⋆ J1407b ☽︎
Open in Telegram
⋆intp⋆ ⋆Welcome to the planet Picha, asteroids⋆ ⋆Nude Art; https://t.me/+W-Gga0aP1A5jNWQ0 ⋆Anon; @J1407B505bot ⋆Music; @lightning505J ⋆|⚡🪐|⋆
Show more483
Subscribers
No data24 hours
-117 days
-6430 days
Posts Archive
483
درود..
خیلی خوشحالم که توی این چند ماه همراهم بودین و باعث شدین پیشرفت کنم و با سبکای جدیدی اشنا شم و یه رشد کوچیکی کنم و با چیزای جدید روبه رو شم.. چالشای مختلفی رو پشت سر بزارم و این حرفا
اینحا دیگه فعالیتی نداره.. درواقع من نمیدونم دیگه چجوری اینجارو جمعو جورش کنم ولی خب.. بابت توجه ها و حمایتاتون خیلی متشکرم
ترجیحم بر اینه مدتی ناپدید شم و شاید بعد ها اگه شرایطشو داشتم برگردم
بازم متشکرم و اگه خواستین لفت بدین مشکلی نداره
اینجا رو هم میزارم بمونه یه یادگاری کوچیکی باشه
دوستون دارم سیارکا مراقب هم دیگه باشین فعلا. ♡
483
Repost from Imaginative wizard ☕
آنقدر که در تکاپو برای زندگی بودم که از یاد بردم من نفسی مرده داشتم. نفسی که تنها برای مرگ میآمد و میرفت و هرچه که من برای زندگی جان باختم، او سرگردان تر میشد.
483
@heyvanatemdad
به چنلش یه سر بزنید دوستان.. اگه درتوانتونه به این کیس یه کمک کوچولو بکنید گناه داره بچه
483
Repost from Imaginative wizard ☕
اینگونه میاندیشید که هیچکس او را تماشا نمیکند هیچکس این صورت غمزده را نمیبیند؛ تنهای تنهاست.
اما او در ذهن دیگری چنان آسوده بود که گویی این اندوهش تنها یک توهم است
483
Repost from Imaginative wizard ☕
تن ها بیاختیار روی زمین کنار دیگر مرده ها میافتادند. با این تفاوت که آنها به تبی گرفتار شده بودند که از تمامشان تنها جسم چروکیدهای به جا گذاشته بود.
جسمی که شبیه به خاکستر هیزم میماند. با این وجود که آنها هنوز با تپشی ناچیز نفس میکشیدند و تقلا میکردند که قدمی از این مردهزار دور شوند. بیخبر از آنچه که سرشان میآمد.
- رستاخیز خاکستر ققنوس
