en
Feedback
مقالات علمیه

مقالات علمیه

Open in Telegram

اگه چیز جالبی بدونم با شما به اشتراک میزارم

Show more
1 056
Subscribers
-324 hours
-37 days
+4730 days
Attracting Subscribers
September '26
September '26
+17
in 0 channels
August '26
+131
in 2 channels
Get PRO
July '26
+114
in 1 channels
Get PRO
June '26
+59
in 2 channels
Get PRO
May '26
+40
in 0 channels
Get PRO
April '26
+78
in 1 channels
Get PRO
March '26
+38
in 2 channels
Get PRO
February '26
+189
in 2 channels
Get PRO
January '26
+78
in 2 channels
Get PRO
December '25
+20
in 0 channels
Get PRO
November '25
+26
in 0 channels
Get PRO
October '25
+158
in 3 channels
Get PRO
September '25
+54
in 0 channels
Get PRO
August '25
+33
in 0 channels
Get PRO
July '25
+49
in 0 channels
Get PRO
June '25
+17
in 0 channels
Get PRO
May '25
+26
in 0 channels
Get PRO
April '25
+59
in 3 channels
Get PRO
March '25
+35
in 0 channels
Get PRO
February '25
+47
in 2 channels
Get PRO
January '25
+62
in 2 channels
Get PRO
December '24
+101
in 2 channels
Get PRO
November '24
+50
in 0 channels
Get PRO
October '24
+69
in 2 channels
Get PRO
September '24
+33
in 0 channels
Get PRO
August '24
+52
in 2 channels
Get PRO
July '24
+25
in 0 channels
Get PRO
June '24
+40
in 1 channels
Get PRO
May '24
+21
in 1 channels
Get PRO
April '24
+74
in 1 channels
Get PRO
March '24
+55
in 2 channels
Get PRO
February '24
+83
in 2 channels
Get PRO
January '24
+508
in 5 channels
Date
Subscriber Growth
Mentions
Channels
08 September+2
07 September+1
06 September0
05 September+3
04 September+3
03 September+2
02 September+3
01 September+3
Channel Posts
🗣️ شاید جالب‌ترین ردیه بر ابن عبدالوهاب از سوی یکی از متحدان سابق او، یعنی ابن‌الامیر صنعانی (که پیش‌تر نیز در فصل دوم به او
+2
🗣️ شاید جالب‌ترین ردیه بر ابن عبدالوهاب از سوی یکی از متحدان سابق او، یعنی ابن‌الامیر صنعانی (که پیش‌تر نیز در فصل دوم به او اشاره شد)، ارائه شده باشد. تقریباً هم‌زمان با ظهور وهابیت در نجد، صنعانی در یمن در حال ترویج برداشتی سلفی از اسلام بود. به دلیل شباهت ماهیت پیام‌های آنان، صنعانی در ابتدا در اشعار و نامه‌های خود از ابن عبدالوهاب و دعوت او حمایت کرد. بااین‌حال، هنگامی که برای او روشن شد ابن عبدالوهاب توده‌های مسلمانان را تکفیر می‌کند و به نام جهاد، خشونت علیه آنان را توجیه می‌کند، صنعانی موضع خود را تغییر داد و شعری سرود که در آن به مردم دربارهٔ او هشدار می‌داد. 🗣️ ابیات زیر از شعر او، برای نشان دادن تغییری که پس از پی بردن به ماهیت افراطی دعوت وهابی در موضع خود ایجاد کرد، اهمیت ویژه‌ای دارند:
من از قصیده‌ای که دربارهٔ نجدی سروده بودم، اعلام برائت می‌کنم، زیرا برای من ثابت شد که او با من هم‌عقیده نیست... شیخ میرباد از سرزمین او نزد ما آمد و تمام آنچه را که او آشکار می‌کند، تأیید کرد؛ و نامه‌هایی را که به دست خود او نوشته شده بود آورد، نامه‌هایی که در آنها آگاهانه و از روی عمد، مردم روی زمین را تکفیر می‌کند... او در ریختن خون هر مسلمانی که نماز می‌گزارد و زکات می‌پردازد و پیمان [اسلام] را نمی‌شکند، با دیگران به رقابت برخاسته است.
