خاطراتـ♥️.•
Open in Telegram
226
Subscribers
No data24 hours
-27 days
-430 days
Posts Archive
226
Repost from سکون؛
من از مرگ نمیترسم، از این میترسم که حتی مرگ هم نتواند مرا از این رنج خلاص کند.
226
باید از همه چیز و همه جا و همهکس ناامید شوی، باید خیلی جاها بگویی به درک و از فکر کردن و افسوس خوردن دست برداری، باید بسیار نادیده بگیری و بسیار خودت را به ندیدن و نشنیدن و نفهمیدن بزنی و عبور کنی. باید از بحث کردن اجتناب کنی و از گلایه کردن و نخِ دلخوریها را کشیدن دست برداری. باید هیچ کدورتی به دل نگیری و فقط دیوار میان خودت و بعضی آدمها را بلندتر کنی و دورتر بایستی.
دنیا منتظر نمیماند تو تمام جدالهایت را بکنی و انتقامهایت را بگیری و همچنان سهم آرامشت را کنار بگذارد! به خاطر آرامش خودت باید خیلی چیزها را بیخیال شوی و قید خیلی تلافی کردنها را بزنی و خیلی جاها بگذاری برای خودشان بدون حضور تو، ببُرَّند و بدوزند و حرف و حدیث ببافند. چه اشکالی دارد؟ وقتی تو فارغ از قضاوتها، سهم خودت از جهان را برداشتهای و در نقطهی امن و آرام جهانت ایستادهای و احساس خوشبختی میکنی؟؟!
نرگس_صرافیان_طوفان
226
هرگز این سالها را از یاد نخواهیم برد؛ این سالها که زیستن و جوانی، غریبهترین کلمهها برای ما هستند.
226
یعنی دو شب پشت سر هم ستاره دنباله دار ره دیدممم و طبق معمول تمام چیز بر چند لحظه از ذهنم پاک شد خدایاااا🫠✨
226
بیماری من تقریبا سه سال پیش نیمههای شب با خونریزی شروع شد و من همانطور که در پی وقوع هر حادثهی تازهای پیش میاید (و بر خلاف آنچه به من توصیه کردند) به جای آنکه در رختخواب بمانم, هیجان زده بلند شدم.
شک نیست که کمی ترسیده بودم. به سمت پنجره رفتم، به بیرون خم شدم، به سمت میز شستشو برگشتم، توی اتاق بالا و پایین رفتم، روی تخت نشستم _ مدام خون، اما هیچ نگران نبودم، چون به مرور، به دلیل خاص فهمیده بودم که در صورت قطع شدن خونریزی، پس از سه چهار سال بیخوابی، برای نخستین بار خواهم خوابید!
226
به زنده ماندن در اين ديار چه پای سختی فشردهام، چه مرگ ها آزمودهام، ولی شگفتا نمردهام.
ـ سیمین بهبهانی
