دکلمه✍️سناریو🎥
Open in Telegram
♥️سلام خوش آمدید♥️ دکلمه سناریو آواز قدردان حضور گرمتون هستیم🧿
Show more7 303
Subscribers
+1124 hours
+667 days
+1630 days
Posts Archive
7 299
اقای قاضی منو بی گناه اوردن اینجا
میگن قتل کردی ؛ یه نفر کشتی!!!
اصلا خودت بذار جای من اقای قاضی
چطور منو بی گناه بردن آسایشگاه؟ بیگناه بهم قرص آبی دادن! بیگناه بستنم به تخت؟ موهامو کوتاه کردن اقای قاضی. گفتن همش چنگ به موهات میزنی. .....
تو جای من بودی چیکار میکردی! میموندی گوشه اسایشگاه !؟ تا بمیری تا بکشنت؟ یه شب اومد به خوابم ؛؛؛ دلبر میگم دم دمای صبح بود. تو خواب دیدمش میگف اومدم خداحافظی کنم باهات دارم ازدواج میکنم؛ خیلی خوشگل شده بود بهش گفتم مگه قرار نبود باهم ازدواج کنیم ؛ مگه قرار نبود از پیش آدمها فرار کنیم و بریم زندگیمون. بسازیم؟ فقط نگام میکردم اقای قاضی
بهش گفتم حرف بزن د لعنتی مگه تو بغل خودم قول ندادی تا لحظه اخر میمونی؟ بهم گفت دیوونه 🥺. گفتم من بخاطر عشق تو روانی شدم. بخاطر چشمای تو که ازم گرفتن دیوونه شدم
هرچی گفتم نگام کرد و حرف نزد ؛ اشکاش میومد.. رفتم سمتش. ازم دور شد رفت آسمون ...
یهو از خواب پریدم اقای قاضی یه کلاغ شوم پشت پنجره اتاقمه هی قار قار میکرد ..تا من بیدار شدم پر زد رفت آسمون. ؛ انگار رفت پیش دلبر..
اقای قاضی. همون روز تصمیم به فرار گرفتم نقشه چیدم؛ که شبونه برم از اسایشگاه
همه راه مخفیا رو بلد بودم ؛
استرس و نگرانی داشتم. بیقراری اومده بود سراغم ؛ میلرزیدم اقای قاضی!!!!؛
کل روز به ساعت فرارم فکر میکردم
تا بالاخره شب شد ؛ صبر کردم همه بخوابن؛ تنم یخ کرده بود؛ دندونامو بهم فشار میدادم؛؛
نیمه های شب زدم از اتاقم بیرون
رفتم سمت اشپز خونه.. ازاونجا در مخفی داشت با دونفر در افتادم نتونستن جلومو بگیرن!!!
وبالاخره رسیدم یه کوچه متروکه!!!!
سردرگم بودم ولی باید میرفتم پیش دلبرم
خودمو رسوندم محل کارش.
تا دیدمش دست و پاهام شل شد! دلم براش تنگ شده بود ؛؛ میدونی دلتنگی چیه اقای قاضی؟!
رفتم جلو عطرش داشت مستم میکرد ؛ همیشه از دور میپرید بغلم ؛ اینبار ترسید چشماش مثل همیشه برق نمیزد ؛ لاغر شده بود .. ..... ولی هنوز عاشقشم بودم
دلبرمن مال مردم شده بود؛ آقای قاضی
توام اگه دیده بودیش عاشقش میشدی اقای قاضی من کشتمش تا مال کسی نشه
اره..کشتمش .. با دستای خودم.... چون اون قاتل قلبم شد ؛ من قاتل خودش ..
من دوسش داشتم ؛ روانیش بودم؛ کله خرابش بودم؛ نفهمید ؛ بهم گفت دیونه؛ من دویووووونش بودم ... کشتمش ....
میخوایین اعدامم کنید!
من امادم ؛ که برم پیش دلبرم
من قاتلم...
من کشتمش.....