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾ 🏳️ @maghalat_e | مقالات علمیه

2
🗣️ صنعانی اشعاری در موضوعات گوناگون سروده است؛ دو قصیدهٔ بلند او دربارهٔ ابن عبدالوهاب است. در قصیدهٔ نخست، صنعانی بر اساس آنچه شنیده بود، اظهار می‌کند که تعالیم و اعمال «نجدی» همان چیزهایی است که خود او ترویج می‌کند. سپس از این فرصت استفاده می‌کند تا دیدگاه‌های خودش را دربارهٔ مسائل اعتقادیِ مورد بحث بیان کند. 🗣️ نکتهٔ قابل توجه دربارهٔ این قصیده آن است که دربارهٔ خود ابن عبدالوهاب مطالب بسیار اندکی دارد؛ ابن عبدالوهاب در واقع انگیزه و مناسبت سرودن قصیده است، نه موضوع اصلی آن. اختلاف و مناقشه بر سر ابن عبدالوهاب بحث را برمی‌انگیزد، اما محتوای اصلی بحث را خود صنعانی فراهم می‌کند و بخش عمدهٔ قصیده به دیدگاه‌های شخصی صنعانی اختصاص دارد. 🗣️ با گذشت سال‌ها، صنعانی اطلاعات بیشتری دربارهٔ اندیشهٔ وهابی به دست آورد و همدلی اولیهٔ او جای خود را به نگرشی بدبینانه‌تر داد. صنعانی گزارش می‌کند که قصیده‌ای که در ستایش ابن عبدالوهاب سروده بود، به‌طور گسترده‌ای دست‌به‌دست شد و به سبب مطالبی که در آن گفته بود، از سوی افراد متعددی در مکه، بصره و مناطق دیگر مورد انتقاد قرار گرفت. 🗣️ پس از مدتی تردید و سردرگمی، یک شیخ وهابی به یمن آمد و دسترسی مستقیم صنعانی را به نوشته‌های ابن عبدالوهاب ــ که از نظر او آثاری تعصب‌آمیز و نابردبارانه بودند ــ فراهم کرد. صنعانی سپس به این نتیجه رسید که ابن عبدالوهاب مردی است که بخشی از شریعت را می‌داند، اما آن را با دقت بررسی نکرده است. همچنین او نزد کسی تحصیل نکرده بود که او را به راه درست هدایت کند، علوم سودمند را به او نشان دهد و فهم آنها را برایش ممکن سازد. در واقع، ابن عبدالوهاب برخی از نوشته‌های ابوالعباس ابن‌تیمیه و شاگرد او ابن قیم جوزیه را خوانده و به شکلی ناشیانه از آنان تقلید کرده بود، با اینکه خود آنان تقلید را ممنوع دانسته بودند. 🗣️ پس از آنکه صنعانی از اقدامات وهابیان آگاه شد، احساس کرد از نظر اخلاقی موظف است خود را از عقاید و اعمال آنان جدا کند. ازاین‌رو قصیدهٔ دومی سرود که آن را با این سخن آغاز می‌کند: «من قصیده‌ای را که دربارهٔ نجدی سروده بودم پس می‌گیرم، زیرا دریافتم که او با آنچه گمان می‌کردم متفاوت است.» 🗣️ سپس به سرزنش ابن عبدالوهاب می‌پردازد و او را به ارتکاب جنایاتی متهم می‌کند که هیچ عذر یا توجیه شرعی و قانونی برای آنها وجود ندارد. از جملهٔ این اعمال هتک‌ حرمت جان و اموال مسلمانان است؛ اموالی که خداوند آنها را مصون و محترم قرار داده است؛ همچنین کشتن مسلمانان، حتی از طریق ترور، و از همه تکان‌دهنده‌تر، متهم کردن تمام جامعهٔ مسلمانان در کشورهای مختلف به کفر. ✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾ 🏳️ @maghalat_e | مقالات علمیه
115
3
🗣️ در هر معنایی از این واژه، صنعانی روشنفکری تحت تعقیب و اصلاح‌گری اجتماعی بود که همواره موفق می‌شد مقامات سیاسی و نیز مراجع فرهنگی را با خود دشمن کند. از همین رو، هنگامی که از فعالیت‌های ضدّ تشکیلات حاکمِ ابن عبدالوهاب و افکار او باخبر شد، نسبت به او و اندیشه‌هایش احساس همدلی کرد. صنعانی چنین می‌پنداشت که مخالفت نهادهای دینی و سیاسی عربستان با ابن عبدالوهاب، ناشی از مخالفت او با تقلید و ترویج اجتهاد است. 