ڪاۅیان؛ یادِ سولنـزارا
Відкрити в Telegram
پی نوشت آخر پائیزِ ١۴٠۴ خون بر چوب زیتون. @VereaiIlesbot
Показати більше697
Підписники
-124 години
-97 днів
-530 днів
Архів дописів
Repost from # 𝑫𝒓𝒊𝒆𝒅 𝑹𝒐𝒔𝒆𝒔 (New)
┆#Fic ; #DriedRoses ┆𝘎𝘦𝘯𝘳𝘦: 𝘙𝘰𝘮𝘢𝘯𝘤𝘦, 𝘚𝘮𝘶𝘵, 𝘚𝘭𝘪𝘤𝘦 𝘰𝘧 𝘓𝘪𝘧𝘦 ┆𝘊𝘰𝘶𝘱𝘭𝘦: #Chanho, #Hyunlix, #Seungin
Repost from # 𝑫𝒓𝒊𝒆𝒅 𝑹𝒐𝒔𝒆𝒔 (New)
𖥻 " 𝘐’𝘮 𝘢𝘧𝘳𝘢𝘪𝘥 𝘰𝘧 𝘩𝘪𝘴 𝘳𝘢𝘪𝘯-𝘧𝘪𝘭𝘭𝘦𝘥 𝘦𝘺𝘦𝘴, 𝘰𝘧 𝘵𝘩𝘦 𝘦𝘯𝘥𝘭𝘦𝘴𝘴 𝘣𝘭𝘶𝘦 𝘩𝘪𝘥𝘥𝘦𝘯 𝘸𝘪𝘵𝘩𝘪𝘯 𝘩𝘪𝘴 𝘩𝘦𝘢𝘳𝘵. 𝘐’𝘮 𝘢𝘧𝘳𝘢𝘪𝘥 𝘵𝘩𝘢𝘵 𝘵𝘩𝘦 𝘷𝘦𝘳𝘺 𝘵𝘩𝘪𝘯𝘨𝘴 𝘵𝘩𝘢𝘵 𝘮𝘢𝘬𝘦 𝘩𝘪𝘮 𝘢𝘤𝘩𝘦 𝘮𝘪𝘨𝘩𝘵 𝘣𝘦 𝘵𝘩𝘦 𝘳𝘦𝘢𝘴𝘰𝘯 𝘐 𝘤𝘰𝘮𝘦 𝘵𝘰 𝘭𝘰𝘷𝘦 𝘩𝘪𝘮.”
Repost from بـوسهگــران
این پیام رو فوروارد کنید چنلهاتون اگر چیز بامزهای دیدم فوروارد میکنم درمورد نظر میدم تا صبح بمونه سین بگیره👌
Repost from بـوسهگــران
«اه از اینکه همه چیز به مرگ ختم بشود ناراحتم! باید بستنی بخوریم، لطفا صف بگیرید!!»
Repost from زبـانِ پـاࢪسـی
پک بالا + این پیام رو فور کنید پست فور کنم +200 ویو بگیرید
هیچ لیمیتی نداره !!
بینش شاید به بعضی از چنلا استارز بدم
تو این چنل جوین باشید
Repost from N/a
🕰در فریادِ بوتـہاے تمشک برایت مےنویسم. خون و اشک از پوتینهایم جارے شده و صدایے مرده، به پوستم چنگ مےزند که «زنده نگاهم دار.» اصواتِ نامربوط زیاد است. حتے ورق را تار مےنگرم، شاید تو شفافتر از مرگِ من این کلمات را بخوانے. اگر مرا به یاد آوردے، نامم را به زبان بیاور. بگذار جنازهام لحنِ تو را بشنود و استخوانهایم به آرامش برسند. گمان نمےکنم به دنیاےِ مردگان بروم، خدا را باور ندارم و در آخرین دقایق، دعایم نوشتن برای تو بود. مرا پیدا کن حتے اگر ردے از من در گلوےِ خاک نیافتے، بوسههایم را زیرورو کن، من هنوز در آنها براے شنیدنِ نامت، زندهام.
