ڪاۅیان؛ یادِ سولنـزارا
Open in Telegram
702
Subscribers
-224 hours
-67 days
-130 days
Posts Archive
برای من ارزشمنده که چنین دیدگاه و تصویری از نوشته هام ایجاد کردم و تونستن برای خودشون توی ذهن خونه ای هرچند کوچیک دست و پا کنن.
واقعا لبخند زدم با خوندن اینکه شخصی قلم من رو شاعرانه دیده
Repost from N/a
واقعاً متنات خیلی قشنگن، مخصوصاً این (اپیزود) رو خیلی دوست داشتم. چیزی که بیشتر از همه توجهم رو جلب کرد تصویرسازیهات بود؛ انقدر خوب از وطن، خاک، دریا، درخت و گل استفاده کردی که فضای متن خیلی راحت توی ذهن شکل میگیره. تکرار «من بیخوابم در تمامی شبها» هم خیلی قشنگ بود و به نظرم حس خستگی و دلتنگی متن رو بیشتر میکرد. بعضی جملههات هم واقعاً تو ذهن میمونن، مخصوصاً «وطن در آدرس اشتباهست». در کل هم قلمت خیلی شاعرانهست، هم احساسش واقعیه و به نظرم همین باعث شده متنات اینقدر به دل بشینن.
حقیقتا برای چیدمان و فونت ها و رنگی رنگی بودن زیادی احساس پیری میکنم، ولی وایستا چی، جدا لبخند زدم بابتش🤏🏻
اسم چنل از دو بخش کاویان و یاد سولنزارا ساخته شده. اولی به معنای یک جور پادشاهی یا چنین چیزیه و دومی هم برگرفته از آهنگ سولنزارا برای رود سولنزارا ست. به طور کلی میشه یک یاد بازمانده از شور و نشاط رود قدیمی سولنـزارا
چرا که نه خوشحال میشم اتفاقا، اگر خواستید ایدیم هست بالاتر
Repost from بـوسهگــران
چنلت خیلی Simple ولی حسابشده است؛ نه فونت عجیب داریم، نه رنگهای زیاد، نه المانهایی که سر و کلهشون معلوم نیست همهچی سر جای خودش قرار گرفته و به نظرم همین سادگی بزرگترین نقطه قوتته..- اسم چنلت یعنی چی؟ خیلی دوست دارم باهم دوست بشیمم🐾-
بالاخره یجا از بانوی مورد علاقهم پستی ساخته شد.
خیلی کلمات کامل و روانی برای توضیحات بکار بردید و باعث میشد خواننده صرفا متن رو نخونه، بلکه همراه بشه باهاش.
حقیقتا فکر نمیکردم همین چند سال پیش درگذشته باشه، تصورم خیلی عقب تر بود و الان که باز برام یادآوری شد غمگین شدم =)
یکی میتواند اشتباه کند، شکست بخورد، دنبال علاقهاش برود، چند بار مسیرش را عوض کند و دوباره شروع کند؛ چون اگر افتاد، هنوز کسی هست که بگوید: «بلند شو، هنوز تموم نشده.» یکی دیگر شاید همان استعداد، همان هوش و همان رؤیا را داشته باشد؛ اما وقتی تمام فکرش این است که فردا چه بخورد و آخر ماه چطور سر کند، دیگر مغزش چندان حوصلهی تحقق رویاها ندارد. برای همین، جملهی «هرکس بیشتر تلاش کند، موفقتر میشود» همیشه تمام داستان نیست. تلاش مهم است، اما نقطهی شروع هم بیاهمیت نیست.
و عدالت واقعی این نیست که به همه یک جفت کفش یکسان بدهیم؛ اول باید مطمئن شویم هیچکس برای پیدا کردن یک جای امن جهت ایستادن، نصف عمرش را خرج نمیکندو فکر میکنم این دو بخش رو به وضوح، حتی در بین نزدیک ترین افراد یا در صحبت های عادی نصف شبی هم کم و بیش با کلماتی نه چندان کامل و واضح شبیه نوشته شما، درک و یا به چشم دیدم قشنگ ترین پست ها قطعا متعلق به شماست، اما قشنگی و زیبایی آغشته به غم.
Repost from N/a
برای بعضی آدمها، آزادی از یک خط شروع نمیشود؛ چون ظاهراً حتی خط شروع هم بین آدمها پارتیبازی دارد.
قبل از رسیدن به بخش آخر داشتم فکر میکردم چقدر جالب که اگه بودن میتونستم ببینمشون
تسترالها نماد عبور از سادگی دوران کودکی به پیچیدگی دوران بزرگسالی هستن. وقتی میتونی تسترال رو ببینی، یعنی دیگه یه بچه نیستی که فکر میکنه همه چیز همیشه شاد و رنگی میمونه، یعنی تو با حقیقت زندگی که مرگ هم توش هست روبرو شدی.زیبایی در عینحال غم به طرز جالبی به قلم آورده شده بود. خسته نباشی خانومی، خیلی دوست داشتنی بود
Repost from 𝗕𝗲𝗹𝗶𝗻𝗮𝘆. ( مـاهِ پشــتِ ابر رفــته )
چند نفر میان پیش ما از مرز رد شیم؟
گوشهٔ خاکستریِ ماه..
