en
Feedback
چای ‌لب سوز.

چای ‌لب سوز.

Open in Telegram
5 072
Subscribers
No data24 hours
-117 days
-3330 days
Posts Archive
«اگر وجودی واقعی داشتی، غیر رویایی، روشن و بلورین. برایت نامه‌ای می‌نوشتم تا در خط آخرش بخوانی؛ "گلی که در پاکت می‌بینی"، همان است که عصر غم‌بار جمعه از باغچه‌مان چیدم و میان موهایم گذاشتم. گل‌برگ‌هایش را هم بوسیدم تا بوسه‌های دورم بر انگشتانت بنشیند.»

«من به فکر قصه گفتن، من به فکر دل سپردن.»

+2
₊ ࣪𓏲✿#Music [ @Ohayoll ⁺ ⟡

«كاش می‌تونستم صورت‌ها رو همينجوری‌ كه چشمم بدون عينک می‌بينه با دوربين ثبت كنم.»

من شیفته‌ی جملات کوتاه اینجام تازه دیدم ، پیشنهاد می‌کنم بهتون💐.

و ميدونى، من به دست ها خيلى نگاه ميكنم غريبه‌ان اين دست ها. همه چى رو زود لو ميدن، پيرى اول از همه روى دست ها ميشينه. ترس روى دست ها ميشينه. -ونسان ونگوگ

«مثل برفایی تو. تازه آبم که بشن برفا و عُریون بشه کوه، مثل اون قله‌ی مغرورِ بلندی که به ابرای سیاهی و به بادای بدی می‌خندی.»

photo content

«دستی که نوازش می‌کند شبیه به آخِ شمع، قبل از فوت کردن، کوتاه و عزیز است.»

+5

«نازک تر از گل است، گلِ گونه‌های تو.»
«نازک تر از گل است، گلِ گونه‌های تو.»

«دلِ من، دیده‌ی من، دنیای من، همه تابندگیه.»

«از جزئیات کوچک کم اهمیت روز؛ پنجره‌ای که مامان تمیز کرده، انتظار برای تخم مرغ آبپز، کتابی که کل زمستون کِش اومده و زیر هر کلمه‌ای که مربوط به گل میشه خط کشیده شده و لیوان اضافه‌ای که برای دوستی که از هم دوریم پر شده. اینا برای من جزئیات پر اهمیتی‌ان که چون جزو لحظه‌های پرت روز حساب میشن به چشم نمیان ‌میشن کم اهمیت.» جزئیات کم اهمیتت چی‌ان؟

«چای نطلبیده، مراده.»

‏«زیبایی کوه‌ها سرشارم می‌کنه. برام غریبن، نادرن، دست‌نیافتنی‌ان. مقصدی رو مشخص می‌کنن.»
+1
‏«زیبایی کوه‌ها سرشارم می‌کنه. برام غریبن، نادرن، دست‌نیافتنی‌ان. مقصدی رو مشخص می‌کنن.»

‏«هیچ‌چیز رو به اندازه‌ی در راه بودن با آدم‌ها دوست ندارم. عاشق دلباخته‌ی راه و جاده‌ هستم، شیفته.»

«پایان روز.»
«پایان روز.»

«اومدم دراز کشیدم، صدا و بوی بارون و باد باعث می‌شن دلم بخواد تا صبح بیدار بمونم. از اون بارون‌هاست که برای چند لحظه آدم رو فرا می‌گیره، همین هم یعنی اون‌طوری که باید داری لذت می‌بری، بهت احساس درست و کافی بودن می‌ده. همیشه از غوطه‌ور شدن و دوباره به خودم اومدن هیجان‌زده میشم.نفس عمیق می‌کشم و تا جای ممکن بیدار می‌مونم، تا هرکجا که بشه.»

«هوا بوی یخ‌زدگی می‌ده، بوی یخ‌زدگیِ شکوفه‌های تازه به‌ بارنشستهٔ درخت آلوچه.»