پناه برای موزیسین شدن در ایران تلاش میکنه
Closed channel
403
Subscribers
No data24 hours
-17 days
-1330 days
Posts Archive
منم فور میکنم چنلاتونو تو جنل بزرگم
فقط فروش برن تموم شه بره
بچها اینو میذارید تو چنلاتون جورابام فروش بره سریع پولدار شم:(
Repost from N/a
سلام بچها امیدوارم حالتون خوب باشه.
من پناهم ادمین شاپ پونیو دیزاین که یه جوراب فروشی هم داشتم پارسال ولی خب نگرفت و من ادامه ندادم.
الان تعدادی جوراب مونده که با قیمت خیلی کم میتونید تهیهشون کنید.
عکس و اطلاعات و میذارم و اگر تعداد بخرید باز هم تخفیف میدم بهتون.
ممنون میشم اینجا رو به اشتراک بذارید:)
هرسوالی بود در خدمتم.💗💗
https://t.me/jorabbazmande
مثلا میدونید یبار که کلاس پنجم نمره ریاضیم خوب شد بابام چیکار کرد؟
مثلا شکا میدونید من بابام تو ۹ سالگی چجوری بهم جدول ضرب یاد داد که تا الان ضرب و فراموش نکردم؟
میدونم self study وجود داره ولی من باید یه معلم زورگو بالا سرم باشه
کاش یکی اسپانسر زبانم شه پول ندارم اینقدر پول کلاس زبان بدم😭
https://t.me/musicalhuman
من اینجا رو زدم
اگر تسهیلگر یا مربی هستید شاید در کار با کودک کمکتون کنه🫶🏻
قبلا یکی بهم دربارهی رابطه گفت: تخم مرغاتو تو یه سبد نچین و آجراتو رو یه دیوار نرو بالا چون یهو میریزه و خراب میشه.
حالا که عارف هم دوس پسرمه هم دوست صمیمیم و تموم زندگیم لایه به لایه باهاش درهم تنیده باید بگم که بله تخممرغایی که تو یه سبد داری مراقبت و مسئولیت بیشتری میخواد. دردسرشم بیشتره ولی ولی ولی میارزه به تموم کم بودنها و لاسهای بیهدف دنیا.
تموم دعواهاش و دردسراش میارزه به شادی با پسرای مختلف.
شجاعت و تلاش و مسئولیت پذیری بیشتری هم میخواد ولی من تا ابد دلم میخواد آجرامو رو دیوار اون بچینم؛ حتی اکه بار ها بریزه و خراب شه دلم میخواد با اون درستش کنم.
من قلبمو از دست دادم
یه خورده ذوق مونده بود که دخترم آواز به دنیا اومد ذوقشو کنم . الان اونم ندارم. تموم شد. دان.
Repost from چتمارس.
20-
این نوشته برای جبران بخشی از رنجیست که من به یاسمن تحمیل کردهام.
گمان نمیکنم حتا اندکی از آن را کم کند؛ اما خودم را موظف میبینم که حقیقت را بگویم:
انسان خوبی نیستم. در من رگههای شدیدی از مردسالاری وجود دارد که در اختلاط با ناتوانییم در کنترل خشم، منجر میشود به بدل شدنم به موجودی خطرآفرین.
اینها را نوشتم تا بگویم مقصر و پشیمانم.
وقتی به ماجرا نگاه میکنم، میبینم چقدر از رفتارهایم شبیه همانهاییست که از آنها نفرت دارم؛ شبیه پدرم، شبیه عموهایم و شبیه اکثر نرهخرهای دیگر این مملکت.
Repost from چتمارس.
19-
مرد علیه زن. زن علیه زن. قانون علیه زن.
این نتیجهی حضور یک سیستم معیوب است که در آن، زن بعد از تمام شدن داروی بیهوشی، از رویارویی با بیداری و حقیقت وحشت دارد. او مرگ را مکانی امنتر مییابد و به سویش شوق پیدا میکند.
ایدههای ضدزن چنان در جامعه رسوخ کرده که وقتی زنی برای گرفتن حقش تلاش میکند، با دستگذاشتن روی معایبش، سعی در بیاعتبار کردن گفتمانش داریم. حالا هی زورمان را بزنیم و وانمود کنیم که داریم خودمان را با دنیای مدرن پیش میبریم؛ اما مردسالاری مثل خونی چسبناک در رگهای ما جا خوش کرده.
