en
Feedback
بادِ بهاری.

بادِ بهاری.

Open in Telegram

تمایل به خاموشی در پس ذهنی نا‌آرام.

Show more
1 019
Subscribers
+124 hours
-57 days
-2430 days
Posts Archive
Repost from RegaPlus
‏من صبرم زیاد نیست، زورم نمی‌رسه.

حماقت بزرگی است که آدمی به منظور برنده شدن در بیرون، از درون ببازد.

08 - Flying.mp313.64 MB

در من بسیاری چیزها از بین رفتند؛ که گمان می‌کردم تا ابد ماندگارند.

شب بخیر گفتنِ ما محضِ ادای ادب است ورنه چون شب برسد اولِ بیداری ِ ماست

به خدا گر ز هم بگذریم خوش‌تر بود که با تو بودن و بی تو شدن، هردو سخت است

Mehrad Hidden - Khodaye Binahayat.mp39.08 MB

«همین که تو راضی شدی بر رنج من، دیگر هیچ پرسشی بی‌جواب نماند.»

Repost from RegaPlus
گرون‌ترین درسای زندگیتو از ارزون‌ترین آدما یاد می‌گیری.

در گریختن رستگاری نیست. بمان؛ و چیزی از خودت بساز که نشکند.

‏خشت بر خشت زوایای جهان گردیدم منزلی امن‌تر از گوشه‌ی تنهایی نیست
طالب آملی

Sobe Farda - Sogand.mp39.56 MB

آدمیزاد به اندازه‌ی لطافت قلبش رنج می‌کشد.

نمی‌دانم از کِی شروع شد… شاید همان شبی که برای اولین‌بار فهمیدم هیچ‌کس قرار نیست در را باز کند و بیاید. شبی که چراغ‌ها خاموش بودند و خیابان از پشت پنجره مثل فیلمی بی‌صدا می‌گذشت. بعد از آن، شب‌ها برایم شبیه یک راهرو بی‌انتها شدند. هرچه جلوتر می‌رفتم، تاریک‌تر می‌شد. دیگر از خودم خبری نبود… نه از آن خنده‌های بی‌دلیل، نه از شوق‌های کوچک، نه از دل ساده‌ای که با یک «حالت خوبه؟» روشن می‌شد. امروز که به خودم نگاه می‌کنم، غریبه‌ای را می‌بینم که شبیه من لباس پوشیده، شبیه من حرف می‌زند، اما من نیست. همه‌چیز را بلد است جز اینکه چطور دوباره زندگی کند. گاهی دلم برای گذشته تنگ می‌شود، برای روزهایی که دنیا این‌همه سنگین نبود، برای آدم‌هایی که نمی‌ترسیدم از دستشان بدهم… اما حالا حتی اسم بعضی‌هایشان را یادم نمی‌آید، فقط می‌دانم زمانی همه‌چیز من بوده‌اند. دردش این نیست که کسی نیست… دردش این است که یک روز، کسی بوده، آن‌قدر نزدیک که نفسش را حس می‌کردی، و حالا نیست، آن‌قدر دور که حتی نمی‌دانی هنوز نفس می‌کشد یا نه. همه‌چیز یک روزی، بی‌هشدار، خاموش شد و من ماندم با سکوتی که گاهی حس می‌کنم دارد مرا می‌بلعد.

با اونی که گشنگی نمیکشی؛ غذا نخور.

گرچه همه چیز می‌گذرد؛ اما آدم تا همیشه برای برخی اتفاقات غمگین می‌ماند.

Nafas.mp39.18 MB

مَرو که با تو هرچه هست می‌رود.
هوشنگ ابتهاج

زندگی هیچ است؛ بیشتر بخوابید تا زودتر تمام شود.

طفلی به نام شادی… دیریست گم شده‌است با چشم‌های روشن براق با گیسویی بلند… به بالای آرزو هرکس از او نشانی دارد مارا کند خبر این هم نشان ما یک سو خلیج‌فارس سوی دگر خزر
شفیعی کدکنی