en
Feedback
آبتین زارعی

آبتین زارعی

Open in Telegram

رواندرمانگر تحلیلی رواندرمانی حضوری و آنلاین 0912_9277140 @Abtin_zr Instagram : Abtin_psy

Show more
372
Subscribers
-124 hours
-27 days
-1030 days
Posts Archive
چرا در عضلات صاف (مثل معده)؟ بر اساس الکساندر و بعد ها دوانلو ، اضطراب روانی می‌تواند به‌صورت علائم سوماتیک (جسمی) تجلی پیدا کند. عضلات صاف – مثل معده، روده، مثانه – به سیستم عصبی خودکار (اتونوم) متصل‌اند، مخصوصاً شاخه سمپاتیک، که هنگام اضطراب جدایی یا ترس از طرد فعال می‌شود.

چرا ممکن است سر قرار عاطفی اضطراب از حد بهنجار بالاتر رود ؟ در روانکاوی، اضطراب معمولاً به‌مثابه‌ی علامتی از تعارض‌های ناهشیار در نظر گرفته می‌شود. قرار عاطفی می‌تواند محرکی برای برون‌زایی (externalization) تعارض‌های درونی باشد، به‌ویژه اگر فرد نسبت به پذیرش، طرد، یا رهاشدگی حساس باشد.

عدم بلوغ روانی تمام موارد ذکر شده را مختل می کند - درک این‌که هیچ‌کس کاملاً خوب یا بد نیست؛ توان دیدن خود و دیگری با تمام کم‌وکاستی‌ها؛ پذیرش رنج و ناکامی بدون فروپاشی؛ حرکت از نیاز به کنترل یا انکار، به ارتباط واقعی

«خیال‌پردازی، صحنه‌ای‌ست که در آن امیال سرکوب‌شده، بی‌مزاحمت ایگو به نمایش درمی‌آیند.»

جوانی با خیال نویسنده شدن - او در ذهنش خود را در جلسات کتاب‌خوانی، امضای کتاب، و مصاحبه‌های تلویزیونی می‌بیند. همیشه در حال خیال‌پردازی‌ست که کتاب‌هایش پرفروش شده‌اند و مردم از آثارش الهام گرفته‌اند،اما در واقعیت نه مطالعه‌ی مداومی دارد نه برنامه‌ی نوشتاری منظمی نه حتی یک بار تلاش کرده اثری بنویسد و به جایی بفرستد.

فردی که در برابر رنج‌های زندگی «خیال» را جایگزین «واقعیت» می‌کند، در حقیقت به دام اصل لذت افتاده است و هنوز ایگوی او آن‌قدر قوی نشده که بتواند با پذیرش واقعیت و رنج، از آن عبور کند و تغییری واقعی در زندگی‌اش رقم بزند.

سری متن هایی تحلیلی راجب ماری جوانا مایل بودین در کانال بالا دنبال کنید.

اگر بخواهیم «گل» (ماری‌جوانا) را از دید سلف‌سایکولوژی تحلیل کنیم، می‌توان آن را در قالب یک سلف ابجکت موقت یا پُرکننده‌ی شکست در هم‌تنیدگی خود در نظر گرفت.

مثال از روابط عاطفی : فردی پیام شریک عاطفی‌اش را می‌خواند و حس می‌کند سرد و بی‌عاطفه است. کسی که ظرفیت روانی بالایی دارد، بلافاصله واکنش نشان نمی‌دهد، بلکه می‌تواند این احساسات را در خود نگه دارد، فکر کند، و بعداً در فضایی امن درباره‌اش صحبت کند. در مقابل : فردی با ظرفیت روانی پایین ممکن است فوراً خشمگین شود، قهر کند یا واکنشی تکانشی نشان دهد.

ظرفیت روانی یعنی توان تحمل اندیشه‌ای که هنوز به تجربه بدل نشده است. ذهنی بالغ است که بتواند رنج را در خود نگه دارد، نه آن‌که فوراً آن را تخلیه کند.

ظرفیت روانی، یعنی ماندن با احساسی که دوستش نداریم.

