Written by M
Open in Telegram
.Beyond words, beyond noise. 💬:http://t.me/HidenChat_Bot?start=6193418647
Show more867
Subscribers
-324 hours
-207 days
+2130 days
Posts Archive
867
خیلی از همه چیز خسته ام، از دکمهی گوشیم، از مجازی، از آدما، از خواب و بیداری، از درسم، از این روزا، از محیط، از هر گونه یکنواختی! دوست دارم یه طوری خالی بشه این هیجان، ولی همش سرکوب میشه توی خودم و کِسل ترم میکنه.
867
تا یه چند وقت دیگه اصلاً آدمی که حالش خوب باشه وجود نداره که بخواد بیاد حالمون رو خوب کنه.
867
قاعده همینه انگار، وقتی بهش میرسی که دیگه شوقی براش نداری، ولی به جاش طرز استفادهاش رو خوب یاد گرفتی.
867
چیه این زندگی؟! میخوای اینجاشو درست کنی، اونجاش خراب میشه. اونجا رو میری درست کنی، اینجاش خراب میشه. بعد این دوجا رو درست میکنی، یه جای دیگهش خراب میشه … بسه دیگه.
867
دیگه خیلی چیزا این مدلی شده برام که؛ اگه بود چه بهتر، اگه نبودم که دیگه خب نیست، چیکار کنم؟!
867
حسوحالم یکجوریه که اگر الآن که شبه بگی روزه، میگم چه آفتاب قشنگی، روز باشه بگی شبه میگم چه آسمون پُرستارهی زیبایی. اصلا هرچی تو بگی، توان اعتراض نیست.
867
به من نگو: "دیدی تونستی"، "دیدی گفتم میتونی"، بیا بغلم کن لعنتی. تو حتی نمیدونی من چه خونی ریختم تا اتفاق افتاد. تواناییهای من رو به رُخم نکش، ناتوانیهای من رو درآغوش بگیر.