✍️#سپیده_زاهدی🎙️🎼🅲🅷🅰️🅽🅴🅻💫✍️ https://t.me/morfin401
7 299
نگو حرف از "خداحافظ" که دل باور نخواهد کرد
نرو که زندگی یک لحظه بی تو سر نخواهد کرد
نگو خواب گل سرخ خزان دیدی که دست باد
بهجز گلهای سرخ باغ را پرپر نخواهد کرد
مزن با رفتنت آتش به جان و شعله بر دل که
جهان بی تو نصیبم غیر خاکستر نخواهد کرد
هزاران موج میگرید لب دریای توفانی
کسی بی تو هوای ساحل بندر نخواهد کرد
پس از تو آسمان، پیراهن نیلی به تن دارد
شبش دیگر هوای ماه یا اختر نخواهد کرد
صدای پا نمیآید، کسی اینجا نمیآید
به جز "حسرت" کسی کوبه نصیب در نخواهد کرد
نوشتی وعدهی دیدار ما روز قیامت شد
دل از بیتابی اما تا قیامت سر نخواهد کرد
به واژه واژهی اشکم، غزل شد گریههای من
نگو حرف از "خداحافظ" که دل باور نخواهد کرد
#شهراد_میدری
🎙️🎼🅲🅷🅰️🅽🅴🅻💫✍️
https://t.me/morfin401
7 299
#شب_تاریکه_سیاهه
شب که میشه دلتنگی تیشه میزنه به ریشم
اخه شب خوب حال مارو میفهمه
اخه اونم میدونه بعد رفتن تو من همه روزام شبه
شب تاریکه سیاهه
اونم شنیده میگن بالاتراز سیاهی رنگی نیست
ولی باورش نکرده
چون حال روز ما عاشقها رو دیده
بالاتر از سیاهی حال این روزای ما بدون دلبره
دلبر هی میخوام ننویسم ازت
هی میخوام فراموشت کنم
هی دل لنتیم دل دل کنان دل دل میکنه واست
دل منه قلب منه ولی ضرباتش تویی
هر طپش قلبم تورو صدا میزنه
دلبرر
شب که میشه یادم میوفته نامردیاتو
بی وفایی هاتو
توکه میدونسی نفسم به نفست بنده چرا بامن اینکارو کردی
شکایتتو پیش کی برم؟
پیش خدایی که واس همه خدااس الاا من
خدایاااا ببین
درد میکنههه قلبم چ عاشقوونه درد میکشه تو این شبای دلتنگی
خدایا داری میبینی منووو اصلا حواست هست که دارم له میشم تو نبودش
تاکی میخوای این حال منو ببینی و هیچکاری نکنی هاا
اوس کریم میگن از رگ گردن بمن نزدیکتری
نزدیکتر بودنتو نمیخوام
من دلمم بغلتوو میخواد
دلم نوازش دستاتو میخواد
میدونسی خدای روی زمینم بودو گرفتیتش؟
ترسیدی دیگع ازت چیزی نخوام
زجه هامو ببین
دلت خنک میشه التماست کنم؟
نیست دیگه ماال من نیس
رفتع بااون یارو جدیدیه
خستم دیگع نمیکشم دلم یه ارامش ابدی میخواد از جنس مرگ
که یادم بره نبودن دلبرو
منم و جسمی که اینجاس قلبی که پیش توعع و خیالی که خیلی دوره🥲
به قلم : ثمین
🎙️🎼🅲🅷🅰️🅽🅴🅻💫✍️
https://t.me/morfin401
7 299
تو مثل حادثه ی گرم بوسه و بغلی
هوای شرجی عشقی،خدای این غزلی
دو چشم خیس تو اردیبهشتی بارانی
تو با لبانی چنین مست عصاره ی عسلی
مرا که برکه ای گنگم بگیر در بر خویش
برای فرصت دریا شدن تو خوب و محتملی
نسیم پیکر تو می وزید بر تن من
درون بستری از بوسه های بی بدلی
تب تو، بوسه ی من، در شبی به رنگ عطش
همان شبی که گرفتم تو را که بی مثلی
من و تو ما شده بودیم و عشق می بارید
شبی اصیل،شبی ماه،شبی نه مبتذلی
دوباره زاده شدم با تو حضرت حوا
دوباره با تو که هستی لطیفه ای ازلی
رضا قریشی نژاد
🎙️🎼🅲🅷🅰️🅽🅴🅻💫✍️
https://t.me/morfin401
7 299
کاش میشد به عقب برگردیم، دقیقا همانجا که مامان نشستهبود برنج پاک میکرد و ما داشتیم لای رختخوابها پشتک وارو میزدیم. همانجا که سرمان را پایین میانداختیم و با یک پیاله میرفتیم خانهی همسایه تخم مرغ قرضی میگرفتیم. همانجا که توی راه رسیدن به مدرسه مسابقه میگذاشتیم که هرکس زودتر رسید، بُرده و میدویدیم و آخرش هم زمین میخوردیم و تا خودِ مدرسه گریه میکردیم. همانجا که دیر میرسیدیم کلاس، در را باز میکردیم و همه در سکوتی وهمانگیز، نگاهمان میکردند، انگشت اشارهمان را میگرفتیم بالا، میرفتیم مینشستیم سرجامان که آقا اجازه؛ ساعتمان خراب شدهبود، خواب ماندیم. همانجا که ما سرکلاس بودیم و بچههایی که ورزش داشتند و بیرون بودند، خوشبختترین انسانهای روی زمین بودند و شایستهی غبطه خوردن و حسد ورزیدن.
