مقالات علمیه
Open in Telegram
1 056
Subscribers
-324 hours
-37 days
+4730 days
Posts Archive
1 056
⚔️ از این معارضه کلامی دو درس میشه گرفت:
1️⃣ اول: سیستم کنونی تقلید در بین اهل تشیع که جامعه مسلمین رو به دو گروه قطعی مجتهد و عامی تقسیم میکنه و روشی استاندارد شده برای تقلید به عامی میده نوعی واکنش اصولی به چالش های اخباری هست که به اصولیان برای عدم یقین آوری فتاویشون برای عامه مردم ایراد میگرفتند و میگفتند اینجوری معلوم نیست اصلا حکم خدا چیه! در واکنش به این اصولی ها نیاز به تفکر و اجتهاد رو برای طبقه عامی به صفر رسوندند طوری که باید در کل عمر خودش در همه امور تابع یک عالم خاص باشه و حکم این عالم رو عملا عین حکم خدا بدونه!
این برخلاف رویکرد غالب اهل سنت هست که در اون هر انسانی مجتهده که چطور، در چه زمان و به چه شکل از علما تقلید کنه مادام که صرفا دنبال آسان ترین حکم نباشه و در روشی که خودش اتخاذ میکنه نوعی انسجام داشته باشه. مثلا امام شاطبی بیان میکنه که یک طالب علم که با دلایل شرعی آشناست میتونه خودش بین مذاهب اجتهاد کنه و حکم یکی رو برگزینه. یا مثلا یک عامی میتونه معتقد باشه که درباره مسائل مالی فلان فقیه و در مسائل خانوادگی فلان فقیه صاحب نظره و من ازش تقلید میکنم. به بیان دیگه در بین اهل سنت تقلید خودش نوعی اجتهاد هست و عامی میتونه به هر شکل تقلید کنه مادام که در این منهجی که برای خودش تعیین میکنه صداقت فکری داشته باشه.
2️⃣ دوما: این برای اصولی ها یک چالش جدی ایجاد میکنه، اگر جانشینی حکم قطعی معصوم با حکم ظنی مجتهدین جایز هست پس چرا جانشینی حکم یک معصوم (پیامبر) با اجتهاد جمعی جامعه مسلمین ممکن نباشه؟ این یعنی یک شیعه اصولی هیچوقت نمیتونه استدلالی عقلی بر وجوب حضور معصوم بیاره چون خودش در عصر غیبت پیرو آرائی است که از نظر تئوری به اندازه آراء فقهی اهل سنت دارای یقین معرفت شناسانه است. به بیان دیگه اگر پیروی از این حد از یقین معرفت شناسی در دوازده قرن جایزه پس در چهارده قرن هم نمیتونه امتناع عقلی داشته باشه و قائل به عصمت ائمه فقط میتونه دلیل شرعی بر نصب ایشون بیاره. به قول ملا محمدامین استرآبادی این بساط اجتهاد حرف سنیاس. 😃
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
🏳️ @maghalat_e | مقالات علمیه
1 056
این هم خود کتابه که حقیقتا کتاب شاهکاره و مثلش رو -جز در کلام شیخنا یاسر قاضی 🥰- ندیدم! قبلا هم از این کتاب نقل کردم در این کانال (اینجا)
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
🏳️ @maghalat_e | مقالات علمیه
1 056
📚 خلاصه کار علامه وحید بهبهانی، احیاگر مکتب اصولی در تعریف ارزش معرفت شناسانه اجتهاد مجتهد در برابر اخباریان (۲/۲):
🗣️ به گفته استرآبادی و اخباریان پس از او، این نظریه صرفاً از آثار نظریهپردازان فقهی اهل سنت اقتباس شده بود و استرآبادی در اثر مشهور خود، الفوائد المدنیة، انتقادهای تندی را متوجه آن کرد. اعتراض استرآبادی به این نظریه قابل درک است. او استدلال میکرد که مؤمنان مکلفاند از شریعت خدا پیروی کنند، نه از نظر مجتهد درباره شریعت خدا. آنچه موجب مجازات میشود، نافرمانی از خداست، نه نافرمانی از نظر یک انسان دیگر درباره شریعت خدا.
