آبتین زارعی
Open in Telegram
رواندرمانگر تحلیلی رواندرمانی حضوری و آنلاین 0912_9277140 @Abtin_zr Instagram : Abtin_psy
Show more372
Subscribers
-124 hours
-27 days
-1030 days
Posts Archive
372
Repost from آبتین زارعی ( روانکاوی )
اگر تجارب خوب بر تجارب بد غلبه یابد
ایگو به غلبه موضوع آرمانی بر موضوع
های آزارگر و نیز به غلبه سائق غریزی
زندگی بر سائق غریزی مرگ ایمان می آورد.
(سیگل، ۱۹۶۴، ص ۳۷)
372
Repost from آبتین زارعی ( روانکاوی )
چه کسی دیگران را مقصر نشان می دهد ؟ برای فهم این موضوع ابتدا لازم است به فهم مکانیزم برونفکنی (externalization) در سازمان شخصیت مرزی (BPO)بپردازیم و باید از سطح بالینی به سطح ساختار روانی، روابط ابژهای، وضعیتهای روانی اولیه، و ترومای اولیه برویم؛ آنجا که مرز میان خود و دیگری، واقعیت و خیال، ایمن و تهدیدآمیز هنوز در حال شکلگیریست. برونفکنی نه فقط یک «اتهام» یا «انتساب» بیرونیست، بلکه نشانهای از ناتوانی بنیادی در حفظ تمایز میان سوبژکتیویتهی خود و ابژهی دیگر است؛ در سازمان شخصیت مرزی، مرز بین خود و دیگری شکننده است. در نتیجه، هر آنچه تهدیدگر انسجام «خود» است باید فوراً به دیگری تبعید شود. در واقع چنین فردی نمیتواند سهم خودش را بفهمد و همیشه در تلاش است از دیگری مقصر بسازد.
372
Repost from آبتین زارعی ( روانکاوی )
مهاجرت زمانی به تروما تبدیل میشود که فرایند آن، نه صرفاً یک تغییر مکان، بلکه تجربهای از فقدان ناگهانی، گسستگی و ناتوانی در بازسازی روانی باشد. از منظر روانکاوی، مهاجرت زمانی ترومازاست که روان نتواند آن را درون یک روایت معنادار جای دهد، و تجربه، در سطحی پیشازبانی، خام، و بدون نمادسازی باقی بماند. بسیاری از درمانجویانی که به علل مختلف مهاجرت کردند برای آن لزوما آماده نبوده اند در واقع ظرفیت روانی شان این اجازه را نمیداده فقدان آمادگی روانی برای مهاجرت تروما و اختلالات روانی بار می آورد.
372
Repost from کتابخانه جامع
بعضیها به کشیشها پناه میبرند، دیگران به شعر، من به دوستانم.
👤 #ویرجینیا_وولف
372
رواندرمانی حضوری و آنلاین
کلینیک رواندرمانی ایماژ - میرداماد
کلینیک رواندرمانی بوجیکا - قلهک
09129277140
372
عملکرد شغلیِ بالا معیار
کافی برای سلامت روان نیست
خودشیفتگان بسیاری در حوزههای حرفهای و کاری موفقاند. اما موفقیت بیرونی نمیتواند شاخصی قطعی برای سلامت روان باشد؛ زیرا نارسیسیسم میتواند با تعلیق روابط اصیل و ابژهسازیِ دیگری همراه باشد. بنابراین، روابط بینفردی و کیفیت آنها معیاری اصیلتر برای ارزیابی وضعیت خودشیفتگیاند. پیشرفت های کاری برای چنین شخصی ممکن است دست آورد بزرگی باشد اما گاها به پاتولوژی آن ها دامن میزند.
372
در نهایت زندگی با شخصیت مرضی : یعنی ورود به میدان نبرد روانیای که در آن، مرز میان «من و دیگری»، «واقعیت و فانتزی»، «عشق و کنترل» مدام تغییر می کند. در شخصیت مرضی، ایگو برای زنده ماندن میجنگد، اما زندگی را قربانی بقا میکند. هر سمپتومِ شخصیت مرضی، شعریست از زبان روان برای گفتن چیزی که کلماتِ روزمره یارای بیانش را ندارند.
بازسازی ایگو در شخصیت مرضی : بازگشت به خانهی خودِ گمشده است؛ سفری که در آن شکستهای گذشته به سنگبنایِ قدرت و حضور اصیل تبدیل میشوند. بازسازی ایگو به معنای شکلگیری ظرفیت تازهای برای انعطافپذیری روانی است که فرد بتواند بدون ترس از تجزیه روانی و بدون ترس از تخلیه فوری تکانه ها فرد بتواند پیچیدگیهای وجودی و هیجانیاش را بپذیرد و تجربه کند.
372
از روح تاریخ تا روان ناخودآگاه: تاملی بر همافقشدگی دیالکتیک هگل و فرآیند فردیت یونگ - مسئله فلسفی: چگونه میتوان روان را تاریخی، و تاریخ را روانشناختی فهم کرد؟
372
فرافکنی نشاندهنده ناتوانی ایگو در پذیرش محتواهای درونی دردناک یا شرمآور است؛ در این حالت، بهجای مواجهه با واقعیت، فرد دست به تحریف آن میزند؛ هرچه مکانیسمهای دفاعی بدوی (مثل فرافکنی، دوپاره سازی، انکار) فعالتر باشند، امکان اکومدیشن کاهش مییابد، چراکه فرد در تماس با واقعیت نیست.
372
در سطحی فلسفی، روان بزرگسال صحنهی کشاکش میان بینظمی بنیادین هستی و تمنای نظم درونیست؛ جایی که عواطف، نه صرفاً پاسخهایی روانشناختی، بلکه رخدادهایی اگزیستانسیالاند که وجود را به تزلزل میاندازند.او نه صرفاً میخواهد «زندگی کند»، بلکه میخواهد بتواند بودن را تاب بیاورد؛ و این تابآوری، در نهایت چیزی جز تنظیم رابطهی او با حقیقت سیال، ناپایدار و گاه مهیب درون نیست. امنیت روانی، در این معنا، تبدیل میشود به نوعی افق هستیشناختی؛ فضایی که در آن، انسان میتواند ظهور و غیاب عواطف را معنا کند، بیآنکه در برابرشان منهدم شود.در ژرفترین لایهها، تمایل به تنظیم عاطفه، بیانگر تلاشی متافیزیکیست برای تبدیل آشوب وجود به نظمی قابل زیستن؛ تلاشی برای آنکه هستی، اگر نه قابل فهم، دستکم قابل تحمل باشد.