🗣️ از آنجا که اینها همان اصولی بودند که خود او نیز سال‌ها از آنها دفاع کرده و به سببشان تحت فشار و آزار قرار گرفته بود، صنعانی همچنین تصور می‌کرد اتهاماتی که علیه ابن عبدالوهاب مطرح شده‌اند، ساخته و پرداختهٔ هواداران متعصب مذاهب فقهی است. احساس اصلی‌ای که صنعانی در این مرحلهٔ نخست ابراز می‌کرد، نوعی آسودگیِ اطمینان‌بخش بود از اینکه سرانجام کسی را یافته است که همان چیزی را موعظه می‌کند که خود او سال‌ها موعظه کرده بود. 🗣️ بااین‌حال، برخلاف برداشت‌های اولیهٔ صنعانی، دیدگاه‌های سیاسی ابن عبدالوهاب به‌هیچ‌وجه رادیکال نبود و دغدغهٔ مسائل اجتماعی و سیاسی اساساً در اندیشهٔ او غایب بود. در مقابل، تعالیم صنعانی دارای مضامین نیرومند اجتماعی و دینی بود. مشارکت سیاسی او از انتقاد غیرمستقیم از نهاد دینی‌ای که با حکومت همکاری می‌کرد، تا انتقاد مستقیم از حاکمان یمن گسترده بود. 🗣️ برای نمونه، صنعانی در یک مورد به امام مهدی عباس بن حسین (حکومت ۱۷۴۸–۱۷۷۵) نامه نوشت و او را به سبب خرید املاک وقفی مورد سرزنش قرار داد؛ اموالی که بنا بر شریعت اسلامی، قابل انتقال و خریدوفروش نیستند. صنعانی در دیوان خود، امام دیگری از صنعا، یعنی المنصور حسین (حکومت ۱۷۲۷–۱۷۴۸)، را به دلیل تبدیل کردن امامت به اسباب‌بازی‌ای در دست قبایل، به تمسخر می‌گیرد. در جای دیگری، او حاکمان یمن را «بندگانی که از حقیقت و هدایت منحرف شده و به سوی ستم و فساد روی آورده‌اند» می‌خواند. صنعانی می‌افزاید که این حاکمان در فساد خود از بدترین پادشاهان نیز فراتر رفته‌اند و اینکه «شیطان با دیدن اعمال آنان با خرسندی به مجادله و استقرار می‌پردازد» ✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾ 🏳️ @maghalat_e | مقالات علمیه
105
4
📌 سیره امام صنعانی ☝ و ماجرای او با محمد بن عبدالوهاب: 📚 Hefner, Robert W., editor. Muslims and Modernity: Culture and Soci+2
📌 سیره امام صنعانی ☝ و ماجرای او با محمد بن عبدالوهاب: 📚 Hefner, Robert W., editor. Muslims and Modernity: Culture and Society since 1800. The New Cambridge History of Islam, vol. 6, Cambridge University Press, 2010. ✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾ 🏳️ @maghalat_e | مقالات علمیه
105
5
مسئله دیگری این بود که در مواردی که در یک ملک اجاره‌ای قتلی رخ می‌داد و قاتل ناشناس بود، آیا مالک ملک باید دیه را بپردازد یا متصرف آن. حقوق حنفی در این زمینه راه‌حل‌های متناقضی ارائه می‌کرد. پرسش‌های بسیاری از این دست مطرح شده بود: «در میخانه‌هایی که کافران آنها را به اجاره در اختیار دارند، قتلی رخ داده و قاتل ناشناس است.» یا اینکه مأموران والیِ سنجاقی با زندانیانی زنجیرشده به روستایی آمدند و آنان را به زور در خانه‌ای اسکان دادند و صاحب خانه را بیرون کردند. شب هنگام، تعدادی از زندانیان در حالی پیدا شدند که به دار آویخته یا کشته شده بودند. اگر معلوم نباشد چه کسی این کار را انجام داده است، چه کسی مسئول پرداخت دیه و قَسامه است؟ طبق نظر امام اعظم، یعنی ابوحنیفه، در چنین مواردی اگر محل مورد نظر ملک خصوصی باشد، مسئولیت پرداخت دیه بر عهده مالک است. اگر ملک متعلق به وقف باشد، این مسئولیت بر عهده وقف خواهد بود. اما به نظر ابویوسف، دیه بر عهده متصرف ملک است. بنابراین، اگر جسدی در مکانی پیدا شود که مهمانی در آن اقامت دارد و قاتل ناشناس باشد، و آن مهمان تنها شخصی باشد که در خانه حضور دارد و مالک در آنجا سکونت نداشته باشد، طبق نظر ابویوسف مالک نه مسئول دیه است و نه مسئول قَسامه. ازاین‌رو، درخواست زیر به آستانه عالی ارائه شد: در مواردی از این دست، هنگامی که مالک ملک هیچ دخالتی در ماجرا نداشته و در جای دیگری به سر می‌برد، عمل