همانجا که برف میبارید و تعطیل میشدیم و با بچههای محله میرفتیم روی برفها سر میخوردیم و آدمبرفی میساختیم.
همانجا که آخر سال، دفتر خاطرات برای هم پر میکردیم که " گل سرخ و سفید و ارغوانی، فراموشم نکن تا میتوانی"...
همانجا که نه توقعمان زیاد بود و نه زیاد از ما توقع داشتند، مدرسهای میرفتیم و شیطنتی میکردیم و هرچه که بود، حالمان خوب بود.
همانجا که داغ بودیم و نمیفهمیدیم...
نرگس_صرافیان
🎙️🎼🅲🅷🅰️🅽🅴🅻💫✍️
https://t.me/morfin401
7 299
جانْ بی جمالِ جانان میلِ جهان ندارد
هر کس که این ندارد حقّا که آن ندارد
با هیچ کس نشانی زان دِلْسِتان ندیدم
یا من خبر ندارم یا او نشان ندارد
هر شبنمی در این ره صد بحرِ آتشین است
دردا که این معما شرح و بیان ندارد
سرمنزلِ فراغت نَتْوان ز دست دادن
ای ساروان فروکَش کاین ره کران ندارد
چنگِ خمیده قامت میخوانَدَت به عشرت
بشنو که پندِ پیران هیچت زیان ندارد
ای دل طریقِ رندی از محتسب بیاموز
مست است و در حقِ او کس این گمان ندارد
احوالِ گنجِ قارون کَایّام داد بر باد
در گوشِ دل فروخوان تا زر نهان ندارد
گر خود رقیب شمع است اسرار از او بپوشان
کان شوخِ سربریده بندِ زبان ندارد
کس در جهان ندارد یک بنده همچو حافظ
زیرا که چون تو شاهی کس در جهان ندارد
#حافظ
🎙️🎼🅲🅷🅰️🅽🅴🅻💫✍️
https://t.me/morfin401
7 299
مردها به عشق که مبتلا میشوند ترسو میشوند...
از آینده میترسند،
از کسی که بهتر از آنها باشد،
از کسی که حرف زدن را بهتر بلد باشد،
از کسی که جیبش پر پول تر باشد،
از کسی که یکهو از راه برسد و حرفی را که آنها یک عمر دل دل کردند برای گفتنش بی هیچ مکثی بگوید...
برای همین دور میشوند،سرد میشود
سخت میشوند
و محکوم به عاشق نبودن،به بی وفایی،به بی احساسی...
زنها ولی وقتی دچار کسی میشوند؛
دل شیر پیدا میکنند و میشوند مردِ جنگ...
میجنگند؛
با کسانی که نمیخواهند آنها را کنار هم،
با کسانی که چپ نگاه میکنند به مردشان،
با خودشان و قلبشان و غرورِ زنانه اشان...
از جان و دل مایه میگذارند
و دستِ آخر به دستهایشان که نگاه میکنند خالیست،
به سمت چپ سینه شان که نگاه میکنند خالیست،
به زندگیشان که نگاه میکنند خالیست از حضورِ یکی...
بعد محکوم میشوند به ساده بودن،
به زود باور بودن،
به تحمیل کردنِ خودشان...
هیچ کس هم این وسط نمیفهمد نه عقب کشیدن مرد،عاشق نبودن معنی میدهد
نه جنگیدن های زن،معنیش تحمیل کردن است...
