en
Feedback
زبان انگلیسی ساده با سمیرا حاتم💙

زبان انگلیسی ساده با سمیرا حاتم💙

Open in Telegram

📌هزینه ای که برای آموزش زبان نمی پردازید، در آینده چندین برابرش را ،بخاطر نیاموختنش، می پردازید🖇️📚

Show more
825
Subscribers
No data24 hours
-117 days
-6230 days
Attracting Subscribers
September '25
September '250
in 0 channels
August '25
+5
in 0 channels
Get PRO
July '25
+4
in 0 channels
Get PRO
June '25
+6
in 0 channels
Get PRO
May '25
+36
in 0 channels
Get PRO
April '25
+3
in 0 channels
Get PRO
March '25
+4
in 0 channels
Get PRO
February '25
+15
in 0 channels
Get PRO
January '25
+8
in 0 channels
Get PRO
December '24
+2
in 0 channels
Get PRO
November '24
+6
in 0 channels
Get PRO
October '24
+3
in 0 channels
Get PRO
September '24
+4
in 0 channels
Get PRO
August '24
+18
in 0 channels
Get PRO
July '24
+1
in 0 channels
Get PRO
June '240
in 0 channels
Get PRO
May '240
in 0 channels
Get PRO
April '24
+10
in 0 channels
Get PRO
March '24
+1
in 0 channels
Get PRO
February '24
+2 580
in 0 channels
Date
Subscriber Growth
Mentions
Channels
02 September0
01 September0
Channel Posts
حالت‌های مختلف خداحافظی 👋 🟢Bye for now. فعلا خداحافظ. 🟣Take care. مراقب خودت باش. 🟡So long. به امید دیدار. 🟢I’m off. من رفتم. 🟣Have a nice day. روز خوبی داشته باشی. 🟡Catch you later. بعدا میبینمت. ❤️ اگه مفید بود ری اکشن بزنید و برای عزیزانتون بفرستید 😘