کردن مطابق نظر امام اعظم و مسئول دانستن مالک برای پرداخت دیه، موجب کاستی و بی‌مبالاتی در مراقبت متصرفان از ملک می‌شود. اما عمل کردن مطابق نظر ابویوسف و مسئول دانستن متصرفان برای پرداخت دیه، باعث می‌شود آنان مراقبت و محافظت بیشتری از محل به عمل آورند و در نگهبانی از آن کوشاتر باشند؛ و از این جهت، این نظر برای جلوگیری از وقوع اعمال خلاف مناسب‌تر دانسته می‌شود. یادداشتی که بر این دادخواست ثبت شده است، بیان می‌کند که در این باره فرمانی صادر شد که به قاضیان دستور می‌داد مطابق نظر ابویوسف عمل کنند. این فرمان در ربیع‌الاول سال ۹۵۷ / فوریه–مارس ۱۵۵۰ صادر شد. در این دادخواست‌ها، همانند اظهارات او درباره نظام زمین‌داری و مالیات‌گیری، ابوالسعود در حال گسترش دادن اقتدار سلطان به جزئیات حقوقی است؛ جزئیاتی که برخی از فقها ممکن بود آنها را خارج از حوزه اختیار قدرت دنیوی بدانند. بااین‌حال، ابوالسعود می‌توانست این اقدام را با این ادعا توجیه کند که سلطان، به عنوان خلیفه، دیگر صرفاً دارای اقتدار دنیوی نیست. افزون بر این، او از اقتدار سلطان برای هدفی بسیار مشخص استفاده می‌کند: منطقی‌تر و منسجم‌تر کردن نظام حقوقی. ✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾ 🏳️ @maghalat_e | مقالات علمیه
171
6
📌 استفاده از اتوریته دینی خلیفه برای تنفیذ ملاحظات عملگرایانه فقهی در چارچوب اختلاف مذاهب: میراث شیخ الاسلام ابوسعود افندی ☝+2
📌 استفاده از اتوریته دینی خلیفه برای تنفیذ ملاحظات عملگرایانه فقهی در چارچوب اختلاف مذاهب: میراث شیخ الاسلام ابوسعود افندی ☝ 📚 Arabi, Oussama, David S. Powers, and Susan A. Spectorsky, editors. Islamic Legal Thought: A Compendium of Muslim Jurists. Brill, 2013. Studies in Islamic Law and Society, vol. 36 ✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾ 🏳️ @maghalat_e | مقالات علمیه
161
7
🗣️ با وجود این، ما دربارهٔ محتوای دقیق کتاب «الردّ علی النعمان» اثر حُمَیدی در تاریکی باقی می‌مانیم؛ بااین‌حال، در متون دیگر نشانه‌هایی از سهم حُمَیدی در گفتمان‌های بدعت‌گذاری علیه ابوحنیفه دیده می‌شود. نخستین نشانه از اثر شاگرد وفادار حُمَیدی، یعنی فسوی، به دست می‌آید. صحنهٔ این گزارش زادگاه حُمَیدی، یعنی مکه، است. 🗣️ در این گزارش می‌خوانیم که ابوحنیفه در مسجدالحرام بود که شخصی از او دربارهٔ مردی پرسید که می‌گوید: «گواهی می‌دهم که کعبه حق است، اما نمی‌دانم آیا همین کعبه است یا نه» (اشهد أن الکعبة حق ولا أدری هی هذه أم لا). ابوحنیفه در پاسخ به این پرسش فرضی گفت: «چنین شخصی مؤمنی حقیقی است» (مؤمن حق).  سپس از ابوحنیفه دربارهٔ مردی پرسیدند که می‌گوید: «گواهی می‌دهم که محمد بن عبدالله پیامبر است، اما نمی‌دانم آیا او همان کسی است که پیکرش در مدینه قرار دارد یا نه» (اشهد أن محمد بن عبدالله نبی ولکن لا أدری هو الذی قبره بالمدینة أم لا). ابوحنیفه همان پاسخ را داد: «کسی که چنین سخنی بگوید مؤمن حقیقی است.» 🗣️ به نظر می‌رسد خبر این ماجرا به‌سرعت در میان ساکنان حجاز منتشر شد. هنگامی که حُمَیدی از این ماجرا آگاه شد، اعلام کرد: «هرکس چنین عقیده‌ای داشته باشد، کافر شده است» (ومن قال هذا فقد کفر). این گزارش به مجموعه‌ای خاص از گزارش‌ها تعلق دارد که در آنها ابوحنیفه به سبب بیان مطالبی که مخالفانش آنها را سخنان پوچ و منحرف می‌دانستند، بدعت‌گذار یا منحرف از دین معرفی شده است. 