#فاطمه_جوادی
🎙️🎼🅲🅷🅰️🅽🅴🅻💫✍️
https://t.me/morfin401
7 299
چون زلف توام جانا در عین پریشانی
چون باد سحرگاهم در بی سرو سامانی
من خاکم ومن گردم من اشکم ومن دردم
تو مهری و تو نوری تو عشقی و تو جانی
خواهم که ترا در بر بنشانم و بنشینم
تا آتش جانم را بنشینی و بنشانی
ای شاهد افلاکی در مستی و در پاکی
من چشم ترا مانم تو اشک مرا مانی
در سینه سوزانم مستوری و مهجوری
در دیده بیدارم پیدایی و پنهانی
من زمزمه عودم تو زمزمه پردازی
من سلسله موجم تو سلسله جنبانی
از آتش سودایت دارم من ودارد دل
داغی که نمی بینی دردی که نمیدانی
دل با من و جان بی تو نسپاری و بسپارم
کام از تو و تاب از من نستانم و بستانی
ای چشم رهی سویت کو چشم رهی جویت؟
روی از من سر گردان شاید که نگردانی
✍ رهی معیری🍂
🎙️🎼🅲🅷🅰️🅽🅴🅻💫✍️
https://t.me/morfin401
7 299
برخیز دلا! ڪه دل به دلدار دهیم
جان را به جمال آن خریدار دهیم
این جان و دل و دیده پیِ دیدنِ اوست
جان و دل و دیده را به دیدار دهیم...
#هوشنگ_ابتهاجسلام صبح وعاقبتون بخیر 🎙🎼🅲🅷🅰️🅽🅴🅻💫✍️ https://t.me/morfin401
7 299
Repost from دلخط
┄┅✿༄❀💙❀༄✿┅┄
قسم به نامت…
به همان نامی که
وقتی میآید
دل ، بی اختیار
آرام میشود.
دخیلم به واژه واژهات
که از لب ها
که میگذرد
به قلب میرسد
و آن جا
خانه میکند.
نامت
تنها واژهای ست
که اگر
در شلوغ ترین لحظه ها
صدایش بزنم
دنیا
ساکت میشود.
سرسپردهی این هِجای مقدسم
که شبیه هیچ چیز نیست
نه شبیه دعا
نه شبیه رویا
خودِ معجزهای.
نامت را
آرام میگویم
مبادا
حسودانِ تقدیر
بشنوند.
ایمان دارم به جادویِ اسمت
که وقتی نیستی،
نبودن
سنگین تر نفس میکشد.
و وقتی هستی،
زمان
یادش میرود
چطور باید
بگذرد.
یادت
گرم ترین پناه من است
در روزهایی
که همه چیز
سرد میشود.
به قداستِ حضورت سوگند
که از هزار قسم
راست تر است،
از هزار قول
محکم تر.
اگر قرار باشد
به چیزی ایمان بیاورم،
به توست؛
به بودنت،
به ماندنت،
به صداقت نگاهت.
نامت
از آن اسم هاست
که حتی
اگر آهسته گفته شود،
دل
بلند میلرزد.
نفس هایم به نام توست
که من
با همین صدا زدن ها
زندهام.
نه با نفس،
نه با عادت،
با یاد تو.
نامت
راه بلد است
در دل تاریکی،
در میان شک،
در وقت سقوط.
پناه میبرم به اعجازِ تو
که اگر روزی
دلم کم آورد،
فقط
به تو فکر میکنم
و دوباره
بلند میشوم.
تو را
نه به اجبار،
نه به نیاز،
بلکه
به انتخاب
دوست دارم.
و آخرین قسمم
نه به آسمان است،
نه به زمین،
نه به سرنوشت…
سجده میکنم بر نامت
که اگر دنیا
همه چیزم را بگیرد،
باز هم
دوست داشتنت
را پس نمیدهم......
✍️. #مـاکان
┄┅✿༄❀💙❀༄✿┅┄
7 299
کسی که حال بدتو دید ولی گذاشت با ناراحتی بخوابی دوستت نداره خودتو گول نزن »
#شب_بخیر ♥️
7 299
دیدی بغل کوچیک از یکی میگیری چه ذوقی داره؟
یکی بوست میکنه چه ذوقی داره؟
ذوق باز کردن هدیه رو دیدی؟
ذوق اون شبی که اولین گوشیو خریدی،
یا اون ذوقی که شب قبل اون کار داری،
که از شدتش خابت نمیبره
تو از اون ذوقاهم برام قشنگ تری.»🫀🥺
#تاریــــکی بکامــــتون❣️
7 299
نامه ای برای تو...
