گروه هنری آسو🌞✨
Open in Telegram
مثل خورشید بتاب به آرزوهات🥹❤️ چنل رضایت و هنراتون✨ https://t.me/artaso3232 ناشناس ما: t.me/HidenChat_Bot?start=6067872754 @aso_95writ ارتباط بیا سبز بشیم جوونه بزنیم از درون قلم🌱✨
Show more302
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
این ساعت باید با جناب رحماندوست شاعر معروف جلسه میداشتم
امروز چون تعطیل بود کنسل شد 🫠
برنامه امروز چیه؟ کمی به کانال نازم برسم و بعدم ازمون زبان فرانسوی دارم باید براش بخونم و اخر همین ماه ازمون بدم ، دعا کنید دیگه 😁 بعدم یه سری محتوای جدید باید اپدیت بشه واسه هنرجوهای نویسندگی و رمان که جلسه های اخرشون ارسال بشه :)»»»» کارم رو چقدر دوست دارم! در اینده سراغ هرکاری رفتید سعی کنید دوستش داشته باشید تا بتونید موفق باشید 🥲🤍
🏷راویِ چشماندازهای تیره و شاد و خاکستری زندگی
🔸نمیتوان پذیرفت که یک کشاورز [حتی اگر بیسواد باشد] از بذر، چگونگی آبیاری، کاشت و درو اطلاع نداشته باشد...
بنابراین از نویسندۀ داستان بهطور طبیعی انتظار میرود که از مصالح کار خودش یعنی تکنیک داستان، زبانِ قصه، چگونگی انتخاب موضوع و تاریخ قصه اطلاعات کافی داشته باشد و بهاندازۀ کافی داستان خوانده باشد، علاوهبر همۀ اینها پُرشور و فعال با صحنههای گوناگون زندگی درگیر شده باشد، چون درنهایت داستاننویس، راویِ چشماندازهای تیره و شاد و خاکستری زندگی است.
📜داستایفسکی بهعلت آرمانخواهی نخستین دوران جوانی زندگیاش دستگیر میشود و با صحنهسازی تا پای چوبۀ دار میرود و بعد، پنج سال حبس میکشد. حاصل این پنج سال حبس و تیرهروزی و مشقّت کتاب «خاطرات خانۀ مردگان» است.
📜از کشمکشها و درگیریهای همینگوی در میادین جنگ و دریا و شکار کوسهماهیها و سفر به آفریقا... کتابهای «وداع با اسلحه» و «پیرمرد و دریا» و... بهوجود میآید...
📜بقیۀ نویسندگان جهان هم از مشاهدات و تجربیاتِ پُربار خود نوشتهاند.
🪄کتاب: بنیادهای داستاننویسی، منصور یاقوتی، نشر کیانافراز، صفحه۱۳
سر به سر طومار زلفت شرح احوال من است
مو به مو فهمیده ام این مصرع پیچیده را
- نجیب کاشانی
امروز داشتم غرغر میکردم سر بچه های کارگاه پادکست که چرا نفرستادن تمرین هاشونو:))) من رو تکلیف حساسم پس اگه هنرجوی منین دسیسه چینی نکنید برای پیچوندن تکلیف حتما بفرستید😂🥲🤍
#صمیمی
از زبان یه دختر که درد کشیده و زندگیش پر از دلتنگی و حال بد هست بنویسید…
گریه نکنید سر نوشتن یه پاراگراف🥲😂
🔸نویسندۀ بزرگ دربارۀ خودش چه فکر میکرد
🖍تمام روز به این فکر میکردم که چهکار میتوانم بکنم یا چه چیزی میتوانم بنویسم.
شاید بشود چیزی نوشت، اگر فقط بتوانم به ذهن بیاورمش.
متأسفانه، تخیل بسیار ضعیفی دارم.
🖍منتقد خیلی بدی هم هستم. مثلاً، چند وقت پیش یک نفر رمانی دوجلدی برای خواندن به من داد، جوزف وانس. گهگاه آن را خواندم، تا اینکه متوجه شدم جلد دوم را به جای جلد اول خواندهام و وقتی چنین خوانندۀبدی هستم ملالآورترین نویسندهام، حداقل برای خودم.
🖍قبل از اینکه چیزی را تمام کنم پاک خستهام میکند. از خودم میپرسم که آیا تو کتابی را که مینویسم دوست داری؟ دارم مینویسمش، همانطور که ارسطو میگفت، با ابزار متفاوت در بخشهای متفاوت. غریب به نظر میرسد، اما این اواخر به رغم بیماری آن قدری که باید نوشتهام.
🔖از نامۀ جیمز جویس به جیمز جویس
منبع: پاوند/جویس، ترجمۀ مرتضی پاشاپور، نشر حکمت کلمه، ص. ۷۸
آذر عزیز! ماه آتش فام وشعله ور خوش آمدی، قدمت به خیر ونیک نامی. حال که دستان خنیاگر زندگی بر ساز غم واندوه می نوازد، ما نیزامید آن داریم تا با شعله های اخگر نشان آذر مهرت، هیزم حزن واندوه را بسوزانی وآهنگ شادی را در گوش جان انسانها بنوازی.