🗣️ تعیین منشأ اولیهٔ پرسش‌هایی از این دست دشوار است. می‌دانیم که ابوحنیفه و شاگردانش در برابر مسلمانان جدیدی که در مناطق شرقی امپراتوری اسلامی زندگی می‌کردند، راه‌حل‌هایی سازگارکننده و تسهیل‌کننده ارائه می‌کردند؛ و همین رویکردها خشم سنت‌گرایانِ پیشاپیشِ سنی‌گرا (proto-Sunni traditionalists) را برمی‌انگیخت. 🗣️ بنابراین می‌توان تصور کرد که مسلمانان جدید در مناطق دورافتادهٔ امپراتوری، که پیش از آن تجربه یا شناختی از خاستگاه حجازِ اسلام نداشتند و با زندگی‌نامهٔ پیامبر بنیان‌گذار آن آشنایی عمیقی نداشتند، ممکن بود ناآگاهی خود را دربارهٔ برخی ابتدایی‌ترین واقعیات دین ابراز کنند. بااین‌حال، ابوحنیفه و پیروانش حاضر نبودند چنین افرادی را از مرزهای ایمان خارج کنند. در مقابل، سنت‌گرایانِ پیشاسنی، مانند حُمَیدی، هیچ همدلی‌ای با چنین اظهارهای ناآگاهانه‌ای نشان نمی‌دادند و در نسبت دادن عنوان «کفر» به هرکس که حاضر بود چنین سخنانی را مطرح کند، تردیدی نداشتند. ✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾ 🏳️ @maghalat_e | مقالات علمیه
344
8
🗣️ با وجود این، ما دربارهٔ محتوای دقیق کتاب «الردّ علی النعمان» اثر حُمَیدی در تاریکی باقی می‌مانیم؛ بااین‌حال، در متون دیگر نشانه‌هایی از سهم حُمَیدی در گفتمان‌های بدعت‌گذاری علیه ابوحنیفه دیده می‌شود. نخستین نشانه از اثر شاگرد وفادار حُمَیدی، یعنی فسوی، به دست می‌آید. صحنهٔ این گزارش زادگاه حُمَیدی، یعنی مکه، است. 🗣️ در این گزارش می‌خوانیم که ابوحنیفه در مسجدالحرام بود که شخصی از او دربارهٔ مردی پرسید که می‌گوید: «گواهی می‌دهم که کعبه حق است، اما نمی‌دانم آیا همین کعبه است یا نه» (اشهد أن الکعبة حق ولا أدری هی هذه أم لا). ابوحنیفه در پاسخ به این پرسش فرضی گفت: «چنین شخصی مؤمنی حقیقی است» (مؤمن حق).  سپس از ابوحنیفه دربارهٔ مردی پرسیدند که می‌گوید: «گواهی می‌دهم که محمد بن عبدالله پیامبر است، اما نمی‌دانم آیا او همان کسی است که پیکرش در مدینه قرار دارد یا نه» (اشهد أن محمد بن عبدالله نبی ولکن لا أدری هو الذی قبره بالمدینة أم لا). ابوحنیفه همان پاسخ را داد: «کسی که چنین سخنی بگوید مؤمن حقیقی است.» 🗣️ به نظر می‌رسد خبر این ماجرا به‌سرعت در میان ساکنان حجاز منتشر شد. هنگامی که حُمَیدی از این ماجرا آگاه شد، اعلام کرد: «هرکس چنین عقیده‌ای داشته باشد، کافر شده است» (ومن قال هذا فقد کفر). این گزارش به مجموعه‌ای خاص از گزارش‌ها تعلق دارد که در آنها ابوحنیفه به سبب بیان مطالبی که مخالفانش آنها را سخنان پوچ و منحرف می‌دانستند، بدعت‌گذار یا منحرف از دین معرفی شده است. 🗣️ تعیین منشأ اولیهٔ پرسش‌هایی از این دست دشوار است. می‌دانیم که ابوحنیفه و شاگردانش در برابر مسلمانان جدیدی که در مناطق شرقی امپراتوری اسلامی زندگی می‌کردند، راه‌حل‌هایی سازگارکننده و تسهیل‌کننده ارائه می‌کردند؛ و همین رویکردها خشم سنت‌گرایانِ پیشاپیشِ سنی‌گرا (proto-Sunni traditionalists) را برمی‌انگیخت. 🗣️ بنابراین می‌توان تصور کرد که مسلمانان جدید در مناطق دورافتادهٔ امپراتوری، که پیش از آن تجربه یا شناختی از خاستگاه حجازِ اسلام نداشتند و با زندگی‌نامهٔ پیامبر بنیان‌گذار آن آشنایی عمیقی نداشتند، ممکن بود ناآگاهی خود را دربارهٔ برخی ابتدایی‌ترین واقعیات دین ابراز کنند. بااین‌حال، ابوحنیفه و پیروانش حاضر نبودند چنین افرادی را از مرزهای ایمان خارج کنند. در مقابل، سنت‌گرایانِ پیشاسنی، مانند حُمَیدی، هیچ همدلی‌ای با چنین اظهارهای ناآگاهانه‌ای نشان نمی‌دادند و در نسبت دادن عنوان «کفر» به هرکس که حاضر بود چنین سخنانی را مطرح کند، تردیدی نداشتند. ✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾ 🏳️ @maghalat_e | مقالات علمیه