🗣️ استرآبادی استدلال میکرد که متون دینی، درباره خواست خدا برای آفریدگانش، دانشی یقینی در اختیار ما میگذارند. اینکه گفته شود این متون چنین یقینی به ما نمیدهند و بنابراین برای فهم آنها به مجموعه گستردهای از روشهای تفسیری نیاز داریم، در واقع متهم کردن خدا به مبهمگویی، ابهام و ــ از همه مهمتر ــ بیعدالتی است. اگر خداوند قرار است ما را به سبب کوتاهیهایمان مجازات کند، پس باید از طریق وحی خود وظایفی را که باید انجام دهیم، بهروشنی برای ما مشخص کرده باشد.
🗣️ استرآبادی و مخالفان مجتهد او توافق داشتند که اصول فقهی و کلامیای مانند ناممکن بودن تکلیف کردن فرد مؤمن به چیزی که توان انجام آن را ندارد (تکلیف ما لا یطاق)، معتبر و قابل اجرا هستند. بنابراین، برخلاف آنچه گاه تصور میشود، آنان ضدعقلگرا نبودند؛ هر دو گروه از عالمان، عناصری از عقلگرایی را در کلام و نظریه فقهی خود به کار میبردند. اختلاف دو مکتب بر سر اعتبار اصولی مانند امتناع تکلیف ما لا یطاق نبود؛ بلکه اختلاف بر سر این بود که چنین اصولی چگونه باید در نظریههای فقهی هر یک از آنها به کار گرفته شوند.
🗣️ به عبارت دیگر، اختلاف آنان این بود که آیا این اصول باید برای دفاع از یقین به کار روند، چنانکه اخباریان استدلال میکردند، یا برای پذیرش و حتی قبول اجتنابناپذیر بودن شک و ظن، چنانکه اصولیان معتقد بودند. انتقاد استرآبادی از موضع اصولی بهسرعت در جهان شیعه محبوب شد. سنتی از پژوهش و آموزش اخباری پدید آمد که بر گفتمان فقهی شیعه امامی مسلط شد. تا زمان یوسف بحرانی (درگذشته ۱۱۸۶ق/۱۷۷۲م)، عالم بزرگ اخباری که بهبهانی با او به مبارزه علمی پرداخت، گفته میشد کسانی که اندیشههای اصولی را مطالعه میکردند، ناچار بودند این کار را پنهانی انجام دهند.
🗣️ اخباریان آشکارا اعلام میکردند که صرف تماس با یک اثر فقه اصولی موجب نوعی آلودگی جزئی طهارت شرعی میشود. گفته میشود در عتبات، عالمان اخباری کتابهای اصولی را با دستمال در دست میگرفتند تا از آثار ظاهراً آلودهکننده آنها از نظر طهارت جلوگیری کنند. با وجود تنوع فراوان در درون مکتب اخباری، اصول بنیادین این مکتب بهوسیله استرآبادی و پیروانش تدوین و بسط یافت. آنان تأکید میکردند که اخبار ائمه تنها منابع مشروع قانون و شریعت هستند؛ همین موضع نیز نام «اخباری» را به این گروه داده بود.
🗣️ از دید اخباریان، قرآن و حتی احادیث پیامبر نیز نمیتوانستند مستقیماً تفسیر شوند، بلکه فهم آنها تنها باید از دریچه و با واسطه سخنان ائمه صورت میگرفت.
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
🏳️ @maghalat_e | مقالات علمیه
1 056
📚 خلاصه کار علامه وحید بهبهانی، احیاگر مکتب اصولی در تعریف ارزش معرفت شناسانه اجتهاد مجتهد در برابر اخباریان (۱/۲):
🗣️ صلاحیت و شرایط لازم برای مجتهد بودن در نوشتههای فقهی شیعه «مرتبه اجتهاد» (رتبة الاجتهاد) نامیده میشد و عالمی که واجد این شرایط بود، «مجتهد» خوانده میشد. اجتهاد به تلاش فکریای گفته میشود که یک فقیه واجد صلاحیت برای رسیدن به یک گمان یا نظر (ظن) درباره حکم یک مسئله مشخص به کار میبرد. بر اساس این نظریه، که تا زمان استرآبادی در اندیشه فقهی اهل سنت و شیعه به یک نظریه پذیرفتهشده و معیار تبدیل شده بود، فقیه نظر شخصی خود، یعنی ظن خود نسبت به حکم خدا، را ارائه میکند.