2
ما میگیم طرف. بز دله اونا میگن chicken _ hearted
60
3
Voice message
58
4
Voice message
62
5
چطور بگیم، این رو در سایز کوچکتر دارین؟ Do you have this in a smaller size?
60
6
Voice message
59
7
👇🏻۲۰ اصطلاح پرکاربرد در انگلیسی روزمره 👇🏻 1. Break the ice معنی: یخ گفتگو را شکستن، شروع یک تعامل برای رفع سکوت یا تنش اولیه مثال: He told a joke to break the ice at the meeting. او یه جوک گفت تا یخ ُ بشکنه توی جلسه ⸻ 2. Hit the sack معنی: به رختخواب رفتن، خوابیدن مثال: I’m really tired, I’m going to hit the sack. خیلی خسته ام میرم بخوابم ⸻ 3. Let the cat out of the bag معنی: لو دادن یک راز مثال: He let the cat out of the bag about the surprise party. او مهمونی سورپرایزی رو لو داد ⸻ 4. Under the weather معنی: مریض بودن، ناخوش بودن مثال: I’m feeling a bit under the weather today. امروز یه کم ناخوشم ⸻ 5. Piece of cake معنی: کاری بسیار آسان مثال: That exam was a piece of cake! امتحان خیلی آسون بود ⸻ 6. Spill the beans معنی: لو دادن راز یا اطلاعات مثال: She spilled the beans about their engagement. او قضیه نامزدی رو لو داد ⸻ 7. Once in a blue moon معنی: خیلی به ندرت مثال: We go out to dinner once in a blue moon. ما خیلی به ندرت شما میریم بیرون ⸻ 8. Costs an arm and a leg معنی: خیلی گران بودن مثال: That car costs an arm and a leg. اون ماشین خیلی گرونه ⸻ 9. Kill two birds with one stone معنی: با یک تیر دو نشان زدن مثال: I killed two birds with one stone by visiting my parents and doing my laundry at the same time. من با یه تیر دو نشون زدم و هم خونوادم رو دیدم هم لباس هارو شستم ⸻ 10. Burn the midnight oil معنی: تا دیروقت کار کردن یا مطالعه کردن مثال: She’s burning the midnight oil to finish her project. او تا دیروقت کار کرد تا پروژه رو تموم کنه ⸻ 11. Bite the bullet معنی: با شجاعت با موقعیت سختی روبرو شدن مثال: I decided to bite the bullet and go to the dentist. او تصمیم گرفت شجاعت به خرج بده و بره دندون پزشکی ⸻ 12. The ball is in your court معنی: نوبت توست که تصمیم بگیری یا کاری انجام دهی مثال: I’ve done all I can—the ball is in your court now. من هرکاری می تونستم کردم الان نوبت توست ⸻ 13. Hit the nail on the head معنی: درست و دقیق صحبت کردن یا عمل کردن مثال: You really hit the nail on the head with your analysis. واقعا با تحلیلت زدی تو هدف و دقیق عمل کردی ⸻ 14. Pull someone’s leg معنی: کسی را سر به سر گذاشتن مثال: Are you pulling my leg, or is that story true? داری سر به سرم مقداری یا این داستان واقعیه ؟ ⸻ 15. Add fuel to the fire معنی: بدتر کردن یک وضعیت ناراحت‌کننده مثال: His comments just added fuel to the fire. نظراتش فقط وضعیت رو بدتر کرد ⸻ 16. A blessing in disguise معنی: نعمتی که در ابتدا به نظر بد می‌رسد مثال: Losing that job was a blessing in disguise. از دست دادن اون شغل حکمتی داشت ⸻ 17. In hot water معنی: در دردسر افتادن مثال: He got in hot water for missing the meeting. او برای از دست دادن جلسه به دردسر افتاد ⸻ 18. Jump on the bandwagon معنی: پیوستن به کاری که همه انجام می‌دهند مثال: Everyone is jumping on the bandwagon of social media marketing. همه دارن به بازار سوشال مدیا هجوم میارن ⸻ 19. Cut corners معنی: از کیفیت کم کردن برای صرفه‌جویی مثال: They cut corners when building the house and now it’s falling apart. اونا موقع ساخت خونه سرهم بندیش کردن فقط و الان داره فرو می ریزه ⸻ 20. Let sleeping dogs lie معنی: موضوعی را که خوابیده است دوباره مطرح نکردن مثال: I decided not to bring it up again—better to let sleeping dogs lie. تصمیم گرفتم اون موضوع رو وسط نکشم بهتره چیزی که تموم شده رو شروع نکنیم https://t.me/SamiraHatam
65
8
Voice message
63
9
😇چطور بگیم صندلی من کجاست ؟ Where is my seat?
62
10
Voice message
61
11
🌻By choice : به دلخواه ، به انتخاب 🚙nobody forced me. I left Iran by choice. هیچ کس‌من رو مجبور نکرد ، به انتخاب خودم ایران رو ترک کردم. 🌸I live here by choice . من به انتخاب خودم اینجا زندگی میکنم. 🫠She walks to work , not by choice but because she had to sell her car. او پیاده به محل کارش می رود، نه از روی انتخاب، بلکه به این دلیل که مجبور بود ماشینش را بفروشد. https://t.me/SamiraHatam حالا تو این جمله رو ترجمه کن: 👋من به انتخاب خودم خونه رو ترک کردم. و ترجیح دادم تنها زندگی کنم.
60
12
Voice message
46
13
🙃😉چطور بگیم "چطوره یه چیز جدید امتحان کنیم ؟" How about we try something different?
44
14
Voice message
46
15
وسایل آشپزخونه teapot  🫖 قوری spoon  🥄 قاشق                                fork   🍴 چنگال          knife         چاقو                                  cup   ☕️ فنجان      saucer نعلبکی                            glass 🥛 لیوان                                pitcher 🍺 پارچ                           bowl 🥣 کاسه                                 plate 🍛 بشقاب                              chopstick🥢 چوب های غذاخوری         saltshak🧂 نمکدان
46
16
اگه میگفتی منم می رفتم
36
17
من اون ماشینو می خرم 🎡 I would buy that car 🚗 he told me …
35
18
Voice message
32
19
Voice message
31
20
😉🥹چطور بگیم فراموش کن کسی که تو رو فراموش کرده Forget who forgot you
1