سلام عزیز قلبم
هوا خیلی سرد شده نکنه سردی هوا به دلت بشینه
نکنه برف زمستون بیاد و عاشق قشنگیش بشی!
نکنه دلت بلرزه با دستای گرم کسی...
نکنه نفسهای کسی به نفست بخوره...
من سرم به نبودنت گرمه ، به نداشتنت ، به جای خالیت
سرم به نگاه کردن به عکسامون گرمه ، از صدات که نگم..! موسیقی روحمه...
آخ نمیدونی چه دنیایی برای خودم ساختم ازت..!
تو سرت به چی گرمه؟ حال دلت خوبه؟ شبها راحت میخوابی؟
یادت نره پتو بکشی سرت..! دلت هوای منو نمیکنه؟ هوای عاشقیامون؟
خندههامون..! قهر کردنامون..! آشتی کردنای شیرینمون
من به جهنم ، گور بابای دل من ، تونستی دلتو قانع کنی؟
اصلا دنیات بدون من چطوریه؟! کی برات لالایی میخونه؟
کی خستگیاتو به جون میخره؟! کی روزی هزار بار قربون چشمات میره؟!
کی قربون صدقه حرف زدنت میشه؟!
اخرین بار که دیدمت یادم نمیره ، طعم لبات که هنوز روی لبمه
بوی تنت که مستم میکرد ، زمزمه زیر گوشم که گفتی: بودنت چقدر قشنگه...
آخرین شبی که صداتو شنیدم ، بعد خوابیدنِ تو همش به صدات فکر میکردم
دلم نمیخواست کسی صداتو بشنوه ، میگفتم اگه عاشق صداش بشه کسی..!
تو
چشمای گیرات
صدای مردونت
آغوش امنت
خندههای قشنگت
مال منه ، مگه نه؟
کاش بیای بگی دوری بسه بیای بگی بی من نمیتونی
بیای بگی زمستون امسالو با من میخوای بگذرونی
بیای و شبهای بلند زمستون بی هم نباشیم
حیف نیست الان که قلبم داره صدات میزنه نیای!
الان که تموم زندگیم تورو کم داره نباشی؟
تو دین و ایمان منی ، من مثل یه کافرم که با تو مسلمون شدم.
تو برام خدای روی زمینی ، قبله من چشماته ، نماز من ، قنوت من ، سجده من ، آغوش توعه
بخودت نگاه کن ، ببین منو کم داری
ببین وقتی کنار همیم دنیا قشنگتره
من که هر چی به خودم نگاه میکنم
تورو کم دارم ، توی نقطه نقطه وجودم.
درِ قلب من همیشه به روی تو بازه ، برگرد
آدم مگه خونه خودشو ول میکنه میره!
چه باشی چه نباشی ، جای تو فقط خودت میتونی باشی
درد چشمات بجونم.. دلم برات پر میکشه هااااا
دلم داره ضعف میره که بازم اسم منو صدا کنی ، بگم جاان دلم..
قلب من ، من مقام دلبر به کسی جز تو نمیدم یادت نره قلق تو دست منه
من بلدتم ، اصلا من عاااشقتم.. ، انقدر که خود خواننده میگه:
تویی تو ، تویی اون یه نفر تو
بگو واست بمیرم خب!!!!!!
#سپیده_زاهدی🎙️🎼🅲🅷🅰️🅽🅴🅻💫✍️ https://t.me/morfin401
7 299
خداوندا کجایی؟خوابی یا بیدار ، برگشتی؟
شبی را که گلوله خورد ایرانت ، کجا رفتی؟
بگو دیدی که با گلهای شادابت چها کردند؟
چها بر روز باغ سرزمین سبزت آوردند
چنان برگ درختی در میان آتش افتادند
اگرچه نامشان در سینه حکّ در باور و یادند
کرامت های انسان را در این خونابه سوزاندند
به خشمی مُغرضانه سینه ی این خاک درّاندند
شبی که سینه ها لبریز عشق و بیقراری بود
صداها تا فلک رفت و نمادش پایداری بود
شبی که مادران آشفته بودند و پریشان دل
پدر در جستجو با بغضِ تلخی در گلو حائل؛
به دنبال سپهرش بی امان ، بابا کجا هستی!
چه بی پروا از این دنیای تیره رخت بربستی!