🗣️ این نظر از نظر معرفتشناختی مرتبهای پایینتر از یقین (یقین، علم، قطع) دارد؛ یقینی که در مسائل اعتقادی لازم است. در امور اعتقادی، هر مؤمن باید یقین کامل داشته باشد که عقیدهای که به آن پایبند شده، حقیقت دارد. اما در بیشتر مسائل فقهی، فقیه نیازی ندارد که به چنین یقینی برسد. او تنها باید بر اساس قویترین و غالبترین شواهدی که در منابع در اختیار دارد، به یک نظر درباره حکم برسد. نظر فقیه درباره یک حکم، در واقع دیدگاه او درباره محتملترین حکم خداوند است.
🗣️ مجتهدان مختلف ناگزیر به نتایج متفاوتی میرسند؛ بااینحال، تنها یکی از این دیدگاهها میتواند واقعاً درست باشد. نظر مجتهد دارای حجیت است، زیرا تنها او ــ و گاه یک زن ــ صلاحیت انجام اجتهاد را دارد. در حالی که برای خود مجتهد، نظر او کمتر از یقین است، برای پیروانش، یعنی مقلدان، آن حکم حجت و الزامآور است. گرچه ممکن است نظر مجتهد دقیقاً مطابق با حکم واقعی خدا نباشد، اما مجتهدان معتقدند با یقین میدانیم که مقلد، با پیروی از نظر مجتهد، از نظر خداوند وظیفه دینی خود را انجام داده است.
🗣️ بهطور خلاصه، بر اساس این نظریه، برای اینکه مؤمن از مجازات ناشی از سرپیچی در امان باشد، لازم نیست حتماً به حکم شرعی واقعی، یعنی «حکم واقعی» (الحکم الواقعی)، دست یابد و دقیقاً همان را اجرا کند. بلکه خداوند افراد را فقط در حدود تواناییشان مکلف میکند. برای مقلدان، این بدان معناست که باید از یک مجتهد پیروی کنند؛ و برای مجتهدان، به این معناست که باید نهایت تلاش خود (استفراغ الوسع) را برای رسیدن به یک نظر فقهی به کار گیرند. این، بهطور خلاصه، نظریه اصولیان است که بهبهانی آن را در شماری از آثار خود بیان کرده است.
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
🏳️ @maghalat_e | مقالات علمیه
1 056
📚 خلاصه کار علامه وحید بهبهانی، احیاگر مکتب اصولی در تعریف ارزش معرفت شناسانه اجتهاد مجتهد در برابر اخباریان (۱/۲):
🗣️ صلاحیت و شرایط لازم برای مجتهد بودن در نوشتههای فقهی شیعه «مرتبه اجتهاد» (رتبة الاجتهاد) نامیده میشد و عالمی که واجد این شرایط بود، «مجتهد» خوانده میشد. اجتهاد به تلاش فکریای گفته میشود که یک فقیه واجد صلاحیت برای رسیدن به یک گمان یا نظر (ظن) درباره حکم یک مسئله مشخص به کار میبرد. بر اساس این نظریه، که تا زمان استرآبادی در اندیشه فقهی اهل سنت و شیعه به یک نظریه پذیرفتهشده و معیار تبدیل شده بود، فقیه نظر شخصی خود، یعنی ظن خود نسبت به حکم خدا، را ارائه میکند.
🗣️ این نظر از نظر معرفتشناختی مرتبهای پایینتر از یقین (یقین، علم، قطع) دارد؛ یقینی که در مسائل اعتقادی لازم است. در امور اعتقادی، هر مؤمن باید یقین کامل داشته باشد که عقیدهای که به آن پایبند شده، حقیقت دارد. اما در بیشتر مسائل فقهی، فقیه نیازی ندارد که به چنین یقینی برسد. او تنها باید بر اساس قویترین و غالبترین شواهدی که در منابع در اختیار دارد، به یک نظر درباره حکم برسد. نظر فقیه درباره یک حکم، در واقع دیدگاه او درباره محتملترین حکم خداوند است.
