en
Feedback
پژاره.

پژاره.

Open in Telegram

- پَژاره؛ به زبان لَکی یعنی دلتنگی شبانه. از تَبارِ بغض‌هایِ نجیب.

Show more
293
Subscribers
-424 hours
+347 days
+2730 days
Posts Archive
- ‏از دور قوی و بی‌ نیاز بود اما از نزدیک، صرفاً بی‌ پناه و مجبور.

نمیدونم ولی انگار اون دختر کوچولوی درونم بزرگ شده، منطقی شده، سرد شده، بی‌ذوق و بی‌احساس شده طوری که خودمم اصلا نمیشناسمش و بهش عادت ندارم.

علیرضا قربانی. گلهای باران خورده.mp39.37 MB

بچه‌ها آهنگ گریه دار ندارم. :( شما دارید؟

- متأسفانه روانم دیگه یاری نمی‌کنه که صبوری کنم، تذکر بدم، یادآوری کنم یا حتی قهر کنم تا شاید باهام درست رفتار بشه. دیگه نه حوصله‌ی توضیح دادن دارم، نه انرژیِ فرصت دوباره دادن؛ فقط حذف می‌کنم.

- فکر می‌کردم دیدن دربی بتونه کمی منو از این اوضاع بیرون بکشه؛ از غمِ زندگی، از غمِ ایران، از این روزهای سنگین. اما افسوس و صد افسوس که دیگه حتی چیزهایی که قبلاً پناه بودن هم اثر ندارن.

Repost from _selenophile
عذرخواهی برای زمانیه که سهوا اشتباهی کردی، ولی وقتی بعد از اینکه دستت رو شد معذرت می‌خوای یعنی اینکه من اون موقع حواسم به خودم و حالم بود و به تو فکر نمی‌کردم، ولی الان معذرت می‌خوام که تو فهمیدی.

Repost from غولِ ریز
ببخشید اما وقتی خواستید به آدمی فرصت دوباره بدین، یکی محکم بخوابونید زیر گوشتون.

کتاب می‌خونم چون اعتماد کردن به آدم‌های خیالی رو به واقعیت ترجیح می‌دم‌.

بچه‌ها طرفدار کدومین؟ استقلال❤️ پرسپولیس👎

-برای نجات سلامت روانتون، باید فقط به اندازه‌ی نیاز، اهمیت دادن رو یاد بگیرید :)

این چالش برای ترویج سمفونی‌های موردعلاقه‌ام از استاد بزرگ، ایلیچ چایکوفسکی هست. شما بابونه‌های من لطف کنید این پیام و نوشته‌ی من رو توی چنل خودتون فوروارد کنید، تا من هم با توجه به احساساتی که از شما می‌گیرم و دیدن لونه‌های بانمکتون سمفونی یا ارکسترا‌ی اختصاصی‌تونو براتون بفرستم⭐️.

photo content

- نوشته بود: چون آدم خوبی هستی، بعضی وقتا آدما باهات بدرفتاری می‌کنن، چون تو انعکاسی چیزی هستی که خودشون نمی‌تونن باشن. واقعاً حرف عمیقیه.

- باشد که همه چیزهای خوب دنبالت بیایند،‌ پیدایت کنند و با تو بمانند...

- شبتون به زلالیِ اشکِ چشمتون :)

Demet_Ozdemir_Soyleyin_ترجمه_فارسی_زیرنویس_چسپیده_.mp32.07 MB

کشته‌ای در پای خود دیدی؛ یقین کردی منم سایه‌ای بر خاک مهمان شد، گمان کردم تویی
- فاضل نظری.

باد پیراهن کشید از دستِ گل‌ها ناگهان عطرِ نیلوفر فراوان شد، گمان کردم تویی چون گلی در باغ، پیراهن دریدم در غمت غنچه‌ای سر در گریبان شد، گمان کردم تویی

ای نسیمِ بی قرارِ روزهای عاشقی هرکجا زلفی پریشان شد، گمان کردم تویی سایه‌ی زلفِ کسی چون ابر بر دوزخ گذشت آتشی دیگر گلستان شد، گمان کردم تویی

پژاره. - Statistics & analytics of Telegram channel @pazharemood