آذر مهربان، سرمای پاییز را با گرمای وجودت ازبین ببر و در دریای زندگی، امواج شادی وسلامتی را به ساحل عافیت هدیه بده تا در کرانه های نور شاهد خوشبختی وسعادت را در آغوش بگیریم و دمی آرام زندگی کنیم.
به امید آن روز…
نرگس احمدی
🍂
🎋آنگاه پی بردم که دست کم من در سراسر این سالهای دراز، طاعون زده بودهام و با این وجود، با همه صمیمیتم گمان کردهام که بر ضد طاعون میجنگم. دانستم که بهطور غیرمستقیم مرگ هزاران انسان را تأیید کردهام و با تصویب اعمال و اصولی که ناگزیر این مرگها را به دنبال دارند، حتی سبب این مرگها شدهام.
🎋دیگران از این وضع ناراحت به نظر نمیآمدند و یا لااقل هرگز به اختیار خود درباره آن حرف نمیزدند. من گلویم فشرده میشد. من با آنها بودم و با این همه تنها بودم. وقتی که نگرانیهایم را تشریح میکردم. آنها به من میگفتند که باید به آنچه در خطر است اندیشید و اغلب دلایل موثری ارائه میدادند تا آنچه را که نمیتوانستم ببلعم به خورد من بدهند. اما من جواب میدادم که طاعونزدگان بزرگ، آنها که ردای سرخ میپوشند، آنها هم در این مورد دلایل عالی دارند و اگر من دلایل جبری و ضروریاتی را که طاعونزدگان کوچک با استدعا و التماس مطرح میکنند بپذیرم نمیتوانم دلایل طاعونزدگان بزرگ را رد کنم به من جواب میدادند که بهترین راه حق دادن به سرخردایان این است که اجازه محکوم ساختن را منحصراً در اختیار آنها بگذاریم. اما من با خود میگفتم که انسان یک بار تسلیم میشود. دیگر دلیلی ندارد که متوقف شود، تاریخ دلیل کافی به دست من داده است. این روزگار مال کسی است که بیشتر بکشد. همه آنها دستخوش حرص آدمکشی هستند و نمیتوانند طور دیگری رفتار کنند.
🌿کتاب: طاعون، آلبر کامو
🌿ترجمهٔ رضا سیدحسینی
#جان_کلام
✨
شب چو در بستم و مست از مِیِ نابش کردم
ماه اگر حلقه به در کوفت جوابش کردم.
دیدی آن تُرکِ خَتا دشمن جان بود مرا
گرچه عمری به خطا دوست خطابش کردم.
غرقِ خون بود و نمیمرد ز حسرت فرهاد
خواندم افسانهٔ شیرین و به خوابش کردم.
دل که خونابهٔ غم بود و جگرگوشهٔ درد
بر سر آتشِ جورِ تو کبابش کردم.
زندگی کردن من مردن تدریجی بود
آنچه جان کَنْد تنم، عمر حسابش کردم.
✍🏻 #فرخی_یزدی
🎙 رشید کاکاوند
🪐اگر کسی مطالعۀ عمیق نداشته باشد، نمیتواند عمیق و مؤثر بنویسد. واقعیت امر این است که اولین قاعده برای نویسندههای تازهکار، بسیار ساده، بیدردسر و حتی لذتبخش است:
قبل از اینکه شروع به نوشتن کنید، بخوانید؛ هم داستان کوتاه و هم رمان. تا حد مستی داستان بخوانید. اگر این کار را انجام دهید، خونتان پرِ الکل داستان میشود و تصاویری را که ذهنتان آکنده از آنهاست، باور میکنید.
🪐کتاب: مجموعه چهار جلدی حرفه: داستاننویس، هالی برنت، نشر چشمه
🔸برای مردهها محتوا تولید نکنید
🦈 تصور کنید نوشته شما در صفحه اول گوگل است. در این صفحه ده پیشنهاد به مخاطب داده میشود، همگی ازنظر ظاهری شبیه یکدیگر هستند. تیتر، لینک، توضیحات و اطلاعات کوچک دور و اطراف آن.
🦈 خوشحال هستید که در صفحه اول هستید؟ متأسفم، خبر بدی برایتان دارم، صفحه اول گوگل بودن برنده شدن نیست، شما تازه اجازه حضور در مسابقه را گرفتهاید و اتفاقی رخ نداده است.
🦈 زمانی برندهاید که از بین لینکهای موجود نوشته شما برای خواندن انتخاب شوید. در این شرایط آدرس سایت در انتخاب مخاطب تأثیرگذار است؟ به نظر نمیرسد تأثیری داشته باشد! توضیحات زیر لینک چطور؟ آنها هم که معمولاً خواننده نمیشوند!
🦈 پس چه چیزی اهمیت دارد؟ یک کلام، تیتر! تیترها هستند که خواننده را برای خواندن تشویق میکنند. تحقیقات نشان داده است 80% مطالعهٔ یک نوشته از تیتر آن تأثیر میگیرد، حالا به خودمان برگردیم، از 100% زمان تولید محتوا، چند در صد از آن را برای نوشتن تیتر خوب در نظر میگیریم! شجاعانه بگوییم تقریباً صفر درصد.
🦈 تیتر کلید دیده شدنِ محتوا است. شما که نمیخواهید برای مردهها محتوا تولید کنید؟
✍امیرمحمد شیخنژاد