🗣️ مجتهدان مختلف ناگزیر به نتایج متفاوتی میرسند؛ بااینحال، تنها یکی از این دیدگاهها میتواند واقعاً درست باشد. نظر مجتهد دارای حجیت است، زیرا تنها او ــ و گاه یک زن ــ صلاحیت انجام اجتهاد را دارد. در حالی که برای خود مجتهد، نظر او کمتر از یقین است، برای پیروانش، یعنی مقلدان، آن حکم حجت و الزامآور است. گرچه ممکن است نظر مجتهد دقیقاً مطابق با حکم واقعی خدا نباشد، اما مجتهدان معتقدند با یقین میدانیم که مقلد، با پیروی از نظر مجتهد، از نظر خداوند وظیفه دینی خود را انجام داده است.
🗣️ بهطور خلاصه، بر اساس این نظریه، برای اینکه مؤمن از مجازات ناشی از سرپیچی در امان باشد، لازم نیست حتماً به حکم شرعی واقعی، یعنی «حکم واقعی» (الحکم الواقعی)، دست یابد و دقیقاً همان را اجرا کند. بلکه خداوند افراد را فقط در حدود تواناییشان مکلف میکند. برای مقلدان، این بدان معناست که باید از یک مجتهد پیروی کنند؛ و برای مجتهدان، به این معناست که باید نهایت تلاش خود (استفراغ الوسع) را برای رسیدن به یک نظر فقهی به کار گیرند. این، بهطور خلاصه، نظریه اصولیان است که بهبهانی آن را در شماری از آثار خود بیان کرده است.
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
🏳️ @maghalat_e | مقالات علمیه
1 056
+2
✍️ علامه وحید بهبانی 👌، عالم بزرگ شیعه بود که پس از دو قرن تسلط اخباریان بر تفکر امامیه، مکتب اصولی رو احیا کرد که با تلاشهای ایشون دوباره تبدیل به تفکر غالب شد. بهبهانی در آثارش بر خلاف اخباریان استدلال میکنه که اجتهاد ظنی برای مجتهد جایزه و اطاعت از این نوع اجتهاد برای مقلدین واجبه.
در ادامه به نقل برخی استدلالات ایشون و بیان اختلافاتش با اخباریون میپردازم.
📚 Arabi, Oussama, David S. Powers, and Susan A. Spectorsky, editors. Islamic Legal Thought: A Compendium of Muslim Jurists. Brill, 2013. Studies in Islamic Law and Society, vol. 36
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
🏳️ @maghalat_e | مقالات علمیه
1 056
Repost from استاد مصطفی حسینی طباطبایی
❀ #تدریس ❀
تاریخ ۱۳۷۳/۱۱/۱۲
🎙 موضوع : غلو درباره امامان و عکس العمل آنها ، علم غیب
▷ ◉─────── ۲۲:۱۵
▫️اینستاگرام▫️یوتیوب▫️تلگرام▫️فیسبوک
•━═══━•ஜ🎧ஜ•━═══━•
1 056
📚 اگر میخواهید بیشتر در اینباره بخوانید یا دلایل محکمتری برای تقدم این نظریه بیابید، این مقاله از آقای محسن کدیور نیز پیشنهاد میشه:
https://kadivar.com/238/
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
🏳️ @maghalat_e | مقالات علمیه
1 056
این کتاب با اختلاف بهترین کتابی است که درباره تاریخ تشیع خوندم و حتما پیشنهاد میشه.
فصل سوم درباره مساله جانشینی و امام زمان هست که در اینجا (1) (2) (3) (4) بهش پرداختم.
