en
Feedback
• 𝗜𝘁'𝘀 𝗺𝗲 𝗯𝘂𝘁 𝗶𝘁'𝘀 𝗻𝗼𝘁 𝗺𝗲 ♡

• 𝗜𝘁'𝘀 𝗺𝗲 𝗯𝘂𝘁 𝗶𝘁'𝘀 𝗻𝗼𝘁 𝗺𝗲 ♡

Open in Telegram

این منم ، ولی این من نیستم ♡

Show more
225
Subscribers
No data24 hours
+17 days
-730 days
Posts Archive
تاریکی را نمی‌توان با تاریکی بیرون راند، تنها نور قادر به انجام این کار است.

گاهی در وجودمان به قبرستانی محتاجیم برای چیزهایی که درونمان میمیرند.💔

‏من تنها می‌خواستم ‏سرم را روی پاهایت بگذارم ‏و چهار روز ‏و چهار شب ‏سکوت ‌کنم.

همه چى بهم ريختس. كارم فكرم موهام فكرم اتاقم خودم زندگيم فكرم حسابم اعصابم اخلاقم خودم فكرم فكرم فکرم.

💔 هفت روز گذشت… اندازه هفت سال پیر شدیم اندازه هفت سال استرس کشیدیم اندازه هفت سال نگران شدیم اندازه هفت سال دلشوره داشتیم اندازه هفت سال نخوابیدیم.

یکم غذای آماده و کیک و کلوچه و نوشیدنی و آب‌معدنی خریده بودم برای شرایط اضطراری. همه رو خوردم ☹️

و سرانجام چه می‌توان کرد؟ بگذار آنکه خودش را در معرض دوری و از دست دادنت قرار می‌دهد، برود.

‌ ‏حتی دشمن باشکوهی هم نیستید؛ اوباش هستید؛ بی‌سر و پا، بی‌قید و بند، بی‌رحم و بی‌افتخار.

احساس می‌کنم پشتِ دری بسته هستم که طرفِ دیگرش تو زندگی می‌کنی و هیچگاه باز نخواهد شد.

نشانه‌هایی از امید وجود داشت اما من دیگر نمی‌توانستم به آسانی امیدوار شوم.💔

درون من کسی بی‌وقفه غمگین‌ترین موسیقی‌ها را می‌نوازد و دست از نواختن نمی‌کشد.

حالم را می‌پرسی؟ انگار که کبوتری سرحال، چنان زخمی شده که هیچ نای تکان خوردن ندارد.

گاهی به این فکر می‌کنم که اگر می‌دانستم در این مسیر چنین خواهم شد، هر دو پایم را پیش از برداشتن گامی در این راه، می‌شکستم.

غمگین نشده‌ام عزیز دلم، مدت‌هاست غمگین مانده‌ام.💔

دل‌سوزی واسه کسی که براش مهم نیستی، یه توهینه به خودت.

بهت لبخند می‌زنم، چون حرفت انقدر احمقانه بود که نمی‌دونم چه جوابی بدم.

مدتی است به خودم مشغولم؛ دیگر رفتن و آمدن آدم‌ها متحیرم نمی‌کند، از بدیِ آدم‌ها متعجب نمی‌شوم و جایی دور از آدم‌ها روزهایم را می‌گذرانم.

وقتی مادربزرگم که تو تنهایی مُرد، فهمیدم اگه دنبال پرستار برای پیری خودمم، راهش پول جمع کردنه نه بچه دار شدن!