پژاره.
Open in Telegram
- پَژاره؛ به زبان لَکی یعنی دلتنگی شبانه. از تَبارِ بغضهایِ نجیب.
Show more293
Subscribers
-424 hours
+347 days
+2730 days
Posts Archive
293
Repost from 𝐌𝐚𝐯𝐢|ناگفته
نمیدونم ولی انگار اون دختر کوچولوی درونم بزرگ شده، منطقی شده، سرد شده، بیذوق و بیاحساس شده طوری که خودمم اصلا نمیشناسمش و بهش عادت ندارم.
293
- متأسفانه روانم دیگه یاری نمیکنه که صبوری کنم، تذکر بدم، یادآوری کنم یا حتی قهر کنم تا شاید باهام درست رفتار بشه. دیگه نه حوصلهی توضیح دادن دارم، نه انرژیِ فرصت دوباره دادن؛ فقط حذف میکنم.
293
- فکر میکردم دیدن دربی بتونه کمی منو از این اوضاع بیرون بکشه؛ از غمِ زندگی، از غمِ ایران، از این روزهای سنگین. اما افسوس و صد افسوس که دیگه حتی چیزهایی که قبلاً پناه بودن هم اثر ندارن.
293
Repost from _selenophile
عذرخواهی برای زمانیه که سهوا اشتباهی کردی، ولی وقتی بعد از اینکه دستت رو شد معذرت میخوای یعنی اینکه من اون موقع حواسم به خودم و حالم بود و به تو فکر نمیکردم، ولی الان معذرت میخوام که تو فهمیدی.
293
Repost from «یـادگـاریهـایزنـدگـی»
کتاب میخونم چون اعتماد کردن به آدمهای خیالی رو به واقعیت ترجیح میدم.
293
Repost from آنجا که آسمانم اَبری نیست.
این چالش برای ترویج سمفونیهای موردعلاقهام از استاد بزرگ، ایلیچ چایکوفسکی هست. شما بابونههای من لطف کنید این پیام و نوشتهی من رو توی چنل خودتون فوروارد کنید، تا من هم با توجه به احساساتی که از شما میگیرم و دیدن لونههای بانمکتون سمفونی یا ارکسترای اختصاصیتونو براتون بفرستم⭐️.
293
- نوشته بود: چون آدم خوبی هستی، بعضی وقتا آدما باهات بدرفتاری میکنن، چون تو انعکاسی چیزی هستی که خودشون نمیتونن باشن. واقعاً حرف عمیقیه.
293
کشتهای در پای خود دیدی؛ یقین کردی منم
سایهای بر خاک مهمان شد، گمان کردم تویی
- فاضل نظری.
293
باد پیراهن کشید از دستِ گلها ناگهان
عطرِ نیلوفر فراوان شد، گمان کردم تویی
چون گلی در باغ، پیراهن دریدم در غمت
غنچهای سر در گریبان شد، گمان کردم تویی
293
ای نسیمِ بی قرارِ روزهای عاشقی
هرکجا زلفی پریشان شد، گمان کردم تویی
سایهی زلفِ کسی چون ابر بر دوزخ گذشت
آتشی دیگر گلستان شد، گمان کردم تویی
