02:08
Open in Telegram
865
Subscribers
No data24 hours
+37 days
+330 days
Posts Archive
865
هنوز اون شب رو یادمه. هنوز اون امیدی که داشتم که گل بزنیم رو یادمه. هنوز اون فریادهای خوشحالی ای که توی حیاط ساعت یک شب میزدم رو یادمه. هنوز پریدن توی بغل داداشم رو یادمه.
و خب چشمام خیس شد با یادآوریشون.
کی گفته پسرا احساس ندارن؟
کاش زمان متوقف میشد. همه رفتن.
865
خیلی رفتار زشتیه که وارد فوتبال میشید و همه رو عاشق خودتون میکنید و یهویی میگید خب بسه دیگه این بازی، بازی آخرمه و خداحافظ.