1 056
🗣️ از زمانی که اندیشههای غلوآمیز و افراطی در جامعه امامی طرفدارانی پیدا کردند، بسیاری از امامیان با هرگونه تصور از فوقطبیعی بودن امامان مخالفت کردند و اصرار داشتند که آنان صرفاً مردانی فاضل و دانشمند بودند. بااینحال، پیروان این گرایش قاطعانه معتقد بودند که اطاعت مطلق از امامان ضروری است؛ زیرا بنا بر تحلیل شیعی، پیامبر به مردم دستور داده بود که از آنان پیروی کنند، چراکه آنان مفسران حقیقی کتاب خدا و وارثان دانش نبویاند. این آموزه، یعنی ضرورت اطاعت مطلق از امام، طرفداران این گرایش شیعی را از بسیاری از اهل سنت آن دوران متمایز میکرد؛ اهل سنتی که آنان نیز امامانی چون محمد باقر و جعفر صادق را محترم میشمردند و در حلقههای درس آنان حضور مییافتند، نزدشان دانش میآموختند، به آرایشان در مسائل فقهی اهمیت میدادند و از آنان حدیث نقل میکردند.
🗣️ بااینحال، این اهل سنت امامان را تنها یکی از مراجع دینی متعدد آن عصر، یا از جمله دانشمندترین آنان میدانستند. برخلاف شیعیان، آنان پیروی از امامان را بهسبب تعیین و تصریح پیامبر، از نظر دینی الزامآور نمیدانستند. پیروان گرایش شیعی یادشده نیز هرگونه اندیشه یا گزارشی را که ویژگیهای فوقطبیعی به امامان نسبت میداد، از جمله ادعاهای مربوط به آگاهی آنان از غیب، انکار و رد میکردند. در دهههای نخست قرن دوم هجری/هشتم میلادی، برجستهترین شخصیت این گرایش، دانشمند برجسته شیعی کوفه، ابومحمد عبدالله بن ابییعفور عبدی (درگذشته ۱۳۱ق/۷۴۸–۷۴۹م) بود که از نزدیکترین یاران امام جعفر صادق به شمار میرفت.
🗣️ او پیروی بسیار وفادار و مخلص برای امام بود و امام او را تنها، یا یکی از تنها دو تن از شاگردانش، دانسته بود که بیش از همه از او اطاعت میکردند و او کاملاً از آنان خشنود بود. در سخنان متعددی که از امام نقل شده، عبدالله با عباراتی ستایشآمیز و غیرمعمول مورد تمجید قرار گرفته است؛ برای مثال، گفته شده که او در بهشت، در خانهای میان خانههای پیامبر و علی زندگی میکند. بااینحال، او معتقد بود که امامان صرفاً مردانی صالح، پرهیزگار و دانشمند بودند. او یکبار درباره این مسئله با معلّی بن خنیس، از خدمتگزاران امام جعفر صادق، مناظره کرد؛ معلّی مقام امامان را در حد پیامبران میدانست، اما گزارش شده است که امام نظر ابن ابییعفور را تأیید و اندیشه معلّی را بهشدت محکوم کرد.
🗣️ اندیشههای ابن ابییعفور در آن دوره آشکارا از حمایت گستردهای برخوردار بود و هنگام مرگ او، جمعیت عظیمی از کسانی که از دیدگاههای ضدغلوّ او حمایت میکردند، در مراسم تشییع جنازهاش شرکت کردند. برخی از فرقهنگاران مسلمان از فرقهای شیعی با نام «یعفوریه» یاد کردهاند که آشکارا به پیروان ابن ابییعفور اشاره دارد و در مسائل گوناگون کلامی و فرقهای مواضعی میانهرو داشتند. برای مثال، آنان جدال در امور دینی را جایز نمیدانستند و برخلاف غالیان، اقرار به امامت امام را جزء اساسی اسلام به شمار نمیآوردند.
🗣️ غالیان، در دوران زندگی ابن ابییعفور و پس از مرگ او، بهطور فعال علیه وی و پیروانش فعالیت میکردند. آنان حتی در حضور امام تلاش کردند او را بیاعتبار سازند، اما امام همواره از او حمایت و مخالفانش را محکوم میکرد. غالیان جمعیت بزرگی را که در تشییع جنازه او شرکت کرده بودند «مرجئهٔ شیعه» مینامیدند و میکوشیدند پیروان او را به داشتن گرایشهای سنی در دیدگاههای اعتقادی متهم کنند؛ زیرا آنان امامان را انسان میدانستند، نه خدایانی که در قالب انسان عمل میکنند. این وضعیت در دوران جعفر صادق تنش قابلتوجهی میان دو جناح ایجاد کرد، اما پس از او بسیار بدتر و تلختر شد. حتی شاگردان دانشمند و جریان اصلی امام موسی کاظم نیز درباره جایگاه امامت اختلاف داشتند و این تفاوت دیدگاه موجب مناظرات تند و، در برخی موارد، قطع دائمی دوستی میان آنان میشد.
