشگرن حق خون گرفتن ندارن، پَر پَر شد. دخترش ۵ سالشه.
عاشورا میخوای؟ برادر رفت دنبال برادرش تو خیابون، هر دو شون رو کشتن.
عاشورا میخوای؟ پدره گفت تیرانداز تصمیم گرفت بین من و پسرم اونو بزنه.
Available now! Telegram Research 2025 — the year's key insights 
