آبتین زارعی
Open in Telegram
رواندرمانگر تحلیلی رواندرمانی حضوری و آنلاین 0912_9277140 @Abtin_zr Instagram : Abtin_psy
Show more372
Subscribers
-124 hours
-27 days
-1030 days
Posts Archive
372
سطوح روان مرزی انفجارهای هیجانی
تکانشی ، رابطهی های پرآشوب و زخم بیکلام دلبستگی | در سطوح پایینتر، پرخاش نهتنها ناشی از آسیب است، بلکه تکرار آسیب هم هست : فرد پرخاش میکند، رابطه و پیوند را نابود میکند، سپس با همان احساس رهاشدگی اولیه روبهرو میشود و این چرخه ادامه دارد.
372
پرخاشگری گاهی نوعی تلاش برای
برقراری رابطه با دیگری از طریق
قدرت، نفوذ یا ویرانسازی است.
در واقع پرخاش حاوی معنایی از شکل تثبیتشدهای از خاطره هیجانی اولیهایست که ناتمام مانده و بیاننشده است.
372
در سطح بالای سلامت روان
هیجانات (مانند خشم، حسادت، رنج)
ابتدا در درون نگه داشته میشوند
سپس بهتدریج معنا میگیرند و
نهایتاً درون رابطهها تعدیل میشوند.
اما در سطوح آسیبدیده
مثل سطح مرزی، این فرآیند مختل است.
372
فرهنگ مدرن اخلاق را امری
بینفردی و قرار دادی میداند.
اما در روانکاوی رفتار اخلاقی حد فاصل
انسان رشد یافته و رشد نایافته است.
372
آنکه میتازد، ناآگاهانه میکوشد لمس شود؛ چراکه پرخاش، گاه تمنای پیوند آسیب خورده است.
372
رابطهی یکطرفه، اغلب شکلی
از تنبیه ناهشیار خویشتن است؛
شکل نرم و نامرئی از ابیوز خود
به واسطه دیگری که در دسترس نیست.
#Attachment
372
تروما، خاطره نیست؛ ساختار است.
انسان به آن میچسبد و در آن نفس میکشد.
در واقع تروما بدل به پناهگاه میشود، چون تنها جاییست که "خود" در آن احساس آشنایی میکند.
372
Repost from آبتین زارعی ( روانکاوی )
همهی اشکال خودشیفتگی (از نوع بدخیم تا شکننده) در هستهی خود یک دغدغهی وسواسی دربارهی دیده شدن دارند. در تیپ بیشهشیار یا شکننده، این دغدغه با ترس از شرم و تحقیر همراه است، و فرد با خواندن ذهن دیگران میکوشد از تحقیر اجتناب کند. در تیپ بزرگمنش یا بیخبر، با انکار اهمیت دیگری و بیاعتنایی نمایشی به نگاه دیگران، آسیب خودشیفتگی را پس میزند.
Narcissism and Its Discontents | Glen O. Gabbard, M.D.
P . 9 & 10
372
Repost from آبتین زارعی ( روانکاوی )
خودشیفته هیولایی با چند سر - ساختارهای شخصیت، بهویژه خودشیفتگی، همچون هیولای چندسر هستند؛ یعنی وجوه و نمودهای بسیار متکثر، متناقضنما، و متغیری دارند که در چکلیستها نمیگنجند.این استعاره گابارد از اسطورهی یونانی گرفته شده که هرگاه یک سرش را قطع میکردند، دو سر دیگر از آن میروئید. همچنین، شباهت روانی نزدیکی با اختاپوس دارد؛ بدنی مرکزی دارد ولی چندین بازو یا شاخهی مستقل؛ چقدر ایگو فرد خودشیفته از تاریکی و نفسانیات پُر است.
372
در شخصیتهای مرزی یا سایکوتیک، حسادت به ابژهی خوب باعث میشود نتوانند از ارتباط تغذیهکننده لذت ببرند؛ چرا که آن را تهدیدی علیه خود میدانند = حمله به خوبی ها و پیوند ها
372
Repost from آبتین زارعی ( روانکاوی )
ذهن در جمع و محیط جنگی
دچار واپس روی می شود.
ذهن در شرایط جنگ، حالت «بدون فکر یا تفکر» (thought-less) پیدا میکند، چون توانایی نگهداشتن «تجربه ای مثل جنگ» در ظرف روانی مختل شده است و نا امنی فراگیر همه را دچار استرس مزمن و واکنش های مبتنی بر سطوح ابتدایی ذهن می کند.
372
Repost from آبتین زارعی ( روانکاوی )
مادری که در میان آوار، صدای فرزند مردهاش را «واقعاً» میشنود و با او حرف میزند، بدون اینکه از اختلال ادراک آگاه باشد یا مثلا انکار شدید (Denial) و واقعیت زدایی رهبران «این حمله جدی نیست» ، «ما نمیبازیم» همگی از بخش عمده و بالفعل سایکوتیک آن ها خبر میدهد.
372
Repost from آبتین زارعی ( روانکاوی )
در جنگ، مرزهای واقعیت
و خیال تضعیف میشوند.
فرد ممکن است دشمن را در همهجا ببیند و «توهم تهدید» بسیار فراگیر شود. تصاویر ذهنی از کشتهشدگان، تعقیب، تجزیه هویت و پارانویای کنترلنشده شکل میگیرد؛ احساس موقتِ نامیرایی یا برعکس، احساس مرگ قریبالوقوع و حالات شبه سایکوتیک ظاهر میشود.
سربازی که پس از بمباران
میگوید: «اونا حیوانان، انسان
نیستن»، نشان از یک حالت
دوپارهسازی شدید دارد.
372
Repost from آبتین زارعی ( روانکاوی )
هرکس از دوستان ، همکاران و درمان جویان عزیز که تونست وصل بشه از خودش خبر بده. امیدوارم در صحت و سلامتی باشید 🌱🤍
372
Repost from آبتین زارعی ( روانکاوی )
ظهور رهبر کاریزماتیک و اسطورهای - رهبر به جای «نام پدر»، در جایگاه خدای روانپریشانه مینشیند. تحلیلناپذیر، مطلق، و فرافکن پذیر. گروه فاقد توان منتالیزهکردن، تأمل، و تأخیر در کنش میشود. حرکت بهسمت خشونت، طرد، انهدام یا خودویرانگری آغاز میشود.
372
والد نارسیستیک، کسی است که از کودک نه بهعنوان «وجودی مستقل»، بلکه بهمثابه امتداد خودِ آسیبدیده و ارضانشده خویش استفاده میکند.
372
ایمان ایگو نه ایمان به معناهای متافیزیکی، بلکه ایمان به اینکه: دیگری صرفاً آزارگر نیست ، جهان رابطه، همیشه فاجعهبار نیست و ترک، لزوماً ویرانی کامل نیست.ایمان ایگو، در اینجا نه محصول اندیشه، بلکه نتیجهی تجربهی زیستهایست که روان را از اسارت دفاع و اضطراب ابتدایی ، به امکانِ زیستن میبرد و با اضطراب های تحول یافته تری روبرو می کند.
سری متن های تحلیلی از غلبه
تجارب مثبت زندگی بر منفی در کانال زیر
@Neuroticisim_Borderline
