آن
Open in Telegram
http://t.me/HidenChat_Bot?start=1178400482
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
68
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
68
من اگه قاتل بودم، امشب حتما یکی میکشتم؛ از کسی عصبانی یا خشمگین نیستما، فقط حس میکنم به شکل بالقوه یک قاتل زنجیرهای هستم.
68
داستان غمانگیزیه؛ هر روز خستهتر از دیروز، بدون اینکه بخوای به زندگی ادامه میدی درحالی که عاجزانه دلت یه پایان میخواد، پایان زندگی.
68
آسمون یجوری خوفناک ابریه که انگار وسط یه سریال درام آخرالزمانی گیر افتادیم و الان، آرامش قبل از طوفانه.
68
یه جوری ۲۰ روزه ویروس و بیماری توی ریههام خونه کرده که دلم میخواد مثل دختر بچهی چهارساله بشینم و گریه کنم! بسه دیگه، خستم):
68
از سر و صدای اضافی و بیمورد که صرفا آلودگی صوتیِ آدماست و هیچ فایدهای نداره بدم میآد، برام نفرت انگیز و منزجر کننده است یکی صحبتهای عادیش رو با تنِ صدای بالا ادا کنه.
68
مهمترین نیروی محرکه واسه تلاش کردن و زندگی کردن، داشتنِ "اشتیاقه"؛
اشتیاق مثل جادویی میمونه که دلت رو روشن نگه میداره تا به حرکت ادامه بدی و خاموش نشی.
خیلی صادقانه و بیتظاهر میگم؛ نمیدونم چرا تو هیچ نقطهای از زندگیم اشتیاقی به ادامه دادن نداشتم.
68
Repost from ندانستم
این وسط بعضی آدما ذاتا غمگین به دنیا میان. نه به صورت فیلمی و نه از روی تظاهر، واقعا از درون غمگینن. اونموقع که همه تو صف پر کردن ظرف شادی و نشاط بودن اونا افتاده بودن تو دیگِ غم. به اینجور آدما نمیشه گفت شاد باش بابا و اَه چقدر غمگینی، ذاتا اینمدلیان و جور دیگهای باید پذیرفتشون.
