•سمفونی ناتمام•
Open in Telegram
حرفی، سخنی، چیزی بود🌱 http://t.me/HidenChat_Bot?start=7158334518
Show more284
Subscribers
No data24 hours
-57 days
-1630 days
Posts Archive
گفت: زمان درستش میکند.
گفتم: درواقع زمان فقط دردهای جدید به تو میدهد و تو ناخودآگاه قبلی را فراموش میکنی!
تا حالا بهت گفتم چقده زیبایی؟
دستت لای موهام میخونی لالایی
دلم درد میکنه میگی خوب میشی الهی
هم میزنی با دست دیگهات نباتو توی چایی
پوشک و موشک بارون و اون دوران تو شک
دشمن جای دیگه شهید سر کوچه است
حجلههای رنگی لباسای جنگی
قبرهای قطار با روکش های سنگی
آژیر خطر یعنی روی سطح امن نیست
من تو بغلتم میدویی زیر زمین
تاریکی و ترس با اون نور شمع
وضعیت سفیده یعنی بازم میشیم جمع
تو روزا یادم میره یادم میره
اون شبا یادم میاد یادم میاد!
سناریوی تکراریست انسان:
انسانها به اندازهی حقارتشون توهین میکنن،
به اندازهی فرهنگشون عشق میورزن،
و به اندازهی کمبودهاشون آزارت میدن!
👤دکتر گراوند نیا
Beni birakip gitme bir yere
منو رها کرده و به جایی نرو
Gidersen unutursun
اگه بری فراموش میکنی
Dilerim böyle olmaz
آرزو میکنم اینجوری نشه
Bu havada gidilmez
با این هوا نمیشه رفت
Günesli günde gidilmez
در روزهای آفتابی نمیشه رفت
Aslinda hiç gidilmez
در اصل اصلا نمیشه رفت
Son günüme kadar
تا روز آخرم
Kalp durana kadar
تا وقتی که قلبم وایسته
Ask mezara kadar (Sakin haa gitme)
عشق تا مزار (تا زمان مرگ عاشق هستم)
گرچه همه چیز میگذرد، اما آدم تا همیشه برای برخی اتفاقات غمگین می ماند؛
گویا مهاجريم، از غمی به غم دیگر...
نه جیک جیک مستانت
نه سردی زمستانت
رجوع کن به دستانت
که روز های بسیاری
که ظلم ها روا کردی
به دست های بسیاری
شبانه مرد گاریچی
به خانه میکشد خود را
اگر که مادیان خسته
اگر طناب هم پاره
درون مرد همواره
کشیده میشود باری
مریض حالیم خوش نیست
نه خواب راحتی دارم
نه مایلم به بیداری
درون ما تفاوت هاست
تو مبتلا به درمانی
نه من دچار بیماری
کنار تخت میخوابم
مگر هوا که بند آمد
نفس کشیدنت باشم
تو روز میشوی هر شب
و صبح میشوی هر روز
تو خواب راحتی داری
خیال بافیت بد نیست
خیال کن که خواهی رفت
همین که رفتی و مردم
تلاش کن که برگردی
و در کمال خونسردی
مرا به خاک بسپاری
زیاد یاوه میگویم
گره بزن زبانم را
زیاد از تو مینوشم
بگیر استکانم را
بگیر هرچه را دارم
ببخش هر چه را داری
مریض حالیم خوش نیست
نه خواب راحتی دارم
نه مایلم به بیداری
درون ما تفاوت هاست
تو مبتلا به درمانی
نه من دچار بیماری
کنار تخت میخوابم
مگر هوا که بند آمد
نفس کشیدنت باشم
تو روز میشوی هر شب
و صبح میشوی هر روز
تو خواب راحتی داری
تورا شبانه تا هر شب
به روی شانه خواهم برد
تورا شبانه خواهم مرد
شبانه های لب هایم
لبانه های شب هایت
شبانه های بیداری
چه بی قرار و سنگین بار
به خانه میکشم خود را
چه بی گدار در قلبم
زبانه میکشی خود را
من از تو سخت دلگیرم
تو از که سخت بیزاری؟
هیچ آدمی کامل نیست
تلاش آدما اونارو كامل میکنه؛
تو لایق کسی هستی که تمام تلاششو بکنه
تا هیچ کدوم از رفتاراش باعث نشه از دستت بده...
یه کلمه ی تلخ در عربی هست؛
به اسم «القتار»
به معنای دردی که نه میگذاری بیرون بریزد
نه میتوانی نگهش داری!
«حسی که گلو را می سوزاند و قلب را از داخل آهسته خرد می کند»
هر بار که سطحتان بالا میرود، چیزی را از دست خواهید داد؛
یک عادت، یک دوستی، یک رابطه، یک نسخه از خودتان، این باخت نیست، این هزینه ورود است.
غمگین نیستم، سرم گرم است و زندگی را میگذرانم؛ اما اگر حالم را بپرسی، ساعتها برای تو خواهم گریست.
نجاتدهندهی واقعی کاره، نه آدمها.
هر چیزی که توش دیسیپلین داشته باشی و هر روز، حتی وقتی حالشو نداری، خودتو مجبور کنی انجامش بدی. کار کمکم جمعت میکنه، ذهنتو آروم میکنه
و بیهیاهو کمک میکنه دوام بیاری و توسعه پیدا کنی!
