-سَمفــونـیمُـردِگـان
Open in Telegram
189
Subscribers
No data24 hours
-17 days
-12130 days
Posts Archive
منعاشقچشمایتیلهایمشکیشبودم..
برایهمینوقتیمیخواستذوقکنملنزهایآبیشروازچشماشبرمیداشتتابتونمچشماشوببینم.
منهرروزبراشگلمیگرفتم،هروزگلهایمتفاوتمیگرفتم..اونگلتکراریدوستنداشت.
امااونبهمنمیگفتکهشبیهگلافتابگردونم..
بعدهابهمگفتکهازگلافتابگردونمتنفره!
اون..کسیکهعاشقشبودمازمنمتنفربود؛.
سارایمن؛
Repost from A
تو آدمی رو از دست دادی
که حتی الانم زنگ بزنی بگی حالم بده
کمکت میکنه ولی خب از دست دادی.
Repost from 𝖄𝖔𝖐𝖆𝖎
احساس میکنم همه دارن بهم نگاه میکنن ، شبیه به ی بازنده ؛ من همه چیزو باختم .
یک زمین ، یک زمین خالی ، شبیه به زندگی خودم .
یک زمین که بیشتر شبیه به یک مرداب میمونه، جوری تو خودش فرو میبره که متوجه نمیشی . سقوط میکنی . ناکام میمونی . همیشه همین بوده ، همه چیز قبل فرو ریختن خوب پیش میره ، فکر میکنی معجزه ای اتفاق میوفته ، مثل همیشه که زنده میمونی .
اینبار باعث مرگم میشن ، توی زمین نفرین شده که بیشتر شبیه به کابوس میمونه . احساس میکنی که این پایان نیست ، فکر میکنی کسی هست که کمکت کنه ، چون مطمئنی که همه چیز قراره ادامه پیدا کنه .
چون فکر میکنی لایق زندگی هستی .
هیچ چیز ، هیچکس دیگه وجود نداره .
ترس ، ترس از پوچی ، ترس از ناامیدی . واقعیت اینه که من سالهاست مردم ، تمام اینا ترس های حقیقی هستن که توی ذهنم وجود داشتن ، و امروز تبدیل به واقعیت شدن .
Repost from 𝖄𝖔𝖐𝖆𝖎
ادم ها جا میمونن ، تو فرودگاه ، خیابون ، تو خاطرات! در لحظه رفتنشون ، رفتن های بدون خداحافظی. در حرف هایی که بروز داده نشدهاند، در عشق هایی که از دست رفتهاند. اون ها جا میمونن نه تنها در خاطرات و افکار ما ، در قلب ما . شاید چون اون عشقی که در قلبمان حک شده را نگفتند ، شاید چون کسی آن را ندید.