کلمات دروغ می گویند اما بدن هیچگاه دروغ نمی گوید
ویلهم رایش - کارکرد ارگاسم؛ ۱۹۲۷

اختلال شخصیت مرزی (Borderline Personality Disorder) : زره شخصیت: نوسان‌های شدید هیجانی، انفجارهای خشم، یا بی‌حسی ناگهانی، رفتارهای خودزنی یا وابستگی شدید. مثال: فردی که هنگام احساس ترک‌شدن، ناگهان به فحاشی یا رفتارهای پرخاشگرانه پناه می‌برد، تا با زره خشم یا بی‌احساسی، آسیب‌پذیری درونی خود را نپوشاند.

اختلال شخصیت اجتنابی (Avoidant Personality Disorder) : زره شخصیت: انزوای اجتماعی، بی‌حسی عاطفی، دوری گزیدن از تماس چشمی و بدنی، مهار مفرط در بیان هیجانات. مثال: فردی که در موقعیت‌های اجتماعی حالت بدن منقبض و جمع‌شده دارد، مدام از نگاه مستقیم فرار می‌کند و زبان بدن بسته‌ای دارد. پشت این زره، ترس عمیق از طردشدن و شرم نهفته است.

اختلال شخصیت = زره سخت‌تر در اختلالات شخصیت (مثل اختلال شخصیت مرزی، خودشیفته، وسواسی)، این زره‌ها سخت‌تر، پایدارتر و مقاوم‌ترند. به عبارتی : بدن و روان قفل می‌کنند تا از تماس با دردهای بنیادین جلوگیری کنند.

زره شخصیت (Character Armor) : ساختاری دفاعی‌ست که فرد برای محافظت در برابر رنج، اضطراب و تکانه‌های سرکوب‌شده می‌سازد. این زره فقط روانی نیست؛ در بدن هم تثبیت می‌شود (مثلاً در عضلات سفت، تنفس محدود، وضعیت بدن)

مسیرهای تحولی در همجنس‌خواهی زنان همجنس‌خواهی به‌مثابه باقی‌ماندن در عشق به مادر اگر دختر از مرحله اُدیپی به‌خوبی عبور نکند، ممکن است میل اولیه‌اش به مادر تثبیت شود و در بزرگسالی میل جنسی به زنان پیدا کند. این میل ممکن بصورت ناهشیار باشد : زنِ دیگر به‌مثابه مادر ایده‌آل، زنی کامل، اُبژه‌ی ازدست‌رفته. جبران حسادت از طریق تملک زنان دیگر زن ممکن است از طریق روابط همجنس‌خواهانه با زنان دیگر، احساس تملک بر زنانگی را بازسازی کند : «اگر مثل مادرم نشدم، می‌توانم زنانی مثل او را داشته باشم.» نفی مردانگی و پناه بردن به اُبژه‌ی زنانه در مواجهه با مرد (که ممکن است با اضطراب، تجاوز، سلطه یا غیبت همراه باشد) زن ممکن است به زن دیگر پناه ببرد، هم به‌عنوان اُبژه‌ی امن و هم برای بازسازی زنانگی زخمی‌شده‌اش.

تعارض روانی، حالتی درونی‌ست که در آن بخش‌های مختلف روان مثل میل، اخلاق، یا منطق؛ در تضاد با یکدیگر قرار می‌گیرند و فرد را در برزخی میان خواستن و نبایدها رها می‌کنند.

Repost from N/a
داشتن شهامت پذیرش کیفیتی که در خود نمی‌پسندیم و سال‌ها آن را سرکوب کرده‌ایم، اقدامی بس شجاعانه است. اما اگر آن کیفیت را نپذیر
داشتن شهامت پذیرش کیفیتی که در خود نمی‌پسندیم و سال‌ها آن را سرکوب کرده‌ایم، اقدامی بس شجاعانه است. اما اگر آن کیفیت را نپذیریم، پشت پرده عمل می‌کند - ماری-لوئیز فون فرانتس

نکته دیگر این‌است که ذهن مرزی در مواجهه با اضطراب به «پناهگاه‌های روانی» می‌رود. مثل اعتیاد، انزوا، خیال‌پردازی‌های دفاعی، یا حالات dissociative این عقب‌نشینی سایکوتیک است. چون از واقعیت هم گریزان بوده و هم نفرت دارد و ظرفیت مواجه‌شدن با آن از دست داده است.