آکادمی معلمان افغانستان
Open in Telegram
به آکادمی معلمان افغانستان خوش آمدید. این گروه با هدف توانمندسازی معلمان، مدیران مکاتب، دانشجویان رشته تعلیم و تربیه و همه علاقهمندان به آموزش ایجاد شده است. ارتباط مستقیم👇 @mnzamany تماس: 0798910911
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
411
Subscribers
+224 hours
+257 days
+13230 days
Posts Archive
https://youtube.com/shorts/oKCKSVmpJis?si=HbrJO-NykY513yTm
پنج دلیل عمده ی که دانش آموزان کارخانگی را نمی کنند!
یک آموزش #مفید و #موثر
از کجا شروع و چگونه به پایان می رسد؟
برای دیدن مکمل بحث به لینک زیر مراجعه شود:
https://youtu.be/JhoWBwINo3A?si=FUgi4MSOs5byHi_T
📚 چرا بعضی معلمان، بعد از سالها تدریس، دیگر شوق روزهای اول را ندارند؟
پارکر پالمر در کتاب: شجاعت برای آموزش دادن به یک پرسش عمیق میپردازد: تدریس خوب فقط به تکنیک وابسته است، یا به هویت و قلب معلم؟
این کتاب دربارهی بازگشت معلم به خودش، رسالتش، دانشآموزانش و معنای واقعی معلمی است.
اگر معلم هستید، شاید این کتاب چیزی را در شما دوباره زنده کند. 📖
📥 خلاصهی فارسی این کتاب که توسط هوش مصنوعی انجام شده است را در صفحه تلگرام اکادمی معلمان افغانستان بارگذاری کردم، آماده دانلود است.
برای دریافت خلاصه، وارد لینک زیر شوید.
🔗 لینک دانلود: https://t.me/mnzpracticalmanagement
یک سؤال از شما:
هنوز میدانید چرا معلم شدید؟
#شجاعت_برای_آموزش_دادن
#پارکر_پالمر
#معلم
#آموزش
#اکادمی_معلمان_افغانستان
۱۸ سنبله ۱۴۰۵
کنجکاو شدم و نزدیک رفتم.
گفت:
امشب پسرم مهمانی میرود. رفتم بازار برایش یک جوره بوت و یک واسکت خریدم. گفتم وقتی از مکتب رخصت شد، دیگر دیر میشود و شاید نتوانم برایش بخرم. پسر کفشها را پوشید؛ تنگ بود. واسکت را هم پوشید؛ آن هم تنگ بود.
پدر لبخند زد و گفت:
خیر است بچیم، اگر تنگ است مشکل ندارد؛ میروم دوباره تبدیلش میکنم. به لباسهای خود پدر نگاه کردم؛ کفش و واسکتی که خودش پوشیده بود، ساده و معمولی بود. اما برای پسرش، دلش میخواست کفش نو بپوشد و با لباس نو و باعزت به مهمانی برود. همانجا به این فکر کردم که پدرها گاهی تمام زندگیشان را ساده میگیرند تا فرزندانشان کمی بهتر زندگی کنند.
و حالا روی دیگر این قصه، پسرها و دخترها هستند. در برابر این همه زحمت، چه چیزی برای پدر و مادر خود داریم؟ شاید بهترین پاسخ، همیشه پول و هدیه نباشد؛ خوب درس خواندن، انتخاب دوست خوب، درست رفتار کردن، بهجا رفتن و بهجا نشستن و داشتن یک رابطهٔ خوب با پدر و مادر، گاهی بزرگترین هدیهای است که میتوانیم به آنان بدهیم.
تا یک روز پدر با خودش بگوید:
ارزش داشت؛ تمام زحمتهایم برای همین روز و لحظه بود.
#قصههای_مکتب
#پدر
#محبت_پدرانه
#تربیت_فرزند
#دانشآموز
#تعلیم_و_تربیه
۱۸ سنبله ۱۴۰۵
#قصههای_مکتب
پدری که دلش میخواست پسرش باعزت برود
از دفترم برآمدم که به دهلیزها و صنفها سر بزنم. زیر سایبان حویلی، چشمم به یکی از پدرهای همیشههمراه مکتب افتاد؛ پدری از خانوادهای متوسط که برای تأمین زندگی، در کنار سرک آبمیوه میفروشد و با همهٔ سختیها، چند فرزندش را به مکتب خصوصی میفرستد.
ادای احترام کردم و رفتم سراغ صنفها. حدود یک ساعت بعد که برگشتم، دیدم هنوز زیر همان سایبان نشسته است. بعدتر از کلکین دفتر نگاهم به ایشان افتاد؛ پسرش هم کنارش ایستاده بود.
کنجکاو شدم و نزدیک رفتم.
📚 اولین مسابقهٔ کتابخوانی ویژهٔ معلمان
معلم، فقط آموزگار نیست؛ معمار اندیشه و سازندهٔ آیندهٔ جامعه است.
هیچ جامعهای به رشد، بالندگی و پاسداری از ارزشهای انسانی دست نمییابد، مگر آنکه معلمان آگاه، دانا، توانمند و آموزشدیده، نسل آیندهٔ آن را تربیت و رهبری کنند.
آنچه امروز در مکتبها و مراکز آموزشی آموزش داده میشود، فردای جامعه را میسازد؛ و بیتردید، بخش بزرگی از پیشرفت علمی، فرهنگی و انسانی هر جامعه، حاصل تلاش و نقش ارزشمند معلمان آن جامعه است.
کتابخوانی، یکی از راههای ماندگار رشد حرفهای معلم است.
از همین رو، با افتخار در کنار همکاران گرامی، اولین مسابقهٔ کتابخوانی ویژهٔ معلمان را برگزار میکنیم؛ فرصتی برای مطالعه، یادگیری، اندیشیدن، رقابت سالم و تقویت ظرفیتهای حرفهای معلمان مکاتب خصوصی، دولتی، مدارس و مراکز آموزشی.
باشد که این مسابقه، هرچند گامی کوچک، آغازی برای یک حرکت بزرگ در مسیر ترویج فرهنگ مطالعه و رشد حرفهای معلمان باشد.
📖 معلمِ امروز اگر بیشتر بخواند، فردای دانشآموزان روشنتر خواهد بود.
با احترام
کمیتهٔ برگزاری اولین مسابقهٔ کتابخوانی ویژهٔ معلمان
۱۷ سنبله ۱۴۰۵
هر روز
تلاش میکنیم چه نسخهای از خودمان را در ذهن خود تمرین کنیم؟!
🌿معلم زمانی🌱نسل نو، نگاه نو