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
🏳️ @maghalat_e | مقالات علمیه
1 056
+4
📚 در فصل اول و دوم از کتاب "مکتب در فرایند تکامل"، حسین مدرسی استدلال میکنه که قدیمی ترین قرائت منسجم از تشیع امامی در عصر امام جعفر صادق و با آموزه های ایشون به عرضه ظهور رسید که پیروی از یک سلسله مشخص از امامان رو واجب میدونست. این بر خلاف تشیع پیش از انقلاب عباسی است که درکی شناور تر از امامت داشت، معمولا با اصطلاحاتی کلی از حقوق اهل بیت حمایت میکرد و در بیشتر اوقات تنها یک جنبش سیاسی بود و نه دینی.
📝 به بیان دیگه، در تشیع قرن اول هجری برخی ایده ها مثل بداء، ادعاهای فراانسانی درباره امامان، وصیت کردن یک امام به امام دیگر و ظهور قائم آل محمد بین شیعیان چرخ میزدند ولی هنوز ارتباط مشخصی نداشتند و به شکل الهیات متشکلی بیان نشده بودند. وضع چنین بود تا عصر انقلاب عباسی -که به دلایل بسیار جالبی که بعدا باید بهش پرداخت- جرقه مکتب سازی از این عقاید شیعی رو در دو گروه کلی شیعیان امامی و زیدی زد.
🕌 ولی این درک دینی اولیه از امامت امامان حسینی هم که در عصر امام صادق ارائه شد به شکل نظریه "علمای ابرار" بود، یعنی اطاعت از امامان اهل بیت به واسطه دانشی اختصاصی و استثنایی که از شریعت داشتند و نسل به نسل به یکدیگر منتقل کردند واجب بود و نه لطف الهی که بر ایشان روا داشته شده بود و یا دانشی کامل بر علم غیب و دانستن زبان تمام پرندگان و خزندگان! البته اینها باور داشتند که پیامبر اطاعت از امامان اهل بیت را به این سبب بر مردم واجب کرده ولی مانند شیعه زیدیه متقدم این نصوص را خفی میدانستند و با وجود اعتقاد به خطای اجتهادی ایشان، به خلفای سهگانه احترام میگذاشتند.
😈 در برابر این شیعیان اصولی، گروه دیگری از غالیان وجود داشتند که با ترکیب عقاید نوافلاطونی و عقاید غالیان شیعی نخستین، امامان رو مخلوق از جوهری دیگر و متجلی ذات احدیت میدانستند. به این گروه دوم معمولا در این عصر مفوضه گفته میشد چون عقیده داشتند خدا اهل بیت را خلق کرد و سپس امور جهان را به ایشان واگذار کرد و ایشان خلق کرده و روزی دادند! در چهار قرن اول تشیع، دیدگاه اول دیدگاه امامان شیعه، نایبان امام زمان و علمای حدیث طایفه امامیه در قم بود که در برابر آن حتی مفوضه کوفه را تکفیر میکردند.
📚 اوضاع چنین بود تا در قرن چهارم و پنجم هجری به تدریج و به حکم برخی ضرورتهای زمانه و با ورود برخی احادیث مفوضه به احادیث مورد قبول شیعی، برخی از عقاید مفوضه وارد عقیده جریان اصلی علمای شیعی شده و حتی عقیده به علم غیب کامل امامان به هر آنچه بوده و هست مورد تایید متالهین طایفه امامیه قرار گرفت!
✍️ در ادامه بخشی کوتاه از این کتاب رو ترجمه میکنم که به بیان نظریه "علمای ابرار" در عصر امام جعفر صادق میپردازه.
📚 Modarressi, Hossein. Crisis and Consolidation in the Formative Period of Shi'ite Islam: Abu Ja'far Ibn Qiba Al-Razi and His Contribution to Imamite Shi'ite Thought. Darwin Press, 1993.