1
9
📌 اهمیت اجتهاد جمعی در سیاق‌های ملی و تفاوت درک ملل اسلامی از اصول ارتدوکسی: نمونه‌ای از قرن دوم. 📚 Khan, Ahmad. Heresy and+2
📌 اهمیت اجتهاد جمعی در سیاق‌های ملی و تفاوت درک ملل اسلامی از اصول ارتدوکسی: نمونه‌ای از قرن دوم. 📚 Khan, Ahmad. Heresy and the Formation of Medieval Islamic Orthodoxy: The Making of Sunnism, from the Eighth to the Eleventh Centuries. Cambridge University Press, 2023. ✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾ 🏳️ @maghalat_e | مقالات علمیه
293
10
از معاذ بن جبل روایت شده است که رسول خدا ﷺ فرمود: «هر کس ماه رمضان را روزه بگیرد، نمازهای واجب را به‌جا آورد و حج خانهٔ خدا را انجام دهد بر خدا حقّی است که او را بیامرزد، خواه در راه خدا هجرت کرده باشد، یا در سرزمینی که در آن متولد شده است مانده باشد.» معاذ گفت: «آیا این را به مردم خبر ندهم؟» رسول خدا ﷺ فرمود: «مردم را بگذار تا عمل کنند؛ زیرا در بهشت صد درجه وجود دارد و فاصلهٔ میان هر دو درجه مانند فاصلهٔ میان آسمان و زمین است. فردوس، بلندترین و والاترین بهشت است، و بالای آن عرشِ رحمان قرار دارد. از آنجا نهرهای بهشت جاری می‌شوند. پس هنگامی که از خدا درخواست می‌کنید، فردوس را از او بخواهید.» 📚 سنن ترمذی ح ۲۵۳۰ ✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾ 🏳️ @maghalat_e | مقالات علمیه
339
11
🗣️ با وجود این، ما دربارهٔ محتوای دقیق کتاب «الردّ علی النعمان» اثر حُمَیدی در تاریکی باقی می‌مانیم؛ بااین‌حال، در متون دیگر نشانه‌هایی از سهم حُمَیدی در گفتمان‌های بدعت‌گذاری علیه ابوحنیفه دیده می‌شود. نخستین نشانه از اثر شاگرد وفادار حُمَیدی، یعنی فسوی، به دست می‌آید. صحنهٔ این گزارش زادگاه حُمَیدی، یعنی مکه، است. 🗣️ در این گزارش می‌خوانیم که ابوحنیفه در مسجدالحرام بود که شخصی از او دربارهٔ مردی پرسید که می‌گوید: «گواهی می‌دهم که کعبه حق است، اما نمی‌دانم آیا همین کعبه است یا نه» (اشهد أن الکعبة حق ولا أدری هی هذه أم لا). ابوحنیفه در پاسخ به این پرسش فرضی گفت: «چنین شخصی مؤمنی حقیقی است» (مؤمن حق).  سپس از ابوحنیفه دربارهٔ مردی پرسیدند که می‌گوید: «گواهی می‌دهم که محمد بن عبدالله پیامبر است، اما نمی‌دانم آیا او همان کسی است که پیکرش در مدینه قرار دارد یا نه» (اشهد أن محمد بن عبدالله نبی ولکن لا أدری هو الذی قبره بالمدینة أم لا). ابوحنیفه همان پاسخ را داد: «کسی که چنین سخنی بگوید مؤمن حقیقی است.» 🗣️ به نظر می‌رسد خبر این ماجرا به‌سرعت در میان ساکنان حجاز منتشر شد. هنگامی که حُمَیدی از این ماجرا آگاه شد، اعلام کرد: «هرکس چنین عقیده‌ای داشته باشد، کافر شده است» (ومن قال هذا فقد کفر). این گزارش به مجموعه‌ای خاص از گزارش‌ها تعلق دارد که در آنها ابوحنیفه به سبب بیان مطالبی که مخالفانش آنها را سخنان پوچ و منحرف می‌دانستند، بدعت‌گذار یا منحرف از دین معرفی شده است. 🗣️ تعیین منشأ اولیهٔ پرسش‌هایی از این دست دشوار است. می‌دانیم که ابوحنیفه و شاگردانش در برابر مسلمانان جدیدی که در مناطق شرقی امپراتوری اسلامی زندگی می‌کردند، راه‌حل‌هایی سازگارکننده و تسهیل‌کننده ارائه می‌کردند؛ و همین رویکردها خشم سنت‌گرایانِ پیشاپیشِ سنی‌گرا (proto-Sunni traditionalists) را برمی‌انگیخت. 