کجا بودی شبی که تیغ بر اندام گلها خورد
شبی که دیو وحشت دختران سرزمینم برد
کجا بودی در آن لحظه که خون از چشمها پاشید
گلوله با وَلع ، در امتداد هر نفس چرخید
به پیشانی و چشم و قلب ها رگبار می بستند
خیابان را ، به خون نوجوانان وطن شُستند
چو طوفان خوشه های زرد گندمزار را چیدند
به رقص مرگ گلهای بهاران تو خندیدند
کجا بودی کجا بودی کجا بودی خداوندا
چرا نشنیدی از بالا ، صدای ناله ی ما را
گمانم خواب یا اینکه تو هم در حبسشان بودی
گرفتند از تو با اجبار و زور امضای نابودی
حقیقت ! میشدی از دیدن اوضاع ما رنجور؟
خدایی دیدی یا کردند چشمان تو را هم کور؟
نمی دانم ولی شاید تو هم همراه ما بودی
وَ با امید و انگیزه ، چراغ راه ما بودی
گمانم آن تو بودی که به دوشش برد ، آبان را
تو را هم ساده کشتند آنچنان که بچه هامان را
در آن شب آسمان هم شاهدی بر این جنایت بود
هزاران جان زخمی زیر ضربه بی حمایت بود
تو ای مهتاب زیبا آسمانم بی تو خاموش است
تمام شهر از ظلم و سیاهی ها کفن پوش است
که بر نازک حریرت چنگ زد ای ترمه ی احساس؟
کدامین دست زد بر شیشه ات سنگ ستم ای یاس؟
قناری های خوشخوانی که شوق زندگی بودید!
سبکبالان شادی! که رها از بندگی بودید!
سفر کردید و رفتید از دل تاریکی و ظلمت
جدا کردید آسان راهتان از خواری و خفت
نگردد سرد این داغ بزرگ و دردِ ناخوانده
نخواهد شد خموش این آتش خشمی که جا مانده
چقدر اینجا هوایش بی شما دلگیر و غمگین است
پس از این چشم ما هم بر شفای خلق بدبین است
مرا با خود بَرید آنجا که جنگ و ننگ و آتش نیست
به دنیایی که جان در معرض تقدیرِ سرکش نیست
به دنیایی که شفاف است و آیینه ، زلال و پاک
هوایش را گرفته ، عطر خوب"پونه" تا افلاک
#افسانه_احمدی_پونه
─┅─═ঊঈ🍃🌸🍃ঊঈ═─┅─
🎙️🎼🅲🅷🅰️🅽🅴🅻💫✍️
https://t.me/morfin401
7 299
⚡⚡🥀🥀🎙️🎙️
تقــــدیر و تشڪــــــــر از حضور
دوســـتانـ ادیب و هنرمـندان خوش صـــدا
ڪه #ویسـڪال #شعرخوانی مـحفل مارو همـــراهی کردند،
طنــ❤️ــین آوایتان تا همیــــشه ماندگار
حضـــــورتان درخشان
🎶♥️🎶♥️🎶♥️🎶♥️
همچنین تشکر از عزیزانی که به عنوان شنونده حضور داشتند.♥️👑
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
#لیدر_تایم: جناب سام 😍 🌹
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
🎙🎼🅲🅷🅰️🅽🅴🅻💫✍️
https://t.me/morfin401
7 299
🎧🎧🎧💥💥💥💥
شـــــعر و آواز🎤🔝
دکـــــلمه🔈✏️
بفرمایــــــید ویــــــسکال
📣📣📣📣📣📣📣
🎙️🎼🅲🅷🅰️🅽🅴🅻💫✍️
https://t.me/morfin401
7 299
⭐️💖اسامی دوستان عزیز در تایم شعر و دکلمه 💖⭐️
با لیدر توانمندمون :جناب سام 💫🎙
1.🌸سرکار خانم آرامش
2.🌸 سرکار خانم رویا الماسی
3.🌸
4.🌸
5.🌸
6.🌸
7.🌸
8.🌸
9.🌸
10.🌸
11.🌸
12.🌸
13.🌸
14.🌸
15.🌸
16.🌸
17.🌸
18.🌸
19.🌸
20.🌸
21.🌸
22.🌸
23.🌸
24.🌸
25.🌸
26.🌸
27.🌸
28.🌸
29.🌸
30.🌸
✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨
7 299
🪄تایم شعرودلکمه🪄
بنام حضرت دوست
که هر چه داریم از اوست
با لطف صدای تو غزل می چسبد
چون صبح که شیر با عسل میچسبد
با صدای تو تمامی دیالوگها ی تنهایی
به عاشقانهای خاص بدل میشود
💎•🎸شـعـر 🎧🎙️
💎•🎸 دکـلـمـه 🎧🎙️
💎•🎸آواز🎧🎙️
🦋ܢܚ݅ܩߊ ܣܩܢ ܥعوتید ⛏➖➖
مجری تایم: جــــناب ســــام🎙️✨
@SJ29SZ69
➖➖➖➖➖➖➖
◀️▶️◀️▶️◀️▶️◀️▶️◀️▶️
ثبت نوبت:مهــــربانو :میــــنو🤩♥️
@Minoo2234
⏰ 2️⃣0️⃣:0️⃣0️⃣
❤️دوستان خودتون رو دعوت کنید ❤️
🎙️🎼🅲🅷🅰️🅽🅴🅻💫✍️
https://t.me/morfin401
🍁🍁🍁🍁🍁🍁🍁🍁🍁🍁
7 299
┄┅✿༄❀💙❀༄✿┅┄
"عزیزترین مهمان ناخواندهی قلبم خوش آمدی...