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
🏳️ @maghalat_e | مقالات علمیه
1 056
😫 این دعواهای کلامی در عصر اموی و عباسی از مناظرات فلسفی جهان مسیحی وارد جهان اسلام شدند و الهیدانان مسلمان رو به خودشون مشغول کردند.
جالب این جاست که مسلمانان به نوبه خودشون این مناظرات رو به یهودیان وا دادند 😅
یکی از متفکرین ایشان به نام عنان بن موسی از معتزله الهام گرفت، به رد سنت شفاهی موسی ☝ و تاویل صفات وارد شده در تورات پرداخت. در برابر ایشان فریسیان مانند حنابله به قبول کردن بلاکیف صفات پرداختند و به قبول کردن الفاظی مانند دست خدا و چشم خدا مشغول شدند.
در نهایت هم سعدیا گائون بعضی ابزارهای کلامی عنانیه رو قبول کرد و به دفاع از سنتگرایی با این ابزارهای فلسفی پرداخت. اگر از الهیات اسلامی چیزی بدونید این شخص قطعا شمارو یاد امام ابوالحسن اشعری 👌 و ابومنصور ماتریدی 👌 میندازه. 😁
⁉️ حالا چرا اینو مطرح کردم؟ برای انساننمایی علمای اسلام و مباحثاتشون! برای یک مسلمان سخت نیست فهمیدن اینکه دعواهای کلامی گائون و موسای میمونی زاده یک عصر خاص بودند و برای یک یهودی عادی در بروکلین چندان اهمیت و ارتباطی ندارند همانطور که برای ربیهای عصر تلمودی و کاهنان عصر مکابی هم اهمیتی نداشتن!
لذا بفهمید که دعواهای کلامی اثریه و اشاعره و معتزله درباره صفات هم چندان برای یک مسلمان امروز اهمیتی ندارند و نباید از مباحثات الهیدانان متخصص خارج شن، چه احمقانهاست تقسیم کردن عوام مسلمین سر مسائلی که حتی به درستی متوجهش هم نمیشن!
اضافه کنم که این مسائل برای پیامبر 👌، صحابه و بزرگان تابعین هم مطرح نبودند، اگر در آثار ایشان بگردید موارد صحیح زیادی درباره کفر تارک نماز، قضا و قدر، مفهوم بدعت و بقا یا فنای جهنم پیدا میکنید ولی چیزی درباره مفهوم دست خدا یا چشم خدا چیزی پیدا نمیکنید، به سادگی چون زمان اونها این مسائل مطرح نبود❗️ 😊
✍ برای کسب اطلاعات بیشتر:
🔢 منشا اختلاف درباره صفات الهی در اسلام:
https://youtu.be/1h3bI2Pgtwg?is=w6Qm-W-R6cZZeT5-
🔢 منشا کلام سنی (ابن کلاب تا ابوالحسن اشعری):
https://youtu.be/NjoB9UYmv1Q?is=zjhvS9oltx-JpCHl
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
🏳️ @maghalat_e | مقالات علمیه
1 056
حدیث ۷۸۶ سنن نسائی از امالمومنین عایشه درباره نماز خواندن پیامبر پشت سر ابوبکر صدیق در آخرین روزهای ایشان هست. من سعی کردم احادیث امالمومنین رو که در اون این واقعه رو تعریف میکنه گردآوری کنم.
و این چیزی که میبینید نتیجه یک جستجوی بسیار ساده است، اگر جزئی تر میگشتم قطعا چیزهای بیشتری هم پیدا میکردم.
و این فقط به روایاتی پرداخته که در این باب از امالمومنین روایت شده، اگر به روایات سایر صحابه مثل سهل بن سعد، جابر بن عبدالله و انس بن مالک از این واقعه هم میپرداختم باید صفحهها مینوشتم.
1 056
حوصلمان سر رفت 🥱
سه تا عدد رندوم از ۱ تا ۵۵۰۰ برای سنن نسائی بگید
لطفا کوچیک نباشن
میخوام مبادا کسی بگه این حجم از مسخرجات که درآوردم فقط برای بخاریه!