🗣️ بنابراین می‌توان تصور کرد که مسلمانان جدید در مناطق دورافتادهٔ امپراتوری، که پیش از آن تجربه یا شناختی از خاستگاه حجازِ اسلام نداشتند و با زندگی‌نامهٔ پیامبر بنیان‌گذار آن آشنایی عمیقی نداشتند، ممکن بود ناآگاهی خود را دربارهٔ برخی ابتدایی‌ترین واقعیات دین ابراز کنند. بااین‌حال، ابوحنیفه و پیروانش حاضر نبودند چنین افرادی را از مرزهای ایمان خارج کنند. در مقابل، سنت‌گرایانِ پیشاسنی، مانند حُمَیدی، هیچ همدلی‌ای با چنین اظهارهای ناآگاهانه‌ای نشان نمی‌دادند و در نسبت دادن عنوان «کفر» به هرکس که حاضر بود چنین سخنانی را مطرح کند، تردیدی نداشتند. ✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾ 🏳️ @maghalat_e | مقالات علمیه
1
12
📌 اهمیت اجتهاد جمعی در سیاق‌های ملی و تفاوت درک ملل اسلامی از اصول ارتدوکسی: نمونه‌ای از قرن دوم. 📚 Khan, Ahmad. Heresy and+2
📌 اهمیت اجتهاد جمعی در سیاق‌های ملی و تفاوت درک ملل اسلامی از اصول ارتدوکسی: نمونه‌ای از قرن دوم. 📚 Khan, Ahmad. Heresy and the Formation of Medieval Islamic Orthodoxy: The Making of Sunnism, from the Eighth to the Eleventh Centuries. Cambridge University Press, 2023. ✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾ 🏳️ @maghalat_e | مقالات علمیه
1
13
No text...
66
14
❓ آیا تا حالا درباره جنبش مهاجر ستیز «Know Nothing» در آمریکای قرن نوزدهم چیزی شنیده بودید؟ 🗣️ این جنبش که در اوایل دههٔ ۱۸۴
❓ آیا تا حالا درباره جنبش مهاجر ستیز «Know Nothing» در آمریکای قرن نوزدهم چیزی شنیده بودید؟ 🗣️ این جنبش که در اوایل دههٔ ۱۸۴۰ شکل گرفت و در دههٔ ۱۸۵۰ محبوبیت یافت، واکنشی بود به ورود گستردهٔ مهاجران آلمانی و ایرلندی به ایالات متحده. طرفداران آن، این تازه‌واردان را نوعی «تهاجم خارجی» می‌دیدند که تهدیدی برای تأثیرگذاری بر سیاست و دین به شمار می‌رفت. آنان خواستار محدود کردن مهاجرت و اعطای تابعیت بودند و از ترس‌های سفیدپوستانِ متولد آمریکا نسبت به بیگانگان بهره می‌بردند. 🗣️ اعضای افراطی‌تر این جنبش ادعا می‌کردند که مهاجران کاتولیک جدید به تحت سلطه درآمدن آمریکا تحت اقتدار پاپ کمک خواهند کرد. این جنبش در قالب باشگاه‌های اجتماعی و محافل سیاسی گوناگون در سراسر کشور سازمان یافت و برای جذب هوادار به آرمان خود، به تولید تبلیغات و مطالب پروپاگاندایی پرداخت. حزب «Know Nothing» که با نام‌های حزب آمریکایی (American Party) و حزب بومی‌گرایان (Native American Party) نیز شناخته می‌شد، بازوی سیاسی این جنبش بود. 🗣️ تا سال ۱۸۵۶، این حزب به اندازه‌ای قدرت گرفته بود که با یک برنامهٔ انتخاباتی کاملاً متمرکز بر متوقف کردن مهاجرت به ایالات متحده و محدود کردن و به حاشیه راندن کاتولیسیسم وارد رقابت ریاست‌جمهوری شد. رئیس‌جمهور پیشین، میلارد فیلمور، به‌عنوان نامزد آنان برای دومین دورهٔ ریاست‌جمهوری که متوالی نبود، شرکت کرد. فیلمور تنها ۸ رأی الکترال به دست آورد، اما ۲۱ درصد آرای عمومی را کسب کرد. ‼️ لطفا از تاریخ درس بگیرید! 📚 “Know-Nothing Party, 1856.” Digital Public Library of America, https://dp.la/exhibitions/outsiders-president-elections/anti-outsider-platforms/know-nothing-party-1856?item=2098. Accessed 31 Aug. 2026. #meme ✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾ 🏳️ @maghalat_e | مقالات علمیه
370
15
❓ آیا تا حالا درباره جنبش مهاجر ستیز «Know Nothing» در آمریکای قرن نوزدهم چیزی شنیده بودید؟ 🗣️ این جنبش که در اوایل دههٔ ۱۸۴