بیهوا آمدی،
مثل نسیم،
میان هُرمِ تابستان،
مثل یک رویای شیرین،
در دلِ کابوسهای شبانه.
آمدی،
بیدعوت،
بیخبر،
اما چه آمدنی!!
تمام منطقِ دلم را،
به هم ریختی.
حالا، اینجا،
درست وسطِ قلبم،
خانهای داری،
که هیچ کس،
حتی خودم،
اجازهی ورود به آن را نداشت.
تو،
تنها ساکنِ این خانهای،
تنها مالکِ این دلی،
که تا قبل از تو،
فکر میکردم،
برای همیشه،
خالی خواهد ماند.
تو آمدی،
و فهمیدم،
بعضی از مهمان ها،
آنقدر عزیز هستند،
که باید،
برای همیشه،
در قلب،
نگهشان داشت.
تو آمدی،
و من،
تازه فهمیدم،
زندگی،
بدونِ تو،
چه کم داشت.
تو آمدی،
و با خودت،
بهار آوردی،
شکوفه آوردی،
عطرِ یاس آوردی.
تو آمدی،
و تمامِ شعرهایم،
رنگِ عشق گرفت،
تمامِ حرفهایم،
طعمِ دلتنگی.
تو آمدی،
و من،
دیگر،
هیچ نمیخواهم،
جز اینکه،
همیشه،
در قلبم،
در کنارم،
باشی.
تو آمدی...
و قلبم،
برایِ همیشه،
به نامت،
سند خورد.
و حالا...
در این خانهی دنجِ قلبم،
کنارِ تو،
آرام گرفتهام.
دستانت را میگیرم،
چشمانت را میبوسم،
و زمزمه میکنم:
"خوش آمدی،
به دنیای ابدیِ من...
اینجا،
زمان متوقف شده است،
و عشق،
برای همیشه،
حکومت میکند."
اینجا،
آغازِ داستانی است،
که پایانی ندارد...
داستانِ من و تو،
تا ابد......
✍️. #مـاکان
┄┅✿༄❀💙❀༄✿┅┄
🎙️🎼🅲🅷🅰️🅽🅴🅻💫✍️
https://t.me/morfin401
7 299
میان این همه درندگی هم نوع
آدمم ، نوع دیگری از بشرم
من آدمم آدم منصف خدا
منطقم مهربانی و زبانم محبت اوست
دوست می دارم آدمی را که
هم سایهی حوّایِ زیبا روست
عشق را آموخته ام از همان اول
از همان بذل میوهی ممنوعه
میپذیرم آنچه تقدیر من است
درک می کنم زندگانی خودم را من
راه میروم به زیر سایهی هراس و امید
غم و شادی که چون سایه ها با من است
رها میشوم از ضمیرِ خاکی خود
اوج می گیرم به آسمان خوب خدا
آدمم ، آدمِ خواستگاه امید
زندگانی ، حیات و آبادی
اوج روح من در باد میوزد به هر سویی
که همه مهر و محبتم ، فزون تر از شادی
غصه هایم همه به زیر خاک حسرت ها
درد را به زبان نخواهم کنم جاری
آدمم ، آدمِ حریم سبز حیات
من از درنده خوئی سخت بیزارم
#امیــردرافشــان
🎙️🎼🅲🅷🅰️🅽🅴🅻💫✍️
https://t.me/morfin401