❓ آیا تا حالا درباره جنبش مهاجر ستیز «Know Nothing» در آمریکای قرن نوزدهم چیزی شنیده بودید؟ 🗣️ این جنبش که در اوایل دههٔ ۱۸۴۰ شکل گرفت و در دههٔ ۱۸۵۰ محبوبیت یافت، واکنشی بود به ورود گستردهٔ مهاجران آلمانی و ایرلندی به ایالات متحده. طرفداران آن، این تازه‌واردان را نوعی «تهاجم خارجی» می‌دیدند که تهدیدی برای تأثیرگذاری بر سیاست و دین به شمار می‌رفت. آنان خواستار محدود کردن مهاجرت و اعطای تابعیت بودند و از ترس‌های سفیدپوستانِ متولد آمریکا نسبت به بیگانگان بهره می‌بردند. 🗣️ اعضای افراطی‌تر این جنبش ادعا می‌کردند که مهاجران کاتولیک جدید به تحت سلطه درآمدن آمریکا تحت اقتدار پاپ کمک خواهند کرد. این جنبش در قالب باشگاه‌های اجتماعی و محافل سیاسی گوناگون در سراسر کشور سازمان یافت و برای جذب هوادار به آرمان خود، به تولید تبلیغات و مطالب پروپاگاندایی پرداخت. حزب «Know Nothing» که با نام‌های حزب آمریکایی (American Party) و حزب بومی‌گرایان (Native American Party) نیز شناخته می‌شد، بازوی سیاسی این جنبش بود. 🗣️ تا سال ۱۸۵۶، این حزب به اندازه‌ای قدرت گرفته بود که با یک برنامهٔ انتخاباتی کاملاً متمرکز بر متوقف کردن مهاجرت به ایالات متحده و محدود کردن و به حاشیه راندن کاتولیسیسم وارد رقابت ریاست‌جمهوری شد. رئیس‌جمهور پیشین، میلارد فیلمور، به‌عنوان نامزد آنان برای دومین دورهٔ ریاست‌جمهوری که متوالی نبود، شرکت کرد. فیلمور تنها ۸ رأی الکترال به دست آورد، اما ۲۱ درصد آرای عمومی را کسب کرد. ‼️ لطفا از تاریخ درس بگیرید! 📚 “Know-Nothing Party, 1856.” Digital Public Library of America, https://dp.la/exhibitions/outsiders-president-elections/anti-outsider-platforms/know-nothing-party-1856?item=2098. Accessed 31 Aug. 2026. #meme ✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾ 🏳️ @maghalat_e | مقالات علمیه
1
16
احساس بهبهانی بعد اینکه از قیاس برای تعریف قیاس استفاده کرد:
احساس بهبهانی بعد اینکه از قیاس برای تعریف قیاس استفاده کرد:
538
17
No text...
4
18
+1
No text...
515
19
این مساله در همه تاریخ بوده 😵‍💫
این مساله در همه تاریخ بوده 😵‍💫
442
20
⚔ وحید بهبهانی، مجدد مکتب اصولی و یوسف بحرانی، فقیه اخباری بزرگ عتبات سالها درگیر مناظره با همدیگه بودند. حتی بهبهانی نماز پش+1
⚔ وحید بهبهانی، مجدد مکتب اصولی و یوسف بحرانی، فقیه اخباری بزرگ عتبات سالها درگیر مناظره با همدیگه بودند. حتی بهبهانی نماز پشت سر بحرانی رو باطل میدونست چون گویا از نظرش بحرانی و کلا اخباریان عدالت لازم رو نداشتند! درباره یک واقعه این زمان که نشون دهنده عمق رقابت این دو نفره میخونیم: شبی بحرانی و بهبهانی را در صحن حرم امام حسین در کربلا در حال بحث و جدل دیدند. چون متولیان می‌خواستند حرم را ببندند، آن دو عالم بحث خود را به صحن بیرونی منتقل کردند. سرانجام آنجا نیز باید بسته می‌شد و آنان ناچار شدند به خیابان بروند. هنگامی که متولیان صبح روز بعد بازگشتند، دیدند که آن دو عالم همچنان مشغول بحث هستند. با فرارسیدن وقت نماز صبح، نمازگزاران در حرم گرد آمدند و بحرانی برای اقامه نماز پیش رفت. بهبهانی عبای خود را در صحن پهن کرد و همان‌جا نماز خواند و ظاهراً از پیوستن به نمازگزاران در حرم خودداری کرد. با اینهمه هنگام مرگ بحرانی در وصیتش درخواست کرد که بهبهانی بر پیکرش نماز بخونه و بهبهانی هم اینکارو کرد. 🫡 📚 Arabi, Oussama, David S. Powers, and Susan A. Spectorsky, editors. Islamic Legal Thought: A Compendium of Muslim Jurists. Brill, 2013. Studies in Islamic Law and Society, vol